رابطه بین فرهنگ بازار محوری و عملکرد بازرگانی- قسمت ۶

بررسی ادبیات تحقیق
۲-۱ مقدمه
مباحث فصل پیش رو شامل مروری بر مبانی نظری مرتبط با موضوع پژوهش حاضر است . بخش اول در ارتباط با متغیرهای مستقل بوده که مطالبی از باب مفاهیم و ابعاد فرهنگ بازارمحوری و مولفه های آن که شامل مشتری محوری ،رقیب محوری و هماهنگی بین وظیفه ای است . در بخش دوم نیز ادبیاتی از متغیر وابسته پژوهش ،عملکرد بازرگانی و ابعاد آن به میان آمده است . و در پایان ارتباط بین متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش در قالب مدل مفهومی ارایه می شود .
بخش اول : ادبیات پژوهش
۲-۲ فرهنگ بازارمحوری چیست
مدیریت بازاریابی عبارت است از (( تجزیه و تحلیل ،طرح ریزی، اجرا و کنترل برنامه های تعیین شده برای فراهم آوردن مبادلات مطلوب بابازارهای موردنظر به منظور دستیابی به هدف های سازمان )) . باریه هاپسون ،جک لوگاری ،استیو مورگاتروید :مدیریت بازاریابی را کوششی آگاهانه برای دستیابی به نتایج مبادله مطلوب با بازارهای موردنظر معرفی کرده اند . شناخت فلسفه هایی که راهنمای اینگونه تلاش های بازاریابی هستند و آگاهی از ارزش نسبی هریک از آن ها در رابطه با (( سازمان )) ، (( مشتریان )) ، (( جامعه )) ، موضوع مورد بحث ،در این بخش است پنج مفهوم و گرایش وجود دارد که سازمان های انتفاعی و غیر انتفاعی می توانند در اجرای فعالیت های بازاریابی خود آنها را بررسی و پیگیری کنند .بازارمحوری ایده ای جدید در تاریخ روابط و مبادلات به حساب می آید و بر این اساس است که وظیفه ی اصلی و سازمان تعیین نیازها ،خواسته و ارزش های بازار هدف و تطبیق سازمان برای ارضای آن ها به گونه ای موثرتر و مفیدتر از سایر رقباست . مفروضات عمده این گرایش به شرح زیر است :
الف ) سازمان رسالت خود را ارضای خواسته های مشخص گروهی از مشتریان معین می داند .
ب ) سازمان تشخیص می دهد که ارضای خواسته ها مستلزم ایجاد برنامه ای پویا برای تحقق بازاریابی جهت آگاهی از خواسته هاست .
ج )سازمان تشخیص می دهد که فعالیت های آن باید تحت کنترل آمیخته ی بازاریابی باشد.
د ) سازمان باور دارد که ارضای مشتریان به نحو مطلوب باعث ایجاد وفاداری ،اعتقاد ،تکرار معامله و تجارت می شود که همه عواملی حیاتی در برآورده شدن هدف های سازمان هستند .
باریه هاپسون ، جک لوگاری ،استیو مورگاتروید پایه های گرایش بازاریابی را چهار عامل معرفی کردند:الف )خریدار گرایی :علت وجودی سازمان ارضا کردن خواسته های مشتریان هدف است . ب )نگرش سیستمی :سازمان باید به تصمیم گیری با نظر سیستمی بنگرد . ج )هدف گرایی : سازمان باید در جستجوی بازده رضایتبخش برای سرمایه گذاری های صاحبان شرکت باشد . د ) بازارگرایی همگانی سازمان باید دارای بینش وسیعی باشد .
بازاریابی بحثی درباره مشتریان و بازار است. یک شرکت برای آن که موفق باشد باید اهداف خود را بر روی آرزوهای مشتری و الزامات بازار تنظیم کند. بنابراین بازاریابی از این منظر یک ابزار مدیریت است.بازاریابی آمیزه ای از محصولات نوآورانه، ارزیابی آرا، حضور بروشوری، حضور اینترنتی، داشتن مجلات مخصوص مشتریان، داشتن برنامه های خبری و قیمت های منطقی است.برای معرفی مناسب یک شرکت لازم است اهداف، محصولات، نگرش ها و کنش های همه بخش های شرکت در هماهنگی با یکدیگر باشند.
شرکت ها به مفاهیم و استراتژی هایی نیاز دارند که نقاط تمایز آن ها با دیگران را نشان دهد.
وقتی شرکتی حضور خود را در بازار برپایه یک مفهوم ارتباطی همگرا بنا کند خودش را در رقابت ها بیمه کرده است و مفهوم ارتباطی همگرا هم چیزی نیست جز داشتن یک استراتژی که تمام اهداف، محصولات، نگرش ها و کنش های شرکت را همسو ساخته و در جهت آرزوهای مشتری به کار گیرد.

  • تعیین اهداف

اهداف شرکت را می توان از طریق سه پرسش استخراج کرد.
۱) چقدر می خواهید به دست آورید؟
۲) چقدر باید به دست آورید؟
۳) چقدر می توان به دست آورد؟
پرسش اول (چقدر می خواهید به دست آورید؟) در واقع پرسشی است که ملاحظات استراتژیک و برنامه ریزی شرکت را هدف می گیرد و در اصل همان تعهدات کارکنان و مدیریت شرکت است که چقدر می خواهند.
اما پرسش دوم (چقدر باید به دست آورید) تعیین میزان فروش و سود حاشیه مورد نظر است و قیمت گذاری را هم در برمی گیرد. و اما پرسش سوم (چقدر می توان به دست آورد!) به مواردی مثل پتانسیل شرکت و نیازهای بازار مربوط می شود.اهداف عمومی بازاریابی عبارتند از:
▪ بهبود موقعیت شرکت در بازار
▪ افزایش رضایت مشتری
▪ تقویت چهره شرکت
▪ ارتقای سابقه شرکت

  • نقش پایه ای اطلاعات : ثبت پیوسته واکنش های مشتریان (پس فرمت ها) و بررسی پیوسته آن ها و نیز آن چه مشتریان در ارتباط با بخش فروش شرکت مطرح کرده اند یک کار کاملا ضروری است. این اطلاعات باید توسط نرم افزارهای مناسب، ثبت و به هنگام شود.
  • شرایط فعلی و شرایط هدف

شرایط فعلی و شرایط هدف دو مفهوم مهم هستند.اما وقتی از نیازهای بازار خبر داشته باشیم و شرایط رقبا را هم بدانیم و به عبارت دیگر هم از وضع موجود و هم از شرایط هدف مطلع باشیم باید به ابزارهای رسیدن به اهداف فکر کنیم. معمولا در جعبه ابزار شکل دهی به یک استراتژی موفق بازاریابی،یک تیم قوی روابط عمومی و یک بخش فروش ورزیده می توانند بسیار برای ارتقای جایگاه یک شرکت موثر باشند. در اکثر تحقیقات انجام شده در مورد بازار محوری ، اصطلاح بازار محوری ، به عنوان کاربرد مفهوم باز

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

اریابی تعریف شده است . جهت داشتن درکی روشن از مفهوم بازاریابی ، باید خاطرنشان شود که مفهوم بازاریابی به عنوان یک فرهنگ سازمانی یا فلسفه ی بازرگانی متفاوت که مشتری را در مرکز تفکر شرکت درباره ی استراتژی و عملیات آن قرار می دهد ، می تواند تعریف شود . مفهوم بازاریابی معمولاً سه رکن زیر را مورد توجه قرار داده که عبارتند از :
۱) فلسفه مشتری – شناسایی و ارضاء نیازها و خواسته های مشتریان
۲) دستیابی به هدف – دستیابی یک سازمان به اهدافش در حالیکه نیازهای مشتریان آن هم ارضاء می شود
۳) سازمان بازاریابی ادغام یافته – ادغام همه ی حوزه های عملکردی سازمان به منظور دستیابی به اهداف همسان شده با ارضاء نیازها و خواسته های مشتریان
اگر چه ابعاد مفهوم بازاریابی مرکز ادبیات بازاریابی است ، تحقیقات خیلی کمی از لحاظ خلق و ایجادیک مقیاس اندازه گیری معتبر و آزمون تجربی این سازه انجام پذیرفته است . بر طبق نظرات کوهلی و جاوورسکی در حالیکه مفهوم بازاریابی معمولاً به عنوان یک فلسفه یا روش فکری که تخصیص منابع و قاعده سازی استراتژی ها برای یک سازمان را راهنمایی می کند ، بازار محوری به فعالیت هایی اطلاق می شود که شامل به کارگیری مفهوم بازاریابی در عمل می باشد. همچنین ، هانت معتقد است مفهوم بازاریابی تصریح می کند که برای دستیابی به موفقیت ، شرکتها بایستی نیازها و خواسته های مشتریان را شناسایی کرده و سعی در ارضای آن ها ، به گونه ای اثر بخش تر از سایر رقبا نمایند . این در حالی است که برای عمل به این مفهوم نیازمند نوعی استراتژی است که به نظر می رسد بازار محوری به روش مناسب بتواند این کار را انجام دهد .