بررسی و مقایسه اسکندر نامه نظامی گنجوی و آیین اسکندری عبدی ب- قسمت ۲۵

کسی کــــــو کسی را نیاید به کـــار شمارنده زو بـــــــرنگیرد شمار
(نظامی گنجوی، ۱۳۸۸ : ۳۳۹)
عبدی بیگ شیرازی نیز براساس مستندات پیشین در اخبار اسکندر، یورش او را به چین پس از فایق آمدن بر هندوستان ذکر کرده وتلاش بسیاری می کند پرده‌ی عصمت بر اعمال زشت اسکندر و خرابی‌هایی که او در بین راه انجام داده است بکشد و سوختن و کشتن روستائیان بی دفاع و حمله به دیر و غارت مردم عادی را جهاد دینی جلوه دهد:
زگــــــفتار هشیــــــار دل راســتان چنین یـــاد دارم من این داسـتان
که اسکـــندر آن خسرو خوب کــیش در اثنای اقلیـــم گیری خـــویش
چو بر هــندیان گشت فیروزمــــــند به آهنگ چین،چین در ابـرو فـکند
زهندوستان کرد ســر ســــــوی راه بیفــــشاند بــــر چین غبار سـپاه
زجــــــــــولان آن تند شـیر غـرین رمیدند مشکین غــــزالان چـــین
ولایــــت نشینان زســــرهـــای راه زسرحـــد گریزان سوی تــــختگاه
بلـــرزید برهـــــم زمـین و زمـــان بـــــرافتاد بنیاد امـــــن و امــان
رعایا زبـیم سر وعِــــــــــرض مال کشیـدند سوی قــــــلاع و جــبال
ســــــــــواحل نشینان زبیم سـپاه به سوی جــــــزایـــر گرفتـند راه
بــــــه بتخانه ها آمد اندر شکــست نه بت ماند بر جا و نـه بـت پرســت
خبر شد به خاقان چین زآن هــجوم که بر چین فرو ریخـت دریــای روم
(عبدی بیگ شیرازی ، ۱۹۷۷م :۴۳)
عبدی بیگ شیرازی متن نامه‌ی اسکندر به خاقان را به نوعی منعکس کرده که سرشار از تفاخر و موجودی به زعم یونانیان نیمه خدایی است:
سعادت که شاهین گردون فضاست قوی دست از یمن بازوی ماست
نه مــــا را به دولــــت بود افتخار کـــه دولت زمــــا یافته اعتبار
شکار افکن از مــاست شهباز بخت به بال وپـــر ماست پرواز بخت
بسا سر کـــه ما خاک پا کرده ایم بسـا پا که ما چرخ سا کرده ایم
کسی کـــــو زدرگاه ما سر کشید بسا سر گـــرانی کز اختر کشید
سری نیست بر گـــردن سرکشان کــه از سجده ی ما ندارد نشان
لبی نیست در دور نامــــوس ما که شیرین نشد از زمین بوس ما
(عبدی بیگ ، ۱۹۷۷ م : ۴۴)
تفکّرات یونانی مآبانه ی اسکندر که ناشی از دین و کیش اوست و خود را موجودی نیمه انسان و نیمه خدا و از نسل زئوس بر می شمارد کاملاً هویداست. عبدی بیگ شیرازی به زیبایی این طرز تلقّی را بازتاب می دهد. نظامی گنجوی این طرز خود خدا پنداری اسکندر را تا حدودی با ظرافت بیان کرده است ولی عبدی بیگ این اندیشه را به شکلی عریان‌تر به تصویر کشیده است.
عبدی بیگ شیرازی به زیبایی راز توطئه‌ی اسکندر مقدونی در چگونگی کشتن داریوش سوّم را در پاسخ نامه‌ی تفاخرآمیزش برملا می سازد. خاقان به زیبایی از توطئه‌ی اسکندر و دو وزیر داریوش پرده بر می دارد و می گوید :
سؤالت درشتست بــی روی وپــشت مـــرنج ار جوابت بگـــویم درشت
زتیغ تـــــــو دارا نشد غرق خــون که او داشت دشمن به لشکر درون
به دست کسان مار کشتن چه ســود گـــرت هست دستی بباید نـمود
به بازوی مــــــــردم دلیری مـکن زبازوی خـود کن به مردی سخـن
(همان: ۴۶)
خاقان چین در گزارش نظامی پس از چندی مقهور سطوت و عظمت اسکندر می شود و تحت تبلیغات اسکندر میدان را به او واگذار می کند . چنان که نظامی می گوید ، خاقان پس از سبک و سنگین کردن اوضاع ، راضی به تسلیم در برابر اسکندر می شود و شرایط او را برای انقیاد می پذیرد و گردن می نهد. شاه چین شبانه خود را به صورت رسول بر آراسته و به حضور اسکندر می رسد و تسلیم شدنش را ابلاغ می کند.
سحرگــــــه که زورق کـش آفتاب ز ساحل بــرافکند زورق بــر آب
سپهدار چین شهریـــــــــار ختن رسولی بــــرآراست از خویشتن
به لشگرگه شاه عالــــــــم شتافت بدانگونه کآن راز کس درنیــافت
چــــــــو آمد به درگاه شاهنشهی از آن آمـــدن یافت شاه آگــهی

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

No comments yet, be the first!

Comments

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *