پژوهش – تحلیل پیامد‎های ژئوپولیتیک مقاومت نهضت جنگل در هویت ملی ایران- قسمت ۲۵

آمد. آ
وضع زندگی ایلات بسیار عقب مانده و ابتدایی است.
سرمایه ی تجارتی دارای وضع بدی بوده و در حد ورشکستگی کامل است.
صنایع بزرگ در ایران رشد نکرده و صنایع معدنی به وجود نیامده ، بنابراین طبقه کارگر ایران نیز رشد نکرده.
فئودالها و صاحبان املاک بزرگ که در حدود ۳ هزار نفر بوده، طبقه ی حاکمه ی ارتجاعی را تشکیل می‎دهند.
روحانیون به دو بخش تقسیم شده و تعداد کمی‎از آنها ثروتمند بوده و طرفدار حکومت شاه میباشند، عدهایدیگرکهتعدادآنهازیادبودهنزدیکبهمردمو طرفدار اصلاحات میباشند.(میرابوالقاسمی،۷۰:۱۳۷۷).
همزمان با شکلگیری جنبش ضد استعماری جنگل، در ایران شاهد تحولاتی در عرصهی قدرت درداخل ایران و عرصه بینالمللی هستیم. در این دوران، در عرصه بینالمللی، انقلاب سوسیالیستی روسیه را شاهد هستیم که به حکومت تزارها در کشور روسیه پایان داده است. ارتباط انقلاب اکتبر روسیه با ایران در این است که روسها به عنوان همسایگان شمالی ایران پیوسته در ایران حضور فعال داشته، اما با مغشوش شدن اوضاع روسیه، ناچار به خروج نیروهای خود از شمال به ایران شدند. بنابراین در این دوره در ایران شاهد جولان دولت انگلستان به عنوان تنها رقیب فرامنطقهای هستیم.با خروج نظامیان روسی از ایران، انگلیسی ها که جنوب ایران حضور داشتند، سعی کردند تا بر شمال ایران تسلط پیدا کرده و از این طریق بر معادن نفت قفقاز دسترسی پیدا کنند. در این رابطه دولت انگلستان نهضت جنگل را سد راه خود قلمداد می‎کرد و سعی نمود تا با بهره گیری از هواپیماهای جنگی و بمباران مراکز استقرار جنگلی ها، آنها را با شکست روبرو سازد.(فاخته،۱۳۴:۱۳۸۶)
نکتهی قابل توجه در باره نقش انگلیس در ایران همزمان با شکل گرفتن نهضت جنگل، حمایت این کشور از شکلگیری حکومت مرکزی مقتدر در ایران است.دولت انگلستان، برخلاف گذشته به دنبال راهی برای ایجاد حکومت مرکزی قدرتمند و وابسته در ایران بود تا به صورت غیرمستقیم و با هزینهی کمتر این کشور را اداره کند. به دنبال این سیاست، با برنامهریزی انگلستان شاهد کودتای ۱۲۹۹، در ایران هستیم که منجر به تشکیل کابینه توسط سیدضیاءالدینطباطبائی گردید. اما با برنامهریزی دولت انگلستان این شخص نیز چندان بر عرصهی قدرت نماند و عضو دیگر کودتای ۱۲۹۹، یعنی رضاخان، به نخستوزیری رسید. احمدشاه در سال ۱۳۰۲، فرمان نخستوزیری رضاخان را صادر کرد و خود به اروپا رفت. این مسئله تنها با تلاش دولت انگلستان صورت گرفت و منجر به جابجایی قدرت در ایران از قاجاریه به دولت پهلوی گردید.
۴-۲-میرزاکوچک رهبر نهضت مقاومت جنگل
نام اصلی او یونس بود که در سال ۱۲۹۸ قمری در محلهی استاد سرای رشت متولد شد. نام پدرش میرزا بزرگ بود و در نزد عبدالوهاب مستوفی به تحریر و انشاء اشتغال داشت. به مناسبت نام پدر، او به میرزاکوچک شهرت یافت و تا پایان عمر به همین نام معروف بود. کوچک جنگلی علوم مقدماتی را در سال ۱۳۱۲ قمری در مدارس رشت فرا گرفت. او زبده اشعار اغلب شعرای ایران را حفظ بوده و گاهی هم خود نیز اشعاری به رشته نظم در می‎آورد.(شایسته،۱۱:۱۳۸۵).
در زندگانی ساده و اغلب مانند کوچک ترین افراد زندگی میکرد. جز توجه به پیشرفت مقصود و خارج کردن اجانب از ایران و برطرف کردن ظلم و ستم و استقرار حکومت ملی، منظوری نداشت. با آن که مقامات مختلف سلطنت را به او تکلیف کردند، امتناع ورزید و آرزوهای خود را تعقیب کرد. از هرگونه شاخص شدن دوری میکرد. مردی دیندار و در امور دینی مراقب بود و سعی داشت تا همراهانش نیز مراقبت داشته باشند. هنگام چیرگیبر دشمن مغرور نمیگردید و در زمان مغلوبشدن نیز دستوپای خود را گم نمیکرد.(گیلک،۸:۱۳۷۱).
میرزا کوچک از نظر جسمانی مردی خوش هیکل و قوی الجثه و دارای سیمایی متبسم و بازوانی ورزیده و پیشانی باز بود و در بُعد اخلاقی فردی مؤدب و متواضع و خوش برخورد و دارای روحی عفیف و معتقد به فرایض دینی و مؤمن به اصول اخلاقی بود.خاطراتی که دوستان و طلاب ایام تحصیلش نقل میکنند مؤید این معنی است که میرزا از همان روزگاران قدیم دارای صفاتی عالی و اخلاقی ممتاز بوده و بین طلاب و هم شاگردی‎هایش با استعداد، صریح اللهجه و طرف دار عدل و حامی‎مظلوم به شمار میرفته است.در سال ۱۲۸۶ شمسی، در گیلان به صفوف آزادی خواهان پیوست و برای سرکوبی محمدعلی شاه روانهی تهران شد. هم زمان با اوج گیری نهضت مشروطه در تهران، شماری از آزادی خواهان رشت کانونی به نام «مجلس اتّحاد» تشکیل دادند و افرادی به عنوان فدایی گرد آوردند. میرزا کوچک خان که در آن دوران یک طلبه بود و افکار آزادی خواهانه داشت به مجلس اتحاد پیوست. در سال ۱۲۸۹ شمسی، در نبرد با نیروی طرفدار محمد علی شاه در ترکمن صحرا شرکت داشت و در این نبرد زخمی‎و چندی در بادکوبه در یک بیمارستان بستری گردید. در سال ۱۲۹۴ شمسی، به جای «مجلس اتّحاد» «هیأت اتّحاد اسلام» از یک گروه هفده نفری در رشت تشکیل گردید. بیشتر افراد این گروه روحانی بودند میرزا کوچک خان عضو مؤثّر آن بود. این هیأت هدف خود راخدمت به اسلام و ایران اعلام کرد و به زودی میرزا کوچک خان رهبری هیأت را بر عهده گرفت. پس از اشغال نواحی شمالی ایران از سوی روسیه ی تزاری، هیأت اتّحاد اسلام به مبارزه با ارتش تزار پرداخت و یک گروه مسلح به عنوان فدایی تشکیل داد و روستای کسما را در ناحیه ی فومن مرکز کار خود قرار داد و در آن جا سازمان اداری و نظامی‎به وجود آورد. هیأت اتّحاد اسلام، پس از چندی به کمیته ی اتّحاد اسلام تبدیل شد و اعضای آن به ۲۷ نفر افزایش یافت و رهبری کمیته را میرزا به عهده گرفت و تا پایان سال ۱۲۹۶ شمسی، بخش وسیعی از گیلان و قسمتی از مازندران، طارم، آستارا، طالش، کجور و تنکابن زیر نفوذ کمیته درآمد. این کمیته «نهضت جنگل» و «حزب جنگل» نیز نامیده شدهاست.(http://www.tebyan.net)
میرزا کوچک خان در زمان اقامتش در تهران با اوضاع و احوال اجتماع آن دورانِ جامعه بیشتر آشنا شد. پس از بررسی وقایع و اوضاع آن دوره احساس کرد که موقع تلاش فرا رسیده و هرگونه فعالیتی برای روشن ساختن افکار عامه و مبارزه با زور و استبداد در سرنوشت مملکت و مردم مؤثر خواهد افتاد. لذا به رشت مراجعت کرد و بلافاصله در میان دوستان و آشنایان، مخصوصا طلاب مدرسه حاجی حسن، شروع به تبلیغ روشنگری نمود. در همان ایام سید عبدالمجید، خطیب آزادی خواه، در تهران به قتل رسید. میرزا با استفاده از این حادثه فعالیت‎های خود را تشدید کرد. احساسات مردم را برانگیخت و به یاری یکی از طلاب، انجمن تحت عنوان «مجمع روحانیان» تأسیس نمود و آماده مبارزه با عوامل استعمار و استبداد و نابسامانی شد.http://www.hawzah.net)).
کوچک خان پس از تسلط محمدعلی شاه بر قدرت، رشت را ترک کرده و به تفلیس رفت و با آزادیخواهان روسیه ارتباط برقرار کرد. او پیشنهاد همراهی با محمدعلی شاه را که از جانب فرستاده شاه مطرح شده بود، با صراحت رد کرد. میرزا پس از مدتی در روسیه به ایران آمد. فقر و بدبختی مردم ایران، تجاوز، فشار و ستم ایرانیان از یک طرف و سستی، خیانت فرمانروایان و حاکمان از طرف دیگر، این اندیشه را در او به وجود آورد که نهضت مسلحانه و نیرومند ترتیب دهد تا دست بیگانگان را از امور داخلی ایران کوتاه کرده و حکومت ملی مبتنی بر صداقت و خدمت گذاری به کشور تأسیس نماید.(شایسته،۱۴:۱۳۸۵).
در مورد شکست نهضت جنگل و پایان کار میرزا کوچک باید گفت که، پس از تسلیم خالو قربان، نیروهای دولتی وارد رشت شدند و چون مذاکرات صلح با جنگلی ها به نتیجه نرسید، نیروهای دولتی به تعقیب جنگلی ها پرداختند. برخی از نیروها متفرق، برخی تسلیم و تعدادی نیز کشته شدند. با چنین وضع سخت و دردناکی میرزا در سرمای شدید زمستان از همسرش خداحافظی کرد و در اعماق جنگل عقب نشست تا بتواند نیروهای پراکنده را در فرصت مناسب جمعآوری و سازماندهی کند. امّا در اثر سرما مرگ به سراغش میآید.
۴-۳- تأثیر پذیری نهضت مقاومت جنگل از انقلاب مشروطه
همگام با تهران و تبریز، گیلان هم یکی از کانون‎های مهم نهضت مشروطه بود. عده ای آغاز نهضت مشروطه در گیلان را همزمان با تحصن جماعتی از مردم پایتخت در قم، شهر ری، سفارت انگلیس و کنسولگری رشت میدانند. رسول زاده از وقایع نگاران دوره مشروطه در آثار خود به اعتراض و مبارزهی گستردهی مردم رشت و انزلی در دوه استبداد صغیر اشاره دارد. سران مشروطه در گیلان علاوه بر ایجاد تشکیلات محلی برای ادارهی امور جاری، از مشروطه خواهان نقاط دیگر نیز حمایت می‎کردند. (رسول زاده،۱۳۳:۱۳۷۷).
این اوضاع و احوال باعث شد مردم گیلان نیز ـ علی‌رغم آن‌که حکام محلی از هرگونه تلاش آنان برای دگرگونی اوضاع جلوگیری و آن را سرکوب می‌کردند ـ همزمان با وقایع پایتخت و شروع زمزمه ایجاد تغییرات اساسی در حکومت قاجار و توجه به حقوق ملت، به‌گونه‌ای تاثیرگذار به نهضت مشروطه پیوستند که جان‌فشانیهای آنان در تاریخ نیز ثبت است. مردم محروم و ستمدیده گیلان نیز دوشادوش سایر هموطنان خود در مبارزه علیه استبداد محمدعلی‌شاه و نیز در فتح تهران نقش بارزی ایفا کردند و تصور همگی آنان بر این بود که با پیروزی نهضت مشروطه و به‌وجودآمدن نهادهای حافظ حقوق مردم همچون مجلس شورای ملی، قوانینی که به نفع مردم باشد وضع و به‌زودی اجرا خواهد شد و بدین‌صورت روابط ظالمانه و غارتگرانه پیشین به پایان خواهد رسید. در همین زمینه کمیته سری ستار و انجمنهای عدالت، اخوت و برق، نقش اساسی را به‌ویژه در شهرهای رشت و انزلی برعهده داشتند. علاوه بر مجاهدان و روشنفکران گیلانی تعدادی از انقلابیون قفقازی نیز در صفوف مجاهدان گیلانی به چشم می‌خوردند. از این میان، رابطه مبارزان و آزادی‌خواهان گیلانی با اعضاء و برنامه‌های حزب سوسیال‌دموکرات ایران و باکو که حیدرخان عمواغلی از اعضاء برجسته آن به شمار می‌رفت قابل توجه است؛ چراکه این تعامل تا سالها ادامه یافت. گرچه حضور و تاثیر انقلابیون قفقازی و گرجی را در فعالیتهای مشروطه‌خواهی مردم گیلان نمی‌توان منکر شد، اما این گروه بیشتر در سازمان‌دهی نیروها و تهیه و ارسال اسلحه و تجهیزات فعالیت می‌کرد و تاثیرات سیاسی و ایدئولوژیک چندانی بر مردم گیلان نداشتند و همانگونه که تاریخ نشان داد، این مهاجران به‌تدریج پس از فتح تهران از عرصه سیاسی کشور محو شدند. ازهمین‌جا می‌توان به این نکته بسیار مهم در حرکت مشروطه‌خواهی مردم گیلان پی‌برد که آنان در حرکت خود از اتحاد و همشکلی و هماهنگی کاملی، چه در ترکیب نیروها و چه در اهداف، برخوردار نبودند و حتی در میان روحانیون گیلانی طرفدار مشروطه نیز دودستگی و افتراق به چشم می‌خورد. برخی از مشروطه‌خواهان طرفدار مشروطه به همان شکل وارداتی آن بودند، اما گروه دیگر مشروطه مشروعه را مد‌نظر داشتند. بافت مشروطه‌خواهان نیز طیف گسترده‌ای از افراد بومی گرفته تا مهاجران قفقازی را دربرمی‌گرفت.(http://www.tebyan.net)
عامل بسیار مهم دیگر در اقبال مردم به مشروطه، نارضایتی آنان از حضور قوای قزاق روس در گیلان بود. نماینده و کنسول روس در گیلان با توجه به همین حضور قزاقهای مسلح بود که آزادانه و گستاخانه در تمام شؤون زندگی مردم دخالت می‌کرد و محمدعلی‌شاه و دربار او نیز که در این دوره شدیدا به دولت تزاری روسیه متمایل و وابسته شده بودند و آن دولت را یگانه حامی خود در برابر امواج مشروطه‌خواهی می‌پنداشتند، نه‌تنها از اقدامات کنسول و قزاقهای روس در گیلان ممانعت نمی‌کردند بلکه آنان را مورد حمایت خود قرار می‌دادند؛ به‌همین‌دلیل بود که مبارزات مردم گیلان علیه استبداد داخلی به‌سرعت رنگ و بوی مبارزه با استعمار خارجی نیز به خود گرفت. زمانی که اوضاع پایتخت در اثر حمله محمدعلی‌شاه به مجلس شورای ملی و دستگیری و سرکوب مشروطه‌خواهان بحرانی شد، کاملا محتمل بود که مردم و مجاهدان گیلان به این مساله واکنش شدید خواهند داشت. گیلانیها به ویژه مردم رشت با برپایی اعتراضات گسترده و تجهیز مردم و مجاهدان به‌زودی آماده حرکت به سوی تهران شدند. قزاقهای مقیم منطقه سعی کردند این اعتراضات را سرکوب کنند اما دیگر اعتراضات به اوج خود رسیده بود. مشروطه‌خواهان در غائله مشهور به«مدیریه»، سردار افخم، حاکم رشت، را به قتل رساندند و پس از آن نیروهای دولتی خلع سلاح شده، شهر به دست مشروطه‌خواهان افتاد. با این واقعه، رشت به یکی از مهمترین مراکز طرفدار مشروطه‌خواهی تبدیل شد. چندی بعد مجاهدین گیلانی به همراه انقلابیون قفقازی عازم تهران شدند و در کنار بختیاریها و آذربایجانیها، پایتخت را تصرف نموده و عملا نظام مشروطه را پس‌ازمدتی تعطیلی این‌بار با قدرتی بیشتر برپا نمودند؛ اما این پایان کار نبود و ماجرا همچنان ادامه داشت(http://www.tebyan.net)
در دوره مشروطه گیلان مهمترین صحنهی مبارزات گسترده ی روستایی در کشور بود. از قیام روستاییان گیلانی به رهبری عادل شاه در زمان سلطنت شاه صفی تا دوره مشروطه نزدیک به سه قرن میگذشت. استمرار مبارزات روستایی در این قرون موجب تعمیق و افزایش مبارزات در دوره‎های بعدی شد. سرخوردگی و نارضایتی عمومی‎جوامع روستایی از حکومت و مجلس به ظاهر مشروطه، موجب گرایش آنان به تشکیلات نهضت جنگل شد. در انقلاب مشروطه سرزمین گیلان شاهد فداکاری ها و رشادت‎های کسانی شد که بر اثر پایمردی خود به شهادت رسیدند.میر احمد مدنی علاوه بر ذکر نام شهدای رشت، شریعتمدارکرگانرودی، یوسف خان جوبنه ای، صالح مژدهی و کاظم، از شهدای انزلی، حاج علی، فیروز و ابوالحسن کرجی بان هم نام برده است.(مدنی،۱۳۷۷: ۴۱)
نهضت جنگل به نحوی جلوه گاه کوشش و خیزش طبقات شهری و روستایی بود. مهم ترین عواملی که سبب تلاش دهقانان برای رهایی از سلطه مالکان ایرانی و سرمایه داران خارجی گردید، عبارتند از:
۱) آب فراوان و خاک حاصلخیز به دهقانان گیلان استقلال بیشتری می‎داد. عدم موفقیت قیام‎های روستایی در دوره مشروطه و ناکامی‎آنها در رسیدن به حقوق خود باعث حضور گسترده آنها در نهضت جنگل شد.
۲) امتیازات واگذار شده به خارجی ها سبب ضرردهی بازرگان ایران شد. این مساله رکود بازار داخل و ناکامی‎طبقه متوسط شهری همراه بود. ورشکستگی اقتصاد داخلی و استثمار کارگران زمینه را برای نارضایتی فراهم ساخت. عدم حمایت مجلس شورای ملی و انجمن رشت از قیام ها سبب شد تا معترضین تشکیل گروه جنگل را با اهداف خود همسو فرض کنند.(شایسته،۷۷:۱۳۸۵).
 
۴-۴- تأثیرپذیری نهضت جنگل از جنگ جهانی اول
ملت ایران که پس از استقرار مشروطیت انتظار رفاه، آزادی و استقلال را داشت با مصائب و مشکلات زیادی مواجه گردید که ناشی از حوادث و جریانات داخلی و خارجی بود. در سالهای پایانی قرن نوزدهم میلادی رقابت میان قدرتهای بزرگ که از اوایل این قرن آغاز شده بود به اوج خود رسید و مداخلات آنان در کشورهای مستعمره و تحت سلطه افزایش یافت. پس از آغاز دوره صلح مسلح (۱۹۱۴ ـ۱۸۷۰م / ۱۲۹۳ ـ ۱۲۴۹ هـ ش / ۱۳۳۳ ـ ۱۲۸۷ هـ ق) ورود به دسته بندی های بین المللی و تقویت نیروی نظامی در راس برنامههای قدرتهای بزرگ قرار گرفت در اوایل قرن بیستم میلادی قرارداد ۱۹۰۷ م (۱۲۸۶ هـ ش / ۱۳۲۵ هـ ق) میان روسیه و انگلستان به منظور حل اختلافات دو کشور در برخی از مناطق جهان به امضا رسید که در مورد ایران نتیجه این قرارداد چیزی جز تقسیم ایران نبود. مدت زمان کوتاهی بعد با بالا گرفتن اختلافات و مناقشات بینالمللی و به دنبال بروز بحران هایی چند جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ م (۱۲۹۳ هـ ش / ۱۳۳۳ هـ ق) آغاز شد.
ایران از نظر سیاسی و اقتصادی همزمان با شروع جنگ جهانی اول، کشوری بحران زده و در اشغال نیروهای بیگانه بود و توان بهره برداری از شرایط جنگ را نداشت. در این شرایط مستوفی الممالک، اعلان سیاست بیطرفی نموده ولی در این کار موفقیتی حاصل نشد. زیرا موقعیت حساس ایران، برای نیروهای درگیر جنگ بسیار مهم بود. روسیه و انگلستان در خلال جنگ جهانی اول عملا با انعقاد قراردادهائی ایران را به مناطق تحت نفوذ خود تبدیل کرده بودند و ورود نظامیان آنان به داخل کشور که غالبا با استناد به این قراردادها صورت میگرفت، سبب شده بود که دولت مرکزی حتی در تهران، قدرتی نداشته باشد. یکی از این توافقنامهها پیمان معروف ۱۹۱۵م، بود که در ۲۸ دی۱۲۹۳ش، میان روسیه و انگلستان به امضا رسید. این پیمان که به فاصلهی ۸۰ روز پس از اعلام بیطرفی ایران در جنگ به امضای دو دولت مذکور رسید، قلمرو نفوذ دو کشور در ایران را بیش از آنچه که در پیمان ۱۹۰۷ آنان مقرر شده بود، توسعه داد. به موجب این پیمان، دو کشور حقوق و امتیازات ارضی بیشتری برای خود در ایران قائل شدند و هزینهی نگاهداری نیروهای خود در ایران را نیز به گردن دولت تهران گذاشتند. ورود نظامیان روسیه به شهرهای تبریز، ارومیه، همدان، قزوین، زنجان و کرمانشاه که در زمستان ۱۲۹۳ش و در تمام طول سال ۱۲۹۴ صورت گرفت، نتیجهی همین توافقنامه بود. روسها این قرارداد را به بهانهی فراهم شدن زمینهی مقابله با پیشروی نیروهای عثمانی در ایران امضا کردند. در زمان انعقاد این پیمان، عثمانیها تبریز را در اشغال خود داشتند. انگلیسیها نیز متعاقب انعقاد پیمان ۱۹۱۵م، در نواحی جنوبی کشور پیشرویهای چشمگیری داشتند(ملایی،۱۶۱:۱۳۷۶).
در اوایل جنگ، در حالی که ایران بی طرفی خود را اعلام کرده بود بخش هایی از خاک این سرزمین اشغال و عملاً صحنه کشاکش های دولت های متخاصم شد. در چنین وضعیتی که حکومت در ایران فقط جنبه تشریفاتی داشت و ملت به ستوه آمده بود، افرادی در گوشه و کنار مملکت پیدا شدند تا با مقابله با نفوذ بیگانه و استبداد داخلی آزادی و استقلال کشور را تأمین نمایند. اینان می دیدند که وضع اقتصادی کشور به وخامت کامل گراییده، تسلط بیگانه نیرویی برای دولت مرکزی باقی نگذاشته، خرابی ناشی از جنگ و قطع روابط بازرگانی مردم را به فلاکت کشانده، خزانه کشور تهی شده، زمین ها کشت نگردیده، قیمت نان و سایر مایحتاج به چند برابر رسیده و قحطی، گرسنگی و شیوع بیماری ها باعث شده است که قسمت هایی از کشور به مناطق غیر مسکونی مبدل گردد. تمام این عوامل ریشه نهضتها و قیام هایی است که از بعد از شروع جنگ جهانی اول در ایران ظاهر شد. قیام میرزاکوچک خان در گیلان، قیام خیابانی در تبریز، جنبش دشتستانیها و تنگستانیهادرجنوبوپایداریکلنل محمد تقی پسیان در خراسان از آن جملهاند. (http://www.qomefarda.ir )
رسیدن کمک‎های نظامی‎و مستشاری دولت‎های آلمانی و عثمانی به حوزهی سلطهی جنگل سر و سامانی
به امور جنبش جنگل داد و چون دولت مقتدری در تهران وجود نداشت و انقلاب مشروطه هم به علت دخالت‎های امپریالیسم روسیه و انگلیس و خان ها و عامل‎های وابسته به آنها و علمای دربار قاجاری به هدف‎های خود نرسید و ناتمام ماند و در نتیجه به هرج و مرج عمدی به وسیلهی وابستگان به امپریالیسم انگلستان و روسیه تبدیل شد. دولت ایران با آن که اعلام بیطرفی کرده بود، به علت ضعف و نداشتن پشتوانهی مردمی‎نتوانست در عمل استقلال کشور را حفظ کند و التیماتوم دولت تزاری، شیرازهی دولت تهران را از هم گسست. عده ای از رجال و شخصیت‎های سیاسی از تهران خارج و دولت در مهاجرت تشکیل دادند و چون قوای دولت اسلامی‎عثمانی به جانب غرب کشیده شد، دولت در مهاجرت تشکیل دادند و چون قوای دولت اسلامی‎عثمانی به جانب غرب کشیده شد، دولت در مهاجرت به رهبری رضاقلی خان نظام مافی و سیدحسن مدرس و گروه زیادی از بقایای مشروطه طلبان به طرف آن دولت جلب شدند و رسیدن به کمک‎های مالی و تسلیحاتی امپراتوری آلمان که علیه روس و انگلیس در جنگ بود، نیز موجب تقویت دولت در مهاجرت شد. ایل سنجابی و مردم کرمانشاه هم به این دولت در تبعید و مهاجرت کمک‎های شایانی کردند و نیروی ملی، قشون روسیه ی تزاری را تا همدان به عقب راند و موجب دلگرمی‎و روحیه ی آزادی خواهان شد. در چنین شرایطی ارتباط جنگل با دولت در مهاجرت که این زمان در کرمانشاه سازمان دهی یافت و منطقه‎های جنگلی گیلان را به تصرف درآورد. به تقریب شهرها به ویژه رشت در محاصره ی جنگلیان قرار گرفت و عدهی زیادی از فرصت طلبان هم با مجاهدان جنگل هم صف و هم کاسه شدند. چون امید پیروزی و فتح تهران و قدرت دولت در مهاجرت و نهضت جنگل در دل‎های مشتاقان آزادی درخشیدن گرفت و آن امید و آرزو در جان و دماغ خان ها و روسای عشایر و ایلات هم به مانند بوی کباب استشمام میشد، نهضت جنگل جان تازه ای گرفت و عدهی زیادی از خانهای صاحب ایل و عشیره که از خانهای بزرگی مانند امیرمقتدر(ضرغامالسلطنهتالش)وشبانشفتیدراضطراببودند، خود را در پناه جنگل قراردادند.(مهربان،۳۵:۱۳۸۷).
در شرایطی که بیگانگان بدون توجه به اعلام بی طرفی ایران این سرزمین را در طول جنگ جهانی اول اشغال کرده بودند میرزا کوچک خان به منظور حفظ استقلال و جلوگیری از انحراف مشروطیت پرچم قیام را برافراشت. حضور یک روحانی مشروطه خواه و مبارز به عنوان قائد نهضت خود مؤید این نکته است.
۴-۵- تحلیل روابط روسیه با نهضت جنگل قبل از وقوع انقلاب اکتبر
میرزا کوچک خان در جریان کودتای محمدعلیشاه مخلوع به کمک نیروهای مشروطه خواه شتافت و زخمی‎شد. وقتی به گیلان برگشت، روسها او را به جرم داشتن افکار آزادیخواهی از گیلان به تهران تبعید کردند؛ در این مدت همواره به ستمگریهای روسیه در گیلان اعتراض میکرد. وی به عضویت اتحاد اسلام درآمد و مبارزه خود را علیه روسیه و انگلیس آغاز کرد. او نخست تنکابن و مازندران را برای قیام خود انتخاب کرد و به کجور نزد سالار فاتح رفت، اما او را همدل نیافت، سپس در سال ۱۳۳۳ق. کمیتهای به نام اتحاد اسلام در رشت تشکیل داد. (مهرداد،۱۳:۱۳۸۲).
و قرار شد در فومن قیام را آغاز کند، اما وضعیت جنگل آنجا را مناسب ندید و با شمار اندکی از یارانش از طرف بندر پیربازار به جنگل همت در تولم واقع در جنوب مرداب انزلی رفت و قیام جنگل را بنیانگذاری کرد و از ۲۸ مرداد سال ۱۲۹۴ق. علیه قوای بیگانه جنگید. میرزا کوچک خان از نظر شخصیتی مردی درستکار و صادق و متدین بود تا حدی که دنسترویل او را وطن پرست حقیقی میداند و معتقد است امثال او در ایران نادراست.ویدرادامهمینویسد:«مناورا پسندیدهام و با نقطه نظرات سیاسی او کاملاً موافقام.» (شورمیج،۱۳۰:۱۳۸۶).
آغاز مبارزه سیاسی میرزاکوچک خان از دوره مشروطه است. در فتح تهران به دست مشروطه خواهان شرکت داشت و در شورش شاهسونها همراه یفرم و سردار اسعد به کمک ستارخان شتافت، اما مریض شد و به تهران بازگشت. در شورش ترکمن ها به تحریک محمدعلی شاه به کمک مشروطه خواهان پیوست و زخمی‎شد. (افشار،۳۳۲:۱۳۸۱).
هنگامی‎که میرزاکوچک، کمیته اتحاد اسلام را تشکیل داد،مبلغان ترک و کارگزاران آلمانی مقداری اسلحه به او دادند. هدف جنگلی ها در نخستین سال‎های تشکیل این گروه در چند خواسته خلاصه می‎شد:
اخراج نیروهای بیگانه از ایران؛
برقراری امنیت و عدالت در کشور؛
مبارزه با استبداد.(شورمیج،۱۲۸:۱۳۸۶)
اما آنها در کنگره کسما در سال ۱۲۹۹ش. روش اجتماعیون(سوسیالیست ها) را انتخاب کردند و مشی آینده‎ی جنگل براساس مرام سوسیالیسم بنیانگذاری شد. مبارزه ی نیروی جنگل با روسیه تزاری از اواسط جنگ جهانی اول شروع شد. افیسکوف، سرکنسول روسیه در گیلان به حشمت الدله، حاکم رشت، فشار می‎آورد تا قیام جنگل را سرکوب کند. زیرا روس ها منطقه شمال به ویژه گیلان را حوزه استحفاظی خود می‎دانستند. در این زمان دو حزب مقتدر دموکرات و اتحاد و ترقی در رشت فعالیت سیاسی داشتند. اغلب آنها طرفدار نهضت جنگل بودند. در این زمان گیلان در اشغال روس ها بود؛ پس مفاخرالملک، ریس شهربانی رشت، که از طرف روس ها منصوب شده بود، مأموریت داشت به مبارزه با جنگلی ها بپردازد، اما شکست خورد و کشته شد. (هدایتی،۲۹:۱۳۸۳).
کنسول روسیه تصمیم گرفت گروهی از قزاقان روسی را که در بیرحمی‎شهرت داشتند؛ برای قلع و قمع تشکیلات جنگل بفرستد؛ این نیرو نیز شکست خورد و فاتحان جنگل با اسیران به ویژه قزاقان اسیر ایرانی به خوبی رفتار کردند. در مجموع رفتار جنگلی ها و میرزا کوچک خان با مردم و حتی مخالفان خود خوب بود. آفیسکوف مقامات دولت مرکزی را مجبور کرد که با تشکیلات جنگل برخورد جدی کنند؛ زیرا قدرت روس ها در منطقه بسیار کم شده بود. به دلیل فشارهای سفارت روسیه، حدود چهار هزار قزاق سواره، پیاده و توپخانه به فرماندهی کالچوک اوف به گیلان و جنگل رهسپار شدند. شماری از فئودال‎های محلی نظیر امیر مقتدر طالشی و برهان السلطنه طارمی‎نیز آنها را تقویت میکردند. قوای جنگل در این جنگ به سختی شکست خورد. سفارت روسیه در تهران، جنگلی ها را به چشم متجاوزان خطرناکی می‎نگریست که منافع دولت تزاری را در شمال تهدید می‎کردند و به دولت ایران فشار می‎آورد که با فرستادن قوا به شمال، این نهضت را ریشهکن سازد، اما دولت مستوفی الممالک که در این زمان بر سر کار بود، تشکیلات جنگل را زیانبار نمیدانست و هیچ اقدامی‎علیه آن انجام نداد.(شورمیج،۱۳۰:۱۳۸۶)
کابینه محمد ولی خان تنکابنی به علت داشتن روابط بسیار نزدیک با روس ها خیلی زود به دام تحریک عمال تزاری گرفتار شد و تصمیم گرفت، خوانین اطراف گیلان، نظیر اسعد الدوله زنجانی و جهانشاه خان امیر افشار را با ۶۰۰ تن از قزاقان ایرانی برای سرکوبی قیام جنگل بفرستد. به نظر فخرایی، حشمت الدوله، شخصی مومن بود و جنگلیها را خدمت گزار میدانست. زمانی که دولت مستوفی الممالک میخواست کار جنگلیها را با سازش تمام کند، حشمت الدوله قول داد که با مذاکره، اوضاع رشت و شمال را اصلاح کند. او جنگلیها را متقاعد کرد که عملیات چریکی قوای جنگل را، دولت مرکزی ایران را مقابل سفارت روس قرار میدهد و بی فایده است؛ نباید کاری کنید که حکومت تهران زیر فشار روس ها ناچار به اقدام نظامی‎مبادرت ورزد. حشمت الدوله از سران جنگل قول گرفت که درآمد املاک منتسب به رعایای روس چیزی گرفته نشود و سپس به رشت برگشت و گزارش کار خود را به تهران مخابره کرد، اما کنسول دولت تزاری در رشت با این اقدام حشمت الدوله موافق نبود و تصمیم داشت، نهضت جنگل را ریشه کن سازد. زمانی که قوای روسیه در غرب کشور دست به یغما و چپاول زدند، جنگلی ها نیز بین راه رشت و انزلی به شماری از سربازان روسی حمله کردند و پس از وارد کردن تلفات و گرفتن تعدادی تفنگ از آنها به پایگاه خود در جنگل برگشتند و با این کار کوشش‎های دیپلماتیک حشمت الدوله به هدر رفت. روس ها به حکومت مرکزی فشار آوردند تا حشمت الدوله را عزل کند. جانشین او، مفاخر الدوله با سیاست روسیه هماهنگ بود و به مخالفت نهضت جنگل برخاست. در همین زمان در روسیه انقلاب شد و تزار استعفا داد و کرنسکی در ژوئیه ۱۹۱۷ به فرماندهان قوای روس در ایران دستور داد خاک ایران را تخلیه کنند و به روسیه بازگردند. قراردادی میان فرماندهان روس و رؤسای نهضت جنگل بسته شد تا عقب نشینی سربازان روسی به درگیری میان آنها منجر نشود.(هدایتی،۳۲:۱۳۸۳). نیروهای جنگل، شهر رشت را تصرف کردند و امیر عشایر خلخالی، حاکم رشت شد.(شورمیج،۱۳۱:۱۳۸۶)

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.