دانلود پایان نامه

می‌باشد که با توجه به فرآیند خاصی صورت می‌گیرد. برای این منظور برنامه ریزی مسافرت و خدمات گردشگری، کارایی و اجرای مطلوب در فرآیند عوامل تشکیل دهنده مدیریت ترکیبی بازاریابی مورد ارزشیابی قرار می‌گیرد. خصوصیاتی که در این فرآیند مورد مطالعه قرار میگیرند عبارتند از: 1. سرعت؛ 2. کارآیی؛ 3. زمان ارائه خدمت؛ 4. زمان انتظار؛ 5. تعیین وقت؛ 6. فرم ها / برگه‌های کاری؛ 7. اسناد مرتبط با برنامه‌های گردشگری.
اما در سطح خرد، یعنی برنامه ریزی سفر، می‌توان از خدمات مسافرتی یک ناحیه یا مقصد که الزاماً در مجموعه مسافرتی منظور نشده برای جلب اعتماد بیشتر و ایجاد ارزش افزوده در رضایت مندی مصرف کنندگان بهره مند گردید. برای مثال، یک برنامه سفر دو روزه فعالیتهای گوناگونی را در برنامه کار خود منظور می‌کند، که بر آن اساس گشت ها و بازدیدها صورت میگیرد. در این حال چنانچه زمان اضافی در برنامه سفر مشاهده گردد، میتوان از جاذبه‌هایی که در دستور کار قرار داده نشده و در آخرین لحظه به ذهن کاگزار تور یا مسافران رسیده به عنوان یک گشت فوق برنامه برای ایجاد رضایت بیشتر در بازدیدکنندگان استفاده نمود.
در نهایت میتوان گفت که با توجه به ویژگیهای خاص محصول گردشگری، نقش بازاریابی در این صنعت نسبت به دیگر صنایع از اهمیت ویژهای برخوردار است و به کارگیری موثر ابزارهای بازاریابی گردشگری برای یک کشور یا یک منطقه، امری ضروری است. زیرا با بازاریابی میتوان به گردشگران بالقوه، اطلاعاتی درباره آنچه که منطقه میتواند ارائه دهد، عرصه نمود و آنها را نسبت به بازدید از آن ترغیب کرد (لایمر و ویس، 2009).
2-5- عوامل موثر بر گردشگری و بازاریابی گردشگری
همانطور که بیان گردید امروزه در ایران به منظور توسعه همه جانبه و پایدار و همچنین جایگزینی منابع جدید به جای منابع نفتی، نیازمند استفاده از تمامی امکانات و قابلیتهای کشور هستیم. در این راستا، توسعه صنعت گردشگری که اقتصاددانان، آن را سومین پدیده اقتصادی پویا و رو به رشد پس از صنعت نفت و خودروسازی در جهان میدانند، به عنوان نیاز اساسی کشور مطرح میباشد. از این رو بررسی عوامل موثر بر توسعه این صنعت در کشور بسیار ضرورت دارد. در این راستا ضعف بازاریابی گردشگری را میتوان یکی از موانع توسعه گردشگری ذکر کرد (ابراهیمزاده و یاری، 1390). بنابراین باید عواملی که بر فرآیند بازاریابی گردشگری تاثیر گذار هستند، شناسایی شود تا با بهره گرفتن از آنها به بهبود بازاریابی گردشگری کمک کرد.
اینسکیپ (1991)، اشاره میکند که برای توسعه موفق گردشگری، باید به زیرساختهای مناسب آن اقدام شود. او بیان میکند که برای کشورها و مناطق کمتر توسعه یافته که اغلب زیرساختهای محدودی دارند، وجود و گسترش آن عامل حیاتی به شمار میرود.
بن و دای (2005)، ذهنیت و جذابیت مقصد را مطرح نمودهاند که در بازاریابی گردشگری نقش دارد و آن اشاره به متغیرهایی دارد که از نقطه نظر بازدیدکنندگان مهم تلقی میشوند (فرزین و نادعلیپور، 1390). در پژوهش اینرایت و نیوتن (2004)، اشاره شده است که مقصد گردشگری در صورتی رقابتی است که بتواند گردشگران بالقوه را جذب نموده و راضی کند و این رقابت هم به وسیله عوامل خاص گردشگری و هم به وسیله طیف گستردهای از عواملی همچون تبلیغات مقصد و توسعه مقصد، که بر ارائهدهندگان خدمات گردشگری تاثیرگذار است، تعیین میشود.
زهرر (2009)، نیز اصلیترین مشکلات و موانع صنعت جهانگردی را موانع تشکیلاتی و سازمانی، وجود سازمانهای موازی و ناهماهنگی بین سازمانهای دستاندرکار جهانگردی میداند. ویلیامز (2006)، نیز وضعیت اماکن تاریخی و آثار باستانی، تسهیلات اقامتی و ایجاد دفترهای بازاریابی و اطلاعرسانی را از عوامل موثر در توسعه صنعت گردشگری میدانند. گیلمور (2002)، حفظ و مرمت جاذبههای گردشگری و توجه به آنها، تاکید بر استفاده از معماری سنتی در ساخت مکانهای گردشگری و ایجاد زیرساختهای مناسب به افزایش ورود گردشگران را در توسعه صنعت گردشگری موثر میداند.
فرزین و نادعلیپور (1390)، در پژوهششان نتیجه گرفتند که 5 عامل برنامه ریزی، خطمشی مقصد، مدیریت مقصد، جاذبههای محوری، منابع پشتیبان و عوامل تقویتکننده بر مقصدهای گردشگری تاثیرگذار هستند. سعیدا اردکانی و همکاران (1389)، در پژوهششان نشان دادند که عوامل نگرش ایرانیها نسبت به گردشگران، سبک زندگی، آداب و رسوم و فرهنگ ایرانیان، امنیت و اطمینان خاطر، و تنگناهای ارتباطی در راس عواملی هستند که رضایت گردشگران خارجی در شیراز را فراهم میآورند. قدیری معصوم و همکارانش (1392)، در پژوهششان نتیجه گرفتند که شاخصهای تبلیغات، مردم و محصول در اثرگذاری بر توسعه توریسم روستایی دارای اهمیت بیشتری هستند.
اکبری و ابونوری (1393)، در پژوهششان عواملی از قبیل عوامل اقتصادی (تابع تقاضای گردشگری و سایر عوامل)؛ عوامل سیاسی (مثل استنباط گردشگر از مقصد)؛ و عوامل طبیعی را در جذب گردشگران خارجی موثر میدانند.
2-6- تنگناهای صنعت گردشگری در ایران (موانع، فرصتها، ضعفها)
بر اساس گزارش سازمان جهانی گردشگری، ایران رتبه دهم جاذبههای باستانی و تاریخی و رتبه پنجم جاذبههای طبیعی را داراست. با این وجود از لحاظ بهرهبرداری از این منابع در جایگاه مطلوبی قرار نگرفته است. در ده سال گذشته تا به امروز، بسیاری از کشورهای اطراف ایران با هدف جذب گردشگر بیشتر با تمام توان پا به میدان این صنعت گذاشتهاند و بر درآمدهای ملی خود افزودهاند. ولی متاسفانه کشور ا
یران با وجود بسیاری از ویژگیهای لازم برای صنعت گردشگری نتوانسته است در این میدان سهم واقعی خود را بدست آورد و از رقیبان تازه به دوران رسیده خود بسیار فاصله دارد. باتوجه به اینکه مدیران و مسئولین دولتی با وجود وضع قوانین حمایتی برای این صنعت، نتوانستهاند به اهداف اصلی خود برسند، نیاز به بازنگری و تغییراتی در ساختار ساختمان این صنعت در کشورمان ضروری است (سجادیان و همکاران، 1393). در ایران اگر صنعت گردشگری به شکل مطلوبی معنی واقعی خود را بدست آورد، بیشک توسعه در کشور شکل خواهد گرفت. نگاهی گذرا به فعالیتهای توریستی ایران در گذشته حاکی از آن است که سیاستهای استعماری در جریان گردشگری کشور نیز همانند سایر فعالیتهای اقتصادی تاثیرگذار بوده و مانع از شکلگیری آن میباشد (رضوانی، 1386، ص 188).
کارشناسان و صاحبنظران دلایل فراوانی را به عنوان موانعی بر سر راه رشد این صنعت بیان نمودهاند. برخی از این موانع عبارتند از: 1. ضعف مدیریت کلان در صنعت گردشگری؛ 2. عدم توجه به توسعه منابع انسانی در صنعت گردشگری؛ 3. ضعف در اطلاعرسانی و سایر موارد (سجادیان و همکاران، 1393).
مشکلات و تنگناهای صنعت گردشگری در کشور را نمیتوان تنها ناشی از نارساییهای موجود در سیستم سازمانی و تشکیلاتی دانست، بلکه مشکل اساسی این صنعت به دلیل عدم تطابق فرهنگی بین جامعه اسلامی ایران با برخی از کشورهای جهان میباشد. در کنار این موارد میتوان مشکلات اصلی این صنعت را علاوه بر موارد بالا به شرح زیر بیان کرد:
مشخص و مصوب نبودن اهداف و سیاستهای جهانگردی و ایرانگردی؛ هجوم تبلیغاتی استکبار جهانی در جهت مخدوش کردن چهره واقعی انقلاب؛ کمبود امکانات مالی برای توسعه و تجهیز تاسیسات مورد نیاز صنعت گردشگری؛ عدم هماهنگی و همکاری ارگانها و سازمان‌های دولتی؛ عدم ثبات قیمتها و وجود تورم شدید و ضعف شبکه های ارتباطی و حمل و نقل (رضوانی، 1386، ص 194).
بهروز (1392)، در پژوهشش نیز به بررسی نقاط قوت و ضعف صنعت گردشگری ایران پرداخته است که این عوامل به شرح زیر تفکیک شدهاند:
نقاط قوت:
1. توسعه مشاغل در بخش خدمات و گردشگری و ایجاد منبع درآمدی برای مردم کشور.
2. وجود مکانها و فضاهای دارای پتانسیل برای سرمایهگذاری.
3. شبکه حمل و نقل و خدمات گردشگری نسبتاً مناسب.
4. در دسترس بودن خدمات همگانی.
5. سرمایهگذاری‌های کلان در بخش اقامت و پذیرایی و پاسخگویی به تقاضای گردشگران.
6. رشد هزینه تفریحات، سرگرمی و خدمات فرهنگی در سبد مصرفی خانوارها.
نقاط ضعف
1. استفاده محدود از روش های توسعه و مدیریت پایدار در زمینه اطلاعرسانی درباره ارزشهای فرهنگی و طبیعی جاذبهها و مکانهای مهم گردشگری فرهنگ‌ی و طبیعی که نتیجه آن کاهش ارزش داراییهای ارزنده طبیعی و فرهنگی بوده است.
2. تاسیسات، تجهیزات و وسایل مورد استفاده از جمله وسایل حمل و نقل، هتلها و نظیر آن به طور کلی فرسوده شدهاند و بسیاری از آنان باید از رده خارج شوند و یا مرمت شوند.
3. استاندارد خدمات ارائه شده توسط نیروی انسانی به طور کلی پایین است و بیانگر توجه نکردن به ارش و اهمیت مشتری، سیاستهای ضعیف استخدامی و همچنین آموزش ضعیف، محدود و نامناسب نیروی انسانی است.

 
 
4. ارزشها و هنجارهای فرهنگی، جهانگردانی که ایران میتواند جذب کند، محدود ساخته است.
5. سیاستها و مقررات جاری از جمله در مورد هواپیمایی کشور، قانون کار، قانون اتحادیهها، موفق نبودن در خصوصی سازی صحیح خدمات گردشگرب، همراه با فضایی که عموماً نسبت به فعالیتهای بخش خصوصی با دیده تردید و سوءظن مینگرد و این تصور که بخش دولتی همه چیز را بهتر تشخیص میدهد، مانع از توسعه صنعت گردشگری شده است.
6. عدم آشنایی با چگونگی بهرهبرداری از ظرفیتهای موجود در جاذبههای موجود در کشور.
7. عدم اختصاص اعتبارات جهشی در راستای اجرای طرح قطب گردشگری کشور.
2-7- پیشینه پژوهش
تا کنون پژوهش های بسیاری در زمینه شناخت عوامل مختلف در صنعت گردشگری انجام شده است که از آن جمله میتوان به پژوهش های زیر اشاره کرد:

2-7-1- مطالعات خارجی
نیاوند و همکاران (2014)، به بررسی نقش استراتژیک منطقه آزاد چابهار در گسترش توریسم پرداخته اند. آنها از مدل SWOT برای این بررسی استفاده کرده اند و نقاط قوت و فرصتهایی را که در این منطقه برای گسترش توریسم از قبیل برگزاری نمایشگاههای بین المللی و… وجود دارد را مطرح نمودهاند.
گودال و آشورث (2013)، در پژوهششان با عنوان بازاریابی در صنعت گردشگری با بهره گرفتن از مطالعات نظری، بیان کردند که یک توریست برای اینکه تعطیلات خود را بگذراند، توجه به ملاکهایی از قبیل انگیزه، تصور ذهنی، ارزیابی مکانهای مختلف و… دارد.
تسانگ و چن (2013)، نیز به بررسی راه کار‌های مناسب در تسهیل روند گردشگری در هتلهای بینالمللی تایوان پرداخته و راه کار‌های مناسب را با بهره گرفتن از روش فازی و سلسله مراتبی، دسته بندی و رتبه بندی نموده اند.
چن (2013)، به بررسی تاثیر حضور فستیوال ها در گسترش و توسعه توریسم در تایوان و ایجاد برند ملی پرداخته و با کمک روش رتبه بندی عوامل موثر در این امر را رتبه بندی کرده است.
تیسای (2012)، در پژوهشش با عنوان پیوستگی محل و بازاریابی گردشگری در گردشگران بینالمللی سنگاپور، با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه، نتیجه گرفت که پیوستگی محلهای مختلف بخصوص از نظر ویژگیهای احساسی، انگیزههای شناختی، رشد روانشناختی و آگاهی گروهی بر بازاریابی گردشگری تاثیر بسزایی دارند.
آرتورو و همکارانش (2010)، در پژوهششان با عنوان اطلاعات بازاریابی گردشگری و مدیریت تصورات مقصد گردشگران اسپانیایی، با بهره گرفتن از آزمونهای آماری پیشمایشی نتیجه گرفتند که تصورات مقصد به عنوان بعد مهم تاثیرگذار بر مدیریت بازاریابی گردشگری موفق شناخته میشوند.
برون و همکارانش (2009)، در پژوهششان با عنوان بازاریابی گردشگری: موسیقی و فرهنگ، بیان کردند که بازاریابی گردشگری به عنوان شناسایی و پیشبینی نیازهای گردشگران و فراهم کردن امکانات برای تامین نیازها و مطلع ساختن آنان و ایجاد انگیزه بازدید در آنهاست. آنها همچنین بیان کردند که بازاریابی گردشگری موجب تامین رضایت گردشگران و تحقق اهداف سازمانی میشود.
ژانگ و همکاران (2009)، در پژوهششان با عنوان مدیریت زنجیره تامین گردشگری، بیان داشتهاند که محصول گردشگری نه تنها با کالاها و محصولات فیزیکی، بلکه با سایر خدمات نیز تفاوتهایی دارد. آنها همچنین در پژوهششان نتیجه گرفتند که برنامه ریزی و توسعه گردشگری مستلزم شناسایی انگیزهها و تقاضاها است و شناخت این انگیزهها و تقاضاهای گردشگران، از وظایف بازاریابان گردشگری میباشد.
لایمر و جرگن (2009)، در پژوهششان با عنوان تجزیه وتحلیل پرتفولیو به عنوان ابزاری برای سیاست گردشگری، بیان کردند که با توجه به ویژگیهای خاص محصول گردشگری، نقش بازاریابی در این صنعت از اهمیت ویژهای برخوردار است و بکارگیری موثر ابزارهای بازاریابی گردشگری برای یک کشور یا یک منطقه امری ضروری است زیرا با بازاریابی میتوان به گردشگران بالقوه اطلاعاتی درباره آنچه که منطقه مشخص می‌تواند ارائه دهد، عرضه نمود.
زهرر (2009)، در پژوهشی با عنوان تجربه و طراحی خدمات، با بهره گرفتن از روش های همبستگی نتیجه گرفت که رابطه معناداری بین ابعاد سیاستگذاری و ابعاد بازاریابی وجود دارد و همچنین عمدهترین مشکلات و موانع صنعت جهانگردی کشور، موانع تشکیلاتی و سازمانی، وجود سازمانهای موازی، عدم هماهنگی بین سازمانهای دستاندرکار توریسم در کشور است.
اصفهانی و همکاران (2009)، در پژوهششان به بررسی تحلیل عوامل اثرگذار بر توسعه گردشگری ورزشی پرداختند و با بهره گرفتن از آزمونهای رگرسیونی و آزمون فریدمن نتیجه گرفتند که مهمترین شاخصهای اثرگذار به ترتیب شامل خدمات، امنیت و جاذبههای گردشگری میباشد.
توسان و همکارانش (2008)، در پژوهششان با بهره گرفتن از ادبیات پیشین، فلسفههای بازاریابی گردشگری و شیوه کاربرد آن در مدیریت بازاریابی گردشگری در طی دوره های مختلف را بررسی نمودند. آنها فلسفههای مختلف بازاریابی گردشگری را به ترتیب بازاریابیهایی با منشا محصول تولیدی، فروش، مشتری و جامعه مطرح نمودند.
یوزاما (2008)، در پژوهشش با عنوان بازاریابی گردشگری ژاپن برای تمام جهان، با بهره گرفتن از روش های تحلیلی پیمایشی، نتیجه گرفت که توسعه گردشگری در برگیرنده توجه به ابعاد توسعه در تمامی سطوح فردی، هدایت سرمایه ها، جهتگیری پیشرفت فنآوری و تغییر ساختاری و نهادی است که با نیازهای حال و آینده گردشگران سازگار باشد.

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ تحقیقهزینه های جاری

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ویلیامز (2006)، در پژوهشش با عنوان بازاریابی گردشگری بیمارستان: خیالپردازی، احساس و سرگرمی؛ به این نتیجه دست یافت که وضعیت اماکن تاریخی آثار باستانی، تسهیلات اقامتی و ایجاد دفاتر بازاریابی و اطلاعرسانی از عوامل موثر در توسعه صنعت گردشگری هستند.
وودساید و ساکی (2001)، در پژوهششان با عنوان فراارزیابی عملکرد برنامههای بازاریابی گردشگری دولتی، چهار پیشنهاد برا ارزیابی برنامهها پیشنهاد دادند: 1. آموزش مستمر و رسمی ارزیابی برنامهها؛ 2. بازرسی هر دو جنبه فعالیتها و برنامهها؛ 3. استفاده از نظریههای چندگانه بر پایه پارادایمهای مختلف برای بررسی عملکرد برنامههای بازاریابی گردشگری و 4. تغییر شکل استراتژیهای


دیدگاهتان را بنویسید