دانلود پایان نامه

می‌باشد که از تفاوت میان ارزش بازار شرکت و سرمایه به کار گرفته شده در آن به دست می‌آید. ارزش افزوده بازار حاصل ارزش فعلی خالص طرح‌های گذشته و فرصت‌های سودآور آتی شرکت می‌باشد و نشان می‌دهد که چگونه شرکت به طور موفقیت آمیز سرمایه اش را به کار گرفته و فرصت‌های سودآور آینده را پیش بینی و برای دستیابی به آنها برنامه ریزی کرده است. از نظر تئوری، ارزش افزوده بازار یک شرکت برابر است با ارزش فعلی کلیه ارزش‌های افزوده اقتصادی شرکت با سود باقیمانده‌ای که انتظار می‌رود در آینده ایجاد شود (طالب نیا و شجاع، 1390).
ارزش بازار یک شرکت برابر با مجموع ارزش بازار صاحبان سرمایه و ارزش بازار دیون آن است. ارزش افزوده‌ی اقتصادی، اختلاف بین کل ارزش بازار واحد تجاری و سرمایه‌ی اقتصادی آن است. برخلاف نرخ بازده که فقط نتیجه‌ی یک دوره را منعکس می‌کند، ارزش افزوده بازار، معیاری تجمعی از عملکرد شرکت است. این معیار نشان می‌دهد که شرکت چگونه سرمایه خود را برنامه ریزی کرده است. لذا حداکثر کردن ارزش افزوده‌ی بازار می‌تواند هدف اولیه هر شرکتی باشد. از مزایای ارزش افزوده بازار، نشان دادن این موضوع است که چگونه یک شرکت به طور موفقیت آمیزی سرمایه اش را به کار برده و فرصت‌های سودآور آتی را پیش بینی کرده است (رضایی و همکاران، 1389).
از دیدگاه مالی ارزش افزوده اقتصادی، براساس چگونگی ارتباطش با ارزش افزوده بازار، تعریف می‌شود. در این روش ارزش افزوده بازار (MVA) برابر با ارزش فعلی ارزش‌های افزوده اقتصادی آتی مورد انتظار شرکت می‌باشد. از طرفی، ارزش افزوده بازار عبارت است از تفاوت بین ارزش شرکت و ارزش دفتری اقتصادی سرمایه به کار گرفته شده در شرکت. مطالب فوق الذکر در شکل فرمول‌های ریاضی زیر قابل بیان است:
MVA=کل سرمایه به کار گرفته شده در شرکت – ارزش شرکت
MVA= کل سرمایه به کار گرفته شده در شرکت – (حقوق صاحبان سهام + بدهی)
MVA=EVA1/(1+C)1 + EVA2/(1+C)2 + … + EVAn/ (1+C)n
MVA= ∑ EVAn / (1+C)n
در حالی که ارزش افزوده بازار، اثرهای ناشی از اقدام‌های مدیریت از زمان تاسیس شرکت را مورد ارزیابی قرار می‌دهد، در محاسبه‌ی ارزش افزوده اقتصادی، بر اثربخشی مدیریت در یک سال مشخص تاکید می‌شود. MVA، نشان دهنده‌ی این موضوع است که چگونه یک شرکت به طور موفقیت آمیزی سرمایه اش را به کار گرفته و فرصت‌های سودآور آتی آینده را پیش بینی کرده است. هدف اولیه و اساسی هر واحد انتفاعی باید حداکثر کردن MVA، یاشد. EVA ایجاد کننده‌ی MVA می‌باشد. زیرا ارزش فعلی EVAهای آتی است که مبنای ارزیابی و ارزشگذاری شرکت در بازار می‌باشد. بنابراین اگرچه EVA، یک معیار داخلی برای اندازه گیری عملکرد است اما همین معیار داخلی منجر به ایجاد یک معیار خارجی می‌شود که ارزش شرکت را در بازار تعیین می‌کند. از EVAهای آتی مثبت باشد، سهام شرکت در بازار به صرف فروخته می‌شود اما اگر EVAهای آتی منفی باشد، سهام شرکت در بازار به کمتر از ارزش دفتری (به کسر) فروخته خواهد شد و چنین شرکت‌هایی در بازار سهام، از اقبال چندانی برخوردار نخواهند بود. MVA، نشان دهنده‌ی ارزیابی جامعه‌ی سرمایه‌گذار از فعالیت شرکت است و متاثر از عملکرد یک سال شرکت نمی باشد بلکه متاثر از عملکرد سال‌های آتی شرکت است. به طور کلی MVA و EVA معیارهای داخلی و خارجی اندازه گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت می‌باشند (Chandra Shil, 2009).
2-1-11) ارتباط میان ارزش افزوده اقتصادی و سود باقی مانده
سود باقیمانده عیارت است از سود منهای بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاری و به حاصل ضرب سرمایه‌گذاری در نرخ بازده مورد انتظار، هزینه‌های منتسب گویند که این هزینه‌ها در حسابداری شناسایی نمی شوند. هدف از حداکثر کردن سود باقی مانده این است که اگر نرخ سود یک بخش از نرخ مورد انتظار سرمایه‌گذاری بیشتر است، آن واحد باید گسترش یابد. بازده سرمایه‌گذاری و سود باقی مانده نشان دهنده‌ی نتیجه‌ی یک دوره می‌باشد، به طوری که می‌توان با انجام اقداماتی باعث افزایش کوتاه مدت در بازده سرمایه‌گذاری و سود باقیمانده شد، در حالی که با منافع بلندمدت سازمان مغایرت داشته باشد. برای مثال اگر مدیران کمتر به مخارج تحقیق و توسعه می‌پردازند تا سود آنها افزایش یابد، از این رو، مدیران سطح سود بالایی برای ارزیابی نسبت بازده سرمایه‌گذاری و مقدار سود باقیمانده خواهند داشت. بعد از معرفی ارزش افزوده اقتصادی توسط استوارت شرکت‌های معروفی همانند: ای.تی و تی، سی.اس.ایکس، کواکر، بریگز و استراتون از آن برای ارزیابی عملکرد استفاده کردند. شرکت سی.اس.ایکس که در صنعت حمل و نقل فعال است، قبل از به کار گیری ارزش افزوده اقتصادی، اکثر واحدهای آن ارزش افزوده اقتصادی منفی داشته اند. بعد از به کارگیری معیار ارزیابی، ارزش افزوده اقتصادی آن، بهبود قابل ملاحظه‌ای یافت و قیمت سهام شرکت از 28 دلار در سال 1988 به 5/82 دلار در سال 1993 رسید. شرکت بریگز و استراتون که در صنعت انرژی و گازوییل فعال است، سیستم ارزش افزوده اقتصادی را در سال 1990 زمانی که بازده سرمایه اش 7/7 درصد بود، به کار گرفت. بعد از چهار سال، بازده سرمایه این شرکت به بیش از 12 درصد افزایش یافت و قیمت سهام آن نیز طی همین مدت سه برابر شد. کوکاکولا با کاهش هزینه سرمایه و در نتیجه‌ی افزایش ارزش افزوده اقتصادی، افزایش قسمت سهام از 3 دلار به 57 دلار داشت. جک استال مدیر مالی کوکاکولا بیان کرد که «(EVA)، شما را مجبود می‌کند تا راه‌هایی را پیدا کنید که بتوانید
با سرمایه کمتر، کار بیشتری انجام دهید.» در حال حاضر (EVA)، به عنوان یکی از سیستم‌های مدیریت مالی به حساب می‌آید. سیستمی که هدف اصلی آن افزایش ثروت سهامداران است و به عنوان مبنایی برای تعیین اهداف، بودجه بندی سرمایه‌ای و طرح‌های انگیزشی (پاداش)، محسوب می‌شود. این معیار به جای سود یا جریانات نقدی عملیاتی به عنوان یک معیار داخلی و خارجی برای سنجش عملکرد به کار می‌رود. موسسه استرن و استوارت موسسه پژوهشی (مشاوره ای) در امریکا است که در رابطه با «سیستم مدیریت مالی (EVA)»، به عنوان یک معیار اندازه گیری عملکرد داخلی و خارجی و معیاری برای تعیین پاداش مدیران، فعالیت می‌کند. همه ساله (EVA)، هزار شرکت امریکایی عضو بورس نیویورک توسط این موسسه محاسبه شده و شرکت‌ها برآن اساس رتبه بندی می‌شوند. در حال حاضر موسسات دیگری مانند گروه تحقیقاتی بوستون با ارائه معیارهایی مشابه مانند بازده جریانات نقدی سرمایه‌گذاری شده، موسسه آلکار با تجزیه و تحلیل جریانات نقدی تنزیل شده، هیأت مارکن با معیار سودهای اقتصادی تنزیل شده در این حوزه فعالیت می‌کنند. امروزه گزارشگری مالی به دلیل پایین بودن کیفیت و مربوط نبودن اطلاعاتی که ارائه می‌دهد، مورد انتقاد واقع شده است. کمیته گزارشگری مالی انجمن حسابداران رسمی امریکا برای بهبود وضعیت گزارشگری مالی پیشنهاد کرده است که شرکت‌ها برای اخذ تصمیمات داخلی و گزارشگری خارجی از (EVA) استفاده نمایند. بر این اساس طبق پیش بینی انجمن حسابداران رسمی امریکا در آینده (EVA) جایگزین (EPS) خواهد شد (رهنمای رودپشتی و محمودی، 1388).
2-1-12) ارتباط میان ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار و ملاحظات رشد
در فرمول MVA که پیشر اشاره شد، هیچ رشدی برای EVAهای آتی شرکت قایل نشده اند. اگر فرض شود که EVAهایآتی شرکت با نرخ رشد ثابت (gEVA)، برای دوره‌های مختلف رشد کنند در این صورت خواهیم داشت:
Cost of capital=(coc)=هزینه سرمایه
gEVA=نرخ رشد
MVA= EVA (1+ gEVA)/(1+coc)1 + EVA (1+ gEVA)2/(1+coc)2 + … + EVA (1+ gEVA)∞/(1+coc)∞
این مدل، شبیه مدل گوردون می‌باشد که به جای سود تقسیمی، EVA و به جای هزینه حقوق صاحبان سهام، هزینه کل سرمایه، نشسته است. فرمول فوق الذکر مجموع جملات یک تصاعد هندسی را نشان می‌دهد که با بهره گرفتن از روابط تصاعد هندسی به صورت ساده‌ی زیر در می‌آید:
MVA=EVA/coc-gEVA
ذکر این نکته ضروری است بین MVA و EVA یک رابطه وجود دارد ولی این رابطه مستقیم نیست. اگر شرکت تاریخچه‌ی بلند بالایی از EVA منفی داشته باشد، در آن صورت احتمال دارد که MVA نیز منفی شود و اگر شرکت تاریخچه‌ی بلند بالایی از EVA مثبت داشته باشد، احتمال دارد MVA هم مثبت شود. به هر حال قیمت سهم که عنصر اصلی تشکیل دهنده‌ی محاسبات ارزش افزوده‌ی بازار است، بیشتربه عملکرد مورد انتظار آینده و نه عملکرد گذشته بستگی دارد. از این رو، شرکتی که تاریخچه‌ی بلند بالایی از EVA منفی داشته می‌تواند دارای MVA مثبت شود (البته با فرض اینکه سرمایه‌گذاران انتظار داشته باشند، در آینده تغییرات اساسی رخ دهد) (Bolek et al., 2012).
2-1-13) ارتباط میان EVA و NPV
یکی از اصول رایج درتجزیه و تحلیل سرمایه‌گذاری‌ها قانون NPV است، سرمایه‌گذاری در پروژه‌های با NPV مثبت، ارزش شرکت را افزایش می‌دهد و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های با NPV منفی ارزش شرکت را کاهش می‌دهد. EVA یک بسط ساده از قانون NPV است. ارزش فعلی خالص NPV هر پروژه برابر است با ارزش فعلی ارزش اقتصادی ان پروژه در دوره عمرش:
NPV=∑ EVAt / (1+Kc)t
این رابطه ارزش شرکت را با ارزش افزوده اقتصادی مرتبط می‌سازد. بیانی دیگر از ارزش شرکت به صورت زیر می‌باشد:
ارزش رشد های مورد انتظار آتی + سرمایه به کار رفته در دارایی‌های موجود= ارزش شرکت
در یک مدل جریان نقدی تنزیلی، ارزش هریک از دارایی‌های موجود و رشد های مورد انتظار آتی می‌تواند براساس ارزش فعلی خالص ایجاد شده به وسیله هرکدام نوشته شود:
Firm Value= Capital invested asset in place + NPV asset in place + ∑ NPV future progect,t
با جایگزینی رابطه فوق در فرمول مذبور خواهیم داشت:
Firm Value= Capital invested asset in place +∑ EVA T, asset in place / (1+Kc)t + EVA T, future progect / (1+Kc)t
بنابراین ارزش یک شرکت می‌تواند براساس مجموع سه عنصر نوشته شود:
سرمایه به کار گرفته شده در دارایی‌های موجود
ارزش فعلی EVA های ناشی از دارایی‌های موجود
ارزش فعلی EVA های ناشی از سرمایه‌گذاری‌های آتی (Lal Bhasin, 2013)

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

مطلب مرتبط :   دانلود فایل پایان نامهعدالت سازمانی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-1-14) نرخ بازده کل صاحبان سهام (TSR) به عنوان یک معیار عملکرد خارجی
TSR به صورت زیر محاسبه می‌شود:
TSR= قیمت ابتدای دوره/ (قیمت ابتدای دوره – قیمت انهتای دوره)+ سود تقسیمی هر سهم و سایر مزایا
در استفاده از TSR سه مطلب در ذهن متبلور می‌شود:
مرتبط کردن بازده با ریسک: دو شرکت ممکن است TSRهای یکسان داشته باشند ولی یکی ممکن است به علت تغییر شدیدتر درآمدهایش (مثلا به خاطر در چرخه‌های تجاری)، ریسک بالاتری متحمل شده باشد. این تفاوت ریسک بایستی در جبران خدمت در نظر گرفته شود. این مساله به ویژه در تنظیم برنامه‌های تشویقی برای مدیران ارشد ممکن است مطرح گردد (Guasti Lima et al., 2014).
TSR محاسبه شده به صورت درصد بیان می‌شود، نه یک عدد مشخص: ممکن است اینگونه بحث شود که مدیران یک واحد تجاری یک میلیون پوندی که TSR 20درصد را ایجاد کرده اند. منطق و دلیل اندکی وجود دارد که در مقایسه با مدیران یک شرکت ده هزار میلیون پوندی که همان TSR را ایجاد کرده اند، مورد تمجید قرار گیرند. این در حالی است که یک سهامدار کوچک با هزار پوند سهم در هر یک از این دو شرکت، ثروتش به یک اندازه افزایش یافته است (Lal Bhasin, 2013).
TSR به دوره زمانی انتخاب شده بستگی دارد. اگر پاداش عملکرد با TSR دوره‌ای مرتبط باشد. ممکن است مدیزان ارشد از طریق گزینش انتخابی اطلاعات TSR را دستکاری کنند. اما برخی از مزیت‌های TSR به قرار زیر است.
فهم و سادگی محاسبه به کارگیری این روش بسیار سهل و آسان است.
استفاده نکردن از تعدیلات پیچیده
عدم تاثیر مشکلات ناشی از اتکا بر ارزش محاسبه شده تزارنامه
مسایلی مانند اندازه شرکت در محاسبه تاثیری ندارند (Guasti Lima et al., 2014).
با توجه به اینکه در فرمول TSR، سود تقسیمی خود بخشی از سود حسابداری که از طریق روش‌های حسابداری قابل دستکاری استو وجود چنین متغیری در صورت کسر، TSR زا به عنوان مبنای ارزیابی عملکرد مخدوش می‌کند. از طرف دیگر سیاست‌های تقسیم سود می‌تواند از طریق مدیریت برای تحت تاثیر قرار دادن قیمت سهام به کار گرفته شود. بنابراین ضمن اینکه DPS از طریق سود حسابداری قابل دستکاری است، از طرف دیگر، خود DPS ممکن است قیمت سهام را متاثر سازد. لذا TSR در یک تاثیر مضاعف تغییر کند. همان گونه که می‌دانید، سیاست تقسیم سود و تاثیر آن بر قیمت سهام به صورت پارادایم باقی مانده است. و چون TSR احتمالا از سیاست تقسیم سود تاثیر می‌پذیرد، به نظر می‌رسد معیار مناسبی برای ارزیابی عملکرد شرکت نباشد (Xin et al., 2012).

 
 
2-1-15) مدیریت مبتنی بر ارزش (VBM) در تئوری و عمل
مدیریت مبتنی بر ارزش، یک رویکرد مدیریتی است که هدف اصلی در این رویک رد،ماکزیمم سازی ثروت سهامداران است. دراین رویکرد، هدف شرکت و سیستم‌هایش، استراتژی و فرایندهایش، تکنیک‌های تحلیلی،معیارهای عملکرد و از همه مهم تر فرهنگ آن سازمان، همگی به سمت ایجاد ارزش جهت گیری می‌شوند. شاید EVA و VBM اشتباه گرفته شوند. VBM دیدگاهی گسترده از EVA می‌باشد و EVA جز مرکزی فرآیند پیاده سازی VBM می‌باشد. به لحاظ تئوری رویکرد VBM تنها دو گام رادر بر دارد:
گام اول: اتخاذ یک شاخص اقتصادی برای سود مانند شاخص EVA آقای استرن استیورت به عنوان معیار کلیدی برای عملکرد.
گام دوم :پیوند زدن سیستم جبران خدمات،با میزان بهبود توافق شده در آن شاخص . اما درعمل، کار به این سادگی هم نیست گزارش‌های منتشره نشان میدهند، تقریبا شرکتهای که رویکرد VBM را به کار بسته اند موفقیت ناچیزی را کسب کرده اند، برخی از انها پس از سه سال تا پنج سال، این رویکرد را کنار گزاشته اند و مجددا به شاخصهای سنتی عملکرد ماننده EPS روی آورده اند که شرکت AT&Tدر سال 1992 رویکرد VBMاتخاذ کرد و موسس استوارت را برای کمک پیاده سازی این روی کرد به خدمت گرفت AT&T نیز مانند تمام شرکت‌هایی که VBMرا به کار گرفته بودند امیدوار بود که شاخص جدید سودآوری اقتصادی، بتواند ذر بازار رقابتی عملکرد شرکت را ارتقا بخشد. متاسفانه این برنامه تاثیر ناچیزی ذر قیمت سهام شرکت داشت و در سال 2000 برنامه رسما متوقف شد .در مقابل، بانک انگلیسی لویذر با موفقیت همراه بود لویدز در اواسط دهه 1980 از پیشتازانه رویکرد VBM به شمار می‌امد به طوری که 15 سال هر سه سال یک بار ارزش سهامش 2 برابر می‌شد پس رمز نهفته در VBM چیست ؟ چگونه یک شرکت میتواند راه لویذر را دنبال کند نه راه AT&T را؟ محققین به این نتیجه رسیدند که برنامه موفق VBM نیاز به ایجاد تحول اساسی در فرهنگ سازمانی دارد به عبارت دیگر VBM بیش از انکه یک تحول فرهنگی محسوب می‌شود (Xin et al.,


دیدگاهتان را بنویسید