۱-۱- تاریخچه اختلال اضطراب اجتماعی

با اینحال­که در زمان بقراط توصیف­هایی از اضطراب اجتماعی شده بود. هیپنوتیزم کننده معروف فرانسوی پیرژانه هم دوبارهً از فوبی در موقعیت­های اجتماعی در سال ۱۹۰۳ نام می­برد (هیمبرگ و بکر، ۲۰۰۲). ژانه چهار نوع فوبی رو مطرح می­ کنه فوبی موقعیتی، بدنی، وسایل و عقاید. اون  فوبی­های موقعیتی رو به دو نوع ترس از مکان­های باز یا بسته و ترس از موقعیت­های اجتماعی تقسیم کرد. ژانه همیشهً بر نقش و وجود اجتماعی ترس­های فوبیک تأکید می­کرد و به فکر بود فوبی اجتماعی، ترس از سرخ شدن و صمیمیت (و رابطه جنسی) ، ترس از سخنرانی در جمع و ظاهر شدن در نقش منبع قدرته (استراوینسکی، ۲۰۰۷).

هیپنوتیزم

در اول قرن بیستم توصیف­های دقیق دیگری هم از اروتوفوبیا[۷] (ترس از سرخ شدن) و مفاهیم در رابطه مطرح و منتشر شد. مثلا یه روان­شناس سوئیسی به­نام کلاپارد[۸] ضمن اشاره به وجود اجتماعی این مشکل، به کاربرد الکل، تریاک و هیپنوتیزم واسه درمان اون تأکید کرد (استراوینسکی، ۲۰۰۷). به نظر هارتنبرگ (۱۹۰۱)، فرد گرفتار به اضطراب اجتماعی کسیه که جرأت شروع تعامل اجتماعی رو نداره، نسبت به بقیه هراسون، و بدون هرگونه اطمینانی در خودشه و از این که بقیه رو عصبی سازه  می­ترسد و احساس خجالت می­ کنه (فیربرودر[۹] ،۲۰۰۲). هارتنبرگ توصیف جامعی از علائم قلبی، تنفسی، معدی-روده­ای، عضلانی و روان­شناختی اضطراب اجتماعی ارائه داد و ویژگی آدمایی رو که اصطلاحاً دچار ترس از صحنه هستن توصیف کرد. به نظر ایشون اضطراب اجتماعی وقتی که زیاد شده و طولانی تجربه می­شه، شکل مرضی می­یابد. اون از تشویق به آزادی و پیش­قدم شدن به عنوان کلید درمان یاد می­ کنه (استراوینسکی، ۲۰۰۷). به نظر هارتنبرگ (۱۹۰۱) اضطراب اجتماعی از دو هیجان اصلی تشکیل می­شه؛ ترس و شرم. این معنی پردازی شباهت خیلی نزدیکی با ملاک «الف» راهنمای تشخیصی و آماری مشکلات روانی (DSM-IV) واسه ترس اجتماعی داره، که شامل احساس ترس از پستی، و خجالته. هارتنبرگ ترس و شرم افراد گرفتار به ترس اجتماعی رو به عنوان «ترس کاذب» و «شرم کاذب» توصیف می­ کنه، هر چند افراد گرفتار احساس وحشت­زدگی و شرمساری دارن، اما واقعا خطر واقعی وجود نداره. از این گذشته، اون عقیده داره که احساس­های ترس و شرم فقط در حضور بقیه رخ می­ بدن (در موقعیت­های اجتماعی)، پس افراد گرفتار به این مشکل از موقعیت­های اجتماعی دوری می­ کنن. این توضیحات مثل ملاک DSM-IV از ترس و اجتنابه که به وسیله موقعیت اجتماعی فراخوانده می­شه (فیربرودر، ۲۰۰۲).

مشکلات

در سال ۱۹۶۶ مارکس و گلدر[۱۰] با تدارک دلایل پشتیبانی کننده، دوبارهً اصطلاح فوبی اجتماعی رو به­کار برده و ضمن توصیف کامل سندرم، اون رو براساس سن ظهور از آگورافوبی و  فوبی­های خاص جدا کردن (هافمن و اتو، ۲۰۰۸). تحقیق اون­ها مبنی بر این­که، ترس اجتماعی از نظر سن شروع از بقیه ترس­ها فرق داره اثر به­سزایی در اثبات این واحد تشخیصی به عنوان یه مشکل جداگونه داشت. تا زمان ارائه ویرایش سوم راهنمای تشخیص و آماری مشکلات روانی (DSM-III) این مشکل به عنوان نشانگان خاصی محسوب نمی­شد اما از سال ۱۹۸۰ تا کنون سیمایه­های اساسی این مشکل با روشنی بیشتری تعریف شده (کلارک و فیربورن، ۱۹۹۷؛ به نقل از حسنوند عموزاده).  همگام با تلاش واسه کاهش ناهمگونی محتوای روان­شناختی گسترده فوبی اجتماعی، در        DSM-III-R  دو زیر گونه از مشکل (زیاد شده[۱۱] و خاص[۱۲]) براساس شدت علائم پیشنهاد گردید. کار گروه[۱۳] DSM-IV در مشکلات اضطرابی با این دلیل آوردن که وجود ضعیف­ساز و آسیب­رسان این مشکل، شدیدتر از اون هستش که به وسیله معنی فوبی اجتماعی منتقل شه، عنوان «مشکل اضطراب اجتماعی» رو جانشین فوبی اجتماعی کرد. اما بعضی متخصصین از جمله کلارک[۱۴] و بک[۱۵] (۲۰۱۰) بازم بر کاربرد اصطلاح فوبی اجتماعی اصرار می­ کنن چون فکر می کنند که این اصطلاح، تمایل قوی دوری از موقعیت­های تحریک کننده اضطراب رو که ویژگی کلی مشکل می­باشن بهتر توصیف می­ کنه (رضایی، ۱۳۸۹).

اضطراب

مشکل اضطراب (فوبی) اجتماعی به ­صورت امروزی اولین بار با منتشر کردن DSM-III مطرح شد (استراوینسکی، ۲۰۰۷). هرچند مارکس و گلدر (۱۹۶۶)، واسه اولین بار سندرم فوبی اجتماعی رو توصیف کردن، این تشخیص به عنوان یه طبقه جدا تا معرفی DSM-III در سال ۱۹۸۰ شناخته نشد.

 

وقتی که مشکل اضطراب اجتماعی اولین بار وارد DSM-III شد، تصور می­شد که این مشکل تنها دلیل اخلال حداقلی در نقش­های عملکردی می­شه (ترک و همکاران، ۲۰۰۸). به دنبال وارد شدن مشکل اضطراب اجتماعی بهDSM-III  تحقیقات کمی تا اون زمان روی این مشکل انجام شده بود، ولی، از اون زمان تا حال، تعداد اثرات علمی در مورد اضطراب اجتماعی سال به سال و به سرعت در حال افزایش بوده و درزمان بیست سال گذشته، مشکل اضطراب اجتماعی به­تدریج به­عنوان یکی از شایع­ترین مشکل­های روانپزشکی طولانی و شایع­ترین مشکل اضطرابی در غرب شناخته شده (هافمن و بارلو، ۲۰۰۲).

 

[۱]-Phobos

[۲]-Son of Ares or god of war

[۳]-Hippocrates

[۴]-Melancholia

[۵]-Medicalization

[۶]-Psychologicalization

[۷]-Ereutophobia

[۸]-Clapared

[۹]-Fairbrother

[۱۰]-Gelder

[۱۱]-Generalized

[۱۲]-specific

[۱۳]-task force

[۱۴]-Clark

[۱۵]-Beck