نوامبر 23, 2020

دسترسی به منابع مقالات : قدرت های ذره ای و نقش آفرینی منطقه ای بررسی …

1 min read

color swatch, 3D illustration

در تفکرات نظریه‌پردازان رئالیستی و نئورئالیستی اغلب دو نوع از قدرت نرم و قدرت سخت برجسته می‌شود و همچنین قدرت هوشمند که به ترکیب درست و بجای قدرت نرم و سخت اطلاق می‌شود اما در خصوص قطر نکته‌ای که حائز اهمیت است این است که برای بررسی ساختار قدرت بین‌المللی این کشور بایستی از اصطلاح قدرت «زیرکانه» استفاده کرد. این نوع از قدرت هرچند در دیگر کشورهای خلیج فارس نیز یافت می‌شود، هیچ گاه به اندازه قطر نمود و جلوه بین‌المللی نیافته است و به این شکل مشهود و تاثیرگذار نبوده است.
«در واقع قطر قدرت خویش را از طریق انباشتن مولفه‌های چندی چون افزایش اعتبار خویش بواسطه‌ی میانجیگری، خرج کردن سخاوتمندانه و استراتژی‌های سرمایه‌گذاری تجاری در سطح جهان، مقادیری از قدرت نرم(به‌خصوص از طریق شبکه الجزیره) و فعالیت‌های فوق‌العاده دیپلماتیک برجسته ساخته است»(Kamrava, 2013: 8-9). به طور واضح، توانایی قطر برای انجام این چیزها به خصوص بواسطه‌ی حمایتی نظامی که همانند چتر امنیتی آمریکایی امکان موفقیت قطر را موجب شده است، به صورت شگفت‌انگیزی بالاست.
در واقع در مورد قطر این نوع از قدرت بین‌المللی به نحو بهتری در قالب «قدرت زیرکانه» قابل بررسی است؛ آنچه که به ترکیبی از مولفه‌های وابسته به هم موکول و مشروط می‌باشد. برای این منظور، امنیت نظامی بواسطه‌ی چتر امنیتی آمریکا تضمین شده و شرایط لازم را برای بذل توجه به موضوعاتی که ماهیت نظامی ندارند، فراهم می‌آورد و به جای آن پیگیری اهداف و استراتژی‌هایی که دستیابی به منزلت دیپلماتیک و گسترش اقتصاد سیاسی هم در داخل و هم در خارج از مرزهای این کشور را میسر می‌سازد(Kamrava, 2013: 9).
3-3-4- عوامل جغرافیایی
به رغم پیدایش ثروت نفتی در نیمه دوم قرن بیستم، قطر تنها در پایان دهه 1990 بود که جایگاهی برجسته در عرصه‌ی جهانی کسب کرد. قطر به عنوان دولتی با اهمیتِ ارتباطی-جغرافیایی خود را به عنوان گره یا کانونی قدرتمند در روندهای پیچیده‌ی جهانی‌شدن قرار داده است. مثال‌های متعدد جدیدی جایگاه استراتژیک و پر تنش قطر بین سنت و مدرنیته را نشان می‌دهد. با این وجود جایگاه جغرافیایی و بهره‌برداری منطقی قطر از آن نیز موجب افزایش سطح قدرت ملی این کشور شده است(Henry, 2001: 53).
با توجه به تحولاتی که به‌خصوص پس از انقلاب اسلامی ایران رخ داد، خلاء ژئوپلیتیکی خاصی برای تعامل منطقه خلیج فارس به‌ویژه در بخش‌های نفت و گاز و تجارت بین‌المللی با جهان غرب و منطقه جنوب شرقی آسیا به وجود آمد. این خلاء، فرصتی تاریخی برای قطر و کشورهایی همانند قطر بود که جای خالی ایران را پر کنند. بعدها این مناطق حتی به صورت واسطه‌ای برای تعامل ایران با کشورهای غربی عمل نموده و نقش ترانسفر را انجام دادند. پر واضح است که جایگاه ژئوپلیتیکی کشور قطر این فرصت را فراهم آورد که نقشی مضاعف برای تعاملات منطقه‌ای بازی کند و بدین شکل، قدرت خویش را افزایش دهد.
3-3-5- استراتژی شفافیت اطلاعاتی
قطر برای تغییر فرهنگ سیاسی خود اقدامات بلندپروازانه‌ای را انجام داده است که از جمله می‌توان به اصلاحاتی عمده در مدیریت اطلاعات اشاره کرد. هر چند گویاترین مثال تاثیر شبکه الجزیره بر سیاست‌های منطقه‌ای است، اصلاحات پویا در قطر به هر دوی ایدئولوژی‌های سیاسی و اقتصادی شفافیت می‌پردازد. تغییرات در حال وقوع در نهادها، جامعه‌ی مدنی و نهادهای بین‌المللی، نمونه مفیدی از تأثیرات در حال ظهور از تعامل سنت و مدرنیته را نشان می‌دهد(مگوایر، 1389: 267-269).
از نظر مگوایر «دو رویداد خاص وجود دارد که شیوه‌های کارکرد شفافیت در جامعه معاصر قطر را نشان می‌دهد: 1) پیدایش شبکه خبری ماهواره‌ای الجزیره به عنوان بازیگر رسانه‌ای بین‌المللی عمده و 2) ادغام قطر در سرمایه‌داری جهانی»(مگوایر، 1389: 262). هرچند پدیده دوم در بسیار از لایه‌های اتحادیه‌های بین‌المللی، اصلاحات سیاسی و سیاست توسعه وجود دارد، اما در تاثیرات سایسی جهانی ناشی از عملکرد قطر به عنوان میزبان اجلاس سازمان تجارت جهانی در نوامبر سال 2001 به صورتی موثر نشان داده شد. در مورد اجلاس سازمان تجارت جهانی، عملکرد قطر به طور ضمنی نگرش به شفافیت به عنوان توجه به جریان آزاد اطلاعات سرمایه‌داری و تجاری را تقویت می‌کند. از آنجایی که منتقدان سازمان تجارت جهانی، آن را به عنوان سازمانی غیرمنتخب، سلسله مراتبی و نخبه‌گرا معرفی می‌کنند، با این وجود بحث توسعه در قطر تبلیغاتی شعاری و سطحی برای سرمایه‌داری جهانی نیست(طاهایی، 1388: 210).
در مقایسه‌ای که مگوایر در خصوص شفافیت اطلاعاتی میان قطر و سه کشور عربستان سعودی، مصر و آمریکا به عمل آورده است، نکات مهمی در خصوص موفقیت قطر به چشم می‌خورد. بر این اساس، عربستان سعودی دولت همسایه قطر با پایه اقتصادی مشابه اما از نظر وسعت با آن متفاوت است. مصر و قطر تنها از نظر موقعیت درون خاورمیانه و شمال آفریقا مشترکند. از سوی دیگر مصر کشوری بسیار بزرگتر با تکیه کم بر رانت‌های نفتی است. برای مقایسه با جهان توسعه یافته، ایالات متحده در فهرست وی گنجانده شده است تا مقایسه‌ای بین وضعیت قطر و آمریکا به عنوان کشوری معیار در امر توسعه صورت گیرد. روشن است که قطر از جایگاهی بین همتایان منطقه‌ای خود و غرب برخوردار است. از نظر درآمد سرانه، قطر به ایالات متحده نزدیک‌تر است تا همتایان منطقه‌ای خود. برای ارزیابی زیرساخت‌ اطلاعاتی، کاربران اینترن

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

ت و مالکیت کامپیوتر شخصی، قطر نسبت به همسایگان خود از توسعه فراگیرتری برخوردار است، اما به سطوح توسعه در ایالات متّحده نزدیک نیست.
این آمار و ارقام نباید تنها به عنوان کارکرد و نتیجه وسعت کشور تلقی شود. در دسترس بودن تکنولوژی اطلاعات اغلب به سیاست دولت درباره مسئله شفافیت بستگی دارد. این واقعیت که قطر از سطح بالاتری از گسترش تکنولوژی اطلاعات برخوردار است، منعکس کننده‌ی سیاست آگاهانه حکومت برای اجازه دادن به امکان محدود دستیابی به این تکنولوژی است. رتبه توسعه انسانی مهم است، چرا که نشان می‌دهد که قطر در جایگاه بینابینی بین همتایان منطقه‌ای و کشورهای توسعه‌یافته غربی قرار دارد. در مورد برخی معیارهای توسعه انسانی مانند وجود خدمات اجتماعی و سرانه تولید ناخالص داخلی، قطر به دلیل ثروت انرژی عظیم و وسعت کم خود از رتبه خوبی برخوردار است. هرچند، سایر معیارهای مرتبط با جایگاه مناسب زنان و شفافیت به صورت مستقیم به مباحث سیاست عمومی مربوط است www.sesrtcic.org/defaulteng.shtml, 2015)).
3-3-6- رسانه
شبکه الجزیره بیش از هر شاخصه‌ی دیگری، گذاری را که به پیشرفت نرم‌افزاری کشور قطر منتهی شده است، برجسته می‌سازد؛ روندی که از زمان به قدرت رسیدن شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی در سال 1995 شروع و در زمان شیخ تمیم بن حمد آل ثانی تداوم و حتی تشدید شده است. در واقع، شیخ حمد بن خلیفه با ایجاد «میزانی از آزادسازی سیاسی که در منطقه خلیج {فارس} بی سابقه‌ است»(Al-Khatib Et al., 2001: 110 ) بر اعتبار قطر افزود.
مطبوعات و رسانه‌های فعال و مستقل یکی از نهادهای اصلی برای کارکرد موفقیت‌آمیز دموکراسی مدرن تلقی می‌شود. به‌ویژه در جهان عرب که این مشخصه وجود نداشته است، این مسئله نمود دارد. اغلب دولت‌-ملت‌ها در این منطقه سنتی قوی از نهادهای رسانه‌ای سرکوبگر تحت مالکیت و عملکرد دولت دارند که این مسئله همواره مانع از بازسازی ضعف‌های ساختاری جامعه و دولت و عامل عقب‌ماندگی ماندگاری محسوب می‌شود. مورد الجزیره در مقابل این پدیده و سنت قدیمی قد بر افراشته و موفق نیز بوده است. حتی الجزیره به عنوان شبکه‌ای ماهواره‌ای حوزه و ابعادی جهانی دارد. این شبکه فضایی برای مناظره عمومی و مخالفت سیاسی برای تمام منطقه ایجاد کرده است. مسئله‌ای که در کنار کسب اعتبار و حیثیت بین‌المللی حتی به نزدیکی شرکت‌های چندملیتی و جذب سرمایه‌گذاری در کشور قطر انجامیده است. علاوه بر این تاثیرات الجزیره باعث تشویق کشورها به اصلاح سیستم‌های رسانه‌ای خود شده است که این مورد نیز قطر را به عنوان کشور پیشرو مطرح می‌نماید.
(Bahey, 2001L El-Nawary and Skandar, 2002: 52).
موج خیزش‌های عربی فرصت مناسبی را در اختیار قطر قرار داد تا با نقش آفرینی در کانون های بحران از جمله در لیبی، سوریه و مصر، دامنه و برد بازی را برای این کشور در پهنه وسیعتری تعریف نمایند(کرمی، 12 اسفند 1391).
اقدام مهم دولت قطر در عرصه اجتماعی، ایجاد و توسعه شبکه تلویزیونی الجزیره است که برد منطقه‌ای و بین‌المللی دارد. بعد از تعطیلی موقت شبکه بی‌بی‌سی عربی در نتیجه قطع حمایت مالی عربستان سعودی و بیکاری کارکنان آن، دولت قطر آنها را دعوت به کار کرد. این کارکنان موضوع ایجاد شبکه‌ای عربی در قطر را با امیر این کشور مطرح کردند و با پذیرش این موضوع از سوی شیخ حمد، این شبکه به طور موقت برای بررسی مسائل کشور به صورت متعادل و معرفی این کشور ایجاد شد. سپس در سال 1997، این شبکه خبری به صورت رسمی آغاز به کار کرد و تحولی را در عرصه رسانه‌ای جهان عرب ایجاد نمود(www.isrjournals.ir, 1390).
شبکه الجزیره محور اصلی رسانه‌های عربی به شمار می‌رود. این شبکه باعث تأثیرگذاری بر عملکرد سایر رسانه‌های عربی و افکار عمومی جهان عرب شده و با رویکرد انتقادی، به خصوص در قبال حاکمیت‌های عربی، باعث افزایش تساهل و تحمل نقد در جهان عرب شده است(ابراهیمی، 1391: 129).
از سوی دیگر، بعد از راه‌اندازی الجزیره، شبکه‌های ماهواره‌ای عربی مختلفی در جهان راه‌اندازی شده است. الجزیره حتی باعث شد کشور محافظه کار عربستان نیز به عرصه رسانه‌های خبری منطقه‌ای وارد شود و در حال حاضر العربیه که متعلق به عربستان سعودی است، مهمترین رقیب الجزیره به شمار می‌رود. شبکه الجزیره با برنامه‌های مختلف و طرح موضوعات و مسایل مختلف در زمان‌های متفاوت، حتی هزینه‌های سیاسی زیادی را به دولت قطر تحمیل کرده است؛ با این حال حاکمان قطر با تحمل و پذیرش این هزینه‌ها، باعث حفظ جایگاه این شبکه در جهان عرب و حتی جهان به عنوان شبکه‌ای خاص و متمایز شده‌اند. بر این اساس، شبکه الجزیره به برندی برای کشور کوچک قطر و جهانی شدن آن تبدیل شده است(معاونت پژوهش‌های سیاست خارجی، 7 اردیبهشت 1389).
یکی از مهم ترین ابزارهای حضور قطر در آفریقا رسانه است و مهم ترین نقش را در این زمینه شبکه الجزیره دارد. این شبکه با حمایت از انقلاب های عربی در مصر و تونس و راه‌اندازی شبکه‌ای به زبان سواحیلی حدود 100 میلیون بیننده را به خود اضافه کرد و در واقع انحصار بی بی سی را در مناطق جنوبی و شرقی آفریقا شکست(خاطر، 7 تیر 1392).
تلويزيون الجزيره قطر، تنها با گذشت حدود 18 سال از تأسيس آن، امروز توانسته است نقش بسزايي در تحولات سياسي اجتماعي جامعه عرب ايفا کند. شيوه کار الجزيره در حوادث تونس به وضوح يادآور عملکرد اين شبکه در پوشش اخبار افغانستان است. اصرار الجزيره در دامن زدن به
جنگ در افغانستان و سپس يکه‌تازي بي نظير اين شبکه در ادامه جنگ، از الجزيره رسانه‌اي ساخت که در آن برهه توانست خواست و اعتماد مخاطب را به خوبي جلب کند. در تونس زماني که تمام شبکه هاي غربي و حتي عربي همانند العربيه، بي.بي.سي و فرانس24 به راحتي از کنار اعتراضات کوچک دانشجويي پيش از شکل گيري جدي اعتراضات مردمي گذشتند، الجزيره از آن به عنوان جرقه اي براي شعله ور ساختن آتش انقلاب در اين کشور نهايت استفاده را برد تا اين بار، يکه تاز رسانه اي ميدان تونس باشد(علی اکبر، 1391: 97). تاثير و ادامه کار الجزيره با وجود تعطيلي دفتر اين شبکه به دستور نهادهاي امنيتي به بهانه پوشش خبري رويدادها و مصاحبه با رهبران معارض، حاکي از اين پيام براي سران عرب بود که زمان سيطره و مبارزه با انتقال اطلاعات و تصاوير به پايان رسيده است. عصر امروز، عصر انتقال اطلاعات و پوشش خبري رويدادهاست نه عصر سرپوش نهادن بر رويدادها. عملکرد حرفه اي الجزيره به ويژه تمرکز ويژه اي که اين شبکه بر تونس، مصر، سودان، فلسطين،  پاکستان ، افغانستان و .. داشته است، به خوبي ياد آور اين گفته حسني مبارک رئيس جمهور مصر است که «الجزيره جعبه کبريتي است که دنياي عرب را به آتش کشيده است» و شايد به گزافه نبوده که «لاملوم»، استاد علوم سياسي دانشگاه پاريس، نام کتاب پرارج خود را «الجزيره آينه نافرماني و ابهام در دنياي عرب» گذارده است(علی اکبر، 1390: 136).
مديران الجزيره هميشه سعي کرده اند با گرفتن وجه بي طرفي، خود را از دولت قطر مستقل نشان دهند. آنها حتي پا را از اين فراتر نهاده اند و با يک رويکرد سکولاريستي، شعار «تقدم کار حرفه اي بر همه چيز» را سر داده اند. بيشتر مالکيت شبکه ماهواره اي الجزير به دولت قطر تعلق دارد و اين شبکه توانسته ميليونها بيننده عرب زبان را به خود جلب کند. زمانی كه الجزیره خریداری شد، هدف آن ایجاد حوزه نفوذ در كشورهای عربی با جلب اعتماد بینندگان بود و این امر با انتشار اخباری میسر می‌شد كه تلویزیونهای عربی از آن دریغ می‌كردند و اقدام این شبكه در جلب بیننده بسیار موثر بود. الجزیره تنها شبكه‌ای است كه نقش اطلاعاتی بازی می‌كند. مثلا تلاش كرد اعتماد جریان القاعده را به دست آورد كه این موضوع چند مزیت داشت.
نخست اینكه الجزیره می‌توانست برای بخشی از جهان عرب كه به تلویزیونهای دولتی اعراب توجهی نداشتند نشان دهد كاملا بیطرف است. همچنین اختصاصی كردن دستیابی به مصاحبه‌های القاعده یا اخبار مربوط به اقدامهای این گروه، سبب شد مخاطبان زیادی در جهان غرب پیدا كند و از جنبه اقتصادی با فروش این فیلمها به منابع مالی وسیع و اعتبار دست یابد بویژه فیلمهایی كه در بی‌بی‌سی یا سی‌ان‌ان با علامت الجزیره و به‌عنوان خبراختصاصی پخش می‌شد.
در اینجا لازم است اندکی به ارائه آمارتوصیفی و رسمی شبکه الجزیره اشاره کنیم. این شبکه تلویزیونی شبکه ی خبری ماهواره‌ای است که مرکز آن در شهر دوحه در کشور قطر قرار دارد. این شبکه با پخش فیلمهای سخنرانی اسامه بن‌لادن، پس از واقعه تروریستی یازده سپتامبر برای اولین بار در غرب به شهرت رسید. شبکه الجزیره از سال۲۰۰۶(میلادی) پخش برنامه‌های خود به زبان انگلیسی را آغاز کرد. الجزیره کانالهای متعدد خاص تلویزیونی را علاوه بر کانال اخبار بکار گرفته است. این کانالها شامل، یک کانال زبان انگلیسی، کانال مستند الجزیره، کانال ورزشی الجزیره، یک کانال عمومی ورزشی به زبان عربی، پخش زنده الجزیره، که همایش ها را در زمان واقعی خود بدون هیچگونه ویرایش یا اعمال نظر پخش می‌کند، و نیز یک کانال تلویزیونی برای کودکان می‌باشد. تولیدات آتی اعلام شده آن عبارتند از الجزیره به زبان اردو که عمدتا” نیازهای رسانه‌ای مردم جنوب آسیا را برآورده می سازد همچنین این شبکه در نظر دارد در صورت امکان کانالهای موسیقی و یک روزنامه بین المللی نیز راه اندازی نماید. علاوه بر کانالهای تلویزیونی خود، الجزیره بر روی وب‌گاه‌های شبکه عربی و شبکه انگلیسی نیز کار می‌کند(موسوی خلخالی، 1390).
الجزیره مدعی است که تنها ایستگاه تلویزیونی غیروابسته از لحاظ سیاسی، در خاورمیانه می‌باشد. آن هم اکنون با داشتن مخاطبانی در حدود ۵۰ میلیون بیننده در سراسر جهان با شبکه بی بی سی رقابت می‌کند. الجزیره کار خود را با دریافت سرمایه‌ای به مبلغ ۱۵۰ میلیون دلار آمریکا امیر قطر آغاز نمود. هدفش آن بود که از طریق پخش آگهی تا سال ۲۰۰۱ به خودکفایی برسد، اما زمانی که در رسیدن به آن ناکام گردید، امیر قطر با ادامه اعطای یارانه بر مبنای سالانه ۳۰ میلیون دلار آمریکا، در سال ۲۰۰۴ موافقت نمود.
بر طبق گزارش آرنود دو برچگریو. دیگر منابع اصلی تامین درآمد عبارتند از پخش آگهی، هزینه‌ه
ای اشتراک شبکه، پخش معاملات بین شرکتهای دیگر و فروش تولیدات پخش (بر طبق گزارش “پراودا ” ” الجزیره ۲۰٬۰۰۰دلار به ازای هر دقیقه سخنرانی بن لادن دریافت می نمود. در سال ، ۲۰۰۰، ٪۴۰ کل درآمدهای این ایستگاه تلویزونی را پخش آگهی ها تشکیل داده است. این کانال پخش برنامه خود را از اواخر سال ۱۹۹۶ آغاز نمود. در آوریل همان سال، شبکه تلویزیونی سرویس جهانی بی بی سی به زبان عربی با تقاضاهی سانسور از سوی دولت عربستان مواجه شد، و پس از دو سال فعالیت، آن شبکه تعطیل شد. تعدادی از گروه سابق کارمندان سرویس جهانی بی بی سی به الجزیره پیوستند. در آغاز، الجزیره کوشید تا به وسیله عرضه دیدگاه‌های متضاد در ارتباط با برخی از دولتهای کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، بحرین و قطر؛ و نیز رابطه سوریه با لبنان؛ و قوه قضائیهمصر موجب جذب بیشتر بینندگان خود شود. برنامه مستند نمایش لحظه به لحظه جنگ داخلی لبنان در سالهای ۲۰۰۱-۲۰۰۰ موجب جهش نرخ بینندگان این شبکه گردید. اما، این مسئله واقع نگردید تا این که در اواخر سال ۲۰۰۱ الجزیره زمانی که سخنرانی ویدئویی رهبران القاعده را پخش نمود، به شهرت جهانی دست یافت. در سال ۲۰۰۳، این شبکه اولین روزنامه نگار انگلیسی زبان خود، افشین راتانزی، از برنامه امروز بی بی سی را که در قلب حوادث بریتانیا قرار داشت، درگیر ماجرا نمود زمانی که تصمیم تونی بلر آن شد که به صحنه حمله آمریکا به عراق بازگردد. در پاسخ به الجزیره، گروهی از سرمایه گذاران سعودی به ایجاد شبکه العربیه در فصل اول سال ۲۰۰۳ مبادرت نمودند.
در ۴ ژولای، ۲۰۰۵، الجزیره بطور رسمی برنامه‌های خود را برای تأسیس یک سرویس ماهواره‌ای جدید به زمان انگلیسی تحت عنوان الجزیره بین المللی، اعلام نمود. الجزیره درتلاشی جهت اقدامی بلند مدت در نظر دارد اخباری را درباره جهان عرب، به خصوص اسرائیل، از چشم انداز خاورمیانه‌ای آن تهیه نماید. این کانال جدید در ۱۵ نوامبر ۲۰۰۶، تحت عنوان الجزیره انگلیسی آغاز به کار نمود و مراکز پخشی در دوحه (مقرها و مرکز پخش فعلی الجزیره)،آتن، بوینس آیرس، لندن، کوآلالامپور و واشینگتون دی سی دارد. این کانال ۲۴ ساعته، در ۷ روز هفته اخبار را طی ۱۲ ساعت از دوحه و چهار ساعت از هریک از مراکز لندن، کوآلالامپور، و واشینگتون دی سی پخش کرده است. در سپتامبر ۲۰۰۵، جاش روشینگ به کانال بین المللی الجزیره ملحق گردید. او یک مامور مطبوعاتی برای ستاد مرکزی آمریکا طی حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بود، و در برنامه مستند ” اتاق کنترل”نقش آفرینی نموده است. روشینگ در دفتر واشینگتون دی سی کار خواهد کرد. او اظهار می‌کند که ” در زمانی که رسانه‌های آمریکا این چنین ملی شده اند، من خیلی مشتاق هستم که به سازمانی ملحق شوم که واقعا” می خواهد یک منبع اطلاعاتی جهانی باشد… ورونیکا پدروسا، مجری خبری کانالهای سی ان ان و بی بی سی و روزنامه نگار برنده جایزه (روزنامه نگاری) و دیوید فراست، مجری کهنه کار بریتانیایی نیز به این گروه پیوسته اند و درکنار آنها رضوان خان، مجری خبری سابق سی ان ان که اخیرا” میزبان برنامه نمایش گفتمان سی ان ان در Q&A بوده، تولید کننده برنامه سی ان ان جیمز رایت، کییران بیکر، سردبیر و تولید کننده سابق سی ان ان که اخیرا” مدیر کل، شرکت ارتباطات و عمومی برای ICANN بوده، از جمله این افراد می‌باشند (موسوی خلخالی، 1390).
در ۲ دسامبر ۲۰۰۵، استفان کوول، مجری ماهر در شبکه جهانی بی بی سی و ارائه کننده برنامه کلیک آنلاین، اعلام کرد که به الجزیره بین المللی می پیوندد. این شبکه در ۱۲ ژانویه ۲۰۰۶ اعلام کرد که دیوید مارش، گزارشگر سابق برنامه نایت لاین، همکار استودیو این کانال در واشینگتون می‌شود. او مقام خبری خود را به عنوان ” جالبترین شغل روی زمین ” تشریح نموده است. در۶ فوریه ۲۰۰۶، اعلام شد که راجح عمر گزارشگر سابق بی بی سی میزبان یک سری برنامه‌های مستند خبری شبانگاهی و هفتگی تحت عنوان ” شاهد ” می‌شود. با وجود تاثیر و فراگیری فزاینده و جهانی الجزیره، برخی معتقدند که آنها به عنوان یک منبع ” رسانه‌ای دیگر ” اذهانشان را تغییر داده اند.
این یک عقیده در سطح بین المل
لی است که به ساکنان جهان عرب، اطلاعات محدودی از حکومتها و رسانه‌هایشان دریافت می‌کنند، و آنچه هم که منتقل می‌شود به سوی دیدگاه‌های دولتهایشان تمایل دارد. بسیاری از مردم به عنوان یک منبع قابل اعتماد تر اطلاعاتی به دولت و کانالهای خارجی توجه می‌کنند. بطور فزاینده ای، مصاحبه‌های انحصاری الجزیره و پخش برنامه‌های دیگر آن در شبکه‌های ایالات متحده، انگلستان و دیگر کانالهای رسانه‌های غربی همچون سی ان ان و بی بی سی مجددا” پخش می‌شود. در ژانویه ۲۰۰۳، بی بی سی اعلام کرد که برای سهیم بودن در امکانات و اطلاعات، و از جمله پخش اخبار، با شبکه الجزیره توافق نامه‌ای امضاء نموده است. هم اکنون الجزیره به عنوان یک شبکه رسانه‌ای عمده جریان اصلی محسوب می‌شود، اما بیش از همه شبکه‌ها جنبه جدال آمیز دارد. در ایالات متحده، پخش ویدئویی از شبکه عمدتا” به نمایش ویدئویی بخشهایی از (عملیات ) گروگانگیری و گروگانها محدود می‌شود. پخش برنامه الجزیره در سراسر دنیا از طریق سیستم های مختلف ماهواره‌ای و تلویزیونی قابل دسترسی است در ایالات متحده می‌توان از طریق اشتراک تلویزیون ماهواره‌ای به آن دسترسی پیدا نمود. الجزیره را به راحتی می‌توان از طریق دستگاه دریافت کننده DVB-S در اروپا، شمال آفریقا، و خاور میانه که بر روی ماهواره‌های سیس آسترا| آسترا و هات بیرد پخش شده، مشاهده نمود. در بریتانیا، از تاریخ ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۶ نی توان این شبکه را از طریق کانال اسکای دریافت کرد. سرویس انگلیسی الجزیره بطور رسمی کار خود را از ساعت ۱۲ به وقت گرینویچ GMT در ۱۵ نوامبر، ۲۰۰۶ آغاز نمود و برای تماشاچیان آمریکای شمالی بر کانال اینتل ست ۵ آمریکا روی باند Ku ، دریافتگر ماهواره‌ای ۱۶ )GHz ۹۹۹/۱۱) در فرمت DVB قابل دریافت است. این برنامه به سرویس دیجیتال اسکای بر روی کانال ۵۱۴ ارسال می‌شود. سرویس شبکه‌ای الجزیره بدون هیچگونه حق اشتراکی در سراسر دنیا قابل دسترس است، اما بخشهای انگلیسی و عربی ظاهرا” بطور بارزی با گزینشهای خود از اخبار و نظرات (موجود) ویرایش می‌شوند (موسوی خلخالی، 1390).
بر اساس آنچه بحث شد باید گفت، هر چند قطر در چند دهه پیش کشوری کوچک و توسعه نیافته بود، اما بعد از به قدرت رسیدن شیخ حمد، این کشور سعی کرده است تا مسیر تحول و پیشرفت در عرصه‌های مختلف را به سرعت طی کند. قطر کشوری ذره‌بینی با وسعت و جمعیت اندک است و بقاء و امنیت آن همواره در معرض خطر و تهدید بوده است. بر این اساس، هدف عمده تلاش‌های آن کشور مسأله بقاء و امنیت بوده است. در این راستا دولت قطر به دنبال اصلاحات، برنامه‌ها و طراحی الگوی خاص و متمایزی در عرصه داخلی و روابط خارجی بوده است. در عرصه داخلی اصلاحات اجتماعی و رسانه‌ای و ایجاد تحولات اقتصادی به ویژه در عرصه تولید و صدور LNG مورد توجه قرار گرفته است. در عرصه سیاست خارجی نیز ایجاد شبکه‌ای از روابط با بازیگران دولتی و غیر دولتی مختلف در سطح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، با کمترین آرمانگرایی، رویکرد مورد نظر حاکمیت دوحه بوده است. این اقدامات و طراحی‌ها در مجموع باعث ارتقاء موقعیت و نقش‌آفرینی منطقه‌ای قطر شده است؛ به گونه‌ای که این کشور از موقعیت و اندازه کوچک خود فراتر رفته است و الگوی خاصی را در منطقه به نمایش گذاشته است. الگو سازی در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، رسانه‌ای و دیپلماسی، یک رویکرد راهبردی از سوی حاکمان جدید قطر برای رفع تهدیدات و استمرار حاکمیت و تمامیت ارضی این کشور محسوب می‌شود(معاونت پژوهش‌های سیاست خارجی، 7 اردیبهشت 1389).
در نظریه های روابط بین الملل و سیاست خارجی، عمده ترین چالش پیش روی دولت‌هایی از این دست، حفظ بقاء در نظر گرفته می شود. بر این اساس گفته شده چنین کشورهایی یا با ابرقدرت ها متحد نظامی می شوند تا دشمنان آن ها نتوانند به آن ها حمله کنند و یا این که سعی می کنند بین قدرت های منطقه و یا قدرت های جهانی، توازن به وجود آورند. هدف هر دو رویکرد بالا همان طور که پیش تر گفته شد، تضمن بقا، امنیت و تامین منافع ملی می‌باشد. در نگاهی سریع به رفتار خارجی قطر و به ویژه با توجه به مواضع آن در مقابل بهار عربی و نمونه‌هایی چون میانجی‌گری در ششمین جنگ دولت یمن با حوثی‌ها، تلاش در ایجاد ثبات در لبنان در سال 2008، میانجیگری در مسائل دارفور سودان در سال 2011، جنگ ۲۲ روزه غزه، حضور در حمله به لیبی و تحولات این کشور، و موضع تهاجمی نسبت به تحولات سوریه و هم چنین میزبانی نیروهای خارج شده آمریکایی و جنگنده‌های آن از عربستان، پس از حادثه 11 سپتامبر و برقراری روابط نسبتاً باز با رژیم صهیونیستی و ارتباط مسالمت‌آمیز با همسایگان و حتی رابطه با فتح و حماس و…، می‌توان گفت این کشور ترکیبی از دو رویکرد فوق را برگزیده است. به اعتقاد تحلیلگران قطر با اتخاذ این رویکرد در کنار مواردی داخلی از جمله تضمین ثروت و رفاه عمومی، محدود کردن تصمیم‌گیری در دست عده ای محدود و کیفیت عملکرد و برنامه ریزی به ویژه در حوزه رسانه‌ای، توانسته است نقش هایی فراتر از جایگاه و ظرفیت های منطقه ای داشته و وزن و تاثیرگذاری خود را از سطح یک کشور کوچک به سطح فعال منطقه ای و حاضر در ائتلاف های بین المللی برساند(http://mryazdani.blogfa.com, 1399).
فهم چگونگی تاثیرگذاری کشوری که نه سابقه‌ی دیپلماتیک برجسته و نه ملزو
مات رایج قدرت و نفوذ در سطح جهانی را داراست، به بهترین شکلی در بررسی قطر قابل دسترسی و مطالعه است. کشوری کوچک که اکنون به عنوان بازیگری مهم و دارای نفوذ در سطح منطقه‌ای دارای نقش است(kamrava, 2013: 1). حال پرسش از اینکه این نقش و جایگاه موقتی، مقطعی و ضعیف است یا اینکه بر ساختاری درست بنا شده و پایدار است که بر اساس تحول منزلتی و قدرت در این کشور بنا شده است، بحثی مبسوط است که در ادامه پی می‌گیریم.
به نظر می‌رسد که با وجود همه‌ی محدودیت‌های- دیپلماتیک، سیاسی، ساختاری و جمعیتی- قدرت قطر، جایگاه این کشور پایدار به نظر می‌رسد و نفوذ قطر قابل تداوم پیش‌بینی می‌شود(kamrava, 2013: 2). در واقع جایگاه قطر به دو دلیل شکل گرفته و تثبیت شده است: یکی شرایطی که گرایشی منطقه‌ای برای محول کردن این نقش به قطر ایجاد کرده است و دیگری گرایشی جهانی است برای محول کردن این نقش به قطر.
«به لحاظ منطقه‌ای، خاورمیانه شاهد کاهش شتابناک نفوذ برخی از قدرت‌های سنتی برجسته و همزمان شاهد افزایش کمی کشورهای شبه جزیره و اعتباریابی آنها به لحاظ منطقه‌ای بوده است. برای دهه‌های متمادی مراکز دیپلماتیک، نظامی و ایدئولوژیک قدرت پایتخت‌هایی چون قاهره، دمشق، بغداد، تهران بود. همچنین، به دلیل متولی بودن خانه کعبه، ریاض نیز همواره به عنوان رهبر و قدرت منطقه ای مطرح بوده است. در هر حال، لفاظی‌ها و ظاهرسازی‌های سیاسی در دهه‌های 1980 و 1990 بیش از این نمی‌تواند ضعف‌های زیربنایی و نهادی که به سیاست‌های مصری، سوری، ایرانی و عراقی شکل داده است را پنهان کند»(kamrava, 2013: 2). علاوه بر صعود قدرت در جمعیت‌های سریعاً در حال پیشرفت در شبه جزیره، شاهد شکسته شدن ساختارها و سیاستگذاری‌ها در همه قدرت‌های سنتی خاورمیانه هستیم که در پی نبردهای نهایی و روندهای پیامد آن در حال از دست دادن قدرت سیاسی، اقتصادی، ایدئولوژیک و دیپلماتیک‌شان بودند. این کاهش قدرت تا دهه 2000 و 2010 ادامه یافته و عواقب آن را در شیوع بهار عربی در سال 2011 می‌بینیم(kamrava, 2013: 2).
همانطور که این کاهش پایدار قدرت در قسمت‌هایی از خاورمیانه در حال رخ دادن بوده است، در جایی دیگر در جنوبی‌ترین سواحل خلیج فارس، یک گروه از کشورهای نوپای پویا و نوآور مشغول به پر کردن خلاء حتمی و حتمی ساختن حضور خود بودند. در مقایسه‌ای صریح باید گفت که در عوض این فرسودگی و اقتصادها و سیاست‌های شکست خورده، کشورهایی شورای همکاری خلیج فارس[15] سازگاری خود را با تغییرات اثبات کردند. در درون شورای همکاری خلیج فارس نیز قطر برتری خود را بواسطه‌ی بهره‌گیری از تعدادی از مزایا که دیگر کشورها دارای آن نبودند، اثبات کرد و خود را از یک مرداب و یک خراجگزار عربستان سعودی در چند دهه گذشته به یکی از ثروتمندترین، متنفذترین و پرتشخص‌ترین کشورها تبدیل کرد.
این انتقال قدرت همچنین در بستر یک گرایش جهانی اتفاق افتاد که تغییری کیفی در ذات قدرت بین‌المللی محسوب می‌شد. پیشتر قدرت در قالب لوله تفنگ و توپ خلاصه می‌شد یا اخیراً در چارچوب تحمیل ایده‌ها یا ارزش‌ها معنی می‌یافت. هر دو قدرت نرم و سخت در آینده‌ی قابل پیش‌بینی پراهمیت ادامه می‌یابند، اما ما نمی‌توانیم منکر شکل جدید قدرت و نفوذ بشویم؛ یک نوع کمتر آشکار شده و بیشتر بصیرانه آن ریشه در ترکیب کردن فرصت‌های متنی(پیش آمده) و سیاستگذاری‌های حساب‌شده دارد که تاثیر یک کشور را بر دیگر افزایش می‌دهد(kamrava, 2013: 3). این قدرت زیرکانه[16] چیزی است که قطر بدان دست یافته و چیزی است که احتمالا دستیابی برای نفوذگذاری بواسطه‌ی آن گاه گاهی میسر است.
3-4- نتیجه‌گیری فصل سوم

نوشته ای دیگر :   علمی :بررسی رابطه میان کارآفرینی، قابلیت بازاریابی، قابلیت نواوری و مزیت رقابتی پایدار ...

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.