قلمرو قاعده ی احسان در حقوق کیفری- قسمت 19

مسئله ای که در اینجا مطرح می شود این است که مقتضای قاعده ی تسبیب، ضمان است و مقتضای قاعده ی احسان، عدم ضمان است برای روشن شدن این مسئله بایستی به بررسی تعارض بین قاعده ی تسبیب و احسان بپردازیم.
بند اول:تعارض قاعده احسان و قاعده تسبیب
همانطور که گفته شد مقتضای قاعده تسبیب، ضمان است مستند به روایاتی که در این مورد وجود دارد:
1-صحیحه حلبی از امام صادق (ع) می گوید:
اگر کسی چیزی را در راه دیگری قرار دهد به طوری که مرکب آن شخص در برخورد با آن رم کند و صاحبش را به زمین بزند، حکم قضیه بدین صورت است که «کل شی یضربطریقِ المُسلمینِ فصاحبُه ضامنٌ لِما یُصیبه»[191]یعنی صاحب هر چیزی که در راه مسلمین به آن ها ضرر بزند، ضامن پیامدهای آن است.

  1. خبر موثق سماعه از امام صادق (ع) که چنین نقل می کند که از آن حضرت سوال کردم حکم کسی که چاهی در خانه خودش حفر می کند و دیگری در آن می افتد چیست؟ حضرت (ع) فرمود: «اگر چاه در ملک خودش باشد موجب ضمان نیست، اما اگر در ملک غیر یا معبر عام حفر شده باشد و دیگری در آن بیفتد موجب ضمان است»[192]
  2. خبر سکونی از امام صادق (ع) که چنین می گوید: قال رسول الله (ص): «مُن اَخرَج میزاباً او کنیفا اَو اَوتد وتَداً او اوثق دابهً اَو حَفَر شیئاً فی طریق المُسلمین فَاَصابَ فَعَطَب فَهُوله ضامن»[193]یعنی پیغمبر (ص) فرمود:هرکس ناودانی یا گودالی در میان راه مسلمین ایجاد کند یا میخ یا افسار مرکبش را بکوبد، یا چاهی در راه مسلمین حفر کند و کسی به آن ها اصابت کند به زمین بیفتد، ضامن است.
  3. صحیحه زُراره که چنین می گوید که به حضرت امام صادق (ع) عرض کردم حکم کسی که چاهی در غیر ملک خویش حفر کند و عابری در حین عبور در آن بیفتد، چنین است که «عَلیهِ ضمانُ لِاَنَّ کُلَّ مَن حَفَرَ بئرِاً فی غیر ملِکِه کانَ عَلَیهِ ضمان»[194]

یعنی برحفر کننده چاه ضمان است، زیرا هر کس چاهی در غیر ملک خود حفر کند، ضامن است. مقتضای قاعده احسان، عدم ضمان است در این تعارض مشهور، فقها قاعده ی احسان را حاکم بر ادله ی ضمان دانسته اند مشروط بر اینکه فعلی که شخص انجام داده است، مصداق عرفی احسان باشد و اقدام وی عرفاً عدوانی نباشد مثلاً اگر شخصی برای مصلحت عابرین چاهی را در طریق آنان حفر کند تا از آب آن استفاده شود در صورت حصول خسارت یا جرح و قتل وی ضامن نیست زیرا تصرف عدوانی نیست و موضوع «ما عَلی المُحسنینِ من سَبیل» محقق است.[195]
بند دوم اقدامات انسان دوستانه شخص محسن
در اینجا بایستی به بررسی این موضوع بپردازیم که در مواردی که اقدامات شخص برای جلب منفعت یا دفع ضرر از دیگری نیست بلکه شخص محسن به جهت حفظ مصلحت عمومی کاری انجام می دهد آیا در اینجا هم قاعده ی احسان جاری است؟
در کتب فقها در مورد حفر چاه در مسیر مردم نظریات مختلفی ارائه گردیده که برای بررسی و آشنا شدن با مسائلی که هریک از فقها در مورد این مسئله ابراز کرده اند باید نظریات آنها در این مورد بررسی شود که در ذیل بدین صورت آمده است.
1.آیت اله خویی در این مورد چنین می گوید:
اگر در مسیر مردم چیزی را حفر کند، چیزی که در آن مصلحت عابرین است و به صورت اتفاقی شخصی در آن بیفتد و بمیرد گفته شده است که حفر کننده ضامن نیست.[196]
2.در تحریرالوسیله امام خمینی آماده است:
اگر سنگی را در ملکش یا در ملک مباح قراردهد یا چاهی را حفر نماید یا میخی را به زمین بکوبد یا چیزهای لغزنده را پرت کند و مانند اینها دیه کسی را که افتاده ضامن نیست و اگر در راه مسلمین یا در ملک دیگری بدون اذن او باشد بر او در مالش ضامن است و اگر در ملک دیگری حفر نماید و مالک راضی به آن باشد پس ظاهر سقوط ضمان از حفر کننده است و اگر این را به خاطر مصلحت رهگذرها انجام دهد ظاهر عدم ضمان است مانند کسی که جهت دفع حرارت یا پخش شدن غبار، راه را آب پاشی کند و مانند اینها.[197]
3.محقق حلی نیز چنین می گوید:
«اگر بگذارد سنگی را در ملک خود یا در مکان مباحی ضامن نیست دیه لغزنده را، و اگربوده باشد در ملک غیرش یا در راهی که راه می روند در آن ضامن است دیه را در مالش و هم چنین اگر نصب کند کاردی را، پس بمیرد به سبب آن و هم چنین اگر بکند چاهی را یا بیندازد سنگی را و اگر بکند چاه را در ملک غیر خودش و مالک راضی شود از کننده ی چاه ضمان ساقط می شودو اگر حفر کند چاه را در راهی که تردد می شود به خاطر مصلحت مسلمانان بعضی گفته اند که ضامن نیست به جهت آنکه کندن چاه برای آن جایز است و این نیکو است»[198]
شهیدثانی وشیخ محمد حسن نجفی نیز نظرات مشابهی دارند که بدین ترتیب است:
4.کسی که سنگی را در ملک دیگری قرار می دهد، چنانچه در اثر آن جنایاتی وارد آید در هر صورت ضامن است هم چنین اگر فردی سنگی را بدون دلیل برای تأمین مصلحت خود یا برای ضرر زدن به عابرین در راه عمومی قرار دهد، ضامن است ولی اگر سنگ را برای تأمین مصالح عمومی قرار دهد مثل اینکه آن را بر روی گل و لای قرار دهد تا دیگران پای خود را روی آن بگذارند و عبور کنند ضامن نیست چرا که مصداق احسان است.[199]
5.اگر سیل بیاید و با خود سنگ هایی را بیاورد و در راه مسلمانان قرار دهد پس بر هیچ کس ضمانتی نیست و در این هیچ گونه اختلافی وجود ندارد و همین طور است در مواردی که کسی آن را به جای دیگری از راه منتقل کند مثلاً آن را سر جای اول خود بگذارد و در قسمتی بگذارد که در آن رفت و آمد کم تر است، و گفته شده علت آن اطلاق نصوص مزبوره ا

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

ست.
بایستی گفت به این قواعد نیز اشکال گرفته شده است و گفته شده است قاعده ی احسان در جایی جاری است که فرد سنگ را از مسیر برداشته باشد نه اینکه آن را در مکان دیگری گذاشته باشد هر چند در آن مکان رفت و آمد کم تر باشد.[200]
و هم چنین گفته شده اگر چاهی را در مسیر مسلمانان برای مصلحت آنان حفر کند به خاطر قاعده احسان با اجازه امام ضمانتی ندارد زیرا اجازه ی وی قوی تر از اجازه ی مالک در ملکش است ولی در فرضی که این اجازه نباشد پس وی ضامن است به خاطر عمل به اطلاق نص.[201]
6.ابن قدامه می گوید:
جایز نیست که چاهی را برای نفع بردن خودش در راه ایجاد کند ولی اگر آن را برای مصلحت مسلمانان حفر کند مثل اینکه آن را حفر کند تا مردم بتوانند از آب آن استفاده کنند یا اینکه آب باران در آن جمع شود به جای جمع شدن در راه، جایز است ولی اگر راه باریک باشد یا همواره خطر سقوط انسان یا حیوانی به دلیل باریک بودن راه وجود داشته باشد جایز نیست زیرا در اینجا ضرر بیشتر از نفع آن است …»[202]

  1. در کتاب شیخ طوسی گفته شده است اگر چاه را در راه وسیع و با اذن امام برای مصلحت مسلمانان حفر کند و باعث تضییع نشود جایز است وگرنه خیر زیرا باعث تعدی است و اگر به طور داوطلبانه چاهی را برای مصلحت حفر کند ضمانتی ندارد.[203]

8.محمد حسن فیض کاشانی چنین می گوید:
در مورد حفر چاه سه قول وجود دارد:
-اگر حفر چاه برای مصلحت مسلمانان در راه آنان باشد، اگر با اذن امام باشد ضامن نیست وگرنه ضامن است.
– اگر چیزی باشد که در راه به ضرر مسلمانان باشد ضامن است.
-اگر حیوان را قرار دهد یا چاهی را حفر کند در راه مسلمانان و چیزی با آن برخورد کند و خسارت ببیند پس وی ضامن است.
در دلالت مورد اول و سند مورد دوم قصور وجود دارد[204]

  1. ابن ادریس و احمد خوانساری نیز چنین می گویند که اگر در راه مسلمانان چیزی را احداث کند یا کاری انجام دهد یا چیزیهایی مانند ناودان نصب کند که به ضرر رهگذران نیست پس بر او چیزی نیست، زیراوی محسن محسوب می شودو خداوند متعال نیز چنین می فرماید که «ما عَلی المُحسِنینِ مِن سَبیلٍ» پس هر کسی که می گوید وی ضامن است مخالف آیه صحبت کرده و چیزی را مقرر کرده که خداوند آن را مقرر نکرده است و هم چنین دلیل دیگر این است که اصل برائت ذمه است و خلاف آن محتاج دلیل است[205]