بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان، منتشر شده از …

– سبک و زبان
ابراهیمی زبان را به شیوه‌ی امروزی و متناسب با فهم و درک کودک، ساده کرده است. زبانی رسمی‌که گاه در لابه‌لای آن، نمونه‌هایی از کاربرد زبان عامیانه نیز به چشم می‌خورد:
«احساس کرد که بفهمی نفهمی، کمی‌گرسنه‌اش شده است.» (همان: ۳۹)
سبک نویسندگی ابراهیمی،‌ کودک را جذب و به مطالعه‌ی داستان ترغیب می‌کند.
او گاه با کاربرد عباراتی مانند «مرغابی قصه ما»، «مرغابی بیچاره‌ی قصه ما» و… توجهی مخاطب را جلب می‌کند.
نکتهای که بازنویس به آن توجه داشته است، توصیف و کاربرد آرایههای ادبی زیبا و در عین حال ساده و قابل فهم برای کودک است. برای نمونه، توصیفات زیبای او در مورد رودخانه:
«آن شب هوا مهتابی بود و آسمان پر از ستاره. عکس ماه و ستاره‌ها در رودخانه افتاده بود. انگار که ‌یک آسمان پر از ستاره در آسمان بود و یک آسمان پر از ستاره هم داخل آب رودخانه. انگار تمام آسمان به آن بزرگی، در آب رودخانه جا گرفته بود.» (همان: ۳۹)
«آیا ماهی‌ها در فرار کردن از مرغابی استادتر شده بودند و مثل برق و باد غیب می‌شدند؟» (همان: ۴۰)
به طور کل، بازنویس زبانی را ارائه می‌دهد که در آن سرپیچی از نکات دستوری و یا علایم نگارشی، حذف و یا تکرارهای بی مورد، دیده نمی‌شود.
– درونمایه
درونمایه‌ی هر دو اثر یکسان است، یعنی «عاقبت بد و زیان‌بار نسبت دادن امور به‌یک‌دیگر»؛ اما بر خلاف اثر حاضر که بازنویس به درونمایه اشاره نمی‌کند و اجازه می‌دهد تا خود کودک آن را دریابد، درونمایه‌ی حکایت مأخذ از مباحث پیش از آن قابل فهم است:
«و هر آینه صحبت اشرار موجب بدگمانی باشد در حق اخیار و این نوع ممارست به خطا راه برد، چون خطای بط.» (منشی، ۱۳۸۶: ۱۰۲-۱۰۱)
– صحنه پردازی
حکایت مأخذ به زمان و مکان داستان اشاره ندارد، اما متن حاضر بدون اشاره به زمان، مکان را این‌گونه معرفی می‌کند:
«یک مرغابی بود؛ از همان مرغابی‌هایی که در دریاچه‌ها و رودخانه‌ها زندگی می‌کنند و… او کنار رودخانه‌ای زندگی می‌کرد.» (ابراهیمی، ۱۳۸۴: ۳۹)
۳-۱-۳-۵- ارزیابی
– نقاط قوت
– زبان زیبا و جذاب بازنویس، سهم عمده‌ای در جلب توجه‌ کودک به مطالعه‌ی داستان دارد. ابراهیمی از معدود نویسندگانی است که کلام خویش را به آرایه‌های ادبی ساده و به ویژه تشبیهات زیبا آراسته است. طرح سوال در لابه‌لای داستان، نمایانگر تلاش نویسنده در درگیر کردن ذهن و حضور فعال کودک در روند داستان است.
– شخصیتپردازی درست و مناسب از طریق برجسته کردن و بازتولید شخصیتهای متن اصلی، به داستانهای ابراهیمی شور و هیجان بخشیده است.
– توجه‌ ابراهیمی به مسائل عاطفی و روحیه‌ی کودکان، در داستان «مرغابی ساده‌دل» و پایان مناسبی که برای آن برگزیده است، نمایان می‌شود.
– نقاط ضعف
ایراد اساسی در سه اثر بازنوشته و به ویژه داستان‌های «دزد ساده‌دل» و «زاغ و مار»، طولانی شدن گفت‌وگوها و میزان بالای اطلاعاتی است که خود راوی ارائه می‌دهد. هرچند این اقدام بازنویس به منظور استواری پیرنگ و شخصیت‌پردازی بهتر انجام شده است، اما ابراهیمی با خروج از حالت اعتدال، نسبت به روحیه‌ی مخاطب کم‌حوصله‌، بی‌توجه بوده است؛ چه بسا کودک در میانه‌ی داستان، کتاب را رها کند و یا با کنار گذاشتن مباحث کسالت‌بار، تنها صفحه‌ی پایانی را ورق بزند.
– تصاویر این سه اثر بیشتر متناسب با سلیقهی نوجوان است نه کودک.
-تناسب یا عدم تناسب متن با گروه سنی ذکر شده در کتاب
نویسنده در صفحه‌ی عنوان، مخاطب خود را گروه سنی «ج» یعنی کودکان چهارم تا پنجم دبستان معرفی می‌کند. به جز بی‌توجهی به حال مخاطب کم‌حوصله و ذکر مطالب خسته‌کننده و طولانی و هم‌چنین کوتاهی در زمینه‌ی تصویرگری، اثر از همه لحاظ با این گروه سنی مطابقت دارد. به ویژه زبان جذاب نویسنده که می‌تواند توان نوشتاری او را افزایش دهد.
– روش پرداخت آثار
داستانهای«مرغابی سادهدل و «دزد ساده دل» در زمره‌ی بازنویسی خلّاق قرار می‌گیرد. خلق تصاویر و صحنه‌های بیشتر و برجسته کردن و بازتولید شخصیتهای مأخذ، روش‌هایی است که بازنویس برای خلّاق کردن این دو داستان‌ برگزیده است. زاغ و مار نمونهی یک بازنویسی ساده است.
– تصویر و سایر اجزای تکمیلی
تصاویر کتاب که کار طراحی آن را علی بوذری بر عهده دارد، برای این گروه سنی سنگین و غیرقابل فهم است. تصاویر متناسب با گروه سنی نوجوان است و به خصوص طرح روی جلد که به شکلی هنری جنگل و حیوانات آن را نمایش می‌دهد، در آشنایی مخاطب نوجوان با کتاب مأخذ، مفید واقع شده است، اما برای مخاطب بیان شده در کتاب جذابیتی ندارد.
تصویر غیرواضح شتر و شیر بال‌دار در آغاز داستان و هم‌چنین تصویر غول‌شاخ‌دار در صفحه‌ی پایانی مجموعه، با محتوای سه داستان انتخابی و حتی سایر داستان‌های کلیله‌ودمنه تناسبی ندارد. طرح روی جلد، یعنی تصویر یک ماهی با سری همانند سر آدمیان را باید به این موارد افزود.
– بازنویس با اختصاص دادن یکی از صفحات کتاب به مبحثی با عنوان «درباره‌ی کلیله ‌ودمنه» علاوه بر حفظ امانت، کتاب مأخذ را به مخاطب کودک خود معرفی می‌کند.
– این سه حکایت در یک مجموعه گرد آمده و از پراکندگی به دور است.
– گزینش آثار
ابراهیمی تنها به بازنویسی سه اثر پرداخته است که از این میان، حکایات «زاغ و مار» و «مرغابی ساده‌دل» مربو

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

ط به باب شیر و گاو بوده و «دزد ساده‌دل» نیز اثر انتخابی بارنویس از باب «برزویه‌ی طبیب» است.
او آثاری را برگزیده است که ارزش محتوایی دارد و می‌تواند پیامی مفید به کودکان انتقال دهد. یاری جستن از تدبیر و چاره‌اندیشی، مطلبی است که ابراهیمی هم‌چون سایر نویسندگان، انتقال آن را به کودک مفید می‌داند، پس دست به گزینش حکایات «دزد ساده دل» و «زاغ و مار» می‌زند که چنین محتوایی را در خود گنجانده است.
ارزیابی نهایی
ارایهی شخصیتپردازی درست از طریق افزایش گفتوگوهای زنده و پرتحرک و میزان اطلاعاتی که راوی در اختیار میدهد و همچنین استواری پیرنگ و به کارگیری زبان دلنشین به آثار ابراهیمی شور و هیجان بخشیده است، اما گاه میزان این گفتوگوها چنان افزایش مییابد که رشتهی داستان از دست کودک خارج شده او را خسته میکند.
۳-۲- امید پناهیآذر
امید پناهی‌آذر (۱۳۴۹) از جمله نویسندگان خوب و توانا است که در زمینه‌ی ادبیات کودک، آثاری ارزنده را به نگارش درآورده است.
او برای آشنایی کودک با متون غنی کهن علاوه بر کلیله و دمنه به بازنویسی‌هایی از کتاب‌های شاهنامه، مثنوی معنوی و گلستان سعدی پرداخته و همه‌ی آن‌ها را در مجموعه‌هایی دوازده جلدی گردآورده است.
«قصه‌های شیرین از کلیله و دمنه» عنوان مجموعه‌ای است که ۱۲ جلد از حکایات این کتاب گران‌بهای کهن را در خود گنجانده است.

Share this post

Post navigation

You might be interested in...