بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و …

درون‌مایه‌ی حکایت مأخذ که پایان ناخوشایند دل بستن به آرزوهای دور و دراز است، از مطالب پیش از آن قابل فهم است:
«در جمله این کار دراز است و تو نادان‌وار بر مرکب تمنّی سوار شده‌ای و در عرصه‌ی تصلّف می‌خرامی…» (منشی، ۱۳۸۶: ۲۶۲)
بازنویس حرص و طمع را نیز به آن می‌افزاید:
«ای کاش هرگز به آرزوهای طولانی و دراز دل نمی‌بستم و دست از طمع و حرص‌ورزی بر می‌داشتم، تا این چنین دچار حسرت و ندامت نمی‌شدم.» (شیرازی، ۱۳۸۹: ۸۷)
شیرازی هم در عنوان داستان«عاقبت طمع» و هم در صفحهی پایانی، درونمایه را نقل میکند و از تأثیرگذاری آن میکاهد.
– صحنه‌پردازی
حکایت مأخذ اشاره‌ای به زمان و مکان داستان ندارد.
بازنویس به ‌طور مستقیم به مکان اشاره نمی‌کند و تنها زمانی ردپایی از مکان دیده می‌شود که توجه‌ مرد بازرگان به آن جلب می‌شود:
«لحظه‌ای بعد مرد بازرگان با ظرفی از روغن و عسل، قدم بر آستانه‌ی خانه گذاشت. همه جای خانه خشت و خاک بود. بوی نم و رطوبت، بر فضا تن می‌کشید و بر مشام می‌نشست.» (همان: ۸۴)
اثر حاضر نیز همانند مأخذ، زمان داستان را معرفی نکرده است.
۳-۵-۲- نقد و بررسی داستان «سرانجام نصیحت جاهلان»
محمدحسن، شیرازی (۱۳۸۴). سرانجام نصیحت جاهلان؛ قصههای کلیله و دمنه. ج۱٫(۱۱۱ص. مصور). تهران: پیام مهراب
گروه سنی ذکر شده در کتاب: نوجوان
مأخذ کتاب: کلیله و دمنه
نویسنده در صفحهی عنوان، کتاب مأخذ را معرفی کرده است.
مشخصات ظاهری: ۴ص. مصور(۱۰۴-۱۰۱)
۳-۵-۲-۱- خلاصهی داستان
دیدن کرم شبتاب در نیمه شبی سرد و سوزناک، جرقهی امیدی در دل بوزینهها روشن میکند. آنها به این تصور که این کرم، پارهای از آتش است، بعد از پوشاندن آن در میان هیزم، بر آن میدمند. سخنان کبوتری نیز که تلاش میکند آنها را از قضیه بیاگاهاند، بر آنها بیتأثیر است. اما اصرارهای کبوتر همچنان ادامه مییابد تا جایی که بوزینهها با عصبانیت سر از تنش جدا میکنند.
۳-۵-۲-۲- تطبیق متن بازنویسی شده با متن اصلی
الف.بخشی از متن بازنویسی شده
« شب دامن سیاه خود را بر دشت و صحرا گشوده بود و سوز و سرما مهمانی ناخوانده برای سیاهی شب بود. بوزینههای بیچاره که در کوهی ساکن بودند، رنجور و ناراحت هر کدام به سویی پناه میبردند که از سوز و سرما در امان باشند.»(شیرازی، ۱۳۸۴: ۱۰۰)
ب. بخشی از متن اصلی
« آوردهاند که جماعتی از بوزنگان در کوهی بودند. چون شاه سیارگان به افق مغربی خرامید و جمال جهان جهانآرای را به نقاب ظلام بپوشانید، سپاه زنگ به غیبت او بر لشکر روم چیره گشت و شبی چون کار عاصی روز محشر درآمد. باد شمال عنان گشاده و رکاب گران کرده بر بوزنگان شبیخون آورد. بیچارگان از سرما رنجور شدند. پناهی میجستند.»( منشی، ۱۳۸۶: ۱۱۶)
۳-۵-۲-۳- روش خلق اثر
حکایت سرانجان نصیحت جاهلان با عنوان« بوزنگان و کرم شبتاب» در میانهی باب شیر و گاو کلیله و دمنه نقل شده است. بازنویس در این تغییر عنوان به درونمایهی داستان نظر داشته است.
داستان در هر دو کتاب، کوتاه و موجز است. عمدهترین تفاوت اثر بازنوشته با متن مأخذ در زبان مشاهده میشود. شیرازی کهنگیهای متن اصلی را زدوده است و خود زبانی آفریده که با نیازهای نوجوان کنونی سازگار بوده و میتواند توان نوشتاری او را افزایش دهد.
اثر حاضر یک بازنویسی ساده از متن مأخذ است و چیزی به آن اضافه یا از آن کاسته نشده است و از این رو بیشتر عناصر داستانی به کار رفته در آن همانند حکایت مأخذ است به جز زبان که همانطور که گفته شد متناسب با فهم و درک نوجوان امروزی شده است.
تنها در یک مورد نویسنده به برداشتی متفاوت از متن اصلی رسیده است:
«… و در تقویم و تهذیب چنین کسان سعی پیوستن همچنان است که کسی شمشیر بر سنگ آزماید و شکر در زیر آب پنهان کند» (همان: ۱۱۷)
« اینان به گفتار تو گوش نمیدهند و دست از کارشان نمیکشند. این چنین کسان مانند آنهایی هسند که شمشیر بر سنگ میزنند و شکر را در زیر آب پنهان میکنند.»( شیرازی، ۱۳۸۴: ۱۰۲)
نویسنده کلیله و دمنه بیهوده نصیحت کردن جاهلان را به این امور تشبیه میکند، اما شیرازی کار بیهودهی بوزینهها را چنین میداند.
۳-۵-۲-۴- عناصر داستان
– پیرنگ
این داستان که بیشتر حول محور عقیده و ویژگیهای شخصیتی افراد میچرخد، در زمرهی
داستانهای شخصیتمحور است و از این رو عنصر پیرنگ در آن چندان برجسته و پررنگ نیست، اما به هر حال پیرنگ جزء جدایی ناپذیر هر داستان است. در این حکایت نیز پیرنگی باز و ساده که حاصل روابط علی و معلولی اندک و به دور از پیچیدگی است، مشاهده میشود:
بوزینهها از آنجا که تصور میکنند کرم شبتاب آتش است، آن را با هیزم میپوشانند. مرد از کبوتر میخواهد دست از نصیحت آنها بردارد؛ زیرا چنین افرادی را پندناپذیر میداند. سرانجام به خاطر پافشاریهای کبوتر، بوزینهها عصبانی شده سر از تنش جدا میکنند.
اکنون عناصر طرح به کار رفته در داستان بررسی میشود:
هر دو داستان با توصیف سیاهی و سرمای شب و همچنین بیان رنجیدگی بوزینگان از این وضعیت آغاز میشود. تصور اشتباه بوزینگان که کرم شبتاب را آتش میپندارند، گرهافکنی را شکل میدهد. در ادامه با سخنان کبوتر که سعی دارد حقیقت حال را بر آنها آشکار کند، کشمکش درونی رخ میدهد. این مطلب که سرانجام چه اتفاقی میافتد، خواننده را در حالتی از 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

ng>تعلیق قرار داده و او را به خواندن ادامهی ماجرا کنجکاو میکند. بحران زمانی است که مرد کبوتر را از این کار بیهوده بازمیدارد. زمانی که کبوتر از درخت پایین میآید تا با آنها رو در رو صحبت کند داستان به نقطهی اوج میرسد و سرانجام با کشته شدن او گرهگشایی رخ میدهد. با سخنان نهایی دو نویسنده که در واقع درونمایهی داستان است، پایان ماجرا رقم میخورد.
– شخصیتپردازی
شخصیتها به دو دستهی حیوانی( بوزینهها، کبوتر و کرم شبتاب) و انسانی(مرد رهگذر) تقسیم میشود.
کبوتر شخصیت اصلی است که با اصرارهای بیجا و نصیحت افرادی پندناپذیر، جان خود را از دست میدهد. او اقدام بوزینگان را شگفتانگیز میداند، در حالی که نسبت به عمل بینتیجهی خود غافل است. این شخصیت نیز چون بوزینگان پندناپذیر است و سخنان مرد رهگذر او را از عقیدهاش باز نمیگرداند. در هر دو اثر این راوی است که سهم عمدهی اطلاعات را از او ارایه میدهد( شخصیتپردازی مستقیم).