نوامبر 23, 2020

بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان، منتشر شده از …

1 min read

در ادامه با وقوع کم‌آبی و گرما، فیل‌ها با هجوم به چشمه‌ی خرگوش‌ها و آواره و زخمی کردن آن‌ها، گره‌افکنی را شکل می‌دهند و کشمکش درونی داستان، با تدبیر پیروز برای مبارزه با فیل‌ها و راندن آن‌ها از کنار چشمه صورت میگیرد. در ادامه خواننده مشتاق است بداند، تدبیر پیروز چیست؟ آیا فیل‌ها فریب او را خورده از کنار چشمه می‌روند؟ همه‌ی این سوالات خواننده را در حالتی از تعلیق قرار می‌دهد و او با کنجکاوی، ادامه‌ی ماجرا را دنبال می‌کند. بحران زمانی شکل می‌گیرد که پیروز برای اجرای نقشه، به سوی سلطان فیل‌ها می‌رود و خود را رسول ماه، معرفی کرده از جانب ماه، با آن‌ها اتمام حجت می‌کند. وقتی فیل خرطومش را در آب می‌زند، آب موج بر می‌دارد و او می‌ترسد. در این لحظه داستان به نقطه‌ی اوج خود می‌رسد. فرار فیل‌ها گره‌گشایی را شکل می‌دهد. زندگی خوب و خوش خرگوش‌ها بعد از رفتن فیل‌ها، پایان خوش داستان را رقم می‌زند.
– شخصیت‌پردازی
تمامی شخصیت‌ها حیوانی است به جز ماه که شخصیتی است ساخته‌ی ذهن پیروز.
پیروز شخصیت اصلی داستان است؛ شخصیتی خردمند که با تدبیرش چشمه را به خرگوش‌ها برمی‌گرداند. هرچند او توسط راوی معرفی می‌شود (شخصیت‌پردازی مستقیم)؛ اما بیشترین شناخت خواننده از این شخصیت، در ضمن گفتار و اعمال خود او نمایان می‌شود:
«در میان خرگوش‌ها، خرگوش سفیدی بود که گوش‌های سیاهی داشت و اسمش پیروز بود. همه می‌دانستند که او باهوش است.» (همان: ۳۱)
«پیروز همین کار را کرد. روی تپه‌ای ایستاد و با صدای بلندی گفت: «ای سلطان فیل‌ها! خوب گوش کن که چه می‌گویم! من فرستاده‌ی ماه آسمان هستم و پیغامی برایت آورده‌ام. این پیغام هرچه باشد، نباید نسبت به من عصبانی و خشمگین شوی، چون من تقصیری ندارم و فقط یک پیغام‌آور هستم.» (همان: ۳۲)
پیروز همان شخصیت حکایت مأخذ است و تفاوتی با آن ندارد.
دسته‌ی فیل‌ها و به ویژه سلطان آن‌ها، شخصیت مخالف خرگوش‌ها را شکل می‌دهند که به علت خشک‌سالی به چشمه‌ی هجوم می‌آورند.
خرگوش‌ها و سلطان آن‌ها، دیگر شخصیت‌های فرعی هستند. عمده‌ی اطلاعات خواننده از این شخصیت‌ها و همین‌‌طور فیل‌ها، بر عهده‌ی راوی است (شخصیت‌پردازی مستقیم).
در واقع بازنویس با توصیف اوضاع و احوال شخصیت‌ها، آنها را برجسته کرده است:
«همه چیز خوب و خوش بود، تا این‌که یک سال باران نبارید، چشمه‌ها و رودخانه‌ها کم آب شدند. فیل‌ها صبح تا شب این طرف و آن طرف به دنبال آب می‌گشتند؛ اما هر روز گرما شدیدتر می‌شد و بی‌آبی بیشتر، چشمه‌ها تقریباً خشک شده بود. فیل‌ها از تشنگی بی‌حال و بی‌رمق شده بودند.» (همان: ۲۶)
نمونه‌ای دیگر از توصیفات بازنویس در معرفی خرگوش‌ها:
«از قضا، آن قسمت از جنگل منطقه‌ی خرگوش‌ها بود. با آمدن فیل‌ها گرفتاری آن‌ها هم شروع شد. فیل‌ها موقع راه رفتن جلو پاهایشان را نگاه نمی‌کردند و خرگوش‌ها را لگد می‌کردند و می‌رفتند. تعداد زیادی از خرگوش‌ها کشته و زخمی شدند. این بود که همه جمع شدند و نزد سلطان خرگوش‌ها رفتند، یکی دمش کنده شده بود و دیگری گوش‌هایش زخمی و آویزان بود. آن یکی هم دستش را با برگ و شاخه بسته بود و یکی دیگر هم سبیل‌هایش کنده شده بود. همه زخمی و ناراحت بودند.» (شیخی، ۱۳۸۹: ۲۹)
در حکایت مأخذ این قطعه از داستان، این گونه روایت می‌شود:
«و آن زمین خرگوشان بود؛ و لابد خرگوش را از آسیب پیل زحمتی باشد، و اگر پای به سرایشان نهد، گوش‌مال تمام یابند. در جمله سخت بسیار از ایشان مالیده و کوفته گشتند.» (منشی، ۱۳۸۶: ۲۰۲)
تمامی شخصیتهای داستان که در عقیدهی آنها تحولی صورت نمیگیرد، ایستا به شمار میروند.
– سبک و زبان
همانند هر بازنویسی دیگر، زبان متناسب با فهم و درک کودکان ساده و امروزی شده است که گاه در میان آن کاربرد زبان عامیانه نیز به چشم می‌خورد:
«بله، فیل‌ها روزگارمان را سیاه کرده‌اند.» (شیخی، ۱۳۸۹: ۳۱)
«از دست این فیل‌ها خواب و خوراک نداریم» (همان: ۳۱)
«خب بگو… پیغامت چیست؟» (همان:۳۲)
سرپیچی از نکات دستوری، تعابیر اشتباه، حذف و یا تکرارهای خسته کننده در زبان بازنویس به چشم نمی‌خورد.
– درون‌مایه
درون‌مایه‌ی هر دو داستان یکی است، یعنی به کارگیری خرد و تدبیر در مقابل قدرت و قوّت و البته نویسنده کلیله و دمنه اشاره‌ای صریح به درون‌مایه دارد:
«کارها به رأی و خرد خویش در ضبط آرید و تدارک هر یک بر قضیت مصلحت واجب دارید.» (همان: ۲۰۲)
– صحنه‌پردازی
نویسنده‌ی کلیله و دمنه مکان را این‌گونه معرفی می‌کند:
«در ولایتی از ولایات پیلان، امساک باران‌ها اتفاق افتاد.» (همان: ۲۰۲)
او به زمان داستان اشاره نمی‌کند، اما با قراینی که در اختیار قرار می‌دهد، می‌توان گفت که ممکن است فصل تابستان باشد:
«چنان‌که چشمه‌ها تمام خشک ایستاد و پیلان از رنج تشنگی پیش ملک خویش بنالیدند، ملک مثال داد تا به طلب آب به هر جانب برفتند.» (همان: ۲۰۲)
بازنویس نیز اشاره‌ای صریح به مکان داستان دارد:
«روزی بود، روزگاری بود. جنگلی بود سرسبز و پر آب و علف.» (شیخی، ۱۳۸۹: ۲۶)
محل زندگی خرگوش‌ها نیز این‌گونه توصیف می‌شود:
«آن‌ها رفتند و رفتند تا جنگل سرسبزی را دیدند. جلو رفتند و به چشمه‌ی پر آبی رسیدند.» (همان: ۲۹)
در اثر حاضر نیز توصیفات راوی، ن

نوشته ای دیگر :   دسته بندی علمی - پژوهشی :نقد و بررسی فضیلت ابوبکر بر اساس آیه هفده سوره مبارکه لیل از منظر اهل سنت۹۲- ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

مایانگر فصل تابستان است:
«همه‌چیز خوب بود، تا این‌که یک سال باران نبارید، چشمه‌ها و رودخانه‌ها کم آب شدند. فیل‌ها صبح تا شب این طرف و آن طرف به دنبال آب می‌گشتند، اما هر روز گرما شدیدتر می‌شد و بی‌آبی بیشتر. چشمه‌ها تقریباً خشک شده بودند. فیل‌ها از تشنگی بی‌حال و بی‌رمق شده بودند.» (همان: ۲۶)
علاوه بر این قراینی که بازنویس در معرفی زمان در اختیار خواننده قرارمی‌دهد، تصاویر کتاب نیز به وضوح، حکایت از فصل تابستان دارد. به طور مثال تصویرگر صحنه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن گله‌ی فیل‌ها در طلب آب، از زمین‌های خشک و سنگلاخ عبور می‌کنند و یا در جایی دیگر، خرگوش‌ها را ترسیم می‌کند که در بیشه‌زاری، برای حل مشکل حضور فیل‌ها در چشمه، با یکدیگر مشورت می‌کنند. در این صحنه، نی‌زارها و علف‌های زرد و خشک، فصل تابستان را نشان می‌دهد.
۳-۴-۴- نقد و بررسی داستان «مرد جهانگرد، مار خط‌خطی»
شیخی، مژگان (۱۳۸۹). « مرد جهانگرد، مار خط‌خطی»؛ قصه‌های تصویری از کلیله و دمنه [۱۲۰ ص. مصور (رنگی)]. تهران: قدیانی
گروه سنی ذکر شده در کتاب: ‌ب، ج.
مأخذ کتاب: کلیله و دمنه

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.