پایان نامه ارشد درمورد دگرگونی فرهنگی، عصر اطلاعات، اصالت واقع، صنعتی شدن

جورجو آگامبن( -1942)، فیلسوف معاصر ایتالیایی، که تحت‌تأثیر والتر بنیامین است، درباره فقدان تجربه و محرمیتِ مردمان مدرن از آن، معتقد است که این محرومیت نه محصول خلق‌الساعه مدرنیسم، بلکه نتیجه فرآیندی نهفته، درون پروژه علم مدرن است. وی با ذکرِ بخشی از آرای فرانسیس بیکن48 در کتابِ ارغنون جدید49 این موضوع را پی‌گیری می‌کند:
چیزی بر جای نمی‌ماند مگر تجربه‌ی محض، که وقتی خود حادث شود، تصادف نامیده می‌شود؛ و آن‌گاه که در راه‌اش جهد کنیم، آزمایش. اما این نوع تجربه هیچ نیست مگر دسته‌ی هیزمی وِل و رها [که به کار برپا کردن آتش نمی‌آید]، و به کورمال گشتن و راه جُستن در تاریکی می‌ماند، آن هم زمانی که مردان در دل شب برای یافتن راهِ درست به هر دری می‌زنند و هر راهی را می‌آزمایند، حال آن‌که شاید بهتر باشد منتظر برآمدن آفتاب بمانند یا آتشی فراهم آورند و سپس پای در راه نهند. در سوی مقابل، نظم و ترتیب راستین تجربه با برپا داشتن آتش و سپس نمایاندن راه در پرتو نور آن، آغاز می‌شود، با در پیش گرفتن مسیری از آزمایش‌های به‌سامان و اندیشیده، نه نامناسب و مبهم، و سپس استنتاج اصول بنیادین، و بر مبناب این اصول بنیادین، آزمایش‌های تازه …
(برگرفته از کتاب ارغنون جدید فرانسیس بیکن به نقل از آگامبن، 1390: 60)
مسئله دیگری که بنیامین در فقدان تجربه در عصرِ مدرن مطرح می‌کند مسئله نسبت شکل حماسی با تاریخ‌نگاری است؛ تاریخ‌نگاری به مثابه ثبت تقویمی رویدادها مبتنی بر دوره رخ‌دادن آن‌ها. بنیامین نسبت هر نوع شکل حماسی با تاریخ‌نگاری را با مطرح کردن مفهوم و جایگاهِ «کرونیکل»50 پی می‌گیرد. کرونیکل، شکل حماسیِ قرون وسطایی است که به روایت‌گریِ زندگی و اعمالِ شاهان و قهرمانان ملّی می‌پردازد. بنیامین در شرح جایگاه راویانِ کرونیکل‌های قرون وسطایی، مضامینی مانند رستگاریِ الاهیاتی و وجه معاد‌شناختی رویداد‌های تاریخی را به میان می‌آورد تا اهمیت روایت‌گری و قصه‌گوییِ تاریخ از منظری غیر از رویدادنگاریِ صرف، در زنده‌ نگاه‌داشتن تجربه و رابطه‌اش با شنونده قصه برای تبادل تجربه را بار دیگر تکرار کند. راویان کرونیکل‌ها «با استوارکردن حکایات تاریخی خویش بر نوعی نقشه‌ الوهی برای رستگاری و نجات بشریت ـ آن هم نقشه‌ای مرموز و ناخوانا ـ از همان آغاز از زیر بار تبیین اثبات‌پذیر و استدلالی [وقایع تاریخی] شانه خالی کردند. جای این تبیین را تفسیر و تأویل گرفت که هدفش توصیف دقیق زنجیره وقایع معین نیست، بلکه به چگونگی جای گرفتن این وقایع در بستر جریان سترگ و مرموز جهان می‌پردازد» (بنیامین، 1386: 13).
در فصل بعد تلاش می‌شود به میانجیِ گستره مفاهیم مطرح شده در نظام فکریِ والتر بنیامین، اندیشه جاری‌شده در نظامِ تئاتریِ قرن بیستم تبیین و تشریح شود. آن‌چه در این میان مهم‌تر به نظر می‌رسد بررسیِ رابطه فلسفه مدرنِ مبتنی بر سلطه عقلانیت، علم و تکنولوژی با تراوش‌های آن به درون نظام تئاتر و بازنمایی‌های آن در نمایش‌نامه‌ها و روایت‌های نمایشی قرن بیستم (چه در سنت تئاتری غرب و چه در سنت‌های نمایشی ایران) است.
3ـ1ـ3 تئاتر اپیک (روایی) و بیگانه‌سازی
تبلور مبانیِ شکل‌گیریِ جریان فکری تئاتر اپیک، در رابطه دوستانه و عمیق میان بنیامین و برشت عیان شد. نقد رادیکالِ برشت به تئاتر بورژوازی، نوع نگرش آن به جهان مدرن و صحنه مدرن و نیز بازنمایی صرف واقعیت به شکل ناتورالیستی آن تماشاگر و انسانِ مدرن را از قرار گرفتن در پیوستار میل به سوی حقیقت دور کردن است. برشت تئاتر اپیک را در مقابل تئاتر ارسطویی می‌داند. البته لازم به ذکر است که تئاتر اپیک در برابر کلیتِ تئاتر ارسطویی قرار نمی‌گیرد، بلکه برشت رویِ دو مفهوم بنیادین و تأثیرگذار «غرقه‌شدن» و «کاتارسیس» تأکید می‌کند که در نمایشنامه‌های کلاسیک تماشاگران را در وضعیت انفعالی قرار داده و به عبارت دیگر اجازه تبادل و رابطه‌ای پویا و درگیرانه را از او می‌گیرد. «بیگانه‌سازی» و «فاصله‌گذاری» در مقابل مفاهیمی هستند که برشت در تئاتر اپیک مطرح می‌کند تا تماشاگر مدرن به سوژه‌ای فعال تبدیل شود.
تئاتر اپیک، در راستایِ پروژ‌ه‌ای سیاسی ـ‌ اجتماعی بود که طبق آن توده‌های مردمی که به میانجیِ تئاتر تبدیل به تماشاگر تئاتر می‌شوند، علاوه بر آن تبدیل به کنشگرانی در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی شوند. این‌گونه نگرش برشت در برابر کارکرد ضد تاریخی تئاتر بورژوازی می‌ایستاد و نیز با فعال‌ کردن تماشاگر، ا و را از انسانِ یک جامعه مصرفی به یک تصمیم‌گیرِ جامعه انسانی بدل می‌کرد.
مقاله «تئاتر اپیک چیست؟» نوشته بنیامین، نتیجه رویارویی او با برشت بود. از نظر بنیامین تئاتر اپیک «محصول تخیل تاریخی است» (اشتاین مقدمه میچل، 1382: 16). منظر بنیامین تا حدود بسیاری هم‌راستا با منظر برشت بود و هر دو مسائلی چون تاریخ، امر کهن، جایگاه عقل انتقادی، بازنماییِ امر اسطوره‌ای، دگرگونیِ مفاهیم و جایگاه نویسنده مدرن و نیز صحنه نوینِ تئاتر مدرن را به چالشی اساسی کشاندند. نمونه بسیار واضحِ تلاش‌ها و دستاوردهای برشت در این زمینه،‌ اقدام او در بازنویسی و یا به اصطلاحِ خود برشت «سرقت ادبیِ»51 بود. در این زمینه برشت نمایشنامه‌هایی از شکسپیر و کریستوفر مارلو را مورد بازخوانی و بازنویسی قرار داد و البته باید عنوان کرد که وی نمایشنامه آنتیگونه نوشته سوفوکل را در 1948 مورد بازخوانی قرار داد و به صحنه برد. هدف برشت از این کار طرح، این پرسش اساسی است که «رویدادهای تاریخی و تفسیرشان، چنان‌چه فرآیندهای تاریخی مجدداً ارزیابی شوند، به چیزی متفاوت تبدیل می‌شوند، یا دست‌کم متفاوت یا متمایز با آن رویداد‌ها به نظر خواهند رسید» (همان). در دستگاهِ فکریِ بنیامین می‌توان این کار را تا حدودی، قسمی از ترجمه به شمار آورد که در فصل بعدی در باب ترجمه سنت، میراث و یا ترجمه اساطیر به فراخور زمان و منظر یک نمایشنامه‌نویس و یا ضرورت‌های تاریخی بحث خواهد شد.
تئاتر اپیک از نظر بنیامین معطوف به «تغییر» است. تغییر در دیدگاه نویسنده و زاویه دید او، تغییر در جایگاه تماشاگر و اتخاذ ژستی انتقادی‌تر و پویاتر و نیز به‌طور کلی تغییر در ساحت و ساختار صحنه مدرن که به‌واسطه تئاتر ارسطویی، تئاتر بورژوازی و تئاتر ناتورالیستیِ قرن نوزدهمی به ثبات و انجمادی حاصل فرمولیزه‌کردن و لا‌یتغّیر انگاشتن سویه تاریخی و اسطوره‌ای بدل شده است.
«هیچ چیز لذت‌بخش‌تر از لمیدن روی یک مبل راحتی و خواندن رمان نیست». این عبارت، گفته یکی از راویان قرن نوزدهم است. این عبارت به آرامش و رخوتی اشاره دارد که به خواننده در اثر خواندن داستان و روایتی دست می‌دهد. تصویر معمول از کسی که به دیدنِ اجرایی از یک تئاتر نشسته است، بر خلاف این است. شخصی را در ذهن تصور کنید که با تمام تار و پودش، کنشِ‌ نمایشی را پی می‌گیرد و در آن غرقه می‌شود. مفهومِ تئاتر اپیک، که از برشت به عنوان نظریه‌پرداز بوطیقای تئاتری برخاسته است، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که این تئاتر تمایل به داشتن تماشاگری دارد که با خیال راحت نشسته باشد و بدون هیچ فشاری کنشِ تئاتری را دنبال کند. یقیناً این مخاطب همواره در قالب حضور جمعی ظاهر می‌شود و متفاوت است از آن مخاطبی که در گوشه‌ای با متنش تنهاست.
(بنیامین، 1968: 147).
محور نقد نظری و عملی بنیامین و برشت، برخاسته از نقدی است که هر دو آنان به تعریف (و یا شاید تحریف) تاریخ از سوی نظام سلطه‌ای است که صرفاً بازنمایی سویه واقعیِ امور را می‌پسندد و به هیچ‌گونه دخالت نظری در هسته امر واقعیِ تاریخ و امر کهن علاقه‌ای نشان نمی‌دهد. تئاتر اپیک، بازنمایی امر واقعی را طرد و آن را فریبی بیش نمی‌داند. جهان مبتنی بر عقلانیت ابزاری و فایده‌باوری در پی آن است تا تاریخ، سنت و اسطوره را تحت عنوان تاریخ در آورد و بدان خصلتی تغییر‌ناپذیر ببخشد و در نتیجه با نگرشی صرفاً مبتنی بر بازنمایی صرف با آن برخورد می‌کند. تئاتر اپیک در صدد تاکید کردن، کشف و نشان دادن همان حفره‌ها و سویه‌های پنهان مانده‌ای است که عقل مدرن برای بقایِ خود و سلطه خود از نمایش آن می‌پرهیزد و گسست‌ها را هم‌پوشانی می‌کند.
والتر بنیامین در مقاله «هنر در عصر بازتولیدپذیریِ تکنیکیِ آن»، یکی از تبعات بازتولید‌پذیریِ یک اثر هنری آیینی را از بین رفتن هاله مقدس و به تبع آن از بین رفتن فاصله‌ آن با مخاطب از طریق تکثّر اثر است. همین مفهوم فاصله، در نظام تئاتریِ برشت به گونه‌ای دیگر پردازش می‌شود و برشت مفهوم «فاصله‌گذاری» را پی‌ریزی می‌کند. هدف هر دو آنان خیزی بود در راستایِ توده‌ای کردن هنر و خروج از انفعالِ سوژه‌هایی که سرمایه‌‌داری و علم پوزیتیویستی آن‌ها را در بلعیده است. پیشنهاد بنیامین و برشت، محور قرار دادن تاریخ به جای دوره معاصر است چرا که اکنونِ زیستیِ ما ریشه در تاریخی دارد که باید با نقدی رادیکال و رهایی‌بخش و موشکافانه، حفره‌هایش را شناخت و طرحی برای رستگاری آن ریخت.
هدف تئاتر اپیک این است که «صحنه نمایش را از شور و حرارتی که از محتوای طرح اصلی گرفته شده است، خالی کند». به همین منظور انگشت‌گذاشتن روی یک روایت قدیمی نسبت به یک داستان جدید، مناسب‌تر به نظر می‌رسد. برشت این پرسش را پیش می‌کشد که آیا تئاتر اپیک نباید رخدادهایی را برگزیند که به گوش مخاطب آشنا باشند؟ تئاتر اپیک در صدد ایجاد پیوندی با طرح52 است به سان رابطه‌ای که معلم باله با نوآموزش دارد: اولین کار شل کردن مفاصل تا سر حد امکان.
(همان: 148).
نگارنده معتقد است پی‌گیریِ اندیشه بنیامین در بازخوانیِ اسطوره‌های کهن، فارغ از این‌که جایگاه آن را درون نظام سلطه‌محور اکنونِ تاریخی مورد ارزیابی مورد تحلیل قرار دهد؛ با منظری دیالکتیکی، اسطوره را درون شبکه پیچیده سیاسی مدرن بازنماییِ انتقادی می‌کند. در این ژست دیالکتیکی، نویسنده به مثابه سوژه مدرن، نگره و چشم‌انداز خود را به جایگاه اسطوره و نیز «فردیتِ از دست ‌رفته» انسان معاصر در یک بستر سیاسی به چالش می‌کشد. در فصل بعد در نظر دارم اسطوره و امر کهن که خود در یک شبکه متشکل از باورها، سیاست‌ها و تقابل‌ها معنادار می‌شد را در اکنونِ تاریخی که عقلانیت ابزاری و روح مسلط سرمایه‌داری در حال فرو بلعیدن فردیتِ انسان‌ها، سلطه افسارگسیخته بر طبیعت و صرفاً بازنمایی واقعیت موجود است؛ به میانجیِ تفکر انتقادی بنیامین و در برخی موارد به میانجی آرای مکتب فرانکفورت که در این بینش با او هم‌سو هستند، شرح و توضیح دهم. فصل چهارم
یافته‌ها و بحث همان‌گونه که در نوشته‌های پیشین شرح داده شد، مدرنیته نوعی پوست‌اندازی در جهان زیستی و اندیشه‌ای انسان به حساب می‌آید. خیزش‌های بنیان‌براندازِ تفکر مدرن از قرن هفدهم به بعد جهشی محسوب می‌شوند که تا پیش از آن زمان هرگز بدین‌گونه ساحت تفکر را دچار تنش و آشوب نکرده بود. مدرنیته از سویی به دوران حاصل از روشنگری اطلاق می‌شود که در آن تفکر بشری بر خود و قابلیت‌ها و محدودیت‌های ذهنش آگاه شد و نظامی فلسفی بر اساس آرمان‌های مبتنی بر فهم و نیازهای خود را پایه‌گذاری کرد. لذا در این دوره انسان محور فهم و اعتبار شد.
انسان دوره مدرن پی برد که حکمت‌های فراتر از جهان او، از ذهن و حدود و ثغور عقلش خارج‌اند، لذا پس از کشمکش‌های گاه نظری، عملی و حتی خون‌بار ناگزیر از سکوت در برابر اموری شد که نمی‌تواند به طور دقیق به آن‌ها بیندیشد. دکارت با شک دستوری خود و طرح «من می‌اندیشم، پس هستم» اندیشه و ذهن انسان را محور برون‌رفت از تردید بر واقعیت دانست و در نتیجه اصالت واقعیت را به ذهن انسان داد. در ادامه کانت و انقلاب کپرنیکی او، به شکلی ظریف تکمیل‌کننده پروسه تبدیل‌شدن انسان به خدای خود بود. انسان با تکیه به فلسفه کانت صورت‌بندیِ شکلی از بلوغ را تجربه کرد که پیش از آن تجربه نکرده بود. از سوی دیگر متفکران پس از کانت آزادی و آگاهی را در این ظرف بلوغ انسانی و اندیشه خود بنیاد ریختند تا حسرت صدها ساله بشر را به سپیده‌دمان آزادی پیوند دهند و انسان را از زیر یوغ هرگونه چشمِ سوم (سوژه ناظر) بیرون از خود خلاص کنند. این زمینه باعث شد، مفاهیمی که انسان با آنها درگیر بود کاملاً تغییر کنند. اخلاق، اقتصاد، جامعه، سیاست، علم و هنر سراسر معنایی تازه یابند و به راهی جدید روند. آزادی دیگر معنای پیش را نداشت بلکه از گوهری آسمانی به پدیده‌ای زمینی و قابل تعریف تبدیل شده بود. انقلاب‌ مردم فرانسه از دید بسیاری از اندیشمندانِ آن دوره واجد چنین خصلتی و دستاورد حقیقی آن زمان بود. این تحول آغاز تضاد انسان با مفاهیم برای بهتر کردن دنیا و کشمکش برای تعریف نوع زیستش بود. از اینجا می‌توان گفت که مدرنیته نوعی شیوه زیستن و تجربه کردن زندگی به شمار می‌آید که از تحولات صنعتی شدن، شهر نشینی و تفکیک حوزه دینی از غیر دینی ناشی شده است و مشخصات آن عبارت است از فروپاشی اصلاح‌گری، پراکندگی و تحولات سریع و ناماندگاری و نا‌امنی؛ و همچنین همراه است با ادراک‌ تازه‌ای از زمان و مکان: سرعت، تحرک، ارتباطات، سفر، دینامیسم، آشوب و دگرگونی فرهنگی.
مدرنیته، با عبور از نگرش اسطوره‌ای، مبتنی بر اصولی شفاف و دست‌یاب برای عقلانیت و تعریف در حدود فهم جمعی و اخلاق و عرف اجتماعی بنا شده است. در چنین فضایی که محصول تام و تمامِ مدرنیته است؛ تنش‌هایِ رادیکالی میان امر نسبی (نسبیّت) و امر مطلق شکل می‌گیرد، شکلی از گفت‌وگویِ برسازنده و یا به‌عبارتی دیگر: دیالوگِ دیالکتیکال. دیگر گفت‌وگو بین مطلق و انسان خطاکار (آن‌طور که در آیین و]]>

پایان نامه با واژه های کلیدی دگرگونی فرهنگی، عصر اطلاعات، اصالت واقع، صنعتی شدن

جورجو آگامبن( -1942)، فیلسوف معاصر ایتالیایی، که تحت‌تأثیر والتر بنیامین است، درباره فقدان تجربه و محرمیتِ مردمان مدرن از آن، معتقد است که این محرومیت نه محصول خلق‌الساعه مدرنیسم، بلکه نتیجه فرآیندی نهفته، درون پروژه علم مدرن است. وی با ذکرِ بخشی از آرای فرانسیس بیکن48 در کتابِ ارغنون جدید49 این موضوع را پی‌گیری می‌کند:
چیزی بر جای نمی‌ماند مگر تجربه‌ی محض، که وقتی خود حادث شود، تصادف نامیده می‌شود؛ و آن‌گاه که در راه‌اش جهد کنیم، آزمایش. اما این نوع تجربه هیچ نیست مگر دسته‌ی هیزمی وِل و رها [که به کار برپا کردن آتش نمی‌آید]، و به کورمال گشتن و راه جُستن در تاریکی می‌ماند، آن هم زمانی که مردان در دل شب برای یافتن راهِ درست به هر دری می‌زنند و هر راهی را می‌آزمایند، حال آن‌که شاید بهتر باشد منتظر برآمدن آفتاب بمانند یا آتشی فراهم آورند و سپس پای در راه نهند. در سوی مقابل، نظم و ترتیب راستین تجربه با برپا داشتن آتش و سپس نمایاندن راه در پرتو نور آن، آغاز می‌شود، با در پیش گرفتن مسیری از آزمایش‌های به‌سامان و اندیشیده، نه نامناسب و مبهم، و سپس استنتاج اصول بنیادین، و بر مبناب این اصول بنیادین، آزمایش‌های تازه …
(برگرفته از کتاب ارغنون جدید فرانسیس بیکن به نقل از آگامبن، 1390: 60)
مسئله دیگری که بنیامین در فقدان تجربه در عصرِ مدرن مطرح می‌کند مسئله نسبت شکل حماسی با تاریخ‌نگاری است؛ تاریخ‌نگاری به مثابه ثبت تقویمی رویدادها مبتنی بر دوره رخ‌دادن آن‌ها. بنیامین نسبت هر نوع شکل حماسی با تاریخ‌نگاری را با مطرح کردن مفهوم و جایگاهِ «کرونیکل»50 پی می‌گیرد. کرونیکل، شکل حماسیِ قرون وسطایی است که به روایت‌گریِ زندگی و اعمالِ شاهان و قهرمانان ملّی می‌پردازد. بنیامین در شرح جایگاه راویانِ کرونیکل‌های قرون وسطایی، مضامینی مانند رستگاریِ الاهیاتی و وجه معاد‌شناختی رویداد‌های تاریخی را به میان می‌آورد تا اهمیت روایت‌گری و قصه‌گوییِ تاریخ از منظری غیر از رویدادنگاریِ صرف، در زنده‌ نگاه‌داشتن تجربه و رابطه‌اش با شنونده قصه برای تبادل تجربه را بار دیگر تکرار کند. راویان کرونیکل‌ها «با استوارکردن حکایات تاریخی خویش بر نوعی نقشه‌ الوهی برای رستگاری و نجات بشریت ـ آن هم نقشه‌ای مرموز و ناخوانا ـ از همان آغاز از زیر بار تبیین اثبات‌پذیر و استدلالی [وقایع تاریخی] شانه خالی کردند. جای این تبیین را تفسیر و تأویل گرفت که هدفش توصیف دقیق زنجیره وقایع معین نیست، بلکه به چگونگی جای گرفتن این وقایع در بستر جریان سترگ و مرموز جهان می‌پردازد» (بنیامین، 1386: 13).
در فصل بعد تلاش می‌شود به میانجیِ گستره مفاهیم مطرح شده در نظام فکریِ والتر بنیامین، اندیشه جاری‌شده در نظامِ تئاتریِ قرن بیستم تبیین و تشریح شود. آن‌چه در این میان مهم‌تر به نظر می‌رسد بررسیِ رابطه فلسفه مدرنِ مبتنی بر سلطه عقلانیت، علم و تکنولوژی با تراوش‌های آن به درون نظام تئاتر و بازنمایی‌های آن در نمایش‌نامه‌ها و روایت‌های نمایشی قرن بیستم (چه در سنت تئاتری غرب و چه در سنت‌های نمایشی ایران) است.
3ـ1ـ3 تئاتر اپیک (روایی) و بیگانه‌سازی
تبلور مبانیِ شکل‌گیریِ جریان فکری تئاتر اپیک، در رابطه دوستانه و عمیق میان بنیامین و برشت عیان شد. نقد رادیکالِ برشت به تئاتر بورژوازی، نوع نگرش آن به جهان مدرن و صحنه مدرن و نیز بازنمایی صرف واقعیت به شکل ناتورالیستی آن تماشاگر و انسانِ مدرن را از قرار گرفتن در پیوستار میل به سوی حقیقت دور کردن است. برشت تئاتر اپیک را در مقابل تئاتر ارسطویی می‌داند. البته لازم به ذکر است که تئاتر اپیک در برابر کلیتِ تئاتر ارسطویی قرار نمی‌گیرد، بلکه برشت رویِ دو مفهوم بنیادین و تأثیرگذار «غرقه‌شدن» و «کاتارسیس» تأکید می‌کند که در نمایشنامه‌های کلاسیک تماشاگران را در وضعیت انفعالی قرار داده و به عبارت دیگر اجازه تبادل و رابطه‌ای پویا و درگیرانه را از او می‌گیرد. «بیگانه‌سازی» و «فاصله‌گذاری» در مقابل مفاهیمی هستند که برشت در تئاتر اپیک مطرح می‌کند تا تماشاگر مدرن به سوژه‌ای فعال تبدیل شود.
تئاتر اپیک، در راستایِ پروژ‌ه‌ای سیاسی ـ‌ اجتماعی بود که طبق آن توده‌های مردمی که به میانجیِ تئاتر تبدیل به تماشاگر تئاتر می‌شوند، علاوه بر آن تبدیل به کنشگرانی در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی شوند. این‌گونه نگرش برشت در برابر کارکرد ضد تاریخی تئاتر بورژوازی می‌ایستاد و نیز با فعال‌ کردن تماشاگر، ا و را از انسانِ یک جامعه مصرفی به یک تصمیم‌گیرِ جامعه انسانی بدل می‌کرد.
مقاله «تئاتر اپیک چیست؟» نوشته بنیامین، نتیجه رویارویی او با برشت بود. از نظر بنیامین تئاتر اپیک «محصول تخیل تاریخی است» (اشتاین مقدمه میچل، 1382: 16). منظر بنیامین تا حدود بسیاری هم‌راستا با منظر برشت بود و هر دو مسائلی چون تاریخ، امر کهن، جایگاه عقل انتقادی، بازنماییِ امر اسطوره‌ای، دگرگونیِ مفاهیم و جایگاه نویسنده مدرن و نیز صحنه نوینِ تئاتر مدرن را به چالشی اساسی کشاندند. نمونه بسیار واضحِ تلاش‌ها و دستاوردهای برشت در این زمینه،‌ اقدام او در بازنویسی و یا به اصطلاحِ خود برشت «سرقت ادبیِ»51 بود. در این زمینه برشت نمایشنامه‌هایی از شکسپیر و کریستوفر مارلو را مورد بازخوانی و بازنویسی قرار داد و البته باید عنوان کرد که وی نمایشنامه آنتیگونه نوشته سوفوکل را در 1948 مورد بازخوانی قرار داد و به صحنه برد. هدف برشت از این کار طرح، این پرسش اساسی است که «رویدادهای تاریخی و تفسیرشان، چنان‌چه فرآیندهای تاریخی مجدداً ارزیابی شوند، به چیزی متفاوت تبدیل می‌شوند، یا دست‌کم متفاوت یا متمایز با آن رویداد‌ها به نظر خواهند رسید» (همان). در دستگاهِ فکریِ بنیامین می‌توان این کار را تا حدودی، قسمی از ترجمه به شمار آورد که در فصل بعدی در باب ترجمه سنت، میراث و یا ترجمه اساطیر به فراخور زمان و منظر یک نمایشنامه‌نویس و یا ضرورت‌های تاریخی بحث خواهد شد.
تئاتر اپیک از نظر بنیامین معطوف به «تغییر» است. تغییر در دیدگاه نویسنده و زاویه دید او، تغییر در جایگاه تماشاگر و اتخاذ ژستی انتقادی‌تر و پویاتر و نیز به‌طور کلی تغییر در ساحت و ساختار صحنه مدرن که به‌واسطه تئاتر ارسطویی، تئاتر بورژوازی و تئاتر ناتورالیستیِ قرن نوزدهمی به ثبات و انجمادی حاصل فرمولیزه‌کردن و لا‌یتغّیر انگاشتن سویه تاریخی و اسطوره‌ای بدل شده است.
«هیچ چیز لذت‌بخش‌تر از لمیدن روی یک مبل راحتی و خواندن رمان نیست». این عبارت، گفته یکی از راویان قرن نوزدهم است. این عبارت به آرامش و رخوتی اشاره دارد که به خواننده در اثر خواندن داستان و روایتی دست می‌دهد. تصویر معمول از کسی که به دیدنِ اجرایی از یک تئاتر نشسته است، بر خلاف این است. شخصی را در ذهن تصور کنید که با تمام تار و پودش، کنشِ‌ نمایشی را پی می‌گیرد و در آن غرقه می‌شود. مفهومِ تئاتر اپیک، که از برشت به عنوان نظریه‌پرداز بوطیقای تئاتری برخاسته است، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که این تئاتر تمایل به داشتن تماشاگری دارد که با خیال راحت نشسته باشد و بدون هیچ فشاری کنشِ تئاتری را دنبال کند. یقیناً این مخاطب همواره در قالب حضور جمعی ظاهر می‌شود و متفاوت است از آن مخاطبی که در گوشه‌ای با متنش تنهاست.
(بنیامین، 1968: 147).
محور نقد نظری و عملی بنیامین و برشت، برخاسته از نقدی است که هر دو آنان به تعریف (و یا شاید تحریف) تاریخ از سوی نظام سلطه‌ای است که صرفاً بازنمایی سویه واقعیِ امور را می‌پسندد و به هیچ‌گونه دخالت نظری در هسته امر واقعیِ تاریخ و امر کهن علاقه‌ای نشان نمی‌دهد. تئاتر اپیک، بازنمایی امر واقعی را طرد و آن را فریبی بیش نمی‌داند. جهان مبتنی بر عقلانیت ابزاری و فایده‌باوری در پی آن است تا تاریخ، سنت و اسطوره را تحت عنوان تاریخ در آورد و بدان خصلتی تغییر‌ناپذیر ببخشد و در نتیجه با نگرشی صرفاً مبتنی بر بازنمایی صرف با آن برخورد می‌کند. تئاتر اپیک در صدد تاکید کردن، کشف و نشان دادن همان حفره‌ها و سویه‌های پنهان مانده‌ای است که عقل مدرن برای بقایِ خود و سلطه خود از نمایش آن می‌پرهیزد و گسست‌ها را هم‌پوشانی می‌کند.
والتر بنیامین در مقاله «هنر در عصر بازتولیدپذیریِ تکنیکیِ آن»، یکی از تبعات بازتولید‌پذیریِ یک اثر هنری آیینی را از بین رفتن هاله مقدس و به تبع آن از بین رفتن فاصله‌ آن با مخاطب از طریق تکثّر اثر است. همین مفهوم فاصله، در نظام تئاتریِ برشت به گونه‌ای دیگر پردازش می‌شود و برشت مفهوم «فاصله‌گذاری» را پی‌ریزی می‌کند. هدف هر دو آنان خیزی بود در راستایِ توده‌ای کردن هنر و خروج از انفعالِ سوژه‌هایی که سرمایه‌‌داری و علم پوزیتیویستی آن‌ها را در بلعیده است. پیشنهاد بنیامین و برشت، محور قرار دادن تاریخ به جای دوره معاصر است چرا که اکنونِ زیستیِ ما ریشه در تاریخی دارد که باید با نقدی رادیکال و رهایی‌بخش و موشکافانه، حفره‌هایش را شناخت و طرحی برای رستگاری آن ریخت.
هدف تئاتر اپیک این است که «صحنه نمایش را از شور و حرارتی که از محتوای طرح اصلی گرفته شده است، خالی کند». به همین منظور انگشت‌گذاشتن روی یک روایت قدیمی نسبت به یک داستان جدید، مناسب‌تر به نظر می‌رسد. برشت این پرسش را پیش می‌کشد که آیا تئاتر اپیک نباید رخدادهایی را برگزیند که به گوش مخاطب آشنا باشند؟ تئاتر اپیک در صدد ایجاد پیوندی با طرح52 است به سان رابطه‌ای که معلم باله با نوآموزش دارد: اولین کار شل کردن مفاصل تا سر حد امکان.
(همان: 148).
نگارنده معتقد است پی‌گیریِ اندیشه بنیامین در بازخوانیِ اسطوره‌های کهن، فارغ از این‌که جایگاه آن را درون نظام سلطه‌محور اکنونِ تاریخی مورد ارزیابی مورد تحلیل قرار دهد؛ با منظری دیالکتیکی، اسطوره را درون شبکه پیچیده سیاسی مدرن بازنماییِ انتقادی می‌کند. در این ژست دیالکتیکی، نویسنده به مثابه سوژه مدرن، نگره و چشم‌انداز خود را به جایگاه اسطوره و نیز «فردیتِ از دست ‌رفته» انسان معاصر در یک بستر سیاسی به چالش می‌کشد. در فصل بعد در نظر دارم اسطوره و امر کهن که خود در یک شبکه متشکل از باورها، سیاست‌ها و تقابل‌ها معنادار می‌شد را در اکنونِ تاریخی که عقلانیت ابزاری و روح مسلط سرمایه‌داری در حال فرو بلعیدن فردیتِ انسان‌ها، سلطه افسارگسیخته بر طبیعت و صرفاً بازنمایی واقعیت موجود است؛ به میانجیِ تفکر انتقادی بنیامین و در برخی موارد به میانجی آرای مکتب فرانکفورت که در این بینش با او هم‌سو هستند، شرح و توضیح دهم. فصل چهارم
یافته‌ها و بحث همان‌گونه که در نوشته‌های پیشین شرح داده شد، مدرنیته نوعی پوست‌اندازی در جهان زیستی و اندیشه‌ای انسان به حساب می‌آید. خیزش‌های بنیان‌براندازِ تفکر مدرن از قرن هفدهم به بعد جهشی محسوب می‌شوند که تا پیش از آن زمان هرگز بدین‌گونه ساحت تفکر را دچار تنش و آشوب نکرده بود. مدرنیته از سویی به دوران حاصل از روشنگری اطلاق می‌شود که در آن تفکر بشری بر خود و قابلیت‌ها و محدودیت‌های ذهنش آگاه شد و نظامی فلسفی بر اساس آرمان‌های مبتنی بر فهم و نیازهای خود را پایه‌گذاری کرد. لذا در این دوره انسان محور فهم و اعتبار شد.
انسان دوره مدرن پی برد که حکمت‌های فراتر از جهان او، از ذهن و حدود و ثغور عقلش خارج‌اند، لذا پس از کشمکش‌های گاه نظری، عملی و حتی خون‌بار ناگزیر از سکوت در برابر اموری شد که نمی‌تواند به طور دقیق به آن‌ها بیندیشد. دکارت با شک دستوری خود و طرح «من می‌اندیشم، پس هستم» اندیشه و ذهن انسان را محور برون‌رفت از تردید بر واقعیت دانست و در نتیجه اصالت واقعیت را به ذهن انسان داد. در ادامه کانت و انقلاب کپرنیکی او، به شکلی ظریف تکمیل‌کننده پروسه تبدیل‌شدن انسان به خدای خود بود. انسان با تکیه به فلسفه کانت صورت‌بندیِ شکلی از بلوغ را تجربه کرد که پیش از آن تجربه نکرده بود. از سوی دیگر متفکران پس از کانت آزادی و آگاهی را در این ظرف بلوغ انسانی و اندیشه خود بنیاد ریختند تا حسرت صدها ساله بشر را به سپیده‌دمان آزادی پیوند دهند و انسان را از زیر یوغ هرگونه چشمِ سوم (سوژه ناظر) بیرون از خود خلاص کنند. این زمینه باعث شد، مفاهیمی که انسان با آنها درگیر بود کاملاً تغییر کنند. اخلاق، اقتصاد، جامعه، سیاست، علم و هنر سراسر معنایی تازه یابند و به راهی جدید روند. آزادی دیگر معنای پیش را نداشت بلکه از گوهری آسمانی به پدیده‌ای زمینی و قابل تعریف تبدیل شده بود. انقلاب‌ مردم فرانسه از دید بسیاری از اندیشمندانِ آن دوره واجد چنین خصلتی و دستاورد حقیقی آن زمان بود. این تحول آغاز تضاد انسان با مفاهیم برای بهتر کردن دنیا و کشمکش برای تعریف نوع زیستش بود. از اینجا می‌توان گفت که مدرنیته نوعی شیوه زیستن و تجربه کردن زندگی به شمار می‌آید که از تحولات صنعتی شدن، شهر نشینی و تفکیک حوزه دینی از غیر دینی ناشی شده است و مشخصات آن عبارت است از فروپاشی اصلاح‌گری، پراکندگی و تحولات سریع و ناماندگاری و نا‌امنی؛ و همچنین همراه است با ادراک‌ تازه‌ای از زمان و مکان: سرعت، تحرک، ارتباطات، سفر، دینامیسم، آشوب و دگرگونی فرهنگی.
مدرنیته، با عبور از نگرش اسطوره‌ای، مبتنی بر اصولی شفاف و دست‌یاب برای عقلانیت و تعریف در حدود فهم جمعی و اخلاق و عرف اجتماعی بنا شده است. در چنین فضایی که محصول تام و تمامِ مدرنیته است؛ تنش‌هایِ رادیکالی میان امر نسبی (نسبیّت) و امر مطلق شکل می‌گیرد، شکلی از گفت‌وگویِ برسازنده و یا به‌عبارتی دیگر: دیالوگِ دیالکتیکال. دیگر گفت‌وگو بین مطلق و انسان خطاکار (آن‌طور که در آیین و]]>

پایان نامه با کلید واژگان جایگاه، قصه‌گو، بررسی، آرش

(بنیامین، 1386: 9)
مسئله‌ای که در جایگاه قصه و قصه‌گو برای بنیامین مطرح است؛ رابطه‌ای است که قصه با طبیعت برقرار می‌کند و نخستین نمود آن در داستان پریان جلوه‌گر می‌شود. داستان پریان روایت تلاش‌های بشر برای رهایی از اسطوره بود. جادوی رهایی‌بخشی که در قصه‌های پریان وجود دارد، با طبیعت به شکل اسطوره‌ای درگیر نمی‌شود، بلکه آن را در همراهی با انسانی نشان می‌دهد که آزاد شده است (لوییس، 1384: 75). این وضعیت می‌تواند بدون در نظر گرفتن ترس از کابوس اسطوره، امکانی را فراهم کند که والتر بنیامین درون قصه و جایگاه قصه‌گو می‌دید؛ این امکان همانا بحث تبادل تجربه است.
در این بخش نگارنده در نظر دارد تا به یاری مفاهیمی چون فقدان تجربه، تلاش برای بازیابی تجربه، قصه‌گو به مثابه سوژه مدرن و روایت به عنوان فرآیندی که درون آن تجربه و تبادل تجربه می‌شود؛ به بحث و بررسی نمونه‌ای از ادبیات نمایشیِ ایران که با خصلت روایتگری و قصه‌گویی، سعی در مبادله تجربه دارد. تجربه‌ای که به‌واسطه زندگی در عصر روزنامه‌ها، اطلاعات و داده‌های تقلیل‌یافته و ناب و حیات روزمره بی‌اتفاق رفته رفته به نابودی گراییده است و برخی از نویسندگان با استفاده مدرن از بافتار سنت بدون در غلتیدن در سویه ستایش‌آمیز آن و نیز بدون نگاه و نگره‌ای فایده‌باورانه یعنی بدون اندیشیدن به رابطه وسیله‌ـ هدف (عقلانیت ابزاری)، سعی در رستگاری امیدهای برجا مانده از گذشته دارند.
4ـ2ـ1 نمونه مورد مطالعه
نمونه مورد مطالعه‌ای که در این بخش تلاش می‌شود تا به‌واسطه آن مقوله بازیابیِ تجربه در دوره زوال آن، بررسی شود، روایت (برخوانیِ) آرش نوشته بهرام بیضایی است. متنی منبعِ نوشتاریِ کهنی ندارد و افسانه‌ای است که سینه به سینه و خودْ از طریق روایتگری به دوران ما رسیده است. در این نوشتار هدف نه بررسی نقاط قوت و ضعف متن و یا بررسی جایگاه زبان متن بلکه هدف، بررسیِ جایگاه سنت روایت‌گری و قصه‌گویی است که در بافتار ادبیات عامیانه نمایشیِ ایران به انحای مختلف وجود داشته است و بیضایی در مقامِ سوژه معاصر، این افسانه ملی را نه در قالب نمایشنامه که به‌صورت یک قصه قابل نقل کردن برای یک جمع، به رشته تحریر درآورده است.
برخوانیِ آرش، یکی از سه متنی است که بیضایی در قالب روایی نگاشته است. داستان آرش درباره ستوربانی ایرانی است که از جانب دشمن، مأمور پرتاب تیری می‌شود که در نقطه فرود آمدنش، مرز ایران مشخص می‌شود. همگان در سپاهِ ایران آرش را خیانت‌کار می‌دانند و او نخواسته تیری را می‌افکند که روزها و شب‌ها می‌رود و باز نمی‌ایستد. آرش در پای البرز می‌میرد و مردمان هنوز منتظر بازگشت قهرمانِ خود هستند و روایت در این نقطه به پایان می‌رسد.
به‌عقیده والتر بنیامین، قصه‌گو در انتقال تجربه مردمانِ پیش از جریان تکنولوژیکِ مدرن که همراه با خود پوزیتیویسم، عقل‌گرایی، جنگ‌های بزرگ جهانی، صنعت چاپ را به ارمغان آورد؛ جایگاه بی‌همتایی داشت، اما وی زوالِ حقیقی قصه‌گویی را ورود رمان به جهانِ اندیشه‌ای انسان می‌داند. خواننده رمان در قیاس با شنونده قصه رفتار و منشیْ یکسره متفاوت و دگرگونه دارد. چرا که «شنونده قصه همنشین قصه‌گوست؛‌حتی کسی که قصه‌ای را می‌خواند، شریک این همنشینی است. اما خواننده رمان بیش از هر خواننده دیگری منزوی است» (بنیامین، 1386: 16). همنشینی با قصه‌گو، خودْ خالقِ تصاویری تکین است که محصول جدال قصه با تخیل و جدال تجربه قصه‌گو با ذهنیتِ شنونده می‌شود.
برخوانیِ آرش، بازگویی و تصویرسازِ روابط شخصیت‌های درونِ خود نیست. بلکه مجموعه روابطْ به واسطه قصه‌گوییِ یک یا چندین برخوان با شنوندگانی شکل می‌گیرد که از مبادله اطلاعات گریزانند و سطح تبادل را عمیق‌تر از آن‌چه داده‌های روزمره ارائه می‌کنند، می‌طلبند. برخوانیِ آرش، طبیعت را نه در مقام شکلِ اسطوره‌ایِ خود که در مقام بستری بدون هراس، قابل تجربه و حتی شناخت‌پذیر عینی می‌کند. شخصیت‌ها در برابر او شکل می‌گیرند و راوی (قصه‌گو) در مقابل چشمان شنوندگان نقش‌پوشی می‌کنند و اولین مبادله، مبادله نگاه است.
خواندن، شنیدن و یا دیدن روایت‌هایی با چنین ویژگی‌هایی در سنت نمایشی ایران، بی‌شباهت با جایگاه تماشاگر در تئاتر اپیکِ برشتی نیست: حضور جمعی توأم با واکنش‌هایِ بی‌درنگِ افرادی که به موضوع علاقه‌مند هستند.
این علاقه‌مندی دو هدف را پدید می‌آورد: اولین هدف کنشِ نمایشی است. (کنش) باید آن‌سان باشد که مخاطب بتواند در لحظه‌های حساس و تعیین‌کننده بر حسب تجربه‌های درونی و شخصی‌اش، آن را مورد بررسی و قضاوت قرار دهد. هدف دوم اجراست، که باید با حساسیت و شفافیت هنرمندانه‌ای، صریح و روشن به روی صحنه آورده شود..
(بنیامین، 1968: 147)
فصل پنجم
نتیجه‌گیری ]]>

پایان نامه با کلید واژگان دگرگونی فرهنگی، عصر اطلاعات، اصالت واقع، صنعتی شدن

جورجو آگامبن( -1942)، فیلسوف معاصر ایتالیایی، که تحت‌تأثیر والتر بنیامین است، درباره فقدان تجربه و محرمیتِ مردمان مدرن از آن، معتقد است که این محرومیت نه محصول خلق‌الساعه مدرنیسم، بلکه نتیجه فرآیندی نهفته، درون پروژه علم مدرن است. وی با ذکرِ بخشی از آرای فرانسیس بیکن48 در کتابِ ارغنون جدید49 این موضوع را پی‌گیری می‌کند:
چیزی بر جای نمی‌ماند مگر تجربه‌ی محض، که وقتی خود حادث شود، تصادف نامیده می‌شود؛ و آن‌گاه که در راه‌اش جهد کنیم، آزمایش. اما این نوع تجربه هیچ نیست مگر دسته‌ی هیزمی وِل و رها [که به کار برپا کردن آتش نمی‌آید]، و به کورمال گشتن و راه جُستن در تاریکی می‌ماند، آن هم زمانی که مردان در دل شب برای یافتن راهِ درست به هر دری می‌زنند و هر راهی را می‌آزمایند، حال آن‌که شاید بهتر باشد منتظر برآمدن آفتاب بمانند یا آتشی فراهم آورند و سپس پای در راه نهند. در سوی مقابل، نظم و ترتیب راستین تجربه با برپا داشتن آتش و سپس نمایاندن راه در پرتو نور آن، آغاز می‌شود، با در پیش گرفتن مسیری از آزمایش‌های به‌سامان و اندیشیده، نه نامناسب و مبهم، و سپس استنتاج اصول بنیادین، و بر مبناب این اصول بنیادین، آزمایش‌های تازه …
(برگرفته از کتاب ارغنون جدید فرانسیس بیکن به نقل از آگامبن، 1390: 60)
مسئله دیگری که بنیامین در فقدان تجربه در عصرِ مدرن مطرح می‌کند مسئله نسبت شکل حماسی با تاریخ‌نگاری است؛ تاریخ‌نگاری به مثابه ثبت تقویمی رویدادها مبتنی بر دوره رخ‌دادن آن‌ها. بنیامین نسبت هر نوع شکل حماسی با تاریخ‌نگاری را با مطرح کردن مفهوم و جایگاهِ «کرونیکل»50 پی می‌گیرد. کرونیکل، شکل حماسیِ قرون وسطایی است که به روایت‌گریِ زندگی و اعمالِ شاهان و قهرمانان ملّی می‌پردازد. بنیامین در شرح جایگاه راویانِ کرونیکل‌های قرون وسطایی، مضامینی مانند رستگاریِ الاهیاتی و وجه معاد‌شناختی رویداد‌های تاریخی را به میان می‌آورد تا اهمیت روایت‌گری و قصه‌گوییِ تاریخ از منظری غیر از رویدادنگاریِ صرف، در زنده‌ نگاه‌داشتن تجربه و رابطه‌اش با شنونده قصه برای تبادل تجربه را بار دیگر تکرار کند. راویان کرونیکل‌ها «با استوارکردن حکایات تاریخی خویش بر نوعی نقشه‌ الوهی برای رستگاری و نجات بشریت ـ آن هم نقشه‌ای مرموز و ناخوانا ـ از همان آغاز از زیر بار تبیین اثبات‌پذیر و استدلالی [وقایع تاریخی] شانه خالی کردند. جای این تبیین را تفسیر و تأویل گرفت که هدفش توصیف دقیق زنجیره وقایع معین نیست، بلکه به چگونگی جای گرفتن این وقایع در بستر جریان سترگ و مرموز جهان می‌پردازد» (بنیامین، 1386: 13).
در فصل بعد تلاش می‌شود به میانجیِ گستره مفاهیم مطرح شده در نظام فکریِ والتر بنیامین، اندیشه جاری‌شده در نظامِ تئاتریِ قرن بیستم تبیین و تشریح شود. آن‌چه در این میان مهم‌تر به نظر می‌رسد بررسیِ رابطه فلسفه مدرنِ مبتنی بر سلطه عقلانیت، علم و تکنولوژی با تراوش‌های آن به درون نظام تئاتر و بازنمایی‌های آن در نمایش‌نامه‌ها و روایت‌های نمایشی قرن بیستم (چه در سنت تئاتری غرب و چه در سنت‌های نمایشی ایران) است.
3ـ1ـ3 تئاتر اپیک (روایی) و بیگانه‌سازی
تبلور مبانیِ شکل‌گیریِ جریان فکری تئاتر اپیک، در رابطه دوستانه و عمیق میان بنیامین و برشت عیان شد. نقد رادیکالِ برشت به تئاتر بورژوازی، نوع نگرش آن به جهان مدرن و صحنه مدرن و نیز بازنمایی صرف واقعیت به شکل ناتورالیستی آن تماشاگر و انسانِ مدرن را از قرار گرفتن در پیوستار میل به سوی حقیقت دور کردن است. برشت تئاتر اپیک را در مقابل تئاتر ارسطویی می‌داند. البته لازم به ذکر است که تئاتر اپیک در برابر کلیتِ تئاتر ارسطویی قرار نمی‌گیرد، بلکه برشت رویِ دو مفهوم بنیادین و تأثیرگذار «غرقه‌شدن» و «کاتارسیس» تأکید می‌کند که در نمایشنامه‌های کلاسیک تماشاگران را در وضعیت انفعالی قرار داده و به عبارت دیگر اجازه تبادل و رابطه‌ای پویا و درگیرانه را از او می‌گیرد. «بیگانه‌سازی» و «فاصله‌گذاری» در مقابل مفاهیمی هستند که برشت در تئاتر اپیک مطرح می‌کند تا تماشاگر مدرن به سوژه‌ای فعال تبدیل شود.
تئاتر اپیک، در راستایِ پروژ‌ه‌ای سیاسی ـ‌ اجتماعی بود که طبق آن توده‌های مردمی که به میانجیِ تئاتر تبدیل به تماشاگر تئاتر می‌شوند، علاوه بر آن تبدیل به کنشگرانی در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی شوند. این‌گونه نگرش برشت در برابر کارکرد ضد تاریخی تئاتر بورژوازی می‌ایستاد و نیز با فعال‌ کردن تماشاگر، ا و را از انسانِ یک جامعه مصرفی به یک تصمیم‌گیرِ جامعه انسانی بدل می‌کرد.
مقاله «تئاتر اپیک چیست؟» نوشته بنیامین، نتیجه رویارویی او با برشت بود. از نظر بنیامین تئاتر اپیک «محصول تخیل تاریخی است» (اشتاین مقدمه میچل، 1382: 16). منظر بنیامین تا حدود بسیاری هم‌راستا با منظر برشت بود و هر دو مسائلی چون تاریخ، امر کهن، جایگاه عقل انتقادی، بازنماییِ امر اسطوره‌ای، دگرگونیِ مفاهیم و جایگاه نویسنده مدرن و نیز صحنه نوینِ تئاتر مدرن را به چالشی اساسی کشاندند. نمونه بسیار واضحِ تلاش‌ها و دستاوردهای برشت در این زمینه،‌ اقدام او در بازنویسی و یا به اصطلاحِ خود برشت «سرقت ادبیِ»51 بود. در این زمینه برشت نمایشنامه‌هایی از شکسپیر و کریستوفر مارلو را مورد بازخوانی و بازنویسی قرار داد و البته باید عنوان کرد که وی نمایشنامه آنتیگونه نوشته سوفوکل را در 1948 مورد بازخوانی قرار داد و به صحنه برد. هدف برشت از این کار طرح، این پرسش اساسی است که «رویدادهای تاریخی و تفسیرشان، چنان‌چه فرآیندهای تاریخی مجدداً ارزیابی شوند، به چیزی متفاوت تبدیل می‌شوند، یا دست‌کم متفاوت یا متمایز با آن رویداد‌ها به نظر خواهند رسید» (همان). در دستگاهِ فکریِ بنیامین می‌توان این کار را تا حدودی، قسمی از ترجمه به شمار آورد که در فصل بعدی در باب ترجمه سنت، میراث و یا ترجمه اساطیر به فراخور زمان و منظر یک نمایشنامه‌نویس و یا ضرورت‌های تاریخی بحث خواهد شد.
تئاتر اپیک از نظر بنیامین معطوف به «تغییر» است. تغییر در دیدگاه نویسنده و زاویه دید او، تغییر در جایگاه تماشاگر و اتخاذ ژستی انتقادی‌تر و پویاتر و نیز به‌طور کلی تغییر در ساحت و ساختار صحنه مدرن که به‌واسطه تئاتر ارسطویی، تئاتر بورژوازی و تئاتر ناتورالیستیِ قرن نوزدهمی به ثبات و انجمادی حاصل فرمولیزه‌کردن و لا‌یتغّیر انگاشتن سویه تاریخی و اسطوره‌ای بدل شده است.
«هیچ چیز لذت‌بخش‌تر از لمیدن روی یک مبل راحتی و خواندن رمان نیست». این عبارت، گفته یکی از راویان قرن نوزدهم است. این عبارت به آرامش و رخوتی اشاره دارد که به خواننده در اثر خواندن داستان و روایتی دست می‌دهد. تصویر معمول از کسی که به دیدنِ اجرایی از یک تئاتر نشسته است، بر خلاف این است. شخصی را در ذهن تصور کنید که با تمام تار و پودش، کنشِ‌ نمایشی را پی می‌گیرد و در آن غرقه می‌شود. مفهومِ تئاتر اپیک، که از برشت به عنوان نظریه‌پرداز بوطیقای تئاتری برخاسته است، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که این تئاتر تمایل به داشتن تماشاگری دارد که با خیال راحت نشسته باشد و بدون هیچ فشاری کنشِ تئاتری را دنبال کند. یقیناً این مخاطب همواره در قالب حضور جمعی ظاهر می‌شود و متفاوت است از آن مخاطبی که در گوشه‌ای با متنش تنهاست.
(بنیامین، 1968: 147).
محور نقد نظری و عملی بنیامین و برشت، برخاسته از نقدی است که هر دو آنان به تعریف (و یا شاید تحریف) تاریخ از سوی نظام سلطه‌ای است که صرفاً بازنمایی سویه واقعیِ امور را می‌پسندد و به هیچ‌گونه دخالت نظری در هسته امر واقعیِ تاریخ و امر کهن علاقه‌ای نشان نمی‌دهد. تئاتر اپیک، بازنمایی امر واقعی را طرد و آن را فریبی بیش نمی‌داند. جهان مبتنی بر عقلانیت ابزاری و فایده‌باوری در پی آن است تا تاریخ، سنت و اسطوره را تحت عنوان تاریخ در آورد و بدان خصلتی تغییر‌ناپذیر ببخشد و در نتیجه با نگرشی صرفاً مبتنی بر بازنمایی صرف با آن برخورد می‌کند. تئاتر اپیک در صدد تاکید کردن، کشف و نشان دادن همان حفره‌ها و سویه‌های پنهان مانده‌ای است که عقل مدرن برای بقایِ خود و سلطه خود از نمایش آن می‌پرهیزد و گسست‌ها را هم‌پوشانی می‌کند.
والتر بنیامین در مقاله «هنر در عصر بازتولیدپذیریِ تکنیکیِ آن»، یکی از تبعات بازتولید‌پذیریِ یک اثر هنری آیینی را از بین رفتن هاله مقدس و به تبع آن از بین رفتن فاصله‌ آن با مخاطب از طریق تکثّر اثر است. همین مفهوم فاصله، در نظام تئاتریِ برشت به گونه‌ای دیگر پردازش می‌شود و برشت مفهوم «فاصله‌گذاری» را پی‌ریزی می‌کند. هدف هر دو آنان خیزی بود در راستایِ توده‌ای کردن هنر و خروج از انفعالِ سوژه‌هایی که سرمایه‌‌داری و علم پوزیتیویستی آن‌ها را در بلعیده است. پیشنهاد بنیامین و برشت، محور قرار دادن تاریخ به جای دوره معاصر است چرا که اکنونِ زیستیِ ما ریشه در تاریخی دارد که باید با نقدی رادیکال و رهایی‌بخش و موشکافانه، حفره‌هایش را شناخت و طرحی برای رستگاری آن ریخت.
هدف تئاتر اپیک این است که «صحنه نمایش را از شور و حرارتی که از محتوای طرح اصلی گرفته شده است، خالی کند». به همین منظور انگشت‌گذاشتن روی یک روایت قدیمی نسبت به یک داستان جدید، مناسب‌تر به نظر می‌رسد. برشت این پرسش را پیش می‌کشد که آیا تئاتر اپیک نباید رخدادهایی را برگزیند که به گوش مخاطب آشنا باشند؟ تئاتر اپیک در صدد ایجاد پیوندی با طرح52 است به سان رابطه‌ای که معلم باله با نوآموزش دارد: اولین کار شل کردن مفاصل تا سر حد امکان.
(همان: 148).
نگارنده معتقد است پی‌گیریِ اندیشه بنیامین در بازخوانیِ اسطوره‌های کهن، فارغ از این‌که جایگاه آن را درون نظام سلطه‌محور اکنونِ تاریخی مورد ارزیابی مورد تحلیل قرار دهد؛ با منظری دیالکتیکی، اسطوره را درون شبکه پیچیده سیاسی مدرن بازنماییِ انتقادی می‌کند. در این ژست دیالکتیکی، نویسنده به مثابه سوژه مدرن، نگره و چشم‌انداز خود را به جایگاه اسطوره و نیز «فردیتِ از دست ‌رفته» انسان معاصر در یک بستر سیاسی به چالش می‌کشد. در فصل بعد در نظر دارم اسطوره و امر کهن که خود در یک شبکه متشکل از باورها، سیاست‌ها و تقابل‌ها معنادار می‌شد را در اکنونِ تاریخی که عقلانیت ابزاری و روح مسلط سرمایه‌داری در حال فرو بلعیدن فردیتِ انسان‌ها، سلطه افسارگسیخته بر طبیعت و صرفاً بازنمایی واقعیت موجود است؛ به میانجیِ تفکر انتقادی بنیامین و در برخی موارد به میانجی آرای مکتب فرانکفورت که در این بینش با او هم‌سو هستند، شرح و توضیح دهم. فصل چهارم
یافته‌ها و بحث همان‌گونه که در نوشته‌های پیشین شرح داده شد، مدرنیته نوعی پوست‌اندازی در جهان زیستی و اندیشه‌ای انسان به حساب می‌آید. خیزش‌های بنیان‌براندازِ تفکر مدرن از قرن هفدهم به بعد جهشی محسوب می‌شوند که تا پیش از آن زمان هرگز بدین‌گونه ساحت تفکر را دچار تنش و آشوب نکرده بود. مدرنیته از سویی به دوران حاصل از روشنگری اطلاق می‌شود که در آن تفکر بشری بر خود و قابلیت‌ها و محدودیت‌های ذهنش آگاه شد و نظامی فلسفی بر اساس آرمان‌های مبتنی بر فهم و نیازهای خود را پایه‌گذاری کرد. لذا در این دوره انسان محور فهم و اعتبار شد.
انسان دوره مدرن پی برد که حکمت‌های فراتر از جهان او، از ذهن و حدود و ثغور عقلش خارج‌اند، لذا پس از کشمکش‌های گاه نظری، عملی و حتی خون‌بار ناگزیر از سکوت در برابر اموری شد که نمی‌تواند به طور دقیق به آن‌ها بیندیشد. دکارت با شک دستوری خود و طرح «من می‌اندیشم، پس هستم» اندیشه و ذهن انسان را محور برون‌رفت از تردید بر واقعیت دانست و در نتیجه اصالت واقعیت را به ذهن انسان داد. در ادامه کانت و انقلاب کپرنیکی او، به شکلی ظریف تکمیل‌کننده پروسه تبدیل‌شدن انسان به خدای خود بود. انسان با تکیه به فلسفه کانت صورت‌بندیِ شکلی از بلوغ را تجربه کرد که پیش از آن تجربه نکرده بود. از سوی دیگر متفکران پس از کانت آزادی و آگاهی را در این ظرف بلوغ انسانی و اندیشه خود بنیاد ریختند تا حسرت صدها ساله بشر را به سپیده‌دمان آزادی پیوند دهند و انسان را از زیر یوغ هرگونه چشمِ سوم (سوژه ناظر) بیرون از خود خلاص کنند. این زمینه باعث شد، مفاهیمی که انسان با آنها درگیر بود کاملاً تغییر کنند. اخلاق، اقتصاد، جامعه، سیاست، علم و هنر سراسر معنایی تازه یابند و به راهی جدید روند. آزادی دیگر معنای پیش را نداشت بلکه از گوهری آسمانی به پدیده‌ای زمینی و قابل تعریف تبدیل شده بود. انقلاب‌ مردم فرانسه از دید بسیاری از اندیشمندانِ آن دوره واجد چنین خصلتی و دستاورد حقیقی آن زمان بود. این تحول آغاز تضاد انسان با مفاهیم برای بهتر کردن دنیا و کشمکش برای تعریف نوع زیستش بود. از اینجا می‌توان گفت که مدرنیته نوعی شیوه زیستن و تجربه کردن زندگی به شمار می‌آید که از تحولات صنعتی شدن، شهر نشینی و تفکیک حوزه دینی از غیر دینی ناشی شده است و مشخصات آن عبارت است از فروپاشی اصلاح‌گری، پراکندگی و تحولات سریع و ناماندگاری و نا‌امنی؛ و همچنین همراه است با ادراک‌ تازه‌ای از زمان و مکان: سرعت، تحرک، ارتباطات، سفر، دینامیسم، آشوب و دگرگونی فرهنگی.
مدرنیته، با عبور از نگرش اسطوره‌ای، مبتنی بر اصولی شفاف و دست‌یاب برای عقلانیت و تعریف در حدود فهم جمعی و اخلاق و عرف اجتماعی بنا شده است. در چنین فضایی که محصول تام و تمامِ مدرنیته است؛ تنش‌هایِ رادیکالی میان امر نسبی (نسبیّت) و امر مطلق شکل می‌گیرد، شکلی از گفت‌وگویِ برسازنده و یا به‌عبارتی دیگر: دیالوگِ دیالکتیکال. دیگر گفت‌وگو بین مطلق و انسان خطاکار (آن‌طور که در آیین و]]>

پایان نامه ارشد رایگان درمورد عملکرد کارکنان، استان لرستان، سطح معنادار، سابقه خدمت

3-3- جامعه آماری
جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان صف و ستاد سازمان ( 259 نفر) می باشد .
3-4- شیوه نمونهگیری و حجم نمونه
نمونهگیری انواع گوناگونی دارد و روشی که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است روش نمونهگیری تصادفی طبقه ای می‌باشد. با توجه به اینکه جامعه مورد مطالعه محدود میباشد، از جدول مورگان برای تعیین حجم نمونه استفاده شد. در کل تعداد 165 عدد پرسشنامه توزیع گردید، که از این تعداد 160 پرسشنامه برگشت داده شد و در نهایت تعداد 159 عدد پرسشنامه قابل قبول مبنای انجام پژوهش قرار گرفت.
3-5- روشهای جمع‌آوری داده ها
مهمترین روشهای گردآوری دادهها در این پژوهش بدین شرح است :
1) مطالعات کتابخانه‌ای
در این قسمت جهت گردآوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری و ادبیات پژوهش موضوع، از منابع کتابخانه‌ای، مقالات، کتابهای مورد نیاز و نیز از منابع اینترنتی استفاده شده است.
2) پژوهشهای میدانی
در این قسمت به منظور جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات برای تجزیه و تحلیل از پرسشنامه استفاده میگردد. پس از آنکه مفاهیم و فرضیههای پژوهش بطور روشن شکل گرفتند و اطلاعات اولیه و ضروری در ارتباط باآنها فراهم و آماده گردید، نوبت به تهیه پرسشنامه رسید. از میان طیفهای مختلفی که در ارتباط با تهیه پرسشنامه وجود دارد در این پژوهش از طیف پنج طبقهای لیکرت (1 تا 5) که عدد یک مبین کمترین امتیاز و عدد پنج نشان دهنده بیشترین امتیاز میباشد، استفاده شده است. در این پژوهش بر مبنای ادبیات و مبانی نظری پژوهش، ونظرات و پیشنهادات صاحبنظران، پرسشنامه استانداردی تنظیم گردیده است.
3-5-1- اجزای پرسشنامه
پرسشنامه شامل سه بخش عمده می‌باشد :
1) مقدمه‌ای در مورد موضوع پژوهش: در این قسمت هدف از گردآوری داده‌ها به وسیله پرسشنامه و ضرورت همکاری پاسخ دهنده در ارائه داده‌های مورد نیاز، بیان شده است. برای این منظور بر با ارزش بودن داده‌های حاصل از پرسشنامه تأکید گردیده تا پاسخ دهنده به طور مناسب پاسخ سوالها را ارائه دهد.
2) سوال‌های پرسشنامه : این بخش از پرسشنامه شامل دو قسمت است :
الف) سوالات عمومی : در سوالات عمومی سعی شده است که اطلاعات کلی و جمعیت شناختی در رابطه با پاسخدهندگان جمع‌آوری گردد، که شامل 4 سوال در زمینه های جنسیت، سن، تحصیلات و سابقه خدمت می باشد.
ب) سوالات تخصصی:
سؤالات اختصاصی شامل 35 سوال میباشدکه از پاسخدهندگان خواسته شده است تا نظر خود را ازکاملاً مخالف تا کاملاً موافق در پاسخنامهای که بصورت طیف لیکرت تنظیم گردیده است مشخص نمایند.
جدول 3-1: طیف لیکرت
گزینه انتخابی
کاملا موافقم
موافقم
متوسط
مخالفم
کاملا مخالفم
امتیاز
5
4
3
2
1 طیف لیکرت که در جدول فوق مشخص گردیده است، یک مقیاس فاصلهای است که از طریق آن میتوان حساسیت، نگرش، تعلق یا باور و احساسات پاسخگو راتعیین کرد. دلیل این امر آن است که پاسخ دهندهای که نسبت به یک پدیده یا موضوع خاص دارای نگرش ، باور یا حساسیت عاطفی کم، یا شدید باشد، این باور و حساسیت را خواه جنبه مثبت داشته باشد، خواه جنبه منفی، از طریق انتخاب عبارت مربوط به پدیده و یا موضوع مورد نظر از خود بروز خواهد داد(خاکی،1384). جدول 3-2 متغیرها و تعداد سولات مربوط به هر متغیر را نشان میدهد.
جدول 3-2: متغیرها و تعداد سوالات مربوط به هر متغیر
متغیر مورد بررسی
تعداد سوالات (شماره سوالات)
خدمات رفاهی
1-4
ایمنی
5-6
بهداشت
7-9
مزایا
10-13
نوآوری
14-15
اثربخشی
16-19
کارایی
20-24
کیفیت
25-27
بهره وری
28-29
کیفیت زندگی کاری
30-35
جهت دسترسی به پرسشنامه این پژوهش نسخه ای از آن در پیوست موجود است.
3-5-2- روایی پرسشنامه
دراین پژوهش برای بررسی روایی پرسشنامه از روایی صوری استفاده شده است که برای این منظورتعدادی پرسشنامه به استادان راهنما، مشاور و صاحبنظران دیگر داده شد. در نهایت پس از اعمال نظرات نهایی آنان، پرسشنامه نهایی تدوین گردید و بدین طریق روایی صوری پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت.
3-5-3- تعیین پایایی پرسشنامه:
در این پژوهش به منظور تعیین پایایی آزمون از روش آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. با توجه به واریانس هریک از سؤالات و همچنین واریانس کل آزمون که به دست آمد ضریب آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزارSPSS محاسبه گردید. با توجه به اینکه در پژوهشات علوم انسانی، ضریب آلفای بالاتر از 0.75 قابل قبول است(کرونباخ، 1951)، لذا پایایی پرسشنامه مذکور با توجه به اینکه هم مقدار آلفای کل آن و هم متغیرها بصورت مجزا بالاتر از مقدار75/0 می باشد، خوب ارزیابی می شود. در جدول 3-3 میزان ضرایب آلفای کرونباخ برای هر یک از عاملها به تفکیک آورده شده است. جدول 3-3: ضرایب آلفای کرونباخ
متغیر
ضریب آلفای کرونباخ
شیوه های حفظ و نگهداری
80/0
عملکرد کارکنان
85/0 3-6- متغیرها و الگوی پیشنهادی پژوهش:
متغیرهای شناسایی شده در این پژوهش به دو دسته طبقه بندی گردیدند. متغیر وابسته عملکرد کارکنان و متغیر مستقل شیوه های حفظ و نگهداری منابع انسانی می باشند.بدلیل خدماتی و دولتی بودن سازمان مورد نظر متغیر قابلیت سود دهی و بودجه بندی حف شده است. بودجه بندی مدل مفهومی این پژوهش در شکل3-1 نشان داده شده است. شکل 3-1: چارچوب مفهومی پژوهش ( سلیمی ، 1389) 3-7- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
در پژوهش حاضر، با توجه به ماهیت فرضیهها و نوع متغیرها از آزمونهای آماری زیر استفاده شده است. در این بررسی از روشهای موجود در آمار توصیفی نظیر جداول توزیع فراوانی مطلق، میانگین جهت بررسی و مقایسه اطلاعات جمعآوری شده از طریق پرسشنامه و در بخش آمار استنباطی نیز از آزمون t در یک گروه ( یا تک نمونه ای)، t دو نمونه ای و تحلیل واریانس (ANOVA)، استفاده شده است، که در نهایت برای تجزیه و تحلیل و به کارگیری این آزمونها از نرم افزار SPSS استفاده شد و همچنین برای آزمون فرضیات ،آزمون رگرسیون مورد استفاده قرار گرفت.
3-7-1- آزمون نرمال بودن کولموگروف- اسمیرنوف
آماره کولموگروف-اسمیرنف مشخص میکند که دادهها به صورت نرمال توزیع شدهاند یا خیر. سطح معناداری کوچک(عموما کمتر از 05/0) مشخص مینماید که توزیع دادهها به طور معناداری از توزیع نرمال فاصله دارد. از آنجایی که خیلی از آزمونهای آماری فرض میکنند داده ها بصورت نرمال توزیع شدهاند بهتر است که نرمال بودن توزیع بررسی شود(افشانی،1390). در این پژوهش در صورتیکه نرمال بودن داده ها تائید شود میتوان از آزمون های پارامتریک استفاده نمود.
3-7-2- آزمون t تک نمونه ای
از این آزمون برای مقایسه میانگین عاملها با عدد 3 (با توجه به استفاده از طیف 5 تایی لیکرت در این پژوهش) جهت مشخص شدن سطح عاملها استفاده شده است.
3-7-3- آزمون t دو نمونه ای مستقل
هدف از این آزمون تعیین وجود یا عدم وجود تفاوت در میانگین دو گروه مستقل میباشد. 3-7-4- آزمون مقایسه میانگین چند جامعه (ANOVA)
برای مقایسه میانگین دو یا چند جامعه (یعنی تاثیر یک متغیر مستقل گروهبندی بر یک متغیر کمی وابسته) از این آزمون استفاده میشود. در این آزمون باید متغیر وابسته کمی و متغیر مستقل گروهبندی دارای سطوح محدودی باشد.
3-7-5- آزمون رگرسیون
چنانچه هدف پیش بینی یک متغیر ملاک از چند متغیر پیش بین باشد از مدل رگرسیون چندگانه استفاده می‌شود. در صورتی که هدف، پیش بینی همزمان چند متغیر ملاک از متغیرهای پیش بین یا زیر مجموعه ای از آنها باشد از مدل رگرسیون چند متغیری استفاده می‌شود. در تحقیقات رگرسیون چندگانه هدف پیدا کردن متغیرهای پیش بینی است که تغییرات متغیر ملاک را چه به تنهایی و چه مشترکا پیش بینی کند.
خلاصه فصل سوم
در این فصل، پس از ارائه مقدماتی درباره پژوهشهای علمی و لزوم انجام آنها به توضیحاتی در رابطه با نوع پژوهش پیش رو پرداخته شد. سپس جامعه آماری، نمونهگیری و فرمول مورد استفاده بیان گردید. در ادامه روشهای گردآوری اطلاعات مرور شده و بیان گردید که محقق برای پاسخ به سؤالات پژوهش چه روشهایی را برای جمعآوری اطلاعات برگزیده است. هم چنین توضیح کاملی در رابطه با پرسشنامه تدوین شده به عنوان ابزار مهم گردآوری اطلاعات در این پژوهش ارائه گردید. در ادمه متغیرها و مدل مفهومی پژوهش بیان شد. سپس به توضیح آزمونهای مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل دادهها و تست فرضیهها که شامل آزمونt تک نمونه ای، t دو نمونه مستقل و مقایسه میانگین چند جامعه می شود پرداخته شد . در ادامه در فصل چهارم به بررسی تجزیه و تحلیل یافته ها خواهیم پرداخت.
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل یافته ها
4-1-مقدمه
تجزیه و تحلیل یافتهها برای بررسی صحت و سقم فرضیهها برای هر نوع تحقیق از اهمیت خاصی برخوردار است. امروزه در بیشتر پژوهشها، تجزیه وتحلیل یافتهها از اصلی‌ترین و مهمترین بخشهای تحقیق محسوب می‌شود. داده‌های خام با استفاده از فنون آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند و پس از پردازش به شکل اطلاعات در اختیار استفادهکنندگان قرار می‌گیرند.
در این فصل ابتدا آمار توصیفی حاصل از پرسشنامهها تشریح میگردد، سپس به تجزیه و تحلیل فرضیهها پرداخته میشود و در پایان نیز یافتههای جانبی پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. 4-2- یافتههای توصیفی
در این قسمت به توصیف دادههای مربوط به ویژگیهای عمومی پاسخدهندگان مانند جنسیت، سطح تحصیلات، سن و سابقه و نوع استخدام پرداخته میشود، و برای هر مورد، وضعیت پاسخدهندگان شامل تعداد فراوانی، درصد و درصد تجمعی آن بیان شده و همچنین نمودار فراوانی مربوط به آن آمده است. و در پایان به تجزیه و تحلیل آنها پرداخته شده است. بر اساس دادههای به دست آمده حاصل از پرسشنامه عمومی، اطلاعات تفصیلی در خصوص مشخصات و ویژگیهای عمومی نمونه به دست آمده که به صورت مرتب در جداول و شکلهای زیربه آنها اشاره میگردد.
4-2-1- توزیع فراوانی متغیر جنسیت در نمونه
جدول 4-1- توزیع فراوانی متغیر جنسیت در نمونه
جنسیت
فراوانی هر طبقه
درصد فراوانی داده های هر طبقه
درصد فراوانی دادههای معتبر هر طبقه
درصد تجمعی
زن
23
5/14
5/14
5/14
مرد
136
5/85
5/85
100
کل
159
100
100
جدول 4-1، توزیع فراوانی متغیر جنسیت را نشان میدهد. بر اساس نتایج به دست آمده از این جدول، 23 نفر از نمونه 159 نفری زن میباشند که 5/14 درصد از کل نمونه را تشکیل میدهند. 136 نفرمرد میباش ند که 5/85 درصد از کل نمونه را در بر میگیرند. در ادامه نمودار دایره ای توزیع فراوانی این متغیر جمعیت شناسی را نیز می توان مشاهده نمود. شکل 4-1: نمودار دایرهای متغیر جنسیت در نمونه
4-2-2- توزیع فراوانی متغیر سطح تحصیلات در نمونه
جدول 4-2- توزیع فراوانی متغیر سطح تحصیلات در نمونه
سطح تحصیلات
فراوانی هر طبقه
درصد فراوانی داده های هر طبقه
درصد فراوانی داده های معتبر هر طبقه
درصد تجمعی
دیپلم
13
3/8
3/8
3/8
فوق دیپلم
38
1/24
1/24
4/32
کارشناسی
86
7/53
7/53
1/86
کارشناسی ارشد
22
9/13
9/13
100
دکتری
0
0
0 کل
159
100
100
جدول 4-2، توزیع فراوانی متغیر سطح تحصیلات را نشان میدهد. بر اساس نتایج به دست آمده از این جدول، 13 نفر از نمونه 159 نفری دارای مدرک دیپلم میباشند که 3/8 درصد از کل نمونه را تشکیل میدهند. تعداد فراوانی افرادی که دارای مدرک فوق دیپلم میباشند، 38 نفر در نمونه میباشند که 1/24 درصد از کل نمونه را تشکیل میدهند.86 نفر دارای تحصیلات کارشناسی میباشند که 7/53 درصد از کل نمونه را در بر میگیرند. 22 نفر کارشناسیارشد میباشند که 9/13 درصد از کل نمونه را تشکیل میدهند. در ادامه نمودار دایره ای توزیع فراوانی این متغیر جمعیت شناسی را نیز میتوان مشاهده نمود. شکل 4-2: نمودار دایرهای متغیر سطح تحصیلات در نمونه 4-2-3- توزیع فراوانی متغیر نوع استخدام در نمونه
جدول 4-3- توزیع فراوانی متغیر نوع استخدام در نمونه
وضعیت تاهل
فراوانی هر طبقه
درصد فراوانی داده های هر طبقه
درصد فراوانی داده های معتبر هر طبقه
درصد تجمعی
رسمی- پیمانی
98
6/61
6/61
6/61
قراردادی
61
4/38
4/38
100
کل
159
100
100
جدول 4-3، توزیع فراوانی متغیر نوع استخدام را نشان میدهد. بر اساس نتایج به دست آمده در جدول فوق، 98 نفر از نمونه 159 نفری رسمی- پیمانی میباشند که 6/61 درصد از کل نمونه را تشکیل میدهند. تعداد فراوانی افرادی که قرادادی می باشند، 61 نفر در نمونه میباشند که 4/38 درصد از کل نمونه را تشکیل میدهند. نمودار دایرهای توزیع فراوانی این متغیر جمعیت شناسی در شکل 4-3 ارائه شده است. شکل 4-3: نمودار دایرهای متغیر وضعیت تاهل در نمونه
4-2-4- توزیع فراوانی متغیر سن پاسخ‌دهندگان در نمونه
جدول 4-4- توزیع فراوانی متغیر سن پاسخ دهندگان در نمونه
سن
فراوانی هر طبقه
درصد فراوانی داده های هر طبقه
درصد فراوانی داده های معتبر هر طبقه
درصد تجمعی
20-30)
3
9/1
9/1
9/1
30-40)
58
1/36
1/36
38
40-50)
66
7/41
7/41
6/79
50-60)
32
4/20
4/20
100
کل
159
100
100
جدول 4-4، توزیع فراوانی متغیر سن را نشان میدهد. بر اساس نتایج به دست آمده در جدول فوق، 3 نفر از نمونه 159 نفری بین 20 تا30 سال دارند که 9/1 درصد از کل نمونه را تشکیل میدهند. از کل نمونه 58 نفر دارای سن 30 تا 40 سال میباشند، که درصد فراوانی این طبقه 1/36 درصد است. 66 نفر از کل نمونه که 7/41 درصد از نمونه را تشکیل میدهند در دامنه سنی 40 تا50 سال قرار می گیرند. تعداد فراوانی افرادی که بین50 تا60 سال دارند، 32 نفر در نمونه میباشند که 4/20 درصد از کل نمونه را تشکیل میدهند. نمودار دایرهای توزیع فراوانی این متغیر جمعیت شناسی در شکل 4-4 ارائه شده است.
شکل 4-4: نمودار دایرهای متغیر سن در نمونه 4-2-5- توزیع فراوانی متغیر سابقه در نمونه
جدول 4-5: توزیع فراوانی متغیر سابقه در نمونه
سابقه
فراوانی هر]]>

منابع و ماخذ پایان نامه قانون مجازات، حق الزحمه، استان تهران، عزل و نصب

به نظر می رسد تفاوت اصلی ضمانت اجراهای اداری و کیفری در تفاوت از حیث طبع مجازات ها باشد. در ضمانت اجراهای کیفری آن چه از لحاظ قانونگذاران واجد اهمیت می باشد، واکنش نسبتا شدید در مقابل شهروندی که نظم و امنیت کشور را تحت الشعاع قرار داده است می باشد. به عبارت بهتر ماهیت نظام ضمانت اجراهای کیفری جرم می باشد. جرم هم همان طور که ذکر آن رفت فعل یا ترک فعلی می باشد که به موجب قانون برای ان مجازات تعیین گردیده است . در حالی که در ضمانت اجراهای اداری به ماهیت آن موضوعی غیر از جرم می باشد . در ضمانت اجراهای اداری کارمند مرتکب عمل یا اعمالی می گردد که طبق قوانین و مقررات اداری تخلف شناخته شده است.
تخلف از مقرراتی که به منظور حفظ نظم و انضباط کاری، و نیز افزایش و ارتقای راندمان کاری و تامین حقوق و آزادی های بنیادین شهروندان وضع گردیده می باشد.
اصولا ضمانت اجراهای اداری متناسب با اهداف و آرمان های کلان و خرد نظام اداری هر کشور وضع و تصویب می شوند. آرمان ها و اهدافی که هدفی جزء حصول به نظم و انضباط شغلی، ارتقای رضایتمندی شهروندان و کارایی و پویایی دستگاه اداری و در آخر افزایش مشروعیت و کارآمدی نظام را ندارند.
باید دانست منظور از ضمانت اجراهای اداری صرفا ضمانت اجرا های وضع شده در اداره ها و سازمان های دولتی نمی باشد. بلکه امروزه با افزایش فعالیت ها و کارکردهای نهادها و سازمان های غیر دولتی که واجد ماهیت عمومی می باشند مفهوم اداره نیز متناسب با تغییر و تحولات روز ،تغییر یافته است. اما نکته حائز اهمیت این است، با رعایت اصل کلی ماهیت ضمانت اجراهای اداری که در مفهوم تخلف می باشد، بایستی توجه داشت پاره ای از اعمال و تصمیمات مقامات اداری ممکن است جنبه مجرمانه به خود بگیرد، رسیدگی به آن خارج از نهادها و تشکیلات شناخته شده و مشخص اداری و در صلاحیت دادگاه های دادگستری است، به منظور درک روشن از قضیه به پاره ای از مصادیق مجرمانه اعمال و رفتارهای کارگزاران اداری و خروج موضوعی این مصادیق از بحث ضمانت اجراهای اداری می پردازیم.
ماده 603 قانون مجازات اسلامی راجع به تحصیل منفعت در معاملات دولتی چنین اشعار می دارد: “هر یک از کارمندان، کارکنان و اشخاص عهده دار وظیفه مدیریت و سرپرستی دروزارتخانه ها و ادارات و سازمان های مذکور درماده 598 که بالمباشره یا به واسطه در معاملات، مزایده ها و مناقصهها و تشخیصات و امتیازات مربوط به دستگاه متبوع، تحت هر عنوانی اعم از کمیسیون یا حق الزحمه و حق العمل یا پاداش برای خود یا دیگری نفعی درداخل یا خارج از کشور از طریق توافق یا تفاهم یا ترتیبات خاص یا سایر اشخاص یا نمایندگان یا شعب آن ها منظور دارد یا بدون ماموریت از طرف دستگاه متبوعه بر عهده آن چیزی بخرد یا بسازد یا در موقع پرداخت وجوهی که حسب وظیفه به عهده او بوده یا تفریغ حسابی که باید بعمل آورد یا برای خود یادیگری نفعی منظور دارد به تادیه دو برابروجوه ومنافع حاصله از این طریق محکوم می شود و در صورتی که عمل وی موجب تغییر در مقدار یا کیفیت مورد معامله یا افزایش قیمت تمام شده آن گردد به حبس از شش ماه تا پنج سال و یا مجازات نقدی از سه تا سی میلیون ریال نیز محکوم خواهد شد”.
جرم موضوع این ماده تنها شامل کارکنان، کارمندان و اشخاصی می شود که دریکی از وزارتخانه ها و ادارات و سازمان های مذکور در ماده 598 عهده دار وظیفه مدیریت و سرپرستی باشند؛ بنابراین چنانچه غیر از سرپرست، مامور یا رییس یا معاونان دستگاه یا قسمت های اداری دیگری یکی از تخلفات مذکور در متن ماده را مرتکب شوند عمل آنان مشمول مجازات مقرر در ماده 603 نخواهد بود هر چند که معاملات و مزایده ها و مناقصه ها معمولا توسط کارمندانی صورت می گیرد که به عنوان رییس و مسئول یکی از مراجع مذکور درماده 598 خدمت می کند و کسی که کارمند دون پایه یا میان پایه است اساسا معاملات و مزایده ها و مناقصه ها نمی تواند با طرفیت او منعقد گردد و قانونگذار به هدف جلوگیری از اعمال مزبور توسط مدیران متن ماده راتصویب نموده است .
“اگر جرم موضوع این ماده از طرف کارمندان و کارکنان و اشخاص عهده دار نظارت در مراجع ذیربط صورت گیرد مشمول این نخواهد بود اما ماده 81 قانون تعزیرات سال 62 که ماده 603 جایگزین آن ماده است این افراد را نیز مشمول مجازات می دانست. و نیز در صورتی که حق کمیسیون، حق الزحمه، حق العمل، پاداش یا نفع تحصیل شده توسط مدیر یا سرپرست موجب تغییر در مقدار یا کیفیت مورد معامله یا افزایش قیمت تمام شده نگردد.
امکان اعمال مجازات حبس یا جزای نقدی در مورد او وجود نخواهد داشت و تنها به تادیه دو برابر وجوه و منافع حاصله محکوم خواهد شد.”67
ماده 603 ناسخ ماده واحده قانون ممنوعیت اخذ پورسانت مصوب 27/4/72 نمی باشد. زیرا ماده 603 ناظر به مواردی است که مدیریت دستگاه ذیربط با ایفای نقش در معامله و مزایده به نفع طرف مقابل حق العملی دریافت می دارد در حالی که در ماده واحده ممنوعیت اخذ پورسانت، قانونگذار صرف قبول وجه و در صد را ممنوع نموده است که توضیحات آن جداگانه بیان شده است.
“بعضی از نویسندگان، ماده 603 قانون مجازات اسلامی را راجع به ممنوعیت اخذ پورسانت در معاملات دولتی دانسته اند و نتیجه گرفته اند که اجرای حکم ماده 603 با لایحه قانونی راجع به منع مداخله وزرا و نمایندگان مجلس و کارمندان دولت در معاملات دولتی و کشوری مصوب 22/10/1337 مانعه الجمع نیست. به عبارت دیگر ماده 603 را ناسخ قانون منع مداخله وزرا و نمایندگان مجلس و کارمندان ندانسته اند”68
در انتهای توضیح ماده مذکور بایستی گفت رسیدگی به جرم موضوع ماده 603 حسب مورد در صلاحیت دادگاه کیفری استان تهران یا در صلاحیت دادگاه های عمومی است . حکمی نیز که در ارتباط با ماده 603 صادر می شود حسب مورد قابل تجدید نظر در دیوان عالی کشور یا دادگاه تجدید نظر است.
به یکی دیگر از مصادیق مجرمانه کارگزاران اداری پرداخته خواهد شد و پس از آن موضوع ضمانت اجراهای اداری را دراین راستا ادامه می دهیم. در ماده 581 قانون مجازات اسلامی چنین آمده است: “هر یک از صاحبان منصبان و مستخدمین و مامورین دولتی که با سوء استفاده از شغل خود به جبر و قهر مال یا حق کسی را بخرد یا بدون حق بر آن مسلط شود یا مالک را اکراه به فروش به دیگری کند علاوه بر رد عین مال یا معادل نقدی قیمت مال یا حق، به مجازات حبس از یک تا سه سال یا جزای نقدی از شش تا هجده میلیون ریال محکوم می گردد.
خرید مال یا حق دیگری به جبر و قهر و با تمسک به اعتبار شغلی وموقعیت اداری نوعی سوء استفاده از شغل است . بنابراین ادعای عدم سوء استفاده از شغل در حالی که کارمند دولتی مال را به اعتبار موقعیت شغلی اش و یا جبر و قهر از دیگری خریده مسموع نخواهد بود. در ضمن تسلط بدون حق بر مال یا حق دیگری که به اعتبار موقعیت شغلی صورت می گیرد سوء استفاده از شغل بوده و مطابق ماده 581 ق . مجازات اسلامی قابل مجازات است.
چنان چه کارمند یا مامور دولت از جایگاه شغلی و به اعتبار وظیفه اداری شخصی را اکراه به فروش مال یا حقش به دیگری نماید عمل او مشمول مجازات مقرر در این ماده خواهد بود. در ارتباط با ماده مذکور نکات ذیل نیز قابل توجه است :
1- با این که کارمندان و کارکنان شهرداری ها و شرکت های وابسته و تابعه به اعتبار نوع وظیفه اداری بیشتر در معرض خرید مال یا حق دیگری می باشد. چنانچه به قهر و اجبار مال دیگری را بخرند یا بدون حق بر آن مسلط شوند یا مالک را اکراه به فروش به دیگری کنند طبق این ماده قابل مجازات نخواهد بود. زیرا آن ها کارمند و مامور دولت محسوب نمی شوند.
2- اگر مستخدم یا مامور دولت حقی در مال برای خود تصور و با این عقیده بر مال دیگری مسلط شود و حق او ثابت شده باشد مشمول مجازات نخواهد بود و در صورتی که حق او ثابت نگردد چنانچه ثابت شود واقعا با تصور داشتن حق بر مال مسلط شده و سوء استفاده از موقعیت شغلی محرک او نبوده به اعتبار فقد عنصر معنوی قابل مجازات نخواهد بود.
3- اگر شخص کارمندی در خارج از وقت اداری به عنوان شغل دوم در دلالی معاملات ملکی شرکت و یا واسطه خرید و فروش در بازار باشد و بدون توجه به سمت دولتی خود مال دیگری را به جبر و قهر بخرد و فروشنده تحت تاثیر سمت و شغل او نباشد اقدام کارمند مشمول مجازات ماده 581 نخواهد بود.
4- منظور از خرید تنها معنای حقوقی آن یعنی عقد بیع نیست بنابراین اگر کارمند به اعتبار موقعیت شغلی با شرایط مذکور درماده با عقد صلح یا یکی از عقود یا قراردادها، مالی را به خود منتقل کند عملش مشمول این ماده خواهد بود.
5- جبر و قهر در ماده 581 دلالت بر آن دارد که از فروشنده سلب اختیار شده و او مجبور شود مالش را به کارمند یا دیگری بفروشد بنابراین اگر تنها توصیه کارمند به انجام معامله باشد و فروشنده این کار را انجام دهد کارمند مشمول مجازات نخواهد بود.
6- مجازات مالی مقرر درماده قانونی فوق دارای ابهام است . همان گونه که ملاحظه می شود قانونگذار علاوه بر حبس و جزای نقدی کارمند را به رد عین مال یا معادل نقدی قیمت مال یا حق ملزم نموده است . بنابراین در فرضی که کارمند با شرایط مذکور در متن ماده، مال دیگری را میخرد و عین مال هم نزد اوست رد عین مال مشکلی ندارد اما فروشنده ای که مالش را تحت تاثیر قهر و اجبار به کارمند فروخته تکلیفش از جهت رد وجه ماخوذه به کارمند مشخص نشده که آیا کارمند باید مال را پس بدهد و برای پس گرفتن پولش به دادگاه حقوقی مراجعه کند یا در همین پرونده فروشنده باید پول کارمند را نیز برگرداند؟
با توجه به این که کارمند مجازات عملش را می بیند عادلانه آن است که برای پس گرفتن پولش او را به دادگاه حقوقی و طرح دعوای حقوقی ملزم و راهنمایی نکنیم بلکه به نحوی ترتیب عودت قیمت مالی که عین آن را برمی گرداند به کارمند فراهم گردد.
“در قسمت دیگری از ماده به رد معادل نقدی قیمت مال یا حق توسط کارمند متخلف اشاره شده است . در حالی که اگر کارمند خودش مال را خریده باشد و عین مال نزد او موجود نباشد باید دید مالی که خریده قیمی است یا مثلی و حسب مورد با او رفتار کرد.”
اگر مثلی است بر اساس عمومات قانون مدنی رد مثل باید انجام شود ولی قانونگذار در ماده 581 به رد قیمت اشاره کرده است. بنابراین در فرضی که کارمندمالی را خریده و پولش را داده است و اکنون می خواهد معادل قیمت آن را دوباره بدهد چه وضعیتی پیش می آید ؟ مگر نه این است که فروشنده درمعامله پولش را گرفته، رد قیمت مالی که فروخته به او یعنی گرفتن دوباره وجه و تکلیف وجه اولی که گرفته مشخص نیست و اگر بناست آن را به کارمند برگرداند که باید هم این گونه باشد پس بد هی کارمند از جهت رد معادل قیمت مال به فروشنده یا بدهی فروشنده از جهت پولی که ابتدا گرفته تهاتر و رد وجهی لازم نیست صورت گیرد”69
بنابراین به نظر می رسد ماهیت کیفری ضمانت اجراهای کیفری به خوبی از ضمانت اجراهای اداری روشن گردیده باشد. اما به منظور تبیین دقیق و تکنیکی از موضوع ضمانت اجراهای اداری هم اکنون به ادامه مطالب مرتبط با این موضوع می پردازیم. ترک خدمت در خلال ساعات موظف اداری از جمله تخلفات مصرحه در ماده 8 قانون رسیدگی به تخلفات اداری است. بنابراین اگر کارمند اداره محل کار خود را رها کند و برای مدتی که کمتر از یک روز است از اداره بیرون رود.
به عنوان مثال کارمند در ابتدای وقت اداری کارت می زند و برای چند ساعت اداره را رها و خدمت را ترک می کند. مرتکب تخلف اداری ترک خدمت در خلال ساعات اداری است. بنابراین همان طور که مشخص می باشد در مثال اخیر ماهیت ضمانت اجرا صرفا تخلف می باشد.
به عبارت بهتر چنین می توان گفت که ضمانت اجرای اداری همچون مثال پیش گفته به منظور حفظ نظم و انضباط درمحیط اداره و تامین منافع عمومی کشور وضع شده است. چرایی وضع ضمانت اجرایی همچون ورود و خروج دقیق به محل کار به منظور نظارت بر فعالیت و عملکرد کارمندان اداری، برقراری نظم و انضباط شغلی، انجام و حل به موقع و به هنگام مشکلات و درخواست های مردم، و در نتیجه افزایش رضایتمندی مردم وضع و تصویب گردیده است، بنابراین تفاوت مبنایی و اساسی با ماهیت ضمانت اجراهای کیفری و جرم دارند.
در ماهیت ضمانت اجراهای کیفری آن چه به عنوان جرم تلقی می گردد؛ بیشتر فعل یا ترک
فعل هایی می باشد که در مجموعه قوانین کیفری آمده است . در حالی که درتخلفاتی همچون مثال پیش گفته عدم رعایت شئونات شغلی و نظم و انضباط اداری مصلح نظر واضعان ضمانت اجراهای اداری بوده است. و نباید ماهیت ضمانت اجراهای اداری و کیفری را یکسان پنداشت. در بخش بعدی تا حدود بیشتری به ادامه بحث ماهیت ضمانت اجراهای اداری خواهیم پرداخت.
بخش دوم :
تقسیم بندی تخلفات و ضمانت اجراهای اداری یکی از مباحث مهم در این تحقیق موضوع انواع و اقسام ضمانت اجراهای اداری می باشد . ضمانت اجراهای اداری دارای انواع گوناگونی می باشند. این تنوع و تکثر ضمانت اجراهای اداری با عنایت به اهداف کلان نظام اداری در برقراری نظم و انضباط و منافع ملی کشور قابل توجیه
می باشد . امروزه دستگاه اداری و اداره در معنای موسع و گسترده ی خود قابل بررسی می باشد. به عبارت بهتر مفهوم اداره علاوه بر قوه مجریه سایر قوای دیگر کشور هم چون قوه قضائیه و قوه مقننه که در حوزهها و قلمروهایی که به وظایف خاص اداری می پردازند را در بر می گیرد. به منظور درک بهتری از این موضوع به بیان جملاتی چند راجع به گستره اعمال اداری می پردازیم.
همان طور که مبرهن است امروزه علاوه بر قوه مجریه که آینه تمام عیار اعمال اداری می باشد،
قوه قضائیه و مقننه نیز به پاره ای ازاعمال اداری می پردازند. “یکی از مهمترین مراجع صدور اعمال اداری در قوه قضائیه، رئیس این قوه است که مطابق اصل یکصد و پنجاه و هشتم، ایجاد تشکیلات لازم دردادگستری، تهیه لوایح قضایی، استخدام قضات و عزل و نصب آن ها و تغییر ماموریت و تعیین مشاغل و ترفیع آن ها و … را بر عهده دارد. علاوه بر آن، پیشنهاد بودجه ی]]>

منابع و ماخذ پایان نامه حقوق بشر، اصل استقلال، اسناد حقوق بشر، قانون مجازات

“نظم عمومی به گونه ای که شرح داده شده، تنها جنبه مادی دارد . مقامات اداری حق ندارند برای حفظ نظم عمومی، در خصوصیات اخلاقی وجدانی، افکار، عقاید و احساسات آن ها دخالت کنند و آن ها را موردتفتیش و بازجویی قرار دهند. بدیهی است چنان چه ابراز افکار و عقاید اخلاقی و سیاسی موجب اغتشاش و بی نظمی شود، مقامات پلیس حق دارند از بروز آن ها جلوگیری کنند؛ از این رو تظاهرات و تبلیغات افراطی و زیانبخش احزاب، انتشارات مخالف اخلاق حسنه، پیاله فروشی، تظاهر به روزه خواری در ایام ماه رمضان و قمار بازی در ملأ عام، قانونا ممنوع است.”50
نکته مهم و اساسی دررابطه با پلیس اداری وجود دارد این است که پلیس اداری رانباید با نظارت اداری دولت اشتباه کرد؛ زیرا پلیس اداری نظارت کلی دولت بر فعالیت و اعمال افراد ا ست. در حالی که نظارت اداری از سوی مقامات مافوق به روی اعمال ماموران زیردست انجام می گیرد.
گفتار سوم: حق های رویه ای
یکی از ویژگی های منحصر به فرد قوانین و مقررات مدرن امروزی نسبت به گذشته این امر
می باشد که امروزه رسیدگی به جرایم اشخاص در کلیه نظام های حقوقی تحت تشریفات و آئین های رسیدگی خاصی انجام می گیرد. هدف از پیش بینی این آئین هادرنظام حقوقی کشورها، رسیدگی دقیق، حقوقی و با تضمین حقوق و آزادی های بنیادین شهروندان می باشد. امروزه اهمیت بنیادین تشریفات رسیدگی به دعاوی مختلف اعم از حقوقی، کیفری و اداری و … تا حدی می باشد که در حقوق بشر از حقوق بشر رویه ای سخن به میان می آید. اهمیت و جایگاه حقوق رویه ای در حقوق بشر معاصر به گونه ای است که بخش های عمده ای از اسناد حقوق بشری به تبیین جزئیات آن ها می پردازند. “حق های رویه ای تضمیناتی هستند که همانند حق های ماهوی، ماهیتی مطالبه ای دارند. به دیگر سخن، حق های رویه ای نیز بسان حق ها، و آزادی های ماهوی، حق – ادعاهای شهروند اند، که البته لازمه حق – ادعا بودن این حق ها، وجود متعهد و مکلف، یا متعهد و مکلف هایی درتامین و تضمین این حق ها است. مکلف و متعهد در برابر این حق ها کیست؟ در بادی امر مکلف و متعهد به تامین حق های رویه ای، حکومت است. از این رو تفاوتی بین حق های رویه ای و حق های ماهوی وجود ندارد.51
بنابراین اهمیت حق های رویه ای در حقوق بشر و آئین های رسیدگی در حقوق داخلی بر کسی پوشیده نیست. در این جا سعی می شود به پاره ای از حقوق مذکور نگاهی گذرا و اجمالی انداخته تا ماهیت آن ها برای خواننده گرامی روشن ومشخص گردد. یکی از مهمترین حق های رویه ای در رسیدگی های اداری و کیفری و حتی حقوقی اصل محاکمه عادلانه می باشد. رعایت عدل و انصاف مهمترین اصلی حقوق بشری و ستون فقرات حق ها و تضمینات رویه ای است اصل محاکمه عادلانه شامل اصول همچون بی طرفی و استقلال دادگاه و برابری سلاح ها می باشد که اصل اخیر خود در بردارنده برخی دیگر از حق های رویه ای همچون حق برداشتن وکیل می گردد.
اصل بی طرفی و استقلال دادگاه در بند 1 ماده 14 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی آمده است . اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان و از جمله ایران، بر اساس این ماده از میثاق به صورت رسمی و در یک چارچوب معهود حقوق بین المللی متعهد شده اند که در جهت تحقق عدالت رویه ای و تضمین محاکمه عادلانه، مراجع قضائی بی طرف و مستقلی راتشکیل دهند. اصل بی طرفی دادگاه را از اصل استقلال دادگاه باید تفکیک کرده ” قاعده بی طرفی اقتضا دارد که هیچ کس نتواند درموردی که خود یا بستگانش ذی نفع هستند قاضی باشد. بنابراین از آن جا که چنین شخصی بالقوه در معرض طرفداری و قضاوت جانب دارانه و غیر منصفانه درجهت حمایت از منافع و امیال شخص اش اعم از منافع و امیال مالی، سیاسی، و حتی فکری و ایدئولوژیک است، عدالت اقتضا دارد که نتواند در چنین دعوایی نقش قاضی را داشته باشد.”52
بایستی دید آیا اصل مذکور در قوانین کیفری و اداری ایران وجود دارد یا خیر؟
ماده 46 قانون آیین دادرسی کیفری جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با بی طرفی قاضی که همان قاعده ی رد دادرسی می باشد چنین آورده است:”دادرسان و قضات تحقیق در موارد زیر باید از رسیدگی و تحقیق امتناع نمایند و طرفین دعوا نیز می توانند آنان را رد کنند” :
الف – وجود قرابت نسبی یا سببی تا درجه سوم از هر طبقه بین دادرس یا قاضی تحقیق با یکی از طرفین دعوا یا اشخاصی که در امر جزایی دخالت دارند.
ب – دادرس یا قاضی تحقیق قیم یا مخدوم یکی از طرفین باشد یا یکی از طرفین مباشر یا متکفل امور قاضی یاهمسر او باشد.
ج- دادرس یا قاضی تحقیق یا همسر یا فرزند آنان وارث یکی از اشخاص باشدکه در امر جزایی دخالت دارند.
د – دادرس یا قاضی تحقیق در همان امر جزایی قبلا اظهار نظر ماهوی کرده و یا شاهد یکی از طرفین باشد.
هـ – بین دادرس یا قاضی تحقیق و یکی از طرفین یا همسر و یا فرزند او دعوای حقوقی یا جزایی مطرح باشد و یا در سابق مطرح بوده و از تاریخ صدور حکم قطعی دو سال نگذشته باشد.
و – دادرس یا قاضی تحقیق یاهمسر یا فرزندان آنان، نفع شخصی در موضوع مطروح داشته باشند”.
بنابراین همان طور که از ماده مذکور به خوبی بر می آید اصل بی طرفی در قوانین و مقررات آ.د.ک وجود دارد. در قانون دیوان عدالت اداری ماده 33 آن به رد دادرسی که مبنای بی طرفی دادگاه می باشد اشاره نموده است . در این ماده چنین می خوانیم : “موارد رد دادرسی در دیوان و نحوه ابلاغ اوراق، آرا و تصمیمات دیوان، طبق قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی می باشد.”
قانون، قاعده رد دادرسی را به عنوان یکی از حقوق رویه ای شهروندان پذیرفته است اما کیفیت و چگونگی آن را به قانون آئین دادرسی مدنی ارجاع داده است در ماده مذکور نیز موارد رد دادرسی تقریبا همانند قانون آ.د.ک است که به دلیل تکرار از ذکر آن خودداری می نمائیم. ماده 7 قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب 1373 که در مورد هیئت های رسیدگی به تخلفات اداری است به مفهومی که راجع به بی طرفی دادرس است اشاره نموده که درذیل به آن می پردازیم:
“اعضای هیات های بدوی یا تجدید نظر در موارد زیر دررسیدگی و صدور رای شرکت نخواهند کرد:
الف- عضو هیات یا متهم قرابت نسبی یا سببی تا درجه دوم از طبقه سوم داشته باشد.
ب – عضو هیات یا متهم دعوای حقوقی یا جزایی داشته یا در دعوای طرح شده ذینفع باشد.”
یکی دیگر از اصول و مبانی حقوق رویه ای اصل استقلال دادگاه ها است . استقلال دادگاه نیز همانند بی طرفی آن در تضمین عادلانه بودن محاکمه نقش اساسی دارد. چنان که دیدیم اصل
بی طرفی دادگاه یکی از مبانی و اصول مهم حقوق رویه ای است؛ در این جا اصل استقلال دادگاه ها نیز از اهمیت وافری برخوردار می باشد. در این اصل آن چه از اهمیت برخوردار می باشد عدم وابستگی دادگاه ها به نهادهای حکومتی و سیاسی، عدم اعمال فشار و نفوذ سیاسی و مالی گروه های متنفذ سیاسی و اجتماعی می باشد. علاوه بر این امر آن چه که بر استقلال دادگاه ها بایستی اضافه نمود؛ اصل تفکیک قوا می باشد زمانی می توان شاهد استقلال دادگاه ها در یک نظام حقوقی بود که تفکیک واقعی قوا وجود داشته باشد.
“تفکیک قوا این است که قوای مختلف نقش اصلی خود را که همانا کنترل یکدیگر است، ایفا کنند. و حال آن که تفکیک نمادین و یا صوری، در حقیقت بیشتر یک تقسیم کار بین قوای مختلف است ….. عدم وجود تفکیک واقعی به ویژه در رسیدگی های سیاسی- مطبوعاتی، ناکارایی و
بی عدالتی خود را نشان می دهد . کارایی و عدالت دو ملاک ارزیابی موجه بودن یک نهاد و یا مصوبه قانونی است . و طبیعی است از منظر حقوق بشری کارایی و عدالت در چارچوب معیارهای حقوق بشری تحلیل می شوند.”53
موضوع استقلال دادگاه ها نیز هم در حقوق کیفری و هم در حقوق اداری تا حدودی وجود دارد که با توجه به عدم لزوم بررسی قانونی آن در قوانین و مقررات از توضیح بیشتر خودداری می گردد.
یکی دیگر از حقوق رویه ای اصل برابری سلاح ها می باشد . “ماهیت منازعه ای و رفع خصومتی رسیدگی ها از یک سو و ضرورت بی طرفی قاضی از سوی دیگر اقتضا دارد که طرفین دعوا از امکانات دفاعی و تهاجمی برابری بر ضد یکدیگر برخوردار باشند، و الا این مسابقه، مسابقه ای عادلانه نخواهد بود، مسابقه ای که بازیگران از تجهیزات برابری برخوردار نباشند، مسابقه ای است که می تواند به غلبه غیر منصفانه طرف مجهزتر بیانجامد.”54
حق متهم و خوانده بردفاع به گونه ای برابر و همسان با تهاجم دادستان و شاکی یا خواهان از اساسی ترین حق های رویه ای متهم و یا خوانده است . میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی حق بر دفاع متهم را درفهرست پنج گانه ای از حق ها مطرح کرده است
1- حق بر دفاع حضوری؛
2- حق بر دفاع توسط خود متهم؛
3- حق برداشتن وکیل مدافع انتخابی؛
4- تکلیف مقامات در مطلع کردن متهم از حق بر انتخاب وکیل؛
5- حق بر معاضدت های رایگان قضائی درصورت عدم تمکن”55
یکی از ابزارها و تضمینات مهم در برابری تجهیزات دفاعی، حق داشتن وکیل است. بنابراین حق برداشتن وکیل را باید در چارچوب حق بر برابری درمقابل دادگاه و در چارچوب حق بر برابری سلاح ها ارزیابی کرد. اهمیت این موضوع به ویژه در حقوق کیفری افزون تر است. در حقوق کیفری یک طرف دعوی دادستان، قاضی و به طور کلی دستگاه قضایی با همه امکانات و ابزارهای لازم حقوقی قرار دارد و طرف دیگر متهم فاقد هر گونه تدارک دفاع حقوقی قرار دارد. بدیهی است در این نبرد پیروزی با گروه نخست است . اما درصورت برابری اصحاب دعوامطمئنا متهم با داشتن حق دفاع از شرایط مساعدتری برای تدارک دفاع برخوردار است.
مبحث دوم: تفاوت های ضمانت اجراهای اداری و کیفری
همان طور که در مقدمه بحث و بیان سئوال اصلی تحقیق نیز آورده شده ؛ بررسی ماهیت ضمانت اجراهای اداری و تفاوت آن با ضمانت اجراهای کیفری هدف اصلی تحقیق حاضر بوده است. فلذا درمبحث دوم تا حدود زیادی به پرسش اصلی و اولیه پاسخ داده خواهد شد . در ذیل به پاره ای از مهمترین تفاوت های ضمانت اجراهای اداری و کیفری پرداخته خواهد شد. گفتار اول: تفاوت از حیث مفهوم عام و خاص
ضمانت اجراهای کیفری به منظور مخاطب قرار دادن همه افراد کشور وضع و تصویب می شوند . به عبارت بهتر هدف از وضع ضمانت اجراهای کیفری احترام به قواعد و مقررات کشوری از سوی همه شهروندان می باشد. به منظور تبیین روشن و واضح موضوع به مواد قانونی در این خصوص اشاره خواهیم کرد. ماده سه قانون مجازات اسلامی در ارتباط با قلمرو قوانین کیفری چنین اشعار می دارد . “قوانین جزائی درباره کلیه کسانی که درقلمرو حاکمیت زمینی، دریائی و هوائی جمهوری اسلامی ایران مرتکب جرم شوند اعمال می گردد مگر آن که به موجب قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد”. “ماده مذکور جنبه مثبت اصل سرزمینی بودن قوانین کیفری را مطرح نموده است که به موجب آن قانون ایران درمورد کلیه سکنه ایران اعم از ایرانی و خارجی حاکم است . مفهوم مخالف ماده مذکور نیز بیانگر جنبه منفی اصل سرزمینی بودن قوانین کیفری می باشد که به موجب آن قانون ایران نسبت به کسانی که در خارج ا ز قلمرو کشور ایران مرتکب جرم می شوند اعمال نمی گردد.”56
مقصود از قلمرو حاکمیت ایران نیز محدوده ای می باشد که به مرزهای رسمی ایران محدود
میگردد اعم از آن که زمینی، دریایی و یا هوایی باشد. حاکمیت نیز عبارت است از عالی ترین قدرت داخلی و خارجی که در داخل کشور برای همه شهروندان واجب الاطاعه و درخارج از کشور برای کشورهای دیگر قابل احترام می باشد بنابراین همان طور که گفته شد ضمانت اجراهای کیفری که ماهیت جرم دارند در قلمرو سرزمینی ایران نسبت به همه اتباع کشور قابل اجرا و اعمال می باشند. به عبارت بهتر قوانین جزایی شامل تمام اتباع کشور و حتی کارمندان است، درحالی که همان طور که گفته خواهد شد مقررات انتظامی یا اداری صرفا ناظر بر کارمندان دولت می باشد. در حقوق کیفری وضع مجازات و ضمانت اجراهای کیفری فارغ از موقعیت اجتماعی، شغلی، فرهنگی، نژادی و …. وضع می شوند، درحالی که در حقوق اداری ضمانت اجراهای اداری با عنایت به موقعیت شغلی و حرفه ای کارمندان و اشخاص، حرفه و صنف خاصی وضع می گردند.
به نظر می رسد یکی از تفاوت های ظریف و مهم ضمانت اجراهای اداری و کیفری همین عام یا خاص بودن آنهاست به عبارت دیگر قوانین کیفری با تنوع و تکثری که در حوزه و قلمرو خود دارد در ارتباط با کلیه سکنه و شهروندان ایران وضع می شوند اما قوانین و مقررات اداری و به عبارت بهتر ضمانت اجراهای اداری واجد ماهیت ویژه ای بوده به گونه ای که قلمرو و محدوده آن نسبت به اشخاص و افرادی است که رابطه استخدامی با دولت دارند البته همانطور که از رأی وحدت رویه ذیل بر می آید نوع رابطه استخدامی چندان اهمیت ندارد بلکه کلیه کارکنان دولت مشمول مقررات و ضمانت اجراهای اداری به ویژه قانون تخلفات اداری قرار می گیرند. “با توجه به عموم و اطلاق ماده یک قانون رسیدگی به تخلفات اداری در خصوص شمول قانون مزبور به مطلق کارمندان دولت و صراحت تبصره ماده یک آیین نامه اجرایی قانون مزبور که مقرر داشته، منظور از کارمندان کلیه کارکنان رسمی، ثابت، دائم، پیمانی، و قراردادی است . دادنامه های 138-31/2/1383- و 495-31/4/1382 شعبه دهم تجدید نظر 1268-16/12/82 شعبه ششم تجدید نظر در حدی که متضمن شمول قانون رسیدگی به تخلفات اداری درباره کارمندان قراردادی جهاد سازندگی می باشد، موافق اصول و موازین قانونی تشخیص داده می شود . این رای به استناد ماده 43 قانون دیوان عدالت اداری برای شعب دیوان و سایر مراجع اداری ذیربط لازم الاتباع است.”57
بنابراین ضمانت اجراهای اداری بر اساس و ابستگی به صنف و حرفه شغلی خاصی بوجود
می آیند و ماهیت آن بر مبنای صاحبان حرفه و شغل تعریف شده خاصی تنظیم شده است. به عبارت بهتر می توان چنین گفت که ضمانت اجراهای اداری صرفا در محدوده سازمان یا اداره ی خاصی می تواند معنا داشته باشد و خارج از این چارچوب و بیرون از محدوده ی سازمان و اداره متبوع، فاقد هر گونه کارایی می باشد. گفتار دوم: تفاوت از حیث آئین دادرسی
مرجع رسیدگی به جرایم، از آن جهت که با اعمال حاکمیت دولت ها ملازمه دارد با محاکم و دادگاه های دادگستری است و چگونگی کشف، تعقیب و مجازات مجرمین به موجب قوانین جزا و آئین دادرسی کیفری است.
دادگاه های کیفری در رسیدگی به دعاوی مطروحه نزد آن ها از قواعد و آئین دادرسی کیفری پیچیده و مفصلی که برابر قوانین مربوط معین و مقرر شده است تبعیت می نمایند. اصول و]]>

پایان نامه با کلمات کلیدی سلسله مراتب، استان اصفهان، ورزشکاران

فصل چهارم
تجزیه و تحلیل فرضیات تحقیق
مکان یابی در علوم مربوط به زمین، عملیاتی است که طی آن فرد متخصص با ارایه نیازها، اهداف و اطلاعات وضع موجود به دیگرکارشناسان نظیر ترافیک، اقتصاد، جامعه شناسی ، جغرافیا، زمین شناسی، هواشناسی و … و جمع بندی آنها در قالب نظرات و اهداف خود در پی دستیابی به بهترین انتخاب از انتخاب های موجود برای کاربری مورد نظر است. هدف اصلی در این مرحله تعیین بهترین مکان جهت ایجاد سایت های ورزش های هوایی در استان اصفهان می باشد. برای این منظور از دو روش مکان یابی استفاده شده است.روش اول استفاده از اطلاعات موجود در سازمان های مربوطه و مطالعات میدانی که در نهایت با وزن دهی لایه های اطلاعاتی و تلفیق آن ها در GIS بهترین مکان جهت ایجاد سایت ورزش های هوایی شناسایی گردید. روش دوم تعیین مکان های بالقوه مستعد و بهره گیری از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی به منظور اولویت بندی مکان ها می باشد.
4-1- مکان یابی سایت های ورزش های هوایی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و تکنیک AHP (تحلیل سلسله مراتبی)
در این پژوهش به منظور مکان یابی سایت های ورزش های هوایی در استان اصفهان، ابتدا پارامترهای مؤثر در مکان یابی توسط کارشناسان و مربیان ورزش های هوایی بررسی و مشخص گردیده اند. سپس لایه های اطلاعاتی مورد نیاز تهیه و با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی وزن دهی شده و به پهنه بندی استان از نظر قابلیت ایجاد سایت های ورزش های هوایی پرداخته ایم و نهایتاً مناطقی انتخاب گردیده و براساس میزان قابلیت اولویت بندی شده اند. در این بخش، مراحل انجام شده توسط فرآیند تحلیل سلسله مراتبی آورده شده است.
4-1-1- مرحله اول ساختن سلسله مراتب
اولین قدم در این مرحله، ایجاد یک ساختار سلسله مراتبی از موضوع مورد مطالعه می باشد که در آن شاخص ها، معیارها، زیرمعیارها وگزینه ها نشان داده می شود. هدف تعیین شده در این مرحله، مکان یابی سایت هایی جهت ورزش های هوایی می باشد. ورزش های هوایی مورد بررسی در این پژوهش، پاراگلایدر، کایت، پاراموتور، بالن سواری، بانجی جامپینگ، هواپیمای مدل رادیو کنترل و چتربازی می باشد. در مرحله اول با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی به پهنه بندی استان از نظر قابلیت ایجاد سایت ها و در نهایت به تعیین بهترین منطقه می پردازیم. بدین صورت که معیارهایی که با استفاده از نظر کارشناسان و صاحبنظران ورزش های هوایی تهیه گردیده، در جهت شناسایی مکان های مستعد به صورت لایه رستر در محیط GIS تلفیق نموده تا اولویت ها در استان شناسایی گردد. معیارهای مورد بررسی در جدول شماره (4-1) ارائه گردیده است. همان گونه که در جدول مشاهده می گردد، برای طبقه بندی ارتفاع از DEM منطقه استفاده و با توجه به بالاترین و پایین ترین ارتفاع به 4 طبقه 1000 متری تقسیم گردیده است. برای بررسی وضعیت پوشش گیاهی، به جهت اینکه طبقات زیادی در نقشه موجود بود، جهت سهولت کار و با توجه به هدف، مناطق به چهار طبقه از نظر وضعیت پوشش گیاهی تقسیم بندی شدند. جدول شماره (4-1): شاخص ها و معیارهای انتخاب شده با استفاده از روش دلفی به منظور مکان یابی سایت های ورزش های هوایی
معیار
زیرمعیار
معیار
زیرمعیار
شیب منطقه(درصد)
10- 0 درصد
پوشش گیاهی
بدون پوشش گیاهی 20 – 10 درصد نیزار 30 – 20 درصد
دوری از شهر
20000 – 0 متر 40 – 30 درصد 40000 – 20000 متر 50 – 40 درصد 60000 – 40000 متر 60 – 50 درصد 80000 – 60000 متر
ارتفاع از سطح دریا
(متر)
1641 – 641 متر 110000 – 80000 متر 2641 – 1641 متر
دسترسی به راه ها
آزاد راه (متر)
50000 – 0 متر 3641 – 2641 متر
100000 – 50000 متر 4641 – 3641 متر
150000 – 100000 متر
میانگین حداکثر سرعت باد
(متر بر ثانیه)
12 – 10.98 متر بر ثانیه
200000 – 150000 متر 13 – 12 متر بر ثانیه
250000 – 200000 متر 14 – 13 متر بر ثانیه بزرگراه (متر)
50000 – 0 متر 15 – 14 متر بر ثانیه
100000 – 50000 متر 16.5 – 15 متر بر ثانیه
150000 – 100000 متر
میانگین رطوبت(درصد)
9 – 6 درصد
200000 – 150000 متر 12 – 9 درصد
250000 – 200000 متر 15 – 12 درصد راه اصلی (متر)
20000 – 0 متر 18 – 15 درصد
40000 – 20000 متر 22 – 18 درصد
60000 – 40000 متر
میانگین دمای هوا (درجه)
9 – 6 درجه سانتی گراد
80000 – 60000 متر 12 – 9 درجه سانتی گراد
110000 – 80000 متر 15 – 12 درجه سانتی گراد راه فرعی (متر)
40000 – 0 متر 18 – 15 درجه سانتی گراد
80000 – 40000 متر 22 – 18 درجه سانتی گراد
120000 – 80000 متر
جهت شیب ارتفاعات نسبت به باد غالب
رو به باد
160000- 120000 متر پشت به باد
180000- 160000 متر
پوشش گیاهی
جنگل مرتع
مأخذ: نگارنده
4-1-2- مقایسه زوجی معیارها
در این مرحله به منظور مقایسه معیارها و زیرمعیارها از روش مقایسه زوجی گروهی کارشناسان و صاحبنظران ورزش های هوایی استفاده گردیده و با استفاده نرم افزارExpert Choice نظرات با یکدیگر تلفیق و در نهایت وزن کلیه معیارها و زیرمعیارها به دست آمده است. در این مرحله، عناصر هر سطح نسبت به عنصر مربوطه خود در سطح بالاتر به صورت مقایسه زوجی سنجیده می شود و وزن معیارها تعیین می شود و در مرحله بعد باید سازگاری در قضاوت ها و سپس ضریب پایداری محاسبه شود. جدول شماره (4-2) به مقایسه زوجی معیارهای منتخب می پردازد. با توجه به اینکه ضریب پایداری(CR) بر اساس جدول ساعتی باید کمتر از 0.10 باشد(رهنما، 1388: 427) و در پژوهش حاضر نیز0.00CR = شده است، لذا ارجحیت وزن شاخصها پایدار بوده و می توان به آن اعتماد نمود.
جدول شماره (4-2): مقایسه زوجی معیارها
وزن معیارها
دوری از شهر
دسترسی به راه ها
ارتفاع از سطح دریا
پوشش گیاهی
دمای هوا
رطوبت
شیب منطقه
سرعت باد
جهت باد
معیارها
0.144
1.6
2
1.2
1.2
1.3
1.4
1.3
1.1
1
جهت باد
0.136
1.3
1.6
1.3
1.2
1.2
1.6
1.3
1

سرعت باد
0.114
1.1
1.4
1
1.1
0.9
1.6
1


شیب منطقه
0.086
0.9
1
0.625
0.9
0.76
1



رطوبت
0.113
0.9
1.5
0.83
1.1
1




دمای هوا
0.102
0.9
1.1
0.83
1





پوشش گیاهی
0.120 1.6
1






ارتفاع از سطح دریا
0.078
0.58
1







دسترسی به راه ها
0.107
1








دوری از شهر
منبع : محاسبات نگارنده
همان گونه که در شکل شماره (4-1) مشاهده می گردد، معیارهای جهت و سرعت باد بالاترین امتیازات را نسبت به بقیه معیارها دارا می باشند. شکل شماره (4-1): وزن دهی معیارهای منتخب جهت مکان یابی سایت های ورزش های هوایی مورد بررسی
4-1-3- مقایسه زیرمعیارها
در این مرحله به مقایسه زیرمعیارها پرداخته می شود. اولین معیار شیب می باشد که وزن دهی زیرمعیارهای آن در جدول شماره (4-3) و (4-4) نشان داده شده است. به جهت اینکه شیب استان بین صفر تا60 درصد می باشد، شیب منطقه به 6 طبقه تقسیم بندی شده است که در جدول شماره (4-3) مشاهده می نمایید.
جدول شماره (4-3) : وزن نسبی زیرمعیارهای شیب منطقه در مکان یابی ورزش های پاراگلایدر و کایت
50-60
40-50
30-40
20-30
10-20
0-10
شیب منطقه (درصد)
0.083
0.105
0.148
0.251
0.220
0.192
وزن هر معیار
منبع : محاسبات نگارنده
شکل شماره (4-2) وزن های حاصل از زیرمعیارهای شیب را در نرم افزار Expert choice نشان می دهد. همان گونه که در نمودار صفحه بعد مشاهده می گردد، شیب 20 تا 30 درصد در ورزش های پاراگلایدر و کایت بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داده اند، زیرا در این ورزش ها، شروع پرواز باید در نقاط مرتفع با شیب متوسط و کم باشد.
شکل شماره (4-2): وزن نسبی زیرمعیارهای شیب در مکان یابی ورزش های پاراگلایدر و کایت
جدول شماره (4-4) وزن نسبی زیرمعیارهای شیب منطقه را در مکان یابی ورزش های پاراموتور، بالن سواری، چتربازی و هواپیمای مدل رادیو کنترل و بانجی جامپینگ نشان می دهد، همان طور که از جدول شماره (4-4) و نمودار(4-3) برمی آید شیب صفر تا 10 درصد در سایر ورزش های هوایی دارای بالاترین وزن نسبت به بقیه زیرمعیارها می باشد. زیرا در این ورزش ها، هر چه شیب کمتر باشد، شرایط مناسب تری جهت پرواز فراهم می شود.
جدول شماره (4-4) : وزن نسبی زیرمعیارهای شیب منطقه در مکان یابی ورزش های پاراموتور، بالن سواری و…
50-60
40-50
30-40
20-30
10-20
0-10
شیب منطقه (درصد)
0.082
0.103
0.148
0.168
0.196
0.303
وزن هر معیار
منبع : محاسبات نگارنده شکل شماره (4-3): وزن نسبی زیرمعیارهای شیب در مکان یابی ورزش های پاراموتور، بالن سواری و . . .
شکل های شماره (4-4) و (4-5) به ترتیب نقشه های ارزش گذاری زیرمعیارهای شیب را در انواع ورزش های هوایی بر اساس تکنیک AHP نشان می دهند. شکل شماره (4-4) : نقشه ارزش گذاری زیرمعیارهای شیب جهت ورزش های پاراگلایدر، کایت و جامپینگ شکل شماره (4-5): نقشه ارزش گذاری زیرمعیارهای شیب جهت ورزش های پاراموتور، بالن سواری و…
جدول شماره (4-5) و شکل شماره (4-6) بیانگر وزن نسبی زیرمعیارهای ارتفاع از سطح دریا در ورزش های پاراگلایدر، کایت و جامپینگ می باشند. با توجه به جدول زیر مشاهده می گردد که در این ورزش ها هر چه ارتفاع بیشتر باشد، جذابیت بیشتری برای پرواز دارد. به همین جهت، اکثر ورزشکاران، مناطقی که دارای ارتفاعات زیاد می باشند را انتخاب نموده و پرواز خود را از آنجا شروع می نمایند.
جدول شماره (4-5) : وزن نسبی زیرمعیارهای ارتفاع از سطح دریا در ورزش های پاراگلایدر و کایت و جامپینگ
3641 – 4641
2641 – 3641
1641 – 2641
641 – 1641
ارتفاع از سطح دریا (متر)
0.467
0.277
0.160
0.095
وزن هر معیار
منبع: محاسبات نگارنده شکل شماره (4-6) : وزن نسبی زیرمعیارهای ارتفاع در مکان یابی ورزش های پاراگلایدر و کایت و جامپینگ
جدول شماره (4-6) و شکل شماره (4-7) نشان دهنده وزن نسبی زیرمعیارهای ارتفاع از سطح دریا در سایر ورزش های هوایی مورد بررسی می باشند. این نوع از ورزش ها جهت پرواز به ارتفاع نیاز ندارند، بنابراین به ارتفاعات کمتر امتیاز بیشتری تعلق گرفت.
جدول شماره (4-6) : وزن نسبی زیرمعیارهای ارتفاع از سطح دریا در ورزش های پاراموتور، بالن سواری و…
3641 – 4641
2641 – 3641
1641 – 2641
641 – 1641
ارتف اع از سطح دریا (متر)
0.184
0.230
0.256
0.330
وزن هر معیار
منبع : محاسبات نگارنده شکل شماره (4-7) : وزن نسبی زیرمعیارهای ارتفاع در مکان یابی ورزش های پاراموتور، بالن سواری و …
شکل های شماره (4-8) و (4-9) نمایانگر امتیازات حاصل از وزن نسبی زیرمعیارهای ارتفاع از سطح دریا می باشد. شکل شماره (4-8) : نقشه ارزش گذاری زیرمعیارهای ارتفاع جهت ورزش های پاراگلایدر، کایت و جامپینگ شکل شماره (4-9): نقشه ارزش گذاری زیرمعیارهای ارتفاع جهت ورزش های پاراموتور و…
جدول شماره (4-7) و شکل شماره (4-10)، نشان دهنده وزن نسبی زیرمعیارهای میانگین حداکثر سرعت باد در ورزش های پاراگلایدر و کایت می باشند. بنا به نظر کارشناسان ورزش های پاراگلایدر و کایت جهت پرواز، نیازمند باد می باشند، به همین دلیل در جدول ذیل بالاترین امتیاز به سرعت 15 تا 16.5 تعلق گرفت.
جدول شماره (4-7) : مقایسه زوجی و وزن نسبی زیرمعیارهای سرعت باد در ورزش های پاراگلایدر و کایت
15 – 16.5
14 – 15
13 – 14
12 – 13
10.98 – 12
سرعت باد (متر بر ثانیه)
0.309
0.195
0.194
0.167
0.136
وزن هر معیار
منبع: محاسبات نگارنده شکل شماره (4-10) : وزن نسبی زیرمعیارهای سرعت باد در مکان یابی ورزش های پاراگلایدر و کایت
جدول شماره (4-8) و شکل شماره (4-11) بیانگر وزن نسبی زیرمعیارهای سرعت باد در سایر ورزش های هوایی مورد بررسی می باشند. از آنجایی که در سایر ورزش های هوایی مورد نظر، سرعت باد باید کمتر باشد، پایین ترین میانگین حداکثر سرعت، بیشترین وزن را به خود اختصاص می دهد.
جدول شماره (4-8) : وزن نسبی زیرمعیارهای سرعت باد در ورزش های پاراموتور، بالن سواری و…
15-16.5
14-15
13-14
12-13
12 – 10.98
سرعت باد (متر بر ثانیه)
0.130
0.174
0.196
0.224
0.276
وزن هر معیار
منبع : محاسبات نگارنده شکل شماره (4-11) : وزن نسبی زیرمعیارهای سرعت باد در مکان یابی ورزش های پاراموتور، بالن سواری و…
شکل های شماره (4-12) و (4-13) طبقات حاصل از وزن دهی زیرمعیارهای سرعت باد را نشان می دهند. شکل شماره (4-12): نقشه ارزش گذاری زیرمعیارهای سرعت باد جهت ورزش های پاراگلایدر و کایت شکل شماره (4-13): نقشه ارزش گذاری زیرمعیارهای سرعت باد جهت ورزش های پاراموتور و …
جدول شماره (4-9) و شکل شماره (4-14) وزن نسبی زیرمعیارهای رطوبت را در همه انواع ورزش های هوایی مورد بررسی نشان می دهد. با توجه به نظر کارشناسان رطوبت 15 تا 45 درجه بهترین رطوبت جهت پرواز می باشد. بنابراین میانگین رطوبت 18.74 تا 20.93 درصد دارای بیشترین امتیاز می باشد.
جدول شماره(4-9) : مقایسه زوجی و وزن نسبی زیرمعیارهای رطوبت جهت همه ورزش های هوایی مورد بررسی
18.74 – 20.93
16.56 – 18.74
14.38 – 16.56
12.19 – 14.38
12.19- 10
رطوبت (درصد)
0.365
0.247
0.169
0.118
0.102
وزن هر معیار
منبع: محاسبات نگارنده شکل شماره (4-14) : وزن نسبی زیرمعیارهای رطوبت در مکان یابی ورزش های هوایی مورد بررسی
شکل شماره (4-15) ارزش گذاری زیرمعیارهای رطوبت را نمایان می سازد. شکل شماره (4-15) : نقشه ارزش گذاری زیرمعیارهای رطوبت در همه ورزش های هوایی مورد بررسی
جدول شماره (4- 10) و شکل شماره (4-16) وزن نسبی زیرمعیارهای دمای هوا را نشان می دهند. طبق نظر کارشناسان دمای]]>

پایان نامه با کلمات کلیدی استان اصفهان، ورزشکاران

شکل شماره (3-3) نقشه شیب استان اصفهان را نشان می دهد. با توجه به نقشه می توان نتیجه گرفت که از لحاظ سطح اشغال هر یک از طبقات شیب، اولویت اول با اراضی دارای شیب صفر تا10 درجه است. شکل شماره (3-3) : نقشه شیب استان اصفهان (مأخذ: اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان)
3-1-4- بررسی جهت شیب
در جهت شیب حداکثر 9 طبقه و حداقل 5 طبقه در نظر گرفته می شود.اختیار نمودن حداکثر و حداقل طبقات به عواملی چون : هدف بررسی، وضعیت ژئومرفولوژی و شکل زمین، نوع کاربری های مورد انتظار برای ارزیابی و برنامه ریزی سرزمین، مقیاس نقشه و میزان همبستگی جامعه گیاهی به منظور تهیه نقشه جهت شیب حوزه پس از رقومی نمودن منحنی های تراز با استفاده از نرم افزارهای GIS سمت شیب در هشت جهت اصلی به تفکیک مشخص شده است (رنجبر دستنایی، 1390 : 69). جهت تهیه نقشه جهت های جغرافیایی از لایه DEM استان استفاده گردیده است. جدول شماره (3-1) جهت شیب شهرستان های استان اصفهان را نشان می دهد.
جدول شماره (3-1) : جهت شیب شهرستان های استان اصفهان
شهرستان
شیب غالب
جهات شیب
اردستان
جنوبی
شمالی، جنوبی، شرقی، شمال شرقی
برخوار
جنوبی- شمال غربی
جنوبی، شمال غربی، شرقی، غربی
اصفهان
شرقی – جنوب غربی
شمالی، شمال غربی، شرقی، جنوبی، جنوب غربی
کاشان
شرقی – غربی
شرقی، شمال غربی، جنوبی، جنوب غربی
نائین
شرقی – جنوبی
شمالی، شمال غربی، شرقی، غربی، جنوبی، جنوب شرقی
نجف آباد
شرقی
شمال غربی، شمالی، شرقی، جنوبی، جنوب غربی
نطنز
جنوبی – شمال شرقی
شمالی، شمال شرقی، شمال غربی، جنوب شرقی، غربی، جنوبی
سمیرم سفلی
غربی – شمال شرقی
شمالی، شمال شرقی، شمال غربی، غربی، جنوبی، شرقی
شهرضا
غربی- شمال شرقی
شمال شرقی، شمال غربی، جنوب شرقی، جنوب غربی
تیران
شمال شرقی
شمال شرقی، شمال غربی، شرقی، جنوبی، جنوب غربی
لنجان
جنوبی
شمالی، شمال شرقی، شرقی، جنوبی، جنوب غربی
مبارکه
شمال شرقی
شمالی، شمال غربی، جنوب غربی، جنوبی
سمیرم
جنوب غربی
شرقی، شمال غربی، جنوبی، جنوب غربی
فلاورجان
جنوب غربی – شمالی
شمالی، شرقی، جنوب غربی، جنوب شرقی
خمینی شهر
جنوب شرقی
جنوب غربی، جنوبی، شمال شرقی
گلپایگان
جنوبی – غربی
شمالی، شمال شرقی، شمال غربی، غربی، جنوب غربی
خوانسار
شمال شرقی
جنوبی، شمال شرقی، شمالی، غربی، شمال شرقی، شرقی
فریدن
جنوبی – شمال شرقی
جنوبی، شمال شرقی، شمالی، غربی، شمال غربی
فریدون شهر
جنوبی – شمال شرقی
جنوبی، غربی، جنوب غربی، شمال شرقی، شرقی
داران
جنوبی و جنوب غربی
شرقی، غربی، شمال شرقی، شمال غربی
آران و بیدگل
جنوب غربی – شمالی
جنوب غربی، شمالی، جنوبی، شرقی، غربی
منبع: لایه DEM استان اصفهان
شکل شماره (3-4) نقشه جهت شیب محدوده مورد مطالعه را نمایان می سازد. شکل شماره (3-4) : نقشه جهت شیب استان اصفهان، (مأخذ: اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان)
3-1-5- وضعیت پوشش گیاهی
نواحی مختلف استان با توجه به شرایط توپوگرافی، آب و هوایی، خاک و تقسیمات ژئوبتابیک به مناطق نیمه بیابانی، استپی، جنگل های نیمه خشک، کوه های مرتفع، تپه های شنی، شور و کویری و زراعی و باغی تقسیم بندی می شوند. این مناطق از لحاظ موقعیت و شرایط آب و هوایی و ادافیکی نه تنها در استان اصفهان شناخته شده و قابل تفکیک می باشند، بلکه با نواحی ژئوبتابیک ایران از جمله ناحیه ایرانی- تورانی که خود به پنج ناحیه مجزا تقسیم شده است، منطبق می باشد(یساری، 1389: 11).
3-1-5-1- منطقه رویشی نیمه بیابانی
بیش از 47 درصد از مساحت استان را این اقلیم می پوشاند و در نیمه شرقی استان، در محدوده شهرهای خور و
بیابانک، چوپانان، انارک، نائین، ورزنه، کاشان، بادرود، زواره و اردستان گسترش دارد. میزان بارندگی سالیانه آن عمدتاً کمتر از 100 میلی متر است. قسمت عمده گونه های موجود در این منطقه از خانواده های اسفنجیان کاسنی، بقولات و گندمیان می باشند. مناطق پست این منطقه را اراضی شور تشکیل می دهد. همچنین سطح قابل توجهی از آن را ناهمواری های ماسه ای تشکیل می دهد که پوشش گیاهی ویژه ای در این مناطق گسترش یافته است.
3-1-5-2- منطقه رویشی استپی
حدود 36 درصد از سطح استان را این اقلیم رویشی پوشش می دهد و در مناطق مرکزی با بارندگی سالیانه 100 تا 230 میلی گسترش دارد و شهرهای قمصر، میمه، شاهین شهر، کوهپایه، اصفهان، تیران، زرین شهر، شهرضا و قسمت هایی از شمال بادرود را در بر می گیرد. بهترین مراتع استان اصفهان، در این منطقه قرار دارد.
3-1-5-3- منطقه رویشی نیمه استپی
این منطقه حدود 2/13 درصد از استان را می پوشاند و مناطق غربی و جنوب غربی استان را با بارندگی 230 تا 450 میلی متر شامل می شود. کوتاه بودن فصل رویش نسبت به دو اقلیم قبلی از ویژگی های آن است. شهرهای گلپایگان، خوانسار، فریدون شهر، چادگان و سمیرم در این منطقه قرار گرفته اند.
3-1-5-4- منطقه رویشی کوه های مرتفع
این منطقه حدود 3 درصد استان اصفهان را در نواحی شرقی فریدون شهر و جنوب غربی سمیرم از حدود ارتفاع 2500 متر به بالا را تشکیل می دهد. میزان بارندگی آن بیش از 500 میلی مترو در واقع ارتفاعات سلسله جبال زاگرس را تشکیل می دهد. گونه ارس (Juniperus exelsa)، یکی از گونه های مهم و با ارزش درختی این نواحی می باشد. گونه های مرتعی این محدوده را گونه های بوته ای، بالش، شی و گراس های پایا تشکیل می دهد.
3-1-5-5- منطقه رویشی جنگل های خشک
این منطقه کمتر از 5/0 درصد از استان را تشکیل می دهد و نوار باریکی در غرب فریدون شهر و جنوب غربی سمیرم را تشکیل می دهد. در واقع زبانه های جنگل های بلوط غرب به داخل استان نفوذ کرده است (شفقی،231:1381-233). شکل (3-5) وضعیت پوشش گیاهی استان اصفهان را به صورت کلی نشان می دهد. شکل شماره (3-5) : نقشه وضعیت پوشش گیاهی استان اصفهان، (مأخذ: اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان)
3-1-6- آب و هوا
معمولاً در هر مکان مشخص در طول سال یک هوای معین به دفعات بیشتری جابه جا می شود، به طوری که از نظر فراوانی، این هوا در آن مکان نمود بیشتری می یابد. این هوا در هر منطقه، “آب و هوای آن منطقه” به حساب می آید. پس آب و هوا (اقلیم) عبارت است از: هوای غالب در یک محل در دراز مدت (علیجانی و کاویانی،5:1385).
تفاوت ارتفاعات مناطق مختلف استان از سطح دریا موجب تنوع آب و هوا(بارندگی، درجه حرارت، رطوبت نسبی و غیره)در استان گردیده است. به طور کلی استان دارای سه نوع آب و هوا به شرح زیر می باشد:
آب و هوای بسیار خشک تا خشک گرم، شامل قسمت اعظم استان از جمله نواحی پست شرقی و دشت های مرکزی و شمال شرقی استان.
آب و هوای نیمه مرطوب تا مرطوب سرد، شامل نواحی مرتفع غربی و جنوبی استان.
آب و هوای نیمه خشک، شامل نواحی مرتفع مرکزی و شمالی استان(سالنامه آماری استان اصفهان، 1387).
یکی از عوامل مهم در توسعه ورزش های هوایی در یک منطقه، عامل آب وهوای هر منطقه است که غالباً ورزشکاران و گردشگران، زمان و مدت و مکان مورد نظر خود را با توجه به آب وهوای منطقه مورد نظر خود هماهنگ و مرتبط می سازند. مهم ترین عوامل مرتبط با ورزش های هوایی عبارتند از : درجه حرارت مناسب، سرعت و جهت باد، میزان رطوبت، میزان بارندگی، … که در اینجا توضیح داده می شوند.
3-1-6-1- بارندگی
بارندگی استان اصفهان تحت تأثیر جریان های جوی است که غالبا از سمت غرب وارد منطقه می شوند. توده هواهای باران زا که از سطوح وسیع آب، مانند: دریای مدیترانه، دریای سیاه و اقیانوس اطلس سرچشمه می گیرند، منشا اصلی بارش ها در استان می باشند. این جریانات معمولا از مهر ماه تا اردیبهشت ماه منطقه را تحت تأثیر قرار می دهد. وجود رشته کوه های زاگرس در غرب که در مسیر این گونه جریان ها قرار دارد، خاصیت سیکلونی جبه های هوا را تشدید نموده و بارش های بسیار شدیدی را باعث می گردد. از این نظر، بیشتر رطوبت توده های هوا در قسمت های غربی استان تخلیه می شود. بطور کلی میزان بارش استان از غرب به شرق کاهش می یابد (سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان،3:1371). بر اساس آمار و اطلاعات میانگین مجموع بارندگی سالانه در استان اصفهان226.4 میلی متر می باشد. این مقدار در ماه های فصل زمستان (دی، بهمن، اسفند)، به ترتیب 29.53 ، 41.97 ، 23.36 میلی متر و در فصل بهار میزان بارندگی در ماه های فروردین، اردیبهشت و خرداد به ترتیب 41.02 ، 19.81، 3.18 میلی متر و در ماه های تیر، مرداد و شهریور به ترتیب1.47 ، 0.91 ، 1.89و در ماه های مهر، آبان و آذر به ترتیب 0.89، 30.8، 31.56 میلی متر می رسد. آمار بارندگی سال های (1390- 1383) ایستگاه های منتخب استان اصفهان در جدول شماره (3-2) و شکل شماره (3-6) نشان داده شده است.
جدول شماره(3-2): وضع بارندگی استان اصفهان طی سال های 1390-3 138
ایستگاه ها
ماه ها
اردستان
اصفهان
خور
سمیرم
فریدونشهر
کاشان
گلپایگان
مورچه خورت
میمه
میانگین بارندگی ماهانه
فروردین
24.25
27.32
14.85
74.08
103.41
25.87
44.51
23.7
31.2
41.02
اردیبهشت
12.05
19.68
4.56
13.03
47.35
15.93
26.55
15.81
23.35
19.81
خرداد
5.22
1.062
1.77
0.92
7.93
1.33
3.16
2.86
4.4
3.18
تیر
0.33
1.28
0.03
1.93
2.37
2.51
1.73
0.78
2.25
1.47
مرداد
0.23
0.1
0
0.57
5.36
0.03
0.45
0.27
1.18
0.91
شهریور
0.92
0.47
0.08
1.35
5.16
0.43
4.88
0.73
3.01
1.89
مهر
0.025
0.07
0.162
0
4.46
0.27
2.26
0.72
0.02
0.89
آبان
13.98
24.67
3.61
65.11
78.92
12.47
35.26
21.15
22.02
30.80
آذر
33.85
20.03
11.41
75.72
68.28
16.78
28.83
14.83
14.31
31.56
دی
26.56
13.7
12.4
84.56
58.87
17.2
24.55
13.41
14.57
29.53
بهمن
18.2
24
11.92
120.5
116.45
17.56
35.08
15.28
18.75
41.97
اسفند
10.41
15.5
7.17
63.13
62.13
10.27
20.88
9.77
10.94
23.36
مجموع
146.06
147.91
68.00
500.9
560.73
120.71
228.19
119.36
146.05
226.44
(مأخذ: اداره کل هواشناسی استان اصفهان، 1391) شکل شماره (3-6): میزان بارندگی استان اصفهان طی ماه های مختلف سال
شکل شماره (3-7) منحنی های هم بارش استان اصفهان را نشان می دهد، همان طور که در نقشه می بینید، سمت شرق استان دارای کمترین و سمت غرب و جنوب استان دارای بیشترین میزان بارندگی می باشد. شکل شماره (3-7) : منحنی های هم بارش استان اصفهان
3-1-6-2- درجه حرارت
دما به عنوان نمایه ای از شدت گرما، یکی از عناصر اساسی شناخت هواست. با توجه به دریافت نامنظم انرژی خورشیدی توسط زمین، دمای هوا در سطح زمین دارای تغییرات زیادی است که به نوبه خود سبب تغییرات دیگری در سایر عناصر هواشناسی می شود(علیزاده، 1388: 83). وضعیت توپوگرافی خاص استان اصفهان باعث شده تا تنوع اب وهوایی زیادی در این استان وجود داشته باشد(سازمان برنامه و بودجه استان ا صفهان،33:1371). باتوجه به وجود ناهمواری های استان که در بخش های غربی و جنوب غربی توزیع شده است، مسلماً این نواحی دارای دمای کمتر بوده در حالی که نواحی پست شرقی و شمال شرقی استان داری درجه حرارت بالاتری می باشد(شفقی، 1381: 45). جدول شماره (3-3) وضعیت دمای استان اصفهان را در ایستگاه های منتخب استان، طی سالهای 1390-1383 نشان میدهد. بر اساس میانگین درجه حرارت ماهانه، بیشترین درجه حرارت مربوط به ماه تیر با 27.99 درجه سانتی گراد و کمترین درجه حرارت مربوط به دی ماه با 1.24 درجه سانتی گراد می باشد.
جدول شماره(3-3): وضع دمای استان اصفهان طی سال های (1390-1383)
ایستگاه ها ماه ها
اردستان
اصفهان
خوروبیابانک
سمیرم
فریدون شهر
کاشان
گلپایگان
مورچه خورت
میمه
میانگین درجه حرارت
فروردین
16.89
14.99
19.89
8.663
4.044
17.01
11.39
10.30625
9.369
12.51
اردیبهشت
23.17
20.53
26.98
14.96
9.05
23.08
16.66
16.05
14.93
18.38
خرداد
28.36
25.67
31.29
20.55
14.68
28.8
22.49
22.04375
20.59
23.83
تیر
32.33
29.93
34.58
24.3
19.07
33.04
27.26
26.2375
25.19
27.99
مرداد
31.38
28.51
33.49
24.23
18.96
32.14
26.8
25.2875
23.93
27.19
شهریور
27.96
25
29.63
21.5
16.43
28.31
23.19
21.5
20.71
23.80
مهر
23.18
20.12
25.17
16.79
11.12
22.77
18
15.70625
15.15
18.67
آبان
14.76
12.54
17.28
9.369
3.638
14.34
10.21
7.64375
8.394
10.91
آذر
7.56
6.075
9.91
3.606
-1.5
7.444
4.25
3.025
2.856
4.80
دی
3.99
3.231
6.32
-0.04
-4.85
4.031
0.643
-0.55625
-1.61
1.24
بهمن
6.18
5.45
8.85
0.125
-5.64
6.025
2.686
0.925
0.371
2.78
اسفند
12.22
10.62
14.60
5.013
-1.15
12.11
7.438
5.66875
5.675
8.02
(مأخذ: اداره کل هواشناسی استان اصفهان، 1391)
شکل شماره (3-8) بیانگر میانگین درجه حرارت استان اصفهان در ایستگاه های منتخب می باشد. شکل شماره (3-8): میانگین درجه حرارت استان اصفهان در ماه های مختلف سال
شکل شماره (3-9) منحنی های هم دمای استان اصفهان را نشان می دهد، طبق این نقشه مناطق غربی استان دارای کمترین میانگین درجه حرارت و مناطق شرقی استان دارای بیشترین درجه حرارت می باشند. شکل شماره (3-9): منحنی های هم دمای استان اصفهان
3-1-6-3- رطوبت
معمولاً وقتی از رطوبت نام برده می شود، منظور اصلی رطوبت نسبی24 است و آن عبارت است از نسبت مقدار بخار آب موجود در هوا به مقدار بخار آبی که اگر هوا در همان درجه حرارت می داشت به صورت اشباع می بود. این نسبت همیشه به درصد بیان می شود (علیزاده و همکاران،90:1383). جهت بررسی رطوبت نسبی استان از آمار هواشناسی سال های 1390- 1383 ایستگاه های منتخب استان اصفهان استفاده گردید. طبق جدول شماره (3-4) کمترین میانگین حداقل رطوبت نسبی مربوط به ماه تیر و بیشترین آن مربوط به ماه دی می باشد.
جدول شماره (3-4): میانگین حداقل رطوبت نسبی در سال های (1390- 1383) در ایستگاه های منتخب استان اصفهان
ایستگاه
ماه
اردستان
اصفهان
خوروبیابانک
سمیرم
فریدون شهر
کاشان
گلپایگان
مورچه خورت
میمه
میانگین حداقل رطوبت]]>