شرکت ها را در اجزای غیراختیاری اقلام تعهدی کنترل کند.
TAt = ( ∆CAt – ∆CLt – ∆CASHt + ∆STDEBTt – DEPNt) معادله (2-6)
NDAt = ( 1/ At-1) +( ∆REVt / At-1) +(PPEt / At-1)معادله (2-7)
که در معادلات بالا داریم:
TAt= کل اقلام تعهدی در سال t
CAt∆ = تغییر در دارایی های جاری
∆CLt = تغییر در بدهی های جاری
CASHt∆ = تغییر در وجه نقد
STDEBTt∆ = تغییر در حصه جاری تسهیلات دریافتی در سال t
DEPNt = تغییر در هزینه استهلاک دارایی های مشهود و نامشهود
NDAt= بخش غیر اختیاری اقلام تعهدی در سال t
∆REVt= درآمد سال t منهای درآمد سال t-1
PPEt = اموال، ماشین آلات و تجهیزات (ناخالص) در پایان سالt
At-1 = کل دارایی ها در سال t-1
α1,α2 ,α3 = پارامترهای خاص شرکت می باشند که با استفاده از مدل زیر به دست می آیند:
TA t/At-1= α1 (1/ At-1 ) + α2 ( ∆REVt / At-1) + α3 (PPEt / At-1) معادله (2-8)
که در این مدل 3α, 2α, 1α به برآوردهای OLS از α, 2α, 1α اشاره دارد.
2-2-3-1-3 مدل تعدیل شده جونز (1991)
TA t= ( ∆CAt – ∆CLt – ∆CASHt + ∆STDEBTt – DEPNt) معادله (2-9)
NDAt= ( 1/ At-1) +( ∆REVt – ∆RECt ) +( PPEt / At-1)] معادله (2-10)
که در این معادله داریم:
∆RECt= تغییر در حسابهای دریافتنی سال t
در مدل بالا بقیه ی اقلام همانند مدل جونز می باشد.
2-2-3-1-4 مدل دچو و دیچو(DD)
این مدل در سال 2002 توسط دچو و دیچو جهت ارزیابی کیفیت اقلام تعهدی مورد استفاده قرار گرفت که بصورت زیر است:
ACCt= α0 + α1CFt-1 + α2CFt + α3CFt+1 +t معادله (2-11)
در معادله بالا داریم:
= ACCt مجموع اقلام تعهدی در سال t
CFt-1 = جریان نقدی در سال t-1
CFt = جریان نقدی در سال t
CFt+1 = جریان نقدی در سال t+1
2-2-4 هموار بودن سود
بحث در مورد اینکه هموار بودن یک ویژگی مطلوب سود است، برگرفته از این دید است که مدیران از اطلاعات خصوصی خود در مورد سود های آتی برای هموار کردن نوسانات موقت سود استفاده و ارقام سود گزارش شده مفیدتری به دست می آورند. هموار بودن سود برگرفته از این فرض است که می توان اقلام تعهدی موجود در سود را به سه دسته طبقه بندی نمود. در گروه نخست اقلام تعهدی قرار می گیرند که متشکل از تعدیلات مبتنی بر اطلاعات در دسترس عمومی قرار می گیرند. دسته دوم، تعدیلات مبتنی بر اطلاعات خصوصی مدیریت می باشند و دسته سوم تعدیلات مبتنی بر انگیزه های شخصی مدیریت هستند. دسته نخست، اقلام تعهدی غیر اختیاری نامیده می شوند و دسته سوم اقلام تعهدی اختیاری نامیده می شوند. تعاریف مختلف از اقلام تعهدی اختیاری و غیر اختیاری سبب می شود که دسته دوم اقلام تعهدی برخی مواقع جزء اقلام تعهدی اختیاری و در دیگر موارد در بخش اقلام تعهدی غیر اختیاری قرار می گیرند (فرانسیس و دیگران 2005).
2-2-5 محتوای اطلاعاتی سود
محتوای اطلاعاتی ارقام حسابداری بدین معنا است که اطلاعات حسابداری بتواند بر کیفیت مدل تصمیم گیری سرمایه گذاران تأثیر بگذارد. بنابراین سود حسابداری در صورتی دارای محتوای اطلاعاتی خواهد بود که سرمایه گذاران در تصمیم گیری های خود، سود را به عنوان عامل مؤثر بر تصمیم گیری لحاظ کنند.
در ارتباط با محتوای اطلاعاتی سود حسابداری تحقیقات زیادی صورت گرفته است که کانون توجه آنان پیرامون تمایز دو فرضیه رقیب بوده است. فرضیه مکانیکی که در ادبیات حسابداری دهه 1960 رایج بود، بیانگر این است که استفاده کنندگان صورتهای مالی منابع اطلاعاتی به غیر از گزارش های مالی شرکت ها را مورد استفاده قرار نمی دهند و سرمایه گذاران صرفاً بر اساس ارزش های ظاهری منعکس در اطلاعات مالی گزارش شده توسط شرکت ها تصمیم های خود را اتخاذ می نماید. فرضیه مکانیکی پیش بینی می کند که رابطه میان سود حسابداری و قیمت سهام صرفاً مکانیکی است. به عبارت دیگر سرمایه گذاران ممکن است بطور سیستماتیک به وسیله گزینش ها و روش های حسابداری گمراه شوند.
رقیب فرضیه مکانیکی که اصطلاحاً فرضیه بازار کارا نامیده می شود، بیانگر این است که قیمت های بازار تمام اطلاعات در دسترس را بطور کامل منعکس می نمایند. با مطرح شدن فرضیه بازار کارا دیدگاه جدیدی ایجاد شد مبنی بر این که اطلاعات حسابداری تنها منبع اطلاعاتی در مورد شرکت ها نیست و منابع اطلاعاتی گوناگونی بر قیمت سهام تأثیر می گذارند. این فرضیه عاملی شد تا محققان پژوهش های عدیده ای درباره محتوای اطلاعاتی سود انجام دهند که نتایج بدست آمده مبین این است که سودهای حسابداری دارای محتوای اطلاعاتی هستند. تحقیق بال و براون49 را می توان پایه ای ترین کار انجام شده در این خصوص دانست. تحقیق آنان باعث پرحجم شدن استفاده از تئوری اثباتی در حسابداری گردید، زیرا نتایج کار آنان مبین این بود که تغییرات سود حسابداری و قیمت سهام با هم ارتباط دارند. بدلیل محتوای اطلاعاتی سود حسابداری و تأثیرگذاری آن بر قیمت سهام، ضرورت بررسی وضعیت کیفیت سود شرکت ها توجیه می شود.
2-2-6 بهنگامی سود
مرجع این معیار برای اندازه گیری کیفیت سود بر این دیدگاه استوار است که اطلاعات حسابداری باید اطلاعاتی را که جذب قیمت می شود، تبیین نماید. به موقع بودن توانایی سود در انعکاس اخبار خوب و بد که در بازدهی جذب شده اند را نشان می دهد و به صورت قدرت تبیین رگرسیون معکوس سود و بازدهی اندازه گیری می شود.
2-2-7 پایداری سود
توان پیش بینی کنندگی اطلاعات سود را می توان با بررسی اینکه آیا سود جاری، یکنواختی بالایی دارد یا خیر اندازه گیری نمود. از آنجا که سودهای پایدار، انتظارات آتی را تحت تأثیر قرار داده و احتمال پیش بینی صحیح سودهای آتی را افزایش می دهند، چنین اطلاعاتی ارزش پیش بینی کنندگی بالایی دارد. بدلیل آنکه ارزش پیش بینی کنندگی یکی از راه هایی است که اطلاعات را مفید می سازد و چون ویژگی مفید بودن مهمترین نتیجه کیفیت اطلاعات حسابداری است، سودهای با پایداری بالا را می توان به عنوان اطلاعات سود با کیفیت در نظر گرفت.
پایداری سود به معنای تکرارپذیری (استمرار) سود جاری است، پس هر چه پایداری سود بیشتر باشد، معنای آن این است که شرکت توان بیشتری برای حفظ سود های جاری دارد، لذا فرض می شود کیفیت سود شرکت بالاتر است (ثقفی و کردستانی، 1383). به همین دلیل است که آگاهی از پایداری سود می تواند در پیش بینی بازده ها مورد استفاده قرار گیرد.
از دیدگاه تحلیلگران مالی و سرمایه گذاران سود حاصل از فعالیت های عملیاتی تکرار پذیر از اقلام غیرعادی و غیرمترقبه سود، محتوای اطلاعاتی بیشتری دارد، زیرا اقلام تکرار پذیر سود معیار خوبی برای برآورد جریان های نقدی به حساب می آید (خواجوی و ناظمی، 1384).
2-2-8 مدیریت سود
یکی از اهداف صورتهای مالی انعکاس نتایج مباشرت مدیریت یا حسابدهی آنان در قبال منابعی است که در اختیارشان قرار گرفته است. استفاده کنندگان از صورتهای مالی برای اخذ تصمیمات اقتصادی خود، معمولاً تمایل به ارزیابی وظیفه مباشرت مدیریت دارند. مهمترین صورت مالی که ارزیابی وظیفه مباشرت مدیریت را تسهیل نموده و تحلیل های عملکرد را میسر می سازد، صورت سود و زیان است. صورت سود و زیان منعکس کننده عملکرد واحد تجاری و در برگیرنده بازده حاصل از منابع تحت کنترل مدیریت واحد تجاری است. از آنجائیکه تهیه صورتهای مالی بر عهده مدیریت واحد تجاری می باشد، به دلایل انگیزه های مختلفی که در ادامه به آنان اشاره خواهد شد، امکان دارد مدیران را به سمت دستکاری کردن سود متمایل نماید (پورحیدری و همتی، 1383).
مدیریت سود عبارت از مداخله هدفمند در فرآیند گزارشگری مالی برون سازمانی به قصد کسب منافع شخصی می باشد (شیپر50 ، 1989). هیلی و والن51 (1999) معتقدند مدیریت سود زمانی اتفاق می افتد که مدیران از قضاوت در گزارشگری مالی و ساختار معاملات برای دستکاری گزارش های مالی و گمراه کردن برخی افراد ذینفع در مورد فعالیت های تجاری شرکت یا اثرگذاری بر نتایج قراردادهای مبتنی بر ارقام حسابداری گزارش شده استفاده کنند.
تعاریف مذکور بیانگر این است که مدیریت سود دستکاری عمدی اطلاعات حسابداری است که مدیران برای انجام آن دارای انگیزه های مختلفی هستند. مدیریت سود عملکرد صحیح شرکت را از دید سهامداران و سایر ذینفعان پنهان می کند و در نتیجه چنین سودی به عنوان معیار عملکرد شرکت از قابلیت اتکای اندکی برخوردار است (پریوست و همکاران52، 2008).
شناسایی انگیزه های دستکاری سود از همان بدو مطرح شدن مبحث مدیریت سود، نظر محققان و نظریه پردازان زیادی را به خود جلب نمود. بطور کلی اندیشمندان حسابداری از زوایای مختلفی به این مسئله نگریسته و عوامل متفاوتی را بعنوان انگیزه های مدیریت سود مطرح نمودند. عواملی مانند انگیزه های بازار سرمایه، تضاد منافع بین مدیران و سهامداران، هموارسازی سود، رسیدن به آستانه های مشخصی از سود، انگیزه های قراردادی، انگیزه های مربوط به هزینه های سیاسی و سایر انگیزه ها تاکنون به طرق مختلفی توسط محققان مختلفی در این رابطه مطرح شده است. بطور کلی این انگیزه ها را می توان به گروه های زیر تفکیک نمود:
الف- انگیزه های مربوط به بازار سرمایه
ب- انگیزه های مدیریت جهت رسیدن به آستانه خاصی از سود
ج- انگیزه های قراردادی
د- سایر انگیزه ها
همانطوری که قبلاً نیز ذکر گردید، هیلی و والن (1999) معتقدند مدیریت سود هنگامی اتفاق می افتد که مدیران از قضاوت در گزارشگری مالی و ساختار معاملات برای دستکاری گزارش های مالی وگمراه کردن برخی افراد ذینفع در مورد فعالیت های تجاری شرکت یا اثرگذاری بر نتایج قراردادهای مبتنی بر ارقام حسابداری گزارش شده استفاده کنند.
بطور کلی مدیریت سود به سه شیوه کلی انجام می شود که عبارتند از:
مدیریت سود حسابداری53 (مدیریت اقلام تعهدی)
مدیریت فعالیت های واقعی
مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی54
مدیریت حسابداری سود زمانی رخ می دهد که مدیریت سود گزارش شده را با استفاده از اختیار حسابداری خود براساس اصول پذیرفته شده حسابداری دستکاری کند (اکسو و همکاران55 ، 2007). سیستم حسابداری فعلی و مقررات حاکم بر آن در برخی موارد اختیاراتی را برای مدیران در خصوص انتخاب روش ها، انجام برآوردها و سیاست های تخصیص قائل شده و مدیران نیز می توانند از این اختیارات در گزارشگری سود برای دستیابی به اهداف خود استفاده کنند. نکته ای که در اینجا قابل ذکر بنظر می رسد این است که مدیریت اقلام تعهدی در سال ایجاد تغییر مشخص شده و ممکن است توسط حسابرسان با یک روش رسیدگی عادی کشف و در یادداشت های همراه صورتهای مالی افشاء شود، اما پی بردن به مدیریت فعالیت های واقعی سود که بر تصمیم های عملیاتی اثرگذار است، دشوارتر بوده و بعید بنظر می رسد که به عنوان تخلف از قوانین تشخیص داده شود (شیپر، 1989).
بطور کلی مادامی که مدیران از اختیارات خود در محدوده استانداردهای پذیرفته شده حسابداری استفاده می کنند، هر نوع مدیریت سود استفاده شده، عملی غیرقانونی محسوب نمی گردد.
هیلی (1985) پی برد که انتقال سود بین دوره ها از طریق تغییر رویه ها نسبت به تغییر اقلام تعهدی پرهزینه تر است و شرکت ها بندرت بصورت سالانه رویه های حسابداری خود را تغییر می دهند. در واقع مدیران دارای انعطاف پذیری بیشتری در تغییر اقلام تعهدی هستند (الجفیری، 2007).

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق درموردنقطه تقاطع
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید