نوامبر 23, 2020

سامانه پژوهشی – قدرت های ذره ای و نقش آفرینی منطقه ای بررسی موردی قطر- قسمت 5

1 min read

toy tool,education,science board,school

این پژوهش شامل پنج فصل و یک نتیجه‌گیری است؛ بدین ترتیب که در فصل اول که مقدمه پژوهش می‌باشد، به کلیات پژوهش شامل، طرح مسئله، سوال اصلي و فرعي، فرضيه اصلي و فرعي، ضرورت انجام پژوهش، اهداف پژوهش، پيشينه‌ي تحقيق، متغييرهاي پژوهش، روش تحقيق، روش تجزيه و تحليل، موانع تحقيق و در فرجام سازماندهي پژوهش پرداخته شده است. در ادامه، در فصل دوم در سه بخش ابتدا چارچوب مفهومی پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. سپس عوامل افزایش قدرت ملی به صورت نظری مورد مطالعه قرار گرفته است و در نهایت در بخش سوم، به نمونه‌های تاریخی و فرایند تاریخی تحول منزلت ملی اشاره شده است. در واقع، در فصل دوم که مبانی نظری پژوهش مطرح شده است تا مقدمه‌ی ضروری بحث در فصول بعدی فراهم آید.
در ادامه و در فصل سوم که بخش اصلی پژوهش محسوب می‌شود، به بررسی کشور قطر به مثابه قدرتی ذره‌ای و تلاش این کشور برای تبدیل به قدرت منطقه‌ای می‌پردازیم. بدین ترتیب که، ابتدا به بررسی ساختار قدرت در قطر پرداخته و سپس به مولفه‌های نقش‌آفرینی قدرتمندانه قطر در خاورمیانه و خلیج فارس پرداخته‌ایم. شاخص‌هایی چون قدرت اقتصادی، نظامی، رسانه‌ای، دیپلماتیک، شفافیت اطلاعاتی و قدرت مدیریتی به عنوان عوامل تحول قدرت قطر در این بخش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. فصل چهارم نیز به بررسی تحول قدرت قطر در تقابل با عربستان سعودی و ایران می‌پردازد. در این فصل عواملی چون مسئله فلسطین، داعش و سوریه عوامل اصطکاک قدرت قطر و ایران و مسئله اختلافات ارضی و فعالیت شبکه الجزیره به عنوان نقاطی از تقابل قدرت قطر و عربستان سعودی مورد بررسی قرار گرفته است. بدین ترتیب استنتاج و نتیجه‌گیری به عنوان فصل پنجم، پایان بخش این پژوهش بوده است.
فصل دوم
چارچوبهای مفهومی و مبانی نظری پژوهش
2-1- کلیات
هانس جی. مورگنتا يکي ار مهم‌ترين تئوري پردازان مکتب واقع‌گرايي در روابط بين الملل، دولت‌ها را به لحاظ سياست خارجي که در نظام بين الملل اتخاذ مي‌کنند به دو گروه دولت‌هاي طرفدار حفظ وضع موجود و دولت‌هاي تجديدنظرطلب تقسيم مي‌کند. وي همچنين در مباحث خود مفهوم منافع ملي را معياري هميشگي مي‌داند که بايستي بر اساس آن سياست خارجي دولت‌ها را ارزيابي کرد. به عبارت ديگر، به نظر وي اهداف سياست خارجي بايستي بر حسب منافع ملي تعريف شود، او منافع ملي را برحسب قدرت تعريف مي‌کند و معتقد است که اين قدرت دولت‌ها است که گستره منافع ملي و شکل سياست خارجي را تعيين مي‌کند. از همين رو است که کشورهاي در حال پیشرفت و داراي منافع ملي در حال گسترش به سياست خارجي تهاجمي و تجديد نظر طلبانه روي مي‌آورند و کشورهايي که از لحاظ منابع داخلي (وسعت سرزميني، منابع انساني، قدرت نظامي، عمق استراتژيک) دارای برتری محسوس هستند و احیاناً تفوق هژمونیک و وضعیت مطلوبی دارند، معمولا ادامه وضع موجود را خواستارند(قوام، 1393: 59-60).
بر این اساس، کشور قطر نیز در قالب کشورهایی قابل ارزیابی است که خواستار تغییر وضع موجود هستند. نکته مهم این است که میل به پیشرفت و رسیدن به وضع مطلوب همواره با عملکردهای مثمر ثمر و موفقیت‌آمیز مواجه نمی‌شود و به عبارت ساده‌تر کشورهای کمی هستند که از خیل کشورهای در حال توسعه توانسته‌اند خود را از جمع عظیم قدرت‌های ذره‌ای جدا کرده و به جرگه‌ی بزرگان منطقه‌ای یا جهانی برسانند. اما آنچه اکثر اندیشمندان بر آن متفق‌اند این گزاره است که نخست، مبحث تغییر در سیستم بین‌المللی مسئله‌ای محال نیست؛ دوم، صعود در ساختار قدرت مستلزم شرایط و الزاماتی است که بیش از هر چیز از می‌توان آن را از تجربیات موفق کشورهای با وضعیت مشابه استنباط و استخراج کرد. ثالثاً این قانونمندی‌های رفتاری باید با فرهنگ و شرایط جامعه‌ و ساختار سیاسی کشور خواهان تغییر تلفیق و سازگاری لازم را بیابد تا بتواند به تغییری پایدار و وضعیتی استوار نائل آید.
در ادامه در تلاش خواهیم بود در دو گفتار مقدمات نظری لازم بحث در خصوص تجربیات و وضعیت قطر از منظر تحول قدرت از قدرت ذره‌ای به قدرت منطقه‌ای فراهم آید. بدین ترتیب در گفتار اول چارچوب مفهومی و در گفتار دوم مولفه‌های قدرت‌یابی و مواردی از تحول منزلت در نظام بین‌المللی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد تا مقدمه‌ای برای ورود به بحث تحول قدرتی قطر در منطقه باشد.
2-2- چارچوب مفهومی
در این بخش به برخی از مهم‌ترین مفاهیمی که در پژوهش به تعریف دقیق و مصادیق آنها نیاز خواهیم داشت، پرداخته‌ایم. برخی از این مفاهیم از جمله آنارشی، قدرت اقتصادی، قدرت سیاسی، قدرت ارتباطی و… به صورت مختصری اشاره شده است زیرا بحث مفصل در این خصوص حجم بسیار گسترده‌ای را می‌طلبد که نه موضوع این پژوهش و نه مجالی برای آن است.
2-2-1-تعریف قدرت
با توجه به اهمیت ماهیت قدرت، تعریف این واژه نیز حساسیت خاصی پیدا می‌کند. بر این اساس، اندیشمندان برجسته سیاسی تعاریف گوناگونی از قدرت ارائه کرده‌اند. هانس جی. مورگنتا به عنوان بنیانگذار مکتب واقع‌گرایی کلاسیک قدرت را: «رابطه‌ی روانی میان واحدهایی می‌داند که آن را اعمال می‌کنند و واحدهایی که قدرت بر آنها اعمال می‌شود و از طریق فشار بر اذهان گروه دوم رفتارهای آنها را کنترل می‌کند و این فشار دارای سه منشأ توقع سود، هراس از زیان و احترام یا عشق می‌باشد که از طریق تهدید، جاذبه و کاریزما اعمال می‌

نوشته ای دیگر :   مطالعه و رتبه بندی میزان تاثیر عوامل موثر بر خلاقیت کارکنان بر جذب ...

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

شود»(مورگنتا، 1374: 47)
سیاست و روابط میان ملت‌ها همیشه عرصه‌ی رقابت و تعارض و تلاشی بی‌پایان برای کسب، حفظ و ارتقاء قدرت بوده است؛ چرا که فلسفه‌ی سیاست و پدیدار شدن آن، تامین خواسته‌ها و نیازهایی بوده که محیط بین‌الملل توانایی لازم را برای تامین آنها ندارد و اصل کمیابی بر این حوزه حاکم بوده است و بر همین اساس قدرت به دلیل نقش اساسی‌اش در تامین سایر اهداف، به عنوان هدفی غایی محسوب می‌شود. دولت‌ها هرچند می‌توانند اهداف و آمال گوناگونی را جستجو و دنبال کنند، با این وجود در صورت درگیر شدن در سیاست بین‌الملل باید در پس کسب و افزایش قدرت باشند؛ چرا که اصالت قدرت در پیوند با حفظ بقاء و امنیت تعریف می‌شود. در واقع کسب قدرت مساوی با حیات، امنیت و تحقق ارزش‌هایی است که دولت‌ها به دنبال آن هستند.
2-2-2- تعریف قدرت ذره‌ای
قدرت‌ ذره‌ای[4] اصطلاحی است که در تقسیم‌بندی کشورهای جهان به‌خصوص از قرن بیستم مورد استفاده بوده است. شاخصه‌هایی که برای قدرت ذره‌ای ذکر می‌شود در مقایسه با دیگر قدرت‌ها قابل تصور است؛ به بیان دیگر، سلسه مراتب قدرت از ابرقدرت، قدرت‌های بزرگ، قدرت‌های منطقه‌ای و قدرت‌های ذره‌ای بر اساس شاخصه‌های قدرتمندی کشورها قابل تصور است. در این ساختار قدرت ذره‌ای دارای کمترین میزان از این شاخصه‌های قدرت است. قدرت ذره‌ای فاقد نیروی نظامی قوی و کارآمد و کافی برای حفظ تمامیت ارضی است، قدرت اقتصادی محدود و وابسته ای دارد، قدرت مدیریتی ضعیفی دارد و فاقد شاخصه‌های دیگر قدرت است. ممکن است دخالت خارجی و تجاوز هر لحظه مرزهای آن را در نوردد. قدرت ذره‌ای هم مورد طمع ابرقدرت‌هاست، هم مورد تجاوز قدرت‌های بزرگ و هم مورد توجه قدرت منطقه‌ای می‌باشد.
از آنجا که واحدهای ملی در نظام بین‎المللی از قدرت یکسانی برخوردار نیستند، سلسله مراتبی از قدرت در متن نظام بین‎المللی مشهود می‌باشد. در حال حاضر، آینده نظام بین‎المللی بر مبنای دیدگاه‎های مختلف، نظامی هژمونیک (مبتنی به هژمونی آمریکا)، تک قطبی و یا چند قطبی سلسله مراتبی تفسیر می‎شود. با توجه به سلسله مراتبی بودن نظام بین‎المللی، دولت‎ها را از لحاظ سیاسی می‌توان به پنج دسته تقسیم نمود: ابرقدرت، قدرت بزرگ، قدرت متوسط، قدرت کوچک و ریز قدرت.

نوشته ای دیگر :   متن کامل - بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان، منتشر شده ...

انواع قدرت ماهیت قدرت دسترسی قدرت
ابرقدرت مطلق جهانی
قدرت بزرگ نسبی جهانی
قدرت متوسط نسبی منطقه‎ای