نوامبر 23, 2020

متن کامل – بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان، منتشر شده …

1 min read

Checklist and pen

نویسنده در صفحه‌ی عنوان، کتاب مأخذ را ذکر کرده است.
مشخصات ظاهری: ۶ ص. مصور(رنگی) (۴۳-۳۸)
۳-۱-۳-۱- خلاصه‌ی داستان
مرغابی ساده دل، شب هنگام روانه‌ی رودخانه می‌شود تا گرسنگی‌اش را با خوردن دو، سه ماهی فرونشاند. شبی صاف و مهتابی که ماه و ستاره‌ها با درخشش خود در آب، جلوهگری می‌کنند. مرغابی نیز می‌پندارد که همه‌ی این روشنی‌ها، ماهی‌های خوشمزه است. بنابراین تا سپیده دم که آن‌ها ناپدید شوند، برای صید کردنشان در آب دست و پا می‌زند. این اتفاق باعث می‌شود که مرغابی تا پایان عمرش دیگر طعم ماهی را نچشد. او از آن روز به بعد غذایش را در صحرا جستجو میکند.
۳-۱-۳-۲- تطبیق متن بازنویسی شده با متن اصلی
الف. بخشی از متن بازنویسی شده
«وقتی هوا روشن شد و ستاره‌ها از آسمان گریختند و رفتند، ماهی‌های درخشان و نقره‌ای هم از آب رودخانه گریختند و رفتند. مرغابی خسته و درمانده کنار رودخانه افتاد. او آن قدر خسته شده بود که همان‌جا کنار رودخانه خوابش برد. نزدیکی‌های ظهر از خواب بیدار شد. خیلی گرسنه‌اش بود. نگاهی به آب انداخت.
دیگر خبری از آن ماهی‌های زیاد که شب دیده بود، نبود اما چند ماهی نقره‌ای و طلایی کوچک در آب شنا می‌کردند. آن ماهیها واقعاً ماهی بودند.
مرغابی چند بار وسوسه شد که بپرد توی آب و آن ماهیها را بگیرد، اما از تصمیم خود برگشت و با خودش گفت: «چه فایدهای دارد این کار؟ دیشب که آن همه بودند، نتوانستم حتی یکی از آن‌ها را بگیرم. حال که چهار، پنج تا بیشتر نیستند!»
مرغابی بیچاره چندین روز بود که گرسنه در کنار رودخانه می‌گشت و ماهی نمی‌گرفت. او ماهی‌های واقعی را در آب می‌دید و گمان می‌کرد که آن‌ها مثل عکس ستاره‌ها فقط او را فریب می‌دهند.» (ابراهیمی، ۱۳۸۴: ۴۳-۴۲)
ب. بخشی از متن اصلی
«دیگر روز هرگاه که ماهی بدیدی، گمان بردی که همان روشنایی است، قصدی نپیوستی.» (منشی، ۱۳۸۶: ۱۰۲)
۳-۱-۳-۳- روش خلق اثر
این داستان با عنوان «بطی که در آب، روشنی ستاره می‌دید» در لابه‌لای باب شیر و گاو نقل شده است. بازنویس عنوان را به «مرغابی ساده دل» تغییر داده است. عنوان جدید با اشاره به ساده بودن مرغابی، موضوع داستان را آشکار کرده از هیجان و جذابیت آن برای کودک میکاهد.
این داستان در کلیله و دمنه بسیار محدود و منحصر به چهار سطر است، اما ابراهیمی مطالبی را به آن افزوده است. در حکایت مأخذ نویسنده هیچ توصیف و یا توصیفی از شخصیت مرغابی ارائه نمی‌دهد، اما بازنویس در سطرهای پیاپی این شخصیت و خصوصیات او را برجسته و پررنگ می‌کند.
بازنویس با در نظر گرفتن مسائل ذهنی و عاطفی کودکان، پایان خوش‌تری را برای داستان رقم زده پیرنگ را نیز استوار می‌کند. در همین قسمت پارهای از آموزههای اخلاقی به کودک انتقال مییابد.
گاه در جهت افزایش اطلاعات پایهی کودک، مطالبی جدید نقل میشود:
«مرغابی احمق قصه‌ی ما همیشه روزها به شکار ماهی می‌رفت؛ مثل همه‌ی مرغابی‌های دنیا. شب‌ها هم می‌خوابید.» (همان: ۳۹)
«او نمی‌دانست که ماهی‌ها شب‌ها می‌روند ته آب و در آن جا می‌خوابند و یا در شکاف‌های داخل رودخانه پناه می‌گیرند و استراحت می‌کنند.» (همان: ۳۹)
بازنویس با شیوه‌ی روایت خود، ذهن مخاطب را درگیر و او را در روند داستان سهیم می‌کند. طرح سوال در لابه‌لای داستان یکی از راه‌های جذب و حضور فعال کودک است:
«اتفاقاً این مرغابی در گرفتن ماهی کاملاً استاد و ماهر بود. پس چرا نمی‌توانست حتی یک ماهی بگیرد؟ آیا ماهی‌ها در فرار کردن از مرغابی استادتر شده بودند.» (همان: ۴۰)
با توجه به مطالبی که گفته شد، یعنی خلق تصاویر و صحنههای جدید، برجسته کردن شخصیت‌ها و مواردی که بازنویس به منظور جذابیت به داستان افزوده است، می‌توان گفت که کار ابراهیمی یک بازنویسی خلاق از متن مأخذ است.
۳-۱-۳-۴-عناصر داستانی
– پیرنگ
روابط علی و معلولی ساده و به دور از پیچیدگی، حوادث داستان را به هم پیوند زده است و نشان می‌دهد که پیرنگ از نوع باز است:
مرغابی به منظور فرونشاندن گرسنگی، راهی رودخانه می‌شود. او تصور می‌کند که درخشش ستاره‌ها در آب ماهی است؛ زیرا اولین بار است که شب رودخانه را می‌بیند. بعد از این ماجرا، مرغابی دیگر به صید ماهی نمی‌پردازد؛ زیرا تصور می‌کند که آن‌ها نیز ماهی نیستند. اما به علت استفاده از غذاهای صحرایی، بدون صید ماهی نیز زنده می‌ماند.
با خلق تصاویر جدید، روابط علی و معلولی اثر حاضر بیشتر از متن مأخذ است. در واقع بازنویس در موارد بسیاری، نکات نگفته و پنهان اثر مأخذ را آشکار و یا علت اعمال شخصیت مرغابی را بیان می‌کند. به عنوان مثال کودک، ممکن است از خود بپرسد که چرا مرغابی در شبهای قبل دچار این مشکل نشده است. بازنویس جای پرسش باقی نمی‌گذارد:
«مرغابی ساده دل و احمق قصه‌ی ما که برای اولین بار بود که رودخانه را در شب می‌دید، وقتی چشمش به آب افتاد، از تعجب در جایش میخکوب شد.» (ابراهیمی، ۱۳۸۴: ۴۰)
از آن‌جا که داستان شخصیت‌محور است؛ بنابراین عنصر پیرنگ در آن جلوه‌ای ندارد. اما به هر حال هر داستانی ناگزیر از داشتن پیرنگ است، هر چند که پیرنگ ساده باشد:
داستان با اطلاعاتی که بازنویس از مرغابی و شرایط زندگی او ارائه می‌دهد، شروع می‌شود. گرسنگی مرغابی و این‌که او در شبی که درخشش ماه و

نوشته ای دیگر :   نقد و بررسی فضیلت ابوبکر بر اساس آیه هفده سوره مبارکه لیل ...

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

ستاره‌ها در آب افتاده است، به سمت رودخانه می‌رود، گره‌افکنی را به وجود می‌آورد. درگیری و تلاش بیهوده‌ی مرغابی، کشمکش داستان را شکل می‌دهد. در ادامه کودک از خود خواهد پرسید که آیا مرغابی از قضیه آگاه می‌شود یا نه؟ بنابراین در حالتی از تعلیق قرار می‌گیرد. بحران زمانی است که صبح می‌شود و مرغابی می‌داند که آن روشنی‌ها ماهی نیستند. بعد از این ماجرا، مرغابی حتی به شکار کردن ماهیها نیز اقدام نمی‌کند؛ در این قسمت، داستان به نقطه‌ی‌اوج خود می‌رسد. گره‌گشایی هنگامی رقم می‌خورد که مرغابی بقیه‌ی عمرش را در صحراها به جستجوی غذا می‌پردازد. آموزه‌های اخلاقی که بازنویس به آن اشاره می‌کند، پایان داستان را شکل می‌دهد؛ پایانی که در متن اصلی نشانی از آن نیست. او حتی با مخاطب قرار دادن کودک، تأکیدی ویژه بر این قسمت از داستان دارد:
«البته فکر نکنید که او از گرسنگی مرد. نه! از گرسنگی نمرد. فقط چند روزی گرسنگی کشید. او در صحرا دنبال غذاهای دیگر گشت و بالاخره چیزهایی برای خوردن پیدا کرد.» (همان: ۴۳)
او با ادامه دادن داستان، پاره‌ای از آموزه‌های اخلاقی را نیز به کودک آموزش می‌دهد. به عنوان مثال، مهربانی و رزاق بودن خداوند و استفاده از نعمت‌های او:
«خداوند خیلی مهربان است حتی به مرغابی‌های ساده‌دل هم روزی می‌دهد. جهان ما پر است از نعمت‌های گوناگون خداوند مهربان که همه‌ی موجودات جهان، چه‌خوب‌ها و چه بدها، چه عاقل‌ها و چه احمق‌ها از آن استفاده می‌کنند.» (همان: ۴۳)
– شخصیت‌پردازی
تنها شخصیت داستان، مرغابی است که به علت سادگی و برداشت نادرست خود، تا پایان عمر طعم ماهی را نمی‌چشد. شخصیتی که ویژگی برجسته و بارز او، ساده‌دلی و نادانی است؛ خصلتی که بازنویس در موارد بسیاری از آن یاد می‌کند:
«مرغابی احمق قصه‌ی ما، همیشه روزها به شکار می‌رفت.» (همان: ۳۹)
«مرغابی ساده‌دل تا صبح در آب رودخانه به این‌سو و آن‌سو دوید.» (همان: ۴۰)
عنوان کتاب نیز بر این مطلب گواه است.
حضور او در اثر بازنوشته برجسته و پر رنگتر از مأخذ است:
«مرغابی بیچاره چندین روز بود که گرسنه در کنار رودخانه می‌گشت و ماهی نمی‌‌گرفت. او ماهی‌های واقعی را در آب می‌دید و گمان می‌کرد که آن‌ها هم مثل عکس ستاره‌ها فقط او را فریب می‌دهند. این مرغابی احمق، دیگر حتی یک ماهی هم نگرفت.» (همان: ۴۳)
این شخصیت همانند حکایت مأخذ، تنها از طریق راوی به خواننده معرفی می‌شود (شخصیت‌پردازی مستقیم) و همچون او تا پایان بر نادانی خود باقی میماند؛ بنابراین شخصیتی ایستا دارد.

نوشته ای دیگر :   بررسی بازنویسی ها و بازآفرینی های کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان، ...

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.