مستقیم میزان و کیفیت دانش در محصول افزایش پیدا می کند.
7-مدیریت مشتری.سازمان را قادر میسازد تا توجه کانونی و خدمت به مشتری را افزایش دهد.دانش مشتری باعث سرعت پاسخ به سوالات، توصیه ها و شکایتهای مشتری می شود.
این امر همچنین تضمین کننده سازگاری و کیفیت بهتر خدمات به مشتریان می گردد.راه حل مشکلات عادی به سادگی قابل دسترسی است.
8-بکارگیری سرمایه گذاری ها در بخش سرمایه انسانی.از طریق توانایی بخشیدن به سهیم شدن در درس های یاد گرفته شده، فرایندهای اسناد، بررسی و حل استثنائات و در اختیار گرفتن و انتقال دانش ضمنی، سازمانها می توانند به بهترین وجهی در استخدام و کارآموزی کارکنان سرمایه گذاری کنند.[7]
از دیگر مزایای مدیریت دانش می توان به بهبود پاسخ رقابتی، جلوگیری از هزینه ها و هدر رفتن سرمایه های ذهنی، جهت گیری استراتژیک و تحقق نیاز جهانی شدن، اثر بخشی شغلی و سازمانی اشاره کرد.(انتظاری، 1385)[7].

2-3 مدیریت دانش و مدیریت استراتژیک
در پیاده سازی مدیریت دانش، نخست باید موضوع را با تعیین استراتژی دانش و مدیریت آن و انتخاب های کلیدی که سازمان باید درباره این موضوعات انجام دهد، آغاز کرد.
برنامه ریزی استراتژی مدیریت دانش، باید بخشی از استراتژی کلی شرکت بوده، با فلسفه مدیریت هدف ها وو قابلیت های سازمان، تناسب و همخوانی داشته باشد و همچنین با مد نظر قرار دادن تهدیدها، فرصت ها، ضعف ها و قوت های مربوط به دانش طراحی شود.[7]

2-4 مدیریت استراتژیک37
مدیریت استراتژیک هنر و دانش تبین و تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفهای چندگانه میباشد که سازمان را قادر به دستیابی به اهداف بلند مدت خودش می سازد.[9]
دهه ???? دهه ظهور مدیریت استراتژیک به صورت مفهومی است. در این دهه محتوای مدیریت استراتژیک و فرایند توسط اندروز38، روملت39، مینتبرگ40 و انسوف41 از ???? تا ???? بررسی‌ شد.[ 49]
ارزیابی و پیاده سازی جنبه‌های مهم استراتژی فرموله بندی گشت و از منحنی تجربه،تجزیه و تحلیل سبد سهام، گروه مشاوران بوستون42، جنرال الکتریک43 وهوفر44 استفاده شد.
در دهه ???? سازمان‌های اقتصادی دیدگاه خود از استراتژی را مطرح کردند که در این دهه پورتر در سال‌های ???? و ???? بحث مزیت رقابتی را مطرح نمود. تجزیه و تحلیل ? نیرو از جذابیت صنعت تا توسعه مزیت رقابتی از طریق استراتژی عمومی از علل پیدایش بود. مدل ? نیرو در انتخاب استراتژیک، زنجیره‌ ارزش، نظریه مبتنی‌ بر منابع، ارزیابی موقعیت و اقدام استراتژیک از ابزارها و فنون این دوره می‌‌باشد. بعد از آن دیدگاه استراتژی مبتنی‌ بر منابع مطرح گردید. هامل و پراهالاد در سال ???? و بارنی45 در سال ???? موضوع توسعه توانایی‌‌ها و منابع را عنوان کردند. منابع ارزشمند، کمیاب و گران که تقریبا بدون جایگزین هستند به عنوان منابع با مزیت رقابتی پایدار انگاشته می‌‌شوند.[49]
پس از این دهه در آغاز دهه ???? مباحث جدیدی در مدیریت استراتژیک مطرح گشتند که از آن جمله می‌توان به مفاهیم یادگیری، دانش و نوآوری اشاره نمود.
در این صورت فرآیند مدیریت استراتژیک را می توان به طور خلاصه در طی مراحل ذیل بیان نمود:
تدوین استراتژی یا فرمول بندی استراتژی
اجرای استراتژی
ارزیابی استراتژی[31]
در یک سازمان بزرگ فعالیت هایی که در زمینه تدوین، اجرا و ارزیابی استراتژی انجام می شود در سه سطح از مدیریت (سلسله مراتب سازمانی) انجام می گیرد.این سطوح عبارتند از:سطح کل شرکت، سطح تجاری یا واحد استراتژیک و سطح وظیفه ای.بسیاری از شرکت های کوچک و برخی از سازمانهای بزرگ دارای واحد های مستقل یا واحدهای تجاری استراتژیک نمی باشند.آنها در دو سطح کل سازمان و واحدهای وظیفه ای فعالیت می کنند.[9]
برنامه ریزی استراتژیک را می توان تلاشی منظم و سازمان یافته در جهت اتخاذ تصمیم ها و مبادرت به اقدامات بنیادی تعریف کرد که به موجب آن اینکه یک سازمان (یا هر موجودیت دیگر)چیست، چه می کند و چرا اموری را انجام می دهد، مشخص خواهد شد.[11]
برنامه ریزی استراتژیک، در بهترین شکل خود نیازمند جمع اوری اطلاعات بسیار وسیع، جستجوی گزینه های مختلف و تاکید بر تاثیرات آینده تصمیماتی است که امروز اتخاذ می شود، خواهد بود.[11]

2-5 پیشینه تحقیق
محققان ابعاد مختلف مدیریت دانش را بررسی نموده اند؛ با وجود این به دلیل دشواری ذاتی ارزیابی راهبردهای مدیریت دانش و اثرات آن ها بر عملکرد سازمان، تحقیقات اندکی در خصوص رابطه میان راهبرد مدیریت دانش و عملکرد سازمان وجود دارد (چوی و جونگ، 2010). تعداد کمی از تحقیقات اشاره نموده اند که راهبرد مدیریت دانش از راهبرد رقابتی پشتیبانی نمی کند و بین آن ها رابطه منفی وجود دارد (یانگ46 و همکاران، 2009؛ چوی47 و همکاران، 2008). از طرفی دیگر، تعداد بسیار زیادی از تحقیقات در زمینه مدیریت دانش اظهار نموده اند که مدیریت دانش بر عملکرد سازمان تاثیر مثبت دارد.[6]
تعارض موجود را می توان چنین توجیه نمود که اکثر تحقیقات عواملی که ممکن است اثر تاخیری بر رابطه میان راهبردهای مدیریت دانش و عملکرد راهبردی سازمان داشته باشند را بررسی نکرده اند(یانگ و همکاران، 2009) .وو و لی48 (2007) به نقل از مسی49 (2001) معتقد است که راهبرد مدیریت دانش موفق نیازمند شناسایی عوامل حیاتی و بکارگیری آن ها جهت کسب نتایج کاری است و چارچوبی فراهم می کنند که سازمان می تواند روش های جدید استف
اده از مدیریت دانش را مدیریت کند (چوی و جونگ50، 2010). از این رو به نظر می رسد در بررسی رابطه راهبردهای مدیریت دانش می بایست به نقش عوامل حیاتی موفقیت و اقدامات مدیریت دانش توجه نمود. [6]
پژوهش هایی که تا به حال در زمینه استراتژی سازی در زمینه مدیریت دانش انجام شده است، محدود و پراکنده اند. این پژوهش ها هرکدام عوامل محدودی را در تصمیم گیری وانتخاب استراتژی مناسب دخیل دانسته اند و به عبارتی در هرکدام به یکی از ابعاد مدیریت دانش (ساختار سازمانی، فرهنگ، فناوری )یشتر توجه شده و ابعاد دیگر نادیده انگاشته شده است.
هم چنین در آخرین پژوهش های انجام شده دراین موضوع، نقش پویایی دانش سازمانی و تأثیر آن بر تغییر استراتژی مدیریت دانش مطرح شده و رویکرد پویا در استراتژی سازی برای مدیریت دانش را به وجود آورده است. پژوهش های بسیار کمی در مورد این که چگونه می توان استراتژی سازی پویای مدیریت دانش را با در نظر گرفتن سایر عوامل سازمانی تأثیرگذار بر این استراتژی انجام داد، صورت گرفته است.
تنها تحقیق نظری نزدیک به موضوع این تحقیق مربوط به پایان نامه دوره دکتری آقای علی عبدالهی در دانشگاه شهید بهشتی در سال 1388 با عنوان ارائه “چارچوبی برای تعیین استراتژی دانش در شرکت های مشاوره و نظارت بر طرح های انفورماتیکی” می باشد که در این پایان نامه یک مدل بومی برای تعیین استراتژی دانش در شرکت های مشاوره و نظارت بر طرح های انفورماتیکی طراحی شده است.
ساچین پاتیل51 و راوی کنت52 تحقیقی با عنوان “رتبه بندی راه حل های مدیریت دانش در زنجیره تامین برای غلبه بر موانع آن با استفاده از روش تاپسیس AHP” در سال 2014 انجام داده اند.[50]

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوعدال و مدلول، مکتب کپنهاگ، مسئله معنا، جهان خارج

در مطالعه دیگری تحت عنوان “انتخاب استراتژی مدیریت دانش با ترکیب روشهای DEMATEL و ANP ” محققان به این نتیجه دست یافتند که مطلوب ترین هدف فعال سازی اطلاعات و شخصی سازی استراتژی است.[51]
دکتر بهروز دری و مجید کاوه در مطالعه ای تحت عنوان “ارائه مدل انتخاب راهبرد مدیریت دانش در سازمان ها با رویکرد فرآیند تحلیل شبکه ای” دریافتند که اجرای موفق راهبرد مدیریت دانش علاوه بر نیاز به تامین بودجه، ساختار و سایر منابع، منوط به تعهد و حمایت عملی مدیریت ارشد سازمان در پیاده سازی مدیریت دانش می باشد.[18]
دکتر حسین علی حسن پور، دکتر حسن جهانشاهی و مسعود احمدی قواقی در مطالعه ای تحت عنوان” تصمیم گیری چند معیاره فازی در پیاده سازی مدیریت دانش” به این نتیجه دست یافتند که اجرای هرگونه سامانه و برنامه جدید در سازمان نیازمند حمایت مدیر ارشد سازمان است.عامل برگزاری دوره های آموزشی مدیریت دانش در رتبه دوم قرار گرفت. درنهایت عامل خشنودی افراد نسبت به فرآیند تحقیق رتبه سوم را کسب کرد.[19]
در این پروژه از ترکیب 3 ابزار استفاده میشود . تحقیقی که به صورت عملی در این زمینه، نوشته شده باشد یافت نشد.

فصل سوم

روش پژوهش

3-1 مقدمه
امروزه سازمان ها برای بقا در محیط پیچیده رقابتی نیاز به برنامه ریزی های بلند مدت دارند. سازمان ها دیگر نمی توانند با روش های معمولی مدیریت و برنامه ریزی پاسخ گوی تحولات و تغییرات پیرامون خود باشند.[52] زمانی نه چندان دور مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان ها پدیده نوعی محسوب می شد و شرکت در سمینارها و دوره های آموزشی مربوطه به دید افزایش دانش و آگاهی انجام می گردید ولی در حال حاضر سازمان ها مجبورند برنامه ریزی استراتژیک را سرلوحه کار خود قرار دهند و از طرف دیگر جهت اجرای آن فرآیندهای مدیریت استراتژیک را جایگزین شیوه قبلی ومعمولی مدیریت نمایند تا بهتر بتوانند سازمان را از درون و برون پویا و سرپا نگه دارند، برنامه ریزی استراتژیک و حتی پیاده نمودن آن کار زیاد دشواری نیست. آنچه در این راستا مشکل به نظر می رسد دوام و پایداری برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک در سازمان است، تفکر استراتژیک مدیران وکارکنان سازمان تضمین کننده این دوام است بنابراین اهمیت ایجاد تفکر استراتژیک در مدیران سازمان خیلی بیشتر از استقرار برنامه های استراتژیک می باشد . تفکر استراتژیک به عنوان پشتوانه قوی برای اجرا و دوام برنامه های استراتژیک سازمان ها محسوب می شود.

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درموردخاکفرد، m، 10YR، GW

3-2 فرآیند برنامه ریزی استراتژیک
دستیابی به توافق اولیه در خصوص شکل و نحوه اجرای فرایند برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک در پارادایم تجویزی که درآن فرآیند دستیابی به استراتژی نیز به اندازه خود استراتژی دارای اهمیت است، بدون برخورداری از توالی منطقی از اقدامات به راحتی اماکن پذیر نیست.این در حالی است که مدلهای مفهومی متعددی توسعه یافته است که هر یک به طریقی فرآیند برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک را از نقطه ای شروع و در نقطه ای دیگر به پایان می رسانند.با وجود تفاوت در بین مدلهای مختلف برنامه ریزی استراتژیک تمامی آنها در برخی مراحل مشترک هستند.
ذیلا به تشریح گام های اصلی برنامه ریزی استراتژیک که تقریبا در تمامی مدهای برنامه ریزی استراتژیک مشترک است با تاکید بر مدل برنامه ریزی استراتژیک هاکس نمودار شماره 3-1 و مبتنی بر الگوی جامع مدیریت استراتژیک نمودار شماره 3-2 خواهیم پرداخت.[12] [77]

نمودار3-1:فرآیند برنامه ریزی استراتژیک هاکس [12] [77]

نمودار3-2:فرآیند کلی برنامه ریزی استراتژ یک [9]

3-2-1 تدوین ارکان جهت ساز

در تدوین استراتژی رکن اساسی که نمی توان هیچگاه آن را در فرآیند تدوین استراتژی نادیده گرفت، تدوین ارکان جهت ساز می باشد که ذیلا به تشریح چگونگی تدوین آن( بیانیه ای ماموریت، چشم انداز، ارزش) خواهیم پرداخت.

3-2-1-1 بیانیه های ماموریت53
بیانیه مأموریت، بیانیه ای در مورد هدف و علت وجودی سازمان، شرکت و شخص می‌باشد. این بیانیه میبایست راهنمایی برای فعالیت های سازمان، بیان اهداف کلی آن، ارائه راه و راهنمایی برای تصمیم گیری باشد.
یک بیانیه مأموریت موثر به صورت واضح و صریح با هدف وجودی سازمان آغاز میشود. معمولاً بیانیه های مأموریت شامل موارد زیر هستند:

• هدف یا اهداف سازمان
• ذینفعان اصلی، سهام داران، مشتریان، گروه های مخاطب و غیره سازمان
• چگونگی ایجاد ارزش برای ذیینفعان سازمان
• اعلام تنها هدف بنیادی سازمان.
در تدوین بیانیه ماموریت باید به پنج سوال اساسی پاسخ داد که عبارتند از:
1-چه چیزی؟(کالا و خدماتی که سازمان ارائه می دهد،در واقع چه نیازی از جامعه را با این محصولات برآورده می سازد).
2-چه کسی؟(مشتریان چه کسانی هستند).
3-کجا؟(حیطه رقابت شرکت کجاست؟چه ورودیها و چه خروجیهایی دارد؟)
4-چرا؟(هدف بهینه سازمان چیست؟)
5-چگونه؟(ویژگی های منحصر به فرد و مزیت های رقابتی سازمان در رسیدن به این اهداف چیست؟)[9]
در واقع پاسخ واضح و شفاف به این سوالات، فلسفه وجودی سازمان را مشخص می نماید و تصویری از آن سازمان را تداعی می کند.
مزایا و منافع تدوین بیانیه ماموریت یا رسالت سازمان را به شرح ذیل می توان بیان نمود:
• ایجاد توافق نظر در خصوص سمت و سوی حرکتی سازمان، نقش ها و وظایفی که بر عهده دارد.
• روشن شدن فلسفه وجودی شرکت و به دنبال آن مدیریت موثرتر بر مجموعه
• ایجاد وحدت رویه بین مدیران و تصمیم گیرندگان شرکت و نیز همسویی در تفکر و تصمیم گیری در مورد مسائل کلیدی سازمان.[13]

3-2-1-2 چشم انداز54
چشم انداز تصویری از آینده است‌که سازمان قصد دارد در زمان مشخصی به آن دست یابد. درنظرگرفتن چنین مشخصاتی استخراج نماید. این مشخصات در ذیل ارائه گردیده است:
– فرصت های موجود برای شرکت را نشان دهد .
– راه بهره جویی از فرصت ها را بنمایاند .
– بلند پروازانه باشد .
– منحصر به فرد باشد .
– در کارکنان رضایت شغلی ایجاد نماید .
– استانداردهای بالایی را بنا گذارد .
– در کارکنان ایجاد تعهد ، علاقه و غرور نماید .
– مسیر حرکت شرکت را به وضوح بیان کند .
– مشوق یادگیری باشد .
– مخاطب را مشخص سازد .
اگر در بیان ماموریت سازمان سعی شود که به این پرسش پاسخ داده شود: ” ما به چه کاری مشغول هستیم” در سند مربوط به چشم اندازهای سازمان به این پرسش پاسخ داده خواهد شد: “ما میخواهیم چه بشویم” .

3-2-1-3 ارزش ها، بایدها و نبایدها
ارزش های سازمانی زیر بنای فرهنگی سازمان میباشد یعنی هر چیزی که شرط بقا و رشد سازمان است و بعبارت دیگر اصول و راهنمای سازمان ها بوده و به عنوان رهنمودها جهت تصمیم گیریها و رفتار در سازمان مورد توجه قرار میگیرد.[14]
بسیاری از محققین بر این باورند آنچه که سازمان ها را پایدار نگاه میدارد


دیدگاهتان را بنویسید