بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان، …

رعایت نکردن علایم نگارشی و یا کاربرد اشتباه آن، از دیگر ضعفهای نویسندگی سعیدی است:
«فرشته‌ی درخت به من گفته: هرچه آرزو کنم به من می‌دهد تو کمک کن که چه آرزویی کنم.» (همان: ۱۷۲)
– درون‌مایه
«سرانجام بد و زیان‌بار نشنیدن سخن ناصحان» درون‌مایه‌ای است که از هر دو اثر دریافت می‌شود؛ با این تفاوت که حکایت مأخذ، به طور مستقیم به این مطلب اشاره می‌کند، اما بازنویس اجازه می‌دهد تا کودک با درگیر کردن ذهن و حضور فعال، آن را برداشت کند:
«کسی که خود از خرد و دانش بهره نداشته باشد و به سخن دوستان نیز عمل کند؛ او به هلاکت رسد. مانند این جالاهه که خود را هلاکت انداخت.» (هاشمی، ۱۳۶۳: ۳۸۰)
– صحنه‌پردازی
حکایت مأخذ بدون اشاره به زمان، مکان را به صورت مبهم، شهری می‌داند:
«آورده‌اند که در شهری منتهر نام جولاهه‌ای بود.» (همان: ۳۷۹)
اثر حاضر نیز با اشاره به زمانی مبهم، مکان را در لابه‌لای داستان شهری می‌داند:
«یکی بود، یکی نبود. در قدیم پارچه بافی بود به نام منتر ….. و به محیط اطراف آن شهر رفت.» (سعیدی، ۱۳۸۵: ۲/۱۷۲)
۳-۳-۴- نقد و بررسی داستان «مرغانی که دو کله ویک شکم داشتند»
سعیدی، بتول (۱۳۸۵). «مرغابی که دو کله و یک شکم داشتند»؛ ۱۰۱ قصه کلیله و دمنه. ج۱ [۲۰۰ص، مصور]. تهران: شرکت توسعه‌ی کتابخانه‌های ایران.
گروه سنی ذکر شده در کتاب: ج
مأخذ کتاب: پنچاکیانه
نویسنده در مقدمه، کتاب مأخذ را ذکر کرده است.
مشخصات ظاهری: ۲ص. مصور [۷۹]
۳-۳-۴-۱- خلاصه‌ی داستان
یکی از سرهای مرغابی دو سر، بعد از یافتن قطره‌ی آب حیات، حاضر نمی‌شود، دیگری را در آن سهیم کند. به دنبال این اقدام سر دیگر به جستجوی سمّ می‌پردازد و به این ترتیب، به علت اختلاف این دو، مرغابی جان خود را از دست می‌دهد.
۳-۳-۴-۲- تطبیق متن بازنویسی شده با متن اصلی
الف. بخشی از متن بازنویسی شده
«سر دوم که از سر اول دلخور شده بود، به جستجوی سم پرداخت و بالاخره یک دانه‌ی سمی پیدا کرد و آن را خورد. در اثر دانه‌ی سمّی آن مرغ مرد.» (سعیدی، ۱۳۸۵: ۱/۷۹)
ب. بخشی از متن اصلی
«منقار دوم از آن غصه در جست‌وجوی زهر شده، پیدا کرد بخرد تا بمرد.» (هاشمی، ۱۳۶۳: ۱۸۰)
۳-۳-۴-۳- روش خلق اثر
این داستان در پنچاکیانه، با عنوان «مرغانی که دو دهن و یک شکم داشتند» یکی از حکایات فرعی باب «متر سنپراپت» [MITRA SAMPRATI] را به خود اختصاص داده است.
این باب که به معنی «به دست آوردن دوستان» است، در کلیله و دمنه به باب «دوستی کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو» معروف است.
نویسنده‌ی پنجاکیانه به نثر ساده و به دور از آرایشات کلامی، این حکایت کوتاه را در اثر خود گنجاده است. سعیدی نیز بدون هیچ‌گونه تغییری و تنها با امروزی و ساده کردن زبان، آن را بازنویسی کرده است.
تنها تصویر غیررنگی، هر چند برای کودک جذابیتی ندارد.
اثر حاضر یک بازنویسی ساده از متن کهن است؛ بنابراین عناصر داستانی به جز زبان در هر دو اثر مشابه است.
۳-۳-۴-۴- عناصر داستان
– پیرنگ
روابط علی و معلولی ساده و اندک، حوادث را به هم پیوند زده و داستان را منسجم ساخته است:
یکی از سرهای مرغابی، از سر دیگر دل‌خور می‌شود؛ زیرا آن سر حاضر نیست قطره‌ی آب حیات را با او تقسیم کند و سرانجام به دلیل اختلاف دو سر، مرغابی جان خود را از دست می‌دهد.
اکنون عناصر طرح که در هر دو اثر یکسان است، بررسی می‌شود:
داستان با توصیف مرغان دو سر و معرفی آن‌ها به خواننده شروع می‌شود. خودخواهی یک از سرها که حاضر نیست، قطره‌ی آب حیات را با سر دیگر تقسیم کند، گره‌افکنی را به وجود می‌آورد و به دنبال آن کشمکش بیرونی که گفت‌وگوی این دو سر است، شکل می‌گیرد. این مطلب که سرانجام چه اتفاقی می‌افتد، خواننده را در حالتی از تعلیق قرار می‌دهد. زمانی‌که سر مرغابی به جست‌وجوی دانه‌ی سمی می‌پردازد، داستان به بحران و نقطه‌ی اوج خود می‌رسد. با مردن مرغابی، داستان به گره‌گشایی می‌انجامد.
عنصر پیرنگ در این داستان جلوه‌ای ندارد، زیرا هدف اساسی نویسنده، نشان دادن عقاید شخصیت‌ها، یعنی تفرقه و اختلاف آن‌ها است و بنابراین داستان شخصیت محور است.
– شخصیت‌پردازی
مرغ دو سر شخصیتی است که از متن مأخذ به اثر حاضر انتقال یافته است. هر کدام از دو سر این مرغ، نماد شخصیت‌هایی هستند که با اختلاف و تفرقه‌ی خود، سرانجام ناخوشایندی را به بار می‌آورند، همان‌گونه که این دو با اختلاف بی‌مورد، مرگ مرغ و در واقع مرگ خود را رقم می‌زنند:
«سر دوم که از سر اول دلخور شده بود، به جستجوی سم پرداخت و بالاخره یک دانه‌ی سمی پیدا کرد و آن را خورد. در اثر دانه‌ی سمی آن مرغ مرد.» (سعیدی، ۱۳۸۵: ۱/۷۹)
«منقار دوم از آن غصه در جست‌وجوی زهر شده، پیدا کرده، بخورد تا بمرد.»
(هاشمی، ۱۳۶۳: ۱۸۰)

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.