دانلود تحقیق در مورد پیامبر اسلام (ص)


1-9-9- مبانی و اصول رعایت حقوق اقلیت‌ها
1-9-9-1- کرامت انسانی یکی از اصول بنیادین اسلام، اصل کرامت انسانی است که در آیات و روایات زیادی بر آن تاکید شده است. شخصیت دادن به انسان و تکریم وی اولین بار در آغاز خلقت به وسیله باری تعالی در جواب به اعتراض یا سؤال ملائکه به خلقت انسان صورت گرفت. خداوند انسان را اشراف مخلوقات شمرد و علاوه بر اعزام فرستادگانی برای راهنمایی وی، عقل و تدبیر را نیز در نهاد او به ودیعت گذاشت تا بر دیگر مخلوقات پیشی گرفته و شرافت خود بر دیگران را نمودار سازد. حضرت حق در آیه‌ای از قرآن می‌فرماید:
« و لقد کرّمنا بنی‌آدم و حملناهم فی البّر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضّلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلاً؛ و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب‌ها) برنشاندیم و از چیزهای پاکیزه به ایشان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از آفریده‌های خود برتری آشکار دادیم» (اسراء/7).
به دنبال شخصیت دادن پروردگار به انسان، آحاد انسان‌ها نیز موظف به ارج نهادن به شخصیت انسانی خود و دیگران حق زندگی و حیات برای همه افراد به رسمیت شناخته شده است. به علاوه حقوقی که به شخصیت فرد ارتباط دارد محترم بوده و هر گونه رفتار تحقیرآمیز، اهانت و شکنجه که به شخصیت انسانی فرد لطمه واردمی‌کند و حتی اعمالی نسبت به جسد انسان همانند مثله کردن و…. که گاه از روی کینه نسبت به دشمن یا مجرمین انجام می‌شود منع شده است. زیرا کرامت انسان امری واقعی است نه اعتباری؛ بشر حقیقتاً از لحاظ وجودی دارای امتیاز و برجستگی است و گوهر موجودات جهان به شمار می‌رود. بر همین اساس مفاهیمی همچون آزادی، امنیت و… حق او است و در حیات اجتماعی باید به گونه‌ای تنظیم شود که با کرامت وی سازگار باشد. در روایات معصومین(ع) احترام نهادن به انسان، فارغ از معتقدات وی و گاه با وجود علم به غیر مسلمان بودن او- یعنی تنها به دلیل انسان بودن وی- مورد توجه قرار گرفته است. در روایات می‌خوانیم:
المحسن من عمّ الناس بالاحسان (محمدی ری‌شهری، بیتا، ص641).
همچنین در تاریخ می خوانیم که پیامبر(ص) به احترام تشییع جنازه فردی یهودی، به پا خاستند و در جواب اصحاب که به ایشان گفتند جنازه فردی یهودی بود فرمودند: ألیست نفساً،ْ آیا ( جنازه) انسانی نبود؟ (مجلسی، 1403ق، ج78، ص273).
در زندگی اجتماعی، احترام به یکدیگر و رعایت حقوق طرفین، فارغ از مرام و مذهب فر مورد تأکید اسلام است. به همین دلیل حق همسایه، همسفر، پدر، مادر، همسر و … مورد توجه قرار گرفته است. از دیدگاه اسلام حتی حقوق مجرم یا متهم باید به رسمیت شناخته شود و هر گونه شکنجه و رفتار غیر انسانی نسبت به متهم برای اعتراف به جرم ممنوع است، همچنان که هرگونه رفتار غیر انسانی- علاوه بر مجازات- نسبت به مجرم نیز ممنوع می‌باشد. در عرصه زندگی سیاسی و به اصطلاح در رابطه فرد و حکومت نیز در روایات اشاراتی به رعایت حرمت انسانی شده است. چنان چه امام علی(ع) خطاب به مالک اشتر می‌فرمایند:
فانهم صنفان: اما اخُ لک فی الدین و اِمّا نظیر لک فی الخلق؛
آنان(مردم) دو گروهند: یا برادردینی تواند یا در خلقت شبیه به تو می‌باشند (نهج البلاغه، نامه53).
امام با این تقسیم به مالک می‌فهمانند که تو در برابر هر دو گروه مسؤول هستی و احترام و حقوق هر دو را باید رعایت کنی. در اسلام تنها فردی که « قابل» احترام نیست، کافر حربی است که با مسلمانان و دولت اسلامی اعلان مبارزه و جنگ داده است. البته همین فرد چنانچه در هنگامه جنگ از مسلمانان امان بخواهد، مسلمین موظفند بدون هیچ‌گونه تعرضی به وی امان دهند تا آزادانه به کشور اسلامی وارد شود و پیرامون دین اسلام تحقیقاتی به عمل آورد. غیر مسلمانانی که در کشور اسلامی به عنوان اقلیت دینی زندگی می‌کنند و تبعه کشورند، علاوه بر به رسمیت شناختن حقوق اولیه انسانی آنان همچون حق حیات، مسکن، ازدواج و… بر ایشان حقوق دیگری نیز همانند مسلمانان در نظر گرفته شده است. در نظرگرفتن حقوق مزبور برای غیرمسلمانان و به علاوه رسمیت‌بخشی به آنان به عنوان پیرو دین خاصی که اعتقادی به جز اعتقاد اکثریت دارند، بهترین دلیل بر رعایت کرامت انسانی آنها در جامعه اسلامی است (شریعتی، 1386، ص30). 1-9-9-2- عدالت
دانلود پایان نامه اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید. رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند


عدالت نیز از جمله اصول بنیادین دین اسلام به شمار می‌رود که از مبانی حقوق اسلامی و به ویژه حقوق اقلیت‌ها نیز می‌باشد. عدل به یک عبارت قراردادن هر چیز در جای خود و به عبارت دیگر اعطای حق به صاحب حق و عدم تجاوز به او است (مطهری، 1403ق، ص16). اجرای عدالت و قسط را می‌توان هدف تمامی انبیای الهی دانست. در قرآن نیز به این مطلب اشاره شده است:
و لقد ارسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط … ؛ به راستی که پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به قسط و عدل بر خیزند … (حدید/25).
این آیه و آیات دیگری مانند: «انّ الله یأمر بالعدل و الاحسان» ، «وما الله یرید ظلماً للعباد »، به علاوه روایات فراوانی که در این موضوع آمده است مانند: گفته‌های گویا، پرمغز و کوتاه حضرت امیر(ع) که فرمودند: «العدل اساس الحکم، العدل نظام الأمره و العدل ملاک» گواه بر آن است که نظام الهی در تکوین و تشریع بر مبنای عدالت استوار است و اگر چنین نبود، اقامه قسط و عدل که هدف انبیا بوده قابل اجرا نبود. همه ادیان الهی بر اساس عدالت بنا شده اند و به گفته شهید مطهری: «عدالت در سلسله علل احکام است نه معلولات، نه این است که آن چه دین گفت عدل است بلکه آن چه عدل است دین می‌گوید، این معنای مقیاس بودن عدالت است برای دین» (مطهری، 1403ق، ص14).
پس می‌توان گفت چون عدالت زیر بنای تمامی اصول، احکام و مسائل شریعت است، چنانچه حکمی مخالف با عدالت بود، حکم دین نیست، چون دین بر خلاف عدالت گام برنمی‌دارد. با این وجود در عادلانه بودن احکام قطعی الهی هیچ تردیدی نیست، چرا که ظلم از عادل قبیح، و ساحت خداوند نیز از آن مبرا است. علاوه بر آیات قرآن مجید و روایات اهل بیت پیامبر(ع) سیره معصومین و به خصوص پیامبر (ص) و امیر المؤمنین(ع) نیز بهترین گواه بر مبنا بودن عدالت در نظام تشریع الهی است. در موضوع حقوق افراد باید گفت چون مبنای آن تشریع است و تشریع عادله به دنبال اجر ای عدالت و به اصطلاح اعطای حق به ذی حق است، بنابراین تمامی حقوق و تکالیف افراد نیز بر مبنای عدالت می‌باشد، ناگفته پیدا است که موضوع اجرای عدالت در عرصه حقوق افراد- که پای دیگران به میان کشیده می‌شود- نسبت به عرصه‌های دیگر ظهور بیشتری دارد و حتی در حقوق کیفری که سلب آزادی‌های افراد را به همراه دارد ظهور بیشتر است. لذا اصول و قواعد بیشتری برای الزام حاکمان به اجرای عدالت در این عرصه، وارد شده است. اجرای عدالت در عرصه حقوق و تکالیف غیر مسلمانان یا مخالفین نیز مانند حقوق کیفری، نمودش بیشتر از اجرای آن در دیگر عرصه‌ها است چرا که احتمال نادیده گرفتن آن توسط حاکمان یا اکثریت وجود دارد و به هیمن دلیل اصول، قواعد و احکامی خاص پیش‌بینی شده است تا اجرای عدالت در این عرصه مخدوش نشده و حقوق مربوطه به آسانی مراعات شود (شریعتی، 1386، ص31).
در موارد بی‌شماری مشاهده می‌کنیم که به دلیل مبنا بودن عدالت، گاه وضعیت خاص اقلیت‌ها که ناشی از اعتقادات آنها است مورد توجه قرار گرفته و احکامی ویژه برای آنان وضع شده است. برای مثال به رسمیت شناختن مالکیت شراب و خوک برای آنان، در حالی که برای مسلمانان به رسمیت شناخته نمی‌شود؛ مبنا قراردادن دستورات دینی آنها در دعاوی مربوط به احوال شخصی‌شان یا سوگند به کتاب آسمانی خود احکام ویژه‌ای است که بر مبنای عدالت اجتماعی برای آنان مقرر شده است. در قراردادهای حکومت با غیر مسلمان اگر وظیفه‌ای برای آنان مقرر شده باشد، حقی به نفع آنها نیز قرار داده شده است تا عدالت مراعات گردد. در مواردی دیگر حکومت اسلامی یا مسلمانان ملزم به رعایت حقوق غیرمسلمانان شده‌اند. برای مثال: علاوه بر اصل انعقادقرارداد ذمه و مقرر کردن حقوق طرفین، التزام بر عمل به آن از سوی طرفین، عدم فسخ یک طرفه قرارداد ذمه توسط حکومت، الزام به پایبندی حکومت به قراردادهای منعقده حتی اگر حاکم تغییر پیدا کند، عدم نقض قرارداد امان و منع فریب و حیله به وسیله امان دهنده، معافیت مالیاتی(جزیه) سالخوردگان، زنان، مجانین و…. عدم تبعیض در دادرسی به خصوص در مصاف با مسلمانان؛ تمامی حاکی از زیر بنا بودن عدالت در بحث از حقوق اقلیت‌ها است (شریعتی، 1386، ص33).
رعایت حقوق اقلیت‌ها براساس عدالت و انصاف در صدر اسلام به خصوص در سیره پیامبر(ص) و اهل بیت ایشان به حد اعلای خود رسیده و همین امر است که حضرت امیر(ع) قاضی را به رعایت مساوات حتی در برخوردهای عادی فرا می‌خواند تا افراد توهم عدم اجرای عدالت در حکم را به خود راه ندهند و یا آن گاه که سپاهیان معاویه به اسم اسلام بر گروهی یورش برده، زیورآلات زنان مسلمان و غیر مسلمانی را ربوده بودند فریاد حضرت که « اگر مسلمانی از شنیدن این واقعه بمیرد بر او سرزنشی نیست» (نهج‌البلاغه، خطبه27) گویای این امر است. اسلام با ظلم مخالف است، حتی اگر مظلوم غیر مسلمانی دشمن اسلام و ظالم فردی مسلمان باشد.
1-9-9-3- هم‌گرایی

مهم‌ترین و اساسی‌ترین هدف در ارسال وانزال کتب آسمانی، هدایت و راهنمایی بشر به سوی کمال و رستگاری بوده است. پیامبران در یان راه سختی‌های فراوانی متحمل شده و بسیاری از آنان جان خویش را نیزدر ابن ر اه فدا کرده‌اند. آنان با دعوت مردم به توحید، نفی شرک و عدم اطاعت از طاغوت، موفقیت‌های بسیاری در هدایت بشریت داشته‌اند. قرآن درباره اصول دعوت پیامبران می فرماید:
و لقد بعثنا فی کل امه رسولا أن اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت؛ هرآینه در هر امتی پبامبرانی را برانگیختیم تا خدا را بپرستند و از طاغوت اجتناب نمایند (نحل/36).
در این آیه توحید و دوری از طاغوت و نمودهای آن به عنوان مهم‌ترین توصیه هایی که تمامی پیامبران بر آن تأکید داشته‌اند قلمداد شده است. محور دیگر دعوت پیامبران، برقراری قسط و عدل در سراسر گیتی بوده است.
و لقد ارسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط (حدید/25).
پیامبران تا حدود زیادی در این دعوت خویش نیز موفق بوده اند، ولی معمولاً مدتی پس از رحلت هر پیامبر، پیروان وی به فرقه‌هایی منشعب می‌شدند و پس از مدتی بازشناسی حق و باطل بین آنان امری مشکل بود. این مسأله اختلافات فراوان و شدیدی را بین پیروان یک پیامبر به وجود می‌آورد و مجدداً لزوم فرستادن پیامبری از طرف خداوند احساس می‌شد. قران مجید در این باره می‌گوید: «برخی از پیامبران رابر برخی دیگر برتری بخشیدیم. از انان کسی بود که خدا با او شخن گفت و درجات بعضی از آنان را بالا برد؛ و به عیسی پسرمریم دلایل آشکار دادیم، و او را به وسیله روح‌القدس تأئید کردیم؛ و اگر خدا می‌خواست، کسانی که پس از آنان بودند، بعد از آن (همه) دلایل روشن که بر ایشان آمد، به کشتار یکدیگر نمی‌پرداختند، ولی با هم اختلاف کردند؛ پس، بعضی از آنان کسانی بودند که ایمان آوردند، و بعضی از آنان کسانی بودند که کفر ورزیدند و اگر خدا می‌خواست با یکدیگر جنگ نمی‌کردند، ولی خداوند آن چه را می خواهد انجام می‌دهد» (بقره/253).
در اعصار مختلف، هر پیامبری که مبعوث می‌شده مهم‌ترین وظیفه‌اش رفع اختلاف بین مؤمنین به دین پیامبر سابق بوده است. یعنی تحریفات را از دین حنیف می‌زدود و دین الهی را به آن گونه که حق بود بیان می کرد. حتی نزول آخرین کتاب آسمانی و پیامبر الهی نیز با این هدف بوده است. قرآن مجید می‌فرماید:
«و ما انزلنا علیک الکتاب الا لتبیّن لهم الذی اختلفوا فیه و هدیً ورحمه لقوم یؤمنون؛ وما(این)کتاب را بر تو نفرستادیم مگر برای این که آن چه را در آن اختلاف کرده‌اند برای آنان توضیح دهی و(آن)برای مردمی که ایمان می‌آورند رهنمود و رحمتی است» (نحل/64).
پیامبران با استفاده از راه کارهای مختلف، معتقدان و پیروان پیامبران سابق ر ا به ایمان به خدا، نفی شرک و عدم اطاعت و پیروی از طاغوت که اصول دعوت تمای آنها به شمار می‌رفت دعوت می‌کردند. آنان با توصیه بر نفی تعصبات قومی، نژادی ودینی، مردم را به روآریبه استدلال و جدال نیک و دوری از لجاجت و فخرفروشی و مباهات بر دیگران فراخوانده و بدین وسیله زمینه هم‌بستگی و نفی اختلاف را فراهم می کردند (شریعتی، 1386، ص35).
پیامبر اسلام (ص) نیز همانند پیامبران سلف، پیروان دیگر ادیان را به دو گونه دعوت می‌فرمود. ابتدا آنان را به اسلام و ایمان آوردن به آن حضرت که در واقع توصیه به پیروی حقیقی از پیامبران سلف بود فرا می خواند. در صورت مجادله با آنان، موظف به جدال نیک بود: «و لا تجادلوا اهل الکتاب الّا باللتی هی احسن» و در وهله بعد، آنانی که به آن حضرت ایمان نمی‌آوردند را مخاطب ساخته و آنها را به هم‌بستگی با مسلمانان با روآوردن به نقاط اشتراک بین آنان فرا می‌خواندند. در قرآن مجید در ارتباط با هم‌گرایی پیامبر با اهل چنین آمده است:
«قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الاّ نعبد الاّ الله و لانشرک به شیئاً و لا یتخذ بعضاً بعضاً ارباباً من دون الله فإن تولّوا فقولوا اشهدوا بأنا مسلمون؛ بگو: ای اهل کتاب بیایید برسر سخنی که میان ما و شما یکسان است بایستم که: جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او نگردانیم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد پس اگر [از این پیشنهاد] اعراض کردند بگویید: شاهد باشید که ما مسلمانیم [نه شما]».
در این آیه مشاهده می‌کنیم که خداوند به پیامبر خود دستور می‌دهد که به هم‌گرایی با اهل کتاب اقدام کند. هم‌گرایی بر اصولی که مورد قبول طرفین باشد؛ بعنی خداپرستی و عدم شرک و دوری از اوهیت انسانها. فراخوانی پیامبر به هم‌بستگی صاحبان ادیان آسمانی، فواید وآثار بی شماری داشت که به برخی از آنها اشاره‌ می‌کنیم:
1- هم‌گرایی دینی زمینه‌ساز دعوت: پیروان ادیان آسمانی چند گروه بودند. برخی متعصبین مذهبی، قومی و نژادی بودندکه به جز آن چه خود باور داشتند چیزی را قبول نمی‌کردند و حتی حاضر به بحث و مناظره پیرامون باورهای خویش نبودند مبارزه با این گروه بسیار سخت بود. چون حتی حاضر به استماع سخن طرف مقابل نبودند. گروهی دیگر به دنبال حق و حقیقت بوده و گاه برخوردی کوچک با یکی از رهبران دینی، آنان را مجذوب آن دین می‌کرد. این افراد حق و حقیقت را بر هر روش و سنتی ترجیح می‌دادند. البته برخی با سخنان حکیمانه سخن پیامبر را می‌پذیرفتند برخی با مؤعظه و نصیحت و گروهی با بحث و استدلال و جدال. پیامبران نیز هر گروه را با سخنی در خور خود دعوت می‌‌‌کردند. مهم‌ترین مانعی که سبب نادیده گرفتن سخنان پیامبران ت وسط پیروان ادیان دیگر می‌شد ، عدم اطلاع‌رسانی صحیح بود، چه اینکه اطلاعات و یافته‌های آنان از پیامبر جدید وسخنان او‌‌ با واسطه‌های زیاد و حتی توسط دشمن صورت می ‌گرفت. و بدیهی است که در این حالت سخنان پیامبر به درستی به گوش افراد نمی‌رسید . روشی که خداوند به پیامبر اسلام (ص) آموخت آن بود که پیروان دیگر]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *