نوامبر 23, 2020

بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و …

1 min read

GUI (Graphical User Interface) concept.

در واقع زبان بازنویس در همین سطرهای محدود نیز از تکرار و یا سایر تعابیر اشتباه خالی نیست. برای نمونه:‌
«شکارچی فوراً تیر به کمانش گذاشت و به طرف گراز تیر انداخت. گراز هم که شکارچی را دیده بود، با یک جست به طرف شکارچی حمله کرد و با دندان تیزش شکم شکارچی را پاره کرد؛ از طرفی چون تیر به گراز خورده بود، طولی نکشید که گراز هم افتاد و در نتیجه هم گراز و هم شکارچی در کنار هم مردند.» (سعیدی، ۱۳۸۵: ۱/۸۹)
علاوه بر تکرار زاید «شکارچی و گراز»، کاربرد حرف اضافه‌ی «به» در جمله‌ی «تیر به کمان گذاشتن» مناسب نیست.
«یک روز یک شکارچی به قصد شکار بیرون رفت، هنوز زیاد راه نرفته بود که… .» (همان: ۸۹)
کاربرد نادرست «یک» به همراه «ی نکره» و هم‌چنین صفت «زیاد» از زیبایی اثر، کاسته است.
اثر هم‌چون مأخذ از توصیف و یا کاربرد آرایه‌های ادبی بی‌بهره است.
– درون‌مایه
این مطلب که حرص و طمع، سرانجام ناخوشایندی را به همراه دارد، درون‌مایه‌ی هر دو اثر را شکل می‌دهد و هر دو نویسنده نیز به‌طور مستقیم به آن اشاره کرده‌اند:
«برهمن با زن خود گفت که من از این جهت می‌گویم که حرص و طمع بسیار نباید کرد.» (همان: ۱۹۷)
«یعنی طمع شغال، باعث مرگ او شد.» (سعیدی، ۱۳۸۵: ۱/۸۹)
– صحنه‌پردازی
هر دو اثر مکان را یک راه و زمان را به صورت مبهم معرفی می‌کنند:
«یکی بود، یکی نبود. در روزگاران گذشته، یک روز یک شکارچی به قصد شکار بیرون رفت؛ هنوز زیاد راه نرفته بود که یک گراز چاق و چلّه جلوی راهش پیدا شد.» (همان:‌۸۹)
«آورده‌اند که وقتی بهیلی به شکار برآمد و در اثناء راه، خوکی کوه پیکر به نظرش درآمد.» (هاشمی، ۱۳۶۳: ۱۹۶)
۳-۳-۲- نقد و بررسی داستان «خر در پوست شیر»
سعیدی، بتول (۱۳۸۵). «خر در پوست شیر»؛ ۱۰۱ قصه‌ی کلیله و دمنه. ج۲ [۲۰۰ ص، مصور]. تهران: شرکت توسعه کتابخانه‌های ایران.
گروه سنی ذکر شده در کتاب: ج.
مأخذ کتاب: پنچاکیانه
نویسنده در مقدمه، کتاب مأخذ را ذکر کرده است.
مشخصات ظاهری: ۱ ص، مصور [۱۴۹]
۳-۳-۲-۱- خلاصه‌ی داستان
گازر فقیر برای تأمین علوفه‌ی الاغش، او را در پوشش پوست شیر، روانه‌ی مزرعه‌ی مردم می‌کند. مدتی بعد از این ماجرا، بانگ ماده خری که از کنار مزرعه می‌گذرد، توجه‌ این الاغ را به خود جلب می‌کند. او نیز در جواب ماده خر بانگ عرعر سر می‌دهد. صاحب مزرعه که تاکنون تصور می‌کرد، این حیوان شیر است با به صدا درآمدن فریاد او، از قضیه آگاه شده الاغ را می‌کشد.
۳-۳-۲-۲- تطبیق متن بازنویسی شده با متن اصلی
الف. بخشی از متن بازنویسی شده
«یکی بود، یکی نبود. گازری خری لاغر داشت که با آن ‌لباس‌های کثیف را به سر قنات و جوی می‌برد و می‌شست. خر آن‌قدر لاغر بود که رمق نداشت و گازر آن‌قدر فقیر بود که از عهده‌ی غذای الاغش برنمی‌آمد.» ‌(سعیدی، ۱۳۸۵: ۲/۱۴۹)
ب. بخشی از متن اصلی
«آورده‌اند که گازی خری داشت که از ناداری از عهده‌ی جو و کاه او برنمی‌آمد و بدین سبب آن خر لاغر و نزار می‌بود.» (هاشمی، ۱۳۶۳: ۳۴۲)
۳-۳-۲-۳- روش خلق اثر
داستان «خر در پوست شیر»، در پنچاکیانه با همین عنوان در میانه‌ی باب [لبد پرناش LABDHAPRANASA، یعنی «یافته‌ی خود را از دست دادن» نقل شده است؛ این باب در کلیله و دمنه به «میمون و لاک‌پشت» نام‌گذاری شده است.
به جز تغییر زبانی که آن هم لازمه‌ی یک بازنویسی است، تغییر و یا تمایزی در این دو اثر به چشم نمی‌خورد؛ سعیدی حکایت مأخذ را بدون افزودن و یا حذف مطلبی و با همان درون‌مایه به اثر حاضر انتقال داده است و کار او یک بازنویسی ساده از متن کهن است.
تنها تصویر غیررنگی کتاب برای کودک از جذابیت به دور است.
۳-۳-۲-۴- عناصر داستان
– پیرنگ
روابط علی و معلولی ساده و اندک، حوادث را به هم پیوند زده است:
الاغ گازر به سبب فقر و بیچیزی صاحبش، پیوسته لاغر و ضعیف است.گازر به منظور تأمین علوفهی این حیوان، او را در لباس یک شیر به مزرعه‌ی مردم می‌فرستد. صاحب مزرعه با پی بردن به هویت الاغ، او را می‌کشد؛ زیرا بانگ الاغ در جواب خری ماده او را رسوا می‌کند.
اکنون عناصر طرح که در هر دو اثر یکسان است، بررسی می‌شود.
شروع داستان با معرفی گازر و الاغ او همراه است. ضعف و لاغر بودن الاغ که حاصل فقر گازر است، گره‌افکنی است. تدبیر گازر که الاغش را در پوست شیر به مزرعه‌ی مردم روانه می‌کند،‌ کشمکش بیرونی را شکل می‌دهد. این مطلب که سرانجام چه اتفاقی می‌افتد، خواننده را در حالت تعلیق قرار می‌دهد. بحران و نقطه‌ی اوج هم‌زمان اتفاق می‌افتد، یعنی زمانی که الاغ در جواب ماده خر، بانگ برمی‌آورد و خود را رسوا می‌کند. آگاهی صاحب مزرعه که این حیوان الاغ است نه شیر و کُشتن او، گره‌گشایی و پایان داستان را رقم می‌زند.
– شخصیت‌پردازی
شخصیت‌ها به دو دسته‌ی حیوانی (خر گازر و ماده خر) و انسانی (گازر و صاحب مزرعه) تقسیم می‌شوند و هم‌چون حکایت مأخذ نام‌گذاری نشده‌اند.
خر گازر شخصیت اصلی است که با تدبیر صاحبش، مدتی طعم خوش آرامش و سروری را می‌چشد، اما سرانجام با دهان گشودن بی‌موقع، مرگ خود را رقم می‌زند.
«مردم که خیال می‌کردند این شیر است جرات نمی‌کردند به او نزدیک شوند و به این وسیله، خر فربه و چا

نوشته ای دیگر :   سامانه پژوهشی -ارزیابی نقش تسهیلات اعطایی بانکداری اسلامی در موفقیت صندوق مهر امام رضا (ع)- ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

ق و چلّه شد.» (سعیدی، ۱۳۸۵: ۲/۱۴۹)

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.