می دهد و اجزای سود در پیش بینی جریان نقد آتی بسیار با اهمیت است. نتیجه بررسی های بارث و سایرین نشان می دهد که اجزای مختلف اقلام تعهدی اطلاعات متفاوتی درباره جریان نقدی مورد انتظار آتی دارند، آن ها اقلام تعهدی را به شش جزء زیر تفکیک کرده اند.
تغییرات در حساب های دریافتنی
تغییرات در موجودی کالا
تغییرات در حسابهای پرداختنی
استهلاک
انقضاء
سایر اقلام تعهدی
هر جزء رابطه ی متفاوتی با جریان نقد آتی دارد. به طوری که افزایش در حساب های دریافتنی و موجودی کالا و کاهش در حساب های پرداختنی نشان دهنده ی گردش وجه نقد بیشتری درآینده است. اقلام تعهدی بلندمدت که عبارتند از استهلاک و انقضاء، تأثیر بالایی بر روی پیش بینی جریان نقد آتی دارند. این نتیجه بر خلاف نظر بسیاری از تحلیلگران مالی است که می گویند استهلاک و انقضاء در پیش بینی عملکرد آتی واحد تجاری تأثیری ندارند، مثل مکدونالد86 (1999). بنابراین بر اساس نتایج تحقیق بارث و سایرین سود جاری تفکیک شده توانایی پیش بینی بیشتری نسبت به سود کلی دارد و تفکیک سود به جزء نقدی و جزء تعهدی توانایی پیش بینی سود را افزایش می دهد. آن ها نشان دادند که هر جزءاقلام تعهدی اطلاعات متفاوتی با جریان نقد آتی را منعکس می کند و اجزاء اقلام تعهدی برای پیش بینی جریان نقد آتی بیشتر از جریان نقد جاری مفیدند.
ریچاردسون و همکاران (2001) ضمن بررسی رابطه بین میزان اقلام تعهدی و بازده سهام رابطه ای منفی بین میزان اقلام تعهدی و بازده سهام مشاهده کردند. نتیجه دیگر تحقیق آن ها حاکی از این است که سرمایه گذاران حرفه ای اطلاعات مربوط به کیفیت پایین سود را در تصمیم های خود لحاظ نمی کنند.
2-3-2 تحقیقات داخلی
ثقفی و محمدی (1391) به بررسی رابطه جریان های نقدی آتی، اقلام تعهدی و ریسک ورشکستگی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1389- 1380 پرداختند. در نتایج حاصله، شواهدی مهیا گردید که نشان می دهد، میان اقلام تعهدی غیرعادی و جریان های نقد آتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، اما این رابطه با بالارفتن ریسک ورشکستگی کاهش می یابد و معناداری خود را از دست می دهد، که می تواند نشان دهنده این موضوع باشد که اقلام تعهدی غیرعادی در شرکت های با وضعیت مناسب و با ریسک ورشکستگی پایین، ناشی از خطای برآورد نبوده، حاوی اطلاعات سودمندی در رابطه با عملکرد آتی آنها هستند.
دستگیر و همکاران (1391) در تحقیق خود تحت عنوان کیفیت سود در شرکتهای درمانده مالی با استفاده از اطلاعات شرکتهای پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران و در دوره زمانی سالهای 1380 تا 1388، به این نتیجه رسیده اند که شرکتهای درمانده مالی، سودهای خود را در سه سال قبل از ورشکستگی به شکل افزایشی مدیریت می کنند. انجام این مدیریت به دو طریق دستکاری اقلام تعهدی و فعالیتهای واقعی آزمون و مشخص شد که شرکت های درمانده مالی بیشتر از شرکتهای سالم از طریق فعالیتهای واقعی سودهای خود را مدیریت می کنند، درحالی که شرکت های سالم این کار را بیشتر از طریق اقلام تعهدی انجام میدهند. همچنین، با استفاده از مدل بال و شیوا کومار، وضعیت محافظه کاری مشروط در شرکتهای درمانده و غیر درمانده بررسی و مقایسه شد و مشخص گردید که میزان محافظه کاری مشروط در شرکتهای درمانده بیشتر از شرکتهای غیر درمانده است؛ یعنی سودهای شرکتهای غیر درمانده جسورانه تر از شرکتهای درمانده است و در نتیجه، از این لحاظ کیفیت سود در شرکتهای درمانده بالاتر از شرکتهای غیر درمانده است.
اردشیر کمانکش (1390) در تحقیقی تحت عنوان بررسی تأثیر مالکیت سهام مدیریت بر ارتباط بین ثبات سود و اقلام تعهدی شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران طی سال های 1383 تا 1386 به این نتیجه رسید که اقلام تعهدی درمقایسه با اقلام نقدی برای پیش بینی سود آتی از پایداری کمتری برخورداراست.
حقیقت و پناهی (1390) رابطه کیفیت سود و بازده آینده سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را بررسی کردند. نتایج تحقیق نشان میدهد که در سطح کلی دادهها، بین کیفیت سود و عوامل آن با بازده آینده سهام شرکتها رابطهی معناداری وجود ندارد و نمی توان پذیرفت که بازده سهام شرکتها تحت تاثیر کیفیت سود و به بیان دیگر میزان اقلام تعهدی باشد.
دستگیر و رستگار (1390) رابطه بین کیفیت سود (پایداری سود)، اندازه اقلام تعهدی و بازده سهام باکیفیت اقلام تعهدی را بررسی کردند. نتایج این تحقیق نشان میدهد که کیفیت سود (پایداری سود) با کیفیت اقلام تعهدی رابطه مستقیم دارد. و هر اندازه کیفیت اقلام تعهدی بیشتر باشد، پایداری سود نیز بالاتر است، هرچه کیفیت اقلام تعهدی بیشتر باشد، کیفی سود نیز بیشتر است و افزایش خطای برآورد اقلام تعهدی، پایداری سود کاهش مییابد. به این ترتیب، شرکت هایی که کیفیت اقلام تعهدی آنها پایین است، پایداری سود کمتری نیز دارند.
کریمی و صادقی (1389) رابطه کیفیت سود با پایداری سود شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق تهران را مورد مطالعه قرار دادند و بدین منظور، کیفیت سود بر اساس سرمایه گذاری در دارایی های سرمایه ای و نیروی کار محاسبه شده و سپس با استفاده از روش داده های تابلویی رابطه آن با پایداری سود مورد آزمون تجربی قرار گرفت و نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که بین کیفیت سود با پایداری سود، هم در رویکرد گذشته نگر و هم در رویکرد آینده نگر رابطه معنی داری وجود دارد. در رویکرد گذشته نگر، از نسبت های مالی و در رویکرد آینده نگر ،از رگرسیون های سری زمانی برای محاسبه کیفیت سود بر مبنای سرمایه گذاری استفاده شده است.
رهنمای رود پشتی و همکاران (1389) محتوای اطلاعاتی سود و چرخه نوسانات سود و جریان های نقدی را مطالعه نموده و دریافتند سود حسابداری دارای محتوای اطلاعاتی است که این محتوا، در شرکت هایی که دارای سود هموارتری نسبت به جریان نقدی بوده اند، کاهش یافته است.
خدادادی و جان جانی (1389) در تحقیقی واکنش سرمایه گذاران به پیش بینی سود، جریانات نقدی و اقلام تعهدی در بورس اوراق بهادار تهران را بررسی کردند. بر اساس یک نمونه متشکل از 230 شرکت از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1379 تا 1385، نتایج حاکی از آن بود که سرمایه گذاران تا حدی به پیش بینی سود واکنش درست نشان داده اند (البته نه به اندازه ی جریانات نقدی). به این معنی که در سال بعد از پیش بینی، تقاضا برای سهام شرکت هایی که سودی مازاد بر سود پیش بینی شده کسب کرده اند، افزایش یافته و موجب افزایش قیمت سهام این شرکت ها شده است. در نتیجه بازده این شرکت ها افزایش یافته و توانسته اند بازده مازاد بر میانگین بازده بازار کسب کنند. در مقابل شرکت هایی با سود تحقق یافته کمتر از سود پیش بینی شده، بازده کمتر از میانگین بازده بازار داشته اند. همچنین، نتایج تحقیق نشان می دهد که سرمایه گذاران تا حد بسیار زیادی به پیش بینی جریان نقدی واکنش درست نشان داده و جریانات نقدی نسبت به سود و اقلام تعهدی مبنای بهتری برای تصمیم گیری است. که این ممکن است بخاطر عینی بودن و همچنین احتمال دستکاری کمتر جریانات نقدی نسبت به سود و اقلام تعهدی باشد. در نهایت این تحقیق نشان می دهد که در حالت کلی سرمایه گذاران در تمامی سال ُهای پیش بینی اقلام تعهدی، چه اقلام تعهدی تحقق یافته بیشتر و چه کمتر از اقلام تعهدی مورد انتظار بوده واکنش مطلوب نشان نداده اند و این یعنی بازار در انعکاس کامل توانایی پیش بینی توأم جزء تعهدی و جزء نقدی سود شکست خورده است.
رضازاده و همکاران (1389) در تحقیقی نقش تحریفات موقت حسابداری در تبیین کم بودن پایداری جزء تعهدی سود به طور تجربی مورد بررسی قرار دادند. نتایج آزمون فرضیه های تحقیق حاکی است که تحریفات موقت حسابداری در کاهش پایداری اقلام تعهدی نقش مهمی دارد؛ به بیان دقیق تر، (جزء تعهدی سود که به دلیل دخالت ذهنیت در اندازه گیری آن حاوی تحریفات موقت حسابداری است) با بازده آینده حسابداری رابطه ی منفی و معنادار دارد. این نتیجه با نتایج تحقیقات اسلوان (1996)، فیر فیلد و همکارانش (2003) و ریچاردسون وهمکارانش (2005) حاکی از کم بودن پایداری جزء تعهدی سود مطابق است. نتایج آزمون فرضیه های مربوط به اجزای اقلام تعهدی، یعنی جزء رشد و کارایی مطابق با نتایج تحقیق ریچاردسون و همکارانش (2006) نشان می دهد رشد فروش موجب کاهش و جزء کارایی موجب افزایش پایداری اقلام تعهدی می شود. زیرا طبق پیش بینی، رشد فروش با بازده آینده رابطه ی منفی و معنی دار و جزء کارایی اقلام تعهدی با بازده آینده رابطه مثبت و معنی دار دارد؛ به بیان دیگر هر چه مدیریت دارایی ها کاراتر باشد، میزان اقلام تعهدی کاهش، و در نتیجه پایداری این اقلام، افزایش می یابد. این یافته ها بر اهمیت تجزیه و تحلیل دقیق اطلاعات حسابداری هنگام ارزیابی عملکرد مالی شرکت ها تأکید دارد. حسابداری تعهدی به دنبال فراهم آوردن اطلاعات مربوط برای سرمایه گذاران است. اما بهبود ویژگی مربوط بودن اطلاعات، قابلیت اعتماد آن را می کاهد. کاهش قابلیت اعتماد در قالب خطای موقت برآورد اقلام تعهدی و فرصتهایی که روش های حسابداری در اختیار مدیریت قرار می دهد یافته های تحقیق مبنی بر پایداری کم جزء تعهدی سود، بیانگر نتیجه ی تعادلی است که مدیریت میان مربوط بودن و قابلیت اعتماد اطلاعات برقرار کرده است.
قائمی وهمکاران (1389) در تحقیقی به بررسی تأثیر حسابداری محافظه کارانه بر پایداری سود و نسبت قیمت به سود (P/E) پرداخته اند. در پیش گرفتن روش های محافظه کارانه توسط هر شرکت موجب تطابق نادرست درآمدها و هزینه، و این سبب می شود اجزای تشکیل دهنده درآمد موقتی، و در نتیجه درآمد از ثبات کمتری برخوردار باشد. بنابراین، عمل کردن به روش های محافظه کارانه حسابداری باعث می شود سودها نسبت به حالتی که سطح کمتری از محافظه کاری اعمال می شود، ثبات کمتری برخوردار شود. علاوه بر این، طبق الگوی السون (1995)، که قیمت را براساس ترکیب خطی از ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام و سود هر سهم عنوان نمود، سودهای با ثبات بیشتر به نسبت قیمت به سود(P/E) بیشتر (و بالعکس) منجر می شود. بنابراین در تحقیقی که انجام دادند فرض شده است که 1) پایداری سود در شرکت هایی که سود محافظه کارانه تری گزارش می کنند، کمتر است. 2) نسبت قیمت به سود(P/E) شرکت هایی که سود محافظه کارانه تری گزارش می کنند، کمتر است. با توجه به اطلاعات تحقیق، که شامل بر اطلاعات 88 شرکت برای دوره 1386- 1378 است در حالت کلی یافته های تحقیق بر فرضیه های تحقیق منطبق است. به عبارت دیگر، پایداری سود در شرکت هایی که سود محافظه کارانه تری گزارش می کنند، کمتر است و نسبت قیمت به سود (P/E) شرکت هایی که سود محافظه کارانه تری گزارش می کنند، کمتر است. یافته های تحقیق حاکی است که حسابداری محافظه کارانه به ایجاد درآمدهای موقت (درآمدهای با پایداری کم) منجر می گردد. این موضوع بویژه برای استفاده کنندگان صورت های مالی که تلاش می کنند سود و جریان های نقدی آتی را بر اساس سود دوره جاری پیش بینی کنند مفید و مهم است؛ لذا ضمن معطوف کردن توجه سرمایه گذاران و تحلیلگران به این موضوع به منظور گرفتن تصمیمات سرمایه گذاری، پیشنهاد می شود که نهادهای وضع کننده استاندارد، منافع و مزایای حسابداری محافظه کارانه را توأماً مدنظر قرار دهند.
مشایخی و همکاران (1389) در تحقیقی با عنوان مخارج سرمایه ای، اقلام تعهدی و بازده سهام به بررسی ” نابهنجاری اقلام تعهدی (اثر اقلام تعهدی بر بازده سهام)، “نابهنجاری مخارج سرمایه ای (اثر مخارج سرمایه ای بر

مطلب مرتبط :   پایان نامه با واژگان کلیدیشخص ثالث، قاعده لاضرر، تعهد مستمر
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید