منبع تحقیق با موضوع مدیریت اطلاعات

ساختارهای پنج‌گانه مینتزبرگ نشان میدهد (جورنا ، 2001).

جدول 2-1: کاربرد انواع مختلف دانش در ساختارهای پنج گانه مینتزبرگ
نوع دانش
نوع ساختار نظری صریح(آشکار) ضمنی (نهان)
ساختار ساده کم کم زیاد
بوروکراسی ماشینی کم زیاد کم
ساختار بخشی کم زیاد نسبتاً زیاد
بوروکراسی حرفه‌ای زیاد زیاد نسبتاً زیاد
ادهوکراسی کم زیاد زیاد

2-3-5-3-انواع دانش از نظر ماشلوپ
ماشلوپ از پنج نوع دانش نام بردهاست:
دانش عملی : که در کارها، اقدامات و تصمیمگیریهای انسان مورد استفاده قرار میگیرد. دانش سیاسی، دانش حرفهای، دانش مربوط به کسب و کار و دانشهای تجربی دیگر از این نوع هستند.
دانش عقلانی : که ارضاکننده کنجکاویهای عقلانی و منطقی است. این دانش، به عنوان بخشی از دانشهای انسانگرایانه قلمداد میشود.
دانش تفریحی : که در مقابل دانش عقلانی مطرح میشود. این نوع دانش ارضاکننده کنجکاویهای عقلانی انسان نیست. بلکه به خاطر جنبه تفریحیداشتن و احساسیبودن، مطلوب میباشد. و شامل شایعات، اخبار حوادث و اتفاقات، داستانها، جک، بازیها و نظایر اینها میشود.
دانش روحانی (مقدس) : که در ارتباط با دانش مذهبی انسان است و باعث رهایی انسان از گناه میشود.
دانش ناخواسته : دانشی است که خارج از علایق انسان است و بیهدف نگهداری میشود (ماچلوپ ، 1999).

2-3-5-4- طبقه بندی بلاکلر از دانش
بلاکلر (1995) هم در یک طبقهبندی از دانش، انواع زیر را شناسایی کردهاست (بلاکلر، 1995):
دانش ضمنی (نهان)، که این نوع دانش به سه دسته تقسیم میشود:

دانلود پایان نامه

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دانش فرهنگی: به فرآیند دستیابی به ادراکات مشترک اشاره میکند. فرآیندهایی نظیر جامعهپذیری و فرهنگپذیری.
دانش ذهنی: دانشی است که به مهارتهای مفهومی و توانایی های شناختی وابسته است و یک دانش انتزاعی است که در ذهن فرد نهفته است.
دانش منسجم: دانشی است که وابسته به عمل و اقدام افراد است. این نوع دانش به حضور فیزیکی افراد و معاملات رودررو متکی است.
دانش صریح (آشکار): در این طبقه دو نوع دانش قرار میگیرند:
دانش نظاممند: دانشی نظاممند است و میتواند به گونهای نظاممند در روابط تکنولوژی، نقشها ورویه های رسمی مورد تحلیل قرار بگیرد. همچنین این نوع دانش اشاره به دانشهای جمعی و مشترک بین انسانها دارد.
دانش منظم: که در قالب علائم و نشانههاست و میتواند به صورت کتاب و یا اطلاعاتی که به صورت الکترونیکی ردوبدل میشود، یافت شود.

2-3-5-5- طبقهبندی لیدنر و علوی از دانش
لیدنر و علوی در طبقه بندی انواع دانش به چهار نوع دانش اشاره کردهاند:
دانش ضمنی(نهفته) که در زمینه اقدامات و تجارب افراد دارد و تشکیلدهندهی مدلهای ذهنی افراد است.
دانش صریح (آشکار) که در مقایسه با دانش ضمنی عمومیت بیشتری داشته و به راحتی قابل انتقال است.
دانش فردی که در وجود فرد نهفته است و ریشه در اقدامات فردی او دارد.
دانش گروهی دانشی است که در سیستمهای اجتماعی و فرهنگی یک سازمان نهفته است (لندر و علوی، 2000).
کوک (1998) نیز طبقه بندی مشابهی از دانش ارائه دادهاست. مطابق نظر کوک میتوان دانش را به انواع چهارگانه صریح، ضمنی، فردی و گروهی تقسیم نمود (کوک ، 1999). بررسی طبقهبندیهای ارائه شده در خصوص دانش این نکته را آشکار میکند که فصل مشترک اکثر صاحبنظران در مورد انواع دانش حول محورهای دانش ضمنی، دانش صریح، دانش فردی و دانش گروهی متمرکز شدهاست. بنابراین دانش میتواند صریح، ضمنی، فردی یا جمعی(سازمانی) باشد.

2-4-مدیریت دانش چیست؟
در قرن بیست و یکم جوامعی موفق و توسعه‌یافته به احتساب می‌آیند که جایگاه علم، دانش و اندیشه در آن‌ها عالی‌تر و همچنین منزلت پژوهشگران، عالمان و دانشمندان نزد آن‌ها بالاتر و افزون‌تر است. در دنیای امروز، سازمان‌ها در رویارویی با محیط‌های غیرقطعی و غیر قابل پیش‌بینی کسب و کار خود، برای رسیدن به موفق پایدار و رقابت نیاز به توسعه و تقویت مدیریت دانش خود دارند.
تاکنون تعاریف مختلفی از مدیریت دانشارائه شده است. به عنوان مثال می‌توان به تعریف زیر اشاره نمود:
“مدیریت دانش کشف و مدیریت سطوح مختلف دانش از اشخاص، تیم‌ها و سازمان‌ها در جهت افزایش کارایی سازمان است.” برای درک مدیریت دانش، لازم است دانش و تفاوت آن از اطلاعات را شناخت. همانطور که نشان داده شد، اطلاعات و دانش نقاطی در امتداد افزایش ارزش و نقش بشر هستند. داونپورت و پروساک به این مسئله اشاره نمودند که بعضی از محققین علاوه بر سه طبقه‌بندی داده، اطلاعات و دانش، به مسائل دیگری مانند حکمت ، بصیرت ، تصمیم‌گیری و عمل را نیز توجه نموده‌اند. هر چند آن‌ها ترجیح دادند که به طبقه‌بندی سه‌تایی (دانش، اطلاعات و داده) بسنده کنند ولی بر این مسئله تاکید داشتند که تفاوت بین آن‌ها بسیار مهم است. ناتوانی در تشخیص تفاوت بین این سه می‌تواند باعث ناکارآمدی، بیهودگی و ضررهای اقتصادی بسیار زیادی برای سازمان است.
به طور کلی مدیریت دانش در اختیار گرفتن دانش کارکنان سازمان و حتی دانش خارج از سازمان و انتشار به هنگام آن برای انجام وظایف موجود در سازمان می‌باشد، که رشد و توسعه بیشتر سازمان را در پی خواهد داشت. هدف مدیریت دانش شناسایی، جمع‌آوری، دسته‌بندی و سازماندهی، ذخیره، اشتراک، اشاعه و در دسترس قرار دادن دانش در سطح سازمان می‌باشد. در سازمان‌هایی که به شکل سنتی اداره می‌شوند دانش از بالا به پایین در طول خطوط سازمانی در جریان است. در این صورت دانش به ندرت در زمان درست و در جایی که بیشترین نیاز به آن وجود دارد، قابل دسترس است.
اما در سازمان های دانش محور که به اجرا و پیاده‌سازی مدیریت دانش پرداخته‌اند، دانش در کل سازمان جاریست و هرکس به فراخور نیاز خود در زمان مناسب می‌تواند از آن در جهت انجام وظایف خود استفاده کند.

2-4-1-انتقادات وارد بر مدیریت دانش
در این بخش برخی از انتقادات وارد بر مدیریت دانش را به طور خلاصه مورد بررسی قرار می‏دهیم. به عنوان مثال، در یک مورد کاوی توسط لیغ دونوگو انجام شد، رؤسای شرکت دریافتند که تکنولوژی جدید اینترانت به طور عمده توسط کارکنان برای چک کردن منوی تریای سازمان استفاده شده است. ساندرا موفت و ردنی مکادم به سناریوی آشنایی اشاره می‏کنند که در آن مدیران میلیون‏ها دلار صرف تکنولوژی‏های جدید می‏کند. فقط برای اینکه دریابند که بازگشت سرمایه‏ها اندک بوده است. آنان همچنین به یک هراس مشترک در تبدیل دانش ضمنی به صریح اشاره می‏کنند که سازمان‏ها عینیت بخشیدن و تثبیت دانش را (با غفلت کامل از عنصر انسانی مدیریت دانش) سرانجام به اطلاعات ساکن و ناکارآمد تبدیل می‌کنند. ریچارد مکدرموت مورد بزرگتری از عدم انعطاف‏پذیری را توصیف می‏کند که در آن یک کمپانی تولیدات پرمشتری تلاش کرد تا یک مخزن دانش ایجاد کند اما نتیجه‏اش ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی نامنسجم بود. کارمندان می‏دانستند که کار آن‏ها بسیار متنوع‏تر از آن است که بتوان آن را در یک بانک اطلاعاتی گردآوری نمود. با این همه رئیس شرکت فقط برای اینکه دریابد که بانک اطلاعاتی فاقد اطلاعات مثمر ثمر برای آن‏ها در ارتقای فرایندهای کاری و یادگیری مشارکتی است؛ آنان را به انجام آن مجبور کرد. مجموعه مقالات سال گذشته ایفلا تحت عنوان مدیریت دانش، کتابداران و کتابخانه‏ها در طلب حق خود به شکست بسیاری از سیستم‏های مدیریت دانش در انطباقشان با نیازها و انتظارات شرکت‏ها اشاره می‏کند و در یک نتیجه‏گیری بحث‏برانگیز اظهار می‏کند که این شکست‏ها بخاطر ضعف آموزش استفاده کننده است و اعلام می‏کند که راه‏حل برای حل این مشکل وارد کردن کتابداران است که همه چیز را درباره آموزش استفاده کننده می‏دانند. ما این نتیجه‏گیری را بحث‏برانگیز می‏خوانیم، چرا که بخاطر عدم شواهد عملی، فرض عمومی بر این است که شکست به استفاده‏کنندگان مربوط می‏شود؛ نه سیستم‏های جدید و واقعیت این است که توجهی به دیگر عوامل احتمالی مثل مسائل توسعه سیستم‏ها نمی‏شود.
محققین و دانشگاهیان دیدگاه متفاوتی در خصوص مدیریت دانش اتخاذ کرده و گستره‌ای از راه‌حل‌های فناوری تا مجموعه‌ای از دستورات عملی را در نظر دارند. به عنوان مثال اکثر مدیران تجاری، قابلیت‌های کامپیوترها و فناوری‌های ارتباطی را در مدیریت دانش باور دارند، این افراد استدلال می‌کنند که فناوری اطلاعات می‌تواند از انبوه اطلاعات ذخیره شده در منابع قدیمی مانند مراکز فروش، کارت‌های اعتباری مشتریان، فروش‌های تبلیغاتی و اطلاعات مربوط به تخفیف‌های مقطعی، «دانش» فراهم آورد. یا برخی دیگر بر این باورند که «دانش» در ذهن انسان‌ها است و آموزش کارکنان و انگیزه عوامل کلیدی مدیریت آن به شمار می‌روند.

2-4-2- تاریخچه و علل پیدایش مدیریت دانش
در سال 1979، حسابدار سوئدی به نام کارل اریک سیوبی که بعدها به عنوان یکی از بنیانگذاران علم مدیریت دانش معرفی شد، با پرسشی بزرگ روبرو گردید. دفاتر حسابداری (ارزش دفتری) یکی از شعبه‌های معروف سازمانی که او در آنجا کار میکرد، تنها یک کرون ارزش نشان میداد. در حالی که ارزش واقعی سازمان، به مراتب بیشتر از این‌ها بود. در این هنگام، وی متوجه شد که ترازنامه مالی شرکت او تنها ارزش دارایی فیزیکی آن را که شامل چند میز و ماشین تحریر بود نمایش میدهد و ارزش واقعی سازمان وابسته به شایستگی کارکنان سازمان و چیزی را که جمع کارمندان سازمان به عنوان یک فکر و مغز جمعی تشکیل میدادند، وابسته است.
سیوبی و دیگران، این یافته را به نام “دارایی فکری” و “دارایی ناملموس” معرفی کرد و آن را در کنار داراییهای ملموس قرار داد. به این ترتیب، تعدادنوشته ها، سمینارها و … در این زمینه رشد کرد و موضوع به طور جدی در دستور کار دانشمندان علم مدیریت و مدیران سازمانهای بزرگ قرار گرفت.
در جدول زیر فهرست نخستین حرکتها و وقایع مهم در رابطه با مدیریت دانش، ارائه میشود.

جدول 2-2: نخستین تلاشها در راستای مدیریت دانش
سال طرح کننده رویداد
1986 سیوبی / کونراد ترازنامه نامشهود
1986 کارل ویگ ابداع مفهوم مدیریت دانش
1989 شرکتهای مشاور مدیریتی بزرگ شروع تلاشهای درونی برای اداره رسمی دانش
1989 ارزش واترهاوس یکی از پیشروها برای تکمیل مدیریت دانش در استراتژی تجاریاش
1991 بازبینی تجاری هاروارد (نوناکا و تاکوچی) یکی از نخستین مقالات منتشر شده در مورد مدیریت دانش
1991 تام استوارت اهمیت به سرمایه فکری
1993 کارل ویگ یکی از نخستین کتابهای منتشر شده در مورد مدیریت دانش (اساس مدیریت دانش)
1994 پیتر دراکر منبع دانش
1994 شبکه ارتباطی دانش مدیریت نخستین کنفرانس مدیریت دانش

1994 شرکت بزرگ مشاوره پیشرویی که سرویسهای دانش مدیریت را به مشتریها پیشنهاد کرد
1995 استنفورد پال رومر دانش به عنوان منبع بیپایان
1995 نوناکا و تاکوچی کتاب شرکت دانش آفرین
1995 دروتی لئونارد بارتون کتاب سرچشمههای دانش
1996 انواع شرکتها و شغلها انفجار پر سر و صدای الحاقها و فعالیتها

واتسون (2002) در کتاب خود به سه مرحله مشخص در تمدن بشری و چهارمین مرحلهای که اخیراً مطرح شده است، اشاره میکند که عبارتند از عصر کشاورزی، عصر صنعت و عصر اطلاعات که در اواخر قرن بیستم آغاز شد. وی پیشبینی مینماید که قرن بیستویکم شاهد توسعه جوامع بر مبنای ایدهها و خلاقیت باشد (واتسون، 2002). نخستین بار در سال 1986 کارل ویگ در کتاب خود از مدیریت دانش نام برد، اما قبل از وی پیتر دراکر، تافلر و سایرین نیز به طور ضمنی ظهور این پدیده را بشارت داده بودند (ویگ ,1997). به طور خلاصه چهار عامل عمده در بوجود آمدن این پدیده عبارتند از:
دگرگونی مدل کسب و کار صنعتی کهسرمایه های یک سازمان اساساً سرمایههای قابل لمس و ملی بودند (امکانات تولید، ماشین، زمین و حتی نیروی کار ارزان) به سمت سازمانهایی که دارایی اصلی آنها غیرقابل لمس بوده و با دانش، خبرگی و توانایی برای خلاقسازی کارکنان آنها گره خورده است.
از زمانی که حرفهها به این نتیجه رسیدند که باید به طریقی دارایی خود را ارزشگذاری و هزینه‌ها را کنترل نمایند، دورهای آغاز شد که امتیاز رقابتی بر خلق دانش و استفاده مؤثر از آن استوار گشت.
افزایش فوقالعاده حجم اطلاعات، ذخیره الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات، به طور کلی ارزش دانش را افزوده است؛ زیرا فقط از طریق دانش است که این اطلاعات ارزش پیدا می‌کند، دانش همچنین ارزش بالایی پیدا میکند. زیرا به اقدام نزدیکتر است. اطلاعات به خودی خود تصمیم ایجاد نمیکند، بلکه تبدیل اطلاعات به دانش مبتنی بر انسانهاست که به تصمیم و بنابراین به اقدام میانجامد.
تغییر هرم سنی جمعیت و ویژگیهای جمعیتشناختی که فقط در منابع کمی به آن اشاره شده‌ است. بسیاری از سازمانها دریافتهاند که حجم زیادی از دانش مهم آنها در آستانه بازنشستگی است. این آگاهی فزاینده وجود دارد که اگر اندازهگیری و اقدام مناسب انجام نشود، قسمت عمده این دانش و خبرگی حیاتی به سادگی از سازمان خارج میشود. تخصصیتر شدن فعالیتها نیز ممکن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی و خبرگی به واسطه انتقال یا اخراج کارکنان را به همراه داشته باشد. (سی نت ، 2004)

2-4-3- تکامل مدیریت دانش
زمانی که سازمانها به سرعت به فناوری روی آوردند، تصور کردند که قدرت فوقالعاده رایانه، سیستم‌ها و بانکهای اطلاعاتی پیشرفته میتواند بر کلیه مشکلات سازمانی فائق آید، بنابراین بخشهای فنآوری اطلاعات مرکز فعالیتهای مدیریت دانش بودند. اما وقتی خبرگی و دانش نهفته انسانها مرکز توجه واقع شد، سایررشته ها و بخشها نیز بهتدریج درگیر شدند. در بدو امر به مدیریت دانش فقط از بعد فناوری نگاه میشد و آن را یک فناوری میپنداشتند. اما بتدیج سازمانها دریافتند که برای استفاده واقعی از مهارت کارکنان، چیزی ماورای مدیریت اطلاعات مورد نیاز است. انسانها در مقابل ابزارهای چاپی یا الکترونیکی، در مرکز توسعه، اجرا و موفقیت مدیریت دانش قرار میگیرند و همین عامل انسانی وجه تمایز مدیریت دانش از مفاهیم مشابهی چون مدیریت اطلاعات است. (بلر و دیگران، 2002)
با توجه به مطالب فوق، در عمل اهداف مدیریت دانش را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد:
ایجاد انباره دانش، ارتقای داراییهای دانشی، بهینهسازی فضای دانشی و مدیریت دانش به عنوان یک دارایی (داونپورت و دیگران، 1998).
مدیریت دانش، مطلب جدیدی نیست. میتوان گفت که از صدها سال پیش که صاحبان شرکت‌های خانوادگی، تجار، کشاورزان، پیشهوران و سایر حرف، مهارت‌های مورد نیاز را به فرزندان و شاگردان خود انتقال میدادهاند، مدیریت دانش نیز وجود داشته است (هانسن ، 1999). با این وجود مطالعات و بررسیهای مدیریت دانش در دهه اخیر به طور جدی مورد توجه قرار

]]>

منبع تحقیق با موضوع و

است. این مرکز با استفاده از این عبارت، به غنای موقعیتهای واقعی و عینی زمینی که بدون توسل به مفاهیم نظری، خیالی و کلی‌گوییهای اثبات نشده به انبان ذخایر بشر افزوده میشود، اشاره کردهاست، انتقال دانش مؤثر در ارتش به دلایلی کاملاً روشن امری حیاتی است. آگاهی از این مسأله که در شرایط خاص نظامی انتظار وقوع چه اتفاقی را باید داشت و چه باید کرد، مسأله مرگ و زندگی است. حقیقت زمینی به این معناست که بدانیم واقعاً چه کنیم و چه نکنیم. افراد حرفهای و ماهر برای آمادگی جهت حضور در عملیات واقعی نظامی دوره آموزشی این مرکز را طی کرده و از طریق عکسها، نوارهای ویدئویی و شبیهسازها، بر دانش خود می‌افزایند. مثلاً تمام تجربیاتی که طی اوایل دهه نود در رواندا و سومالی به دست آمد، به نیروهای شرکت‌کننده در عملیات 1994 «هائیتی» منتقل شد. تجربیات واحدهای اولیه ما در مورد هائیتی نیز که در پی یافتن اسلحه دست به جستجوی خانه به خانه زدند از طریق فیلمهای ویدئویی به دیگران و واحدهای بعدی منتقل شد. کلید اصلی موفقیتهای ارتش در مدیریت دانش، «مرور بعد از عملیات» است. این نوع مرور، مستلزم پاسخگویی به سؤالاتی است تا بدانیم در عملیات واقعاً چه اتفاقی افتاد، چه اتفاقی باید می‌افتاد، این دو با هم چه تفاوت‌هایی داشته و از این تفاوتها چه نتیجهای میتوان گرفت. در محیطی باز و سرشار از اعتماد متقابل، سرباز و افسران داوطلب، برای تشریک مساعی با یکدیگر دیدار میکنند. نتایج حاصله از جلسات «مرور پس از عملیات» با سرعت به اصولرویه های مدون و اساسی و یا برنامههای تمرینی افزوده میشود. برنامه ارتش، بهمثابه ماشینی دانشآفرین پیش نمیرود بلکه به صورت وسیلهای برای بازگشت به ارزشهای بیعیب، درست و مطمئن تکوین میپذیرد. این ارزشها در طول جنگ ویتنام به طور محسوسی دچار خدشه شده بود. به همین علت رهبران ارتش، پیجویی برنامههای مطالعات پس از عملیات را برای بازگشتن به ارزشها آغاز کردند. این اقدام در ابتدا در مأموریتهای تمرینی و سپس برای دیگر مأموریتها عملی شد. طی چند سال اخیر، ارتش آمریکا طی برنامههای مطالعات پس از عملیات کاملاً متوجه وجود دانش و ارزش به کار گرفتن ابزار مطالعاتی خود شدهاست. نقطه عطف دیگری که در گسترش تجربیات ارتش بهوجود آمد به زمانی باز میگردد که یک افسر ارشد در وسیله نقلیه خود داستان «جنگ و صلح» تولستوی را مطالعه کرد. او از مشاهده تفاوت موجود بین توصیفهای تولستوی از جنگ ناپلئون و آنچه در کلاسهای نظامی تدریس میشد، یکه خورد. از نظر او توضیحات و توصیف‌های تولستوی غنی، واقعی و زمینی بودند (او در واقع با سربازان بازنشسته شرکتکننده در لشکرکشیها مصاحبه کردهبود). البته وقتی او آنها را با توصیفهای خونین و خیالپردازیهای به ظاهر منطقی تدریس شده در کلاسهای نظامی مقایسه میکرد، به اختلاف موجود بین «حقیقت زمینی» و «تجزیهوتحلیلهای خیالی» که به شکلگیری مرکز (CALL) انجامید، مواجه شد. بین راهبردهای بازرگانی که در عمل به اجرا در میآیند و آنچه که در کلاسهای بازرگانی تدریس میشود، میبایستی وجوه مشترک زیادی ایجاد کرد. هر چند که تأیید کردن یا نکردن بر این موضوع، در اهمیتی که مدیران برای دانش منتج از زندگی واقعی و حقیقت زمینی قائل هستند، تغییری ایجاد نمیکند. این مسأله در برخیگفته ها و کلمات آنها نمود پیدا میکند؛ آنها به جای «داستانهای جنگی» از «زندگی در سنگرها» صحبت میکنند. به بیانی دیگر نکات دقیق را با تجربیات واقعی در هم میآمیزند و به دانش مبهم، گنگ و در هم واقعیات زندگی بیش از نظریههای مربوط به آنها اهمیت میدهند (داونپورت و پروساک، 1379).

پیچیدگی
دانش، قدرت برخورد با پیچیدگیها را دارد. دانش بنایی سخت و غیرقابل نفوذ نیست، کهپدیده های جدید را به درون خود راه ندهد. دانش میتواند با استفاده ازروش های پیچیده با پیچیدگیها برخورد کند. این یکی از امتیازهای اصلی آن است، هر چند که همواره در پی یافتن جواب‌هایی ساده برای مشکلات پیچیده هستیم و با نادیدهگرفتن معضلات پیچیده آنها را حل شده میانگاریم. کارل ویکدر کتاب «حسگری سازمانی» میگوید: «برای ثبت و تنظیم موضوعی پیچیده، استفاده از نظام حسگری پیچیده لازم است». دانش میداند که چه چیزی را نمیداند. بسیاری از مردم به این مسأله اذعان دارند که انسان هر چه بیشتر بداند متواضعتر می شود و به آنچه که نمیداند بیشتر پی میبرد (داونپورت و پروساک، 1379).

قضاوت و داوری
دانش بر خلاف دادهها و اطلاعات، شامل قضاوت نیز میشود. دانش، تنها با اتکا به مطالبی که در حال حاضر میداند درباره اطلاعات و شرایط جدید داوری و تصمیمگیری میکند. همچنین در برخورد با اطلاعات و موقعیت‌های جدید خود را پالایش و تصحیح نیز میکند. دانش را میتوان به نظام‌های زنده و طبیعی تشبیه کرد که ضمن تعامل با محیط، رشد کرده و بهبود مییابد.

ارزش‌ها و باورها
ارزشها و باورها از عناصر مهم پدیدآورنده دانش به شمار میروند. ارزشها و باورها زوایای نگرش ما را به وجود میآورند و در واقع حکم میکنند که چه چیزهایی را مشاهده و جذب کنیم و از این فرآیند به چه چیزهایی برسیم. انسان‌ها دانش های خود را بر اساس باورهای خویش سازماندهی میکنند (داونپورت و پروساک، 1379).

2-3-4- ویژگیهای دانش
مک درموت (2001)، معتقد است که کسب اطلاعات در خصوص ویژگیهای دانش به اداره مؤثر آن کمک میکند. وی معتقد است همانگونه که مدیران در صورت اشراف به ویژگیهای کارکنان تحت سرپرستی خود، احتمال بیشتری برای موفقیت در اداره آنان دارند، اشراف به ویژگیهای دانش نیز چنین خصلتی خواهد داشت. در واقع سازمان‌ها برای مدیریت دانش باید بدانند چه چیزی را اداره میکنند.
مک درموت از ویژگیهای ذیل به عنوان ویژگیهای عمده دانش نام می برد:
دانش، یک عمل انسانی و وابسته به انسان است. سیستمهای رایانهای تضمینکننده رشد دانش نیستند. زیرا دانش در ذهن انسان ایجاد میکند و رشد مییابد و در حقیقت نتیجه تفکر انسان است.
ارائه و توزیع دانش به رشد آن کمک میکند. دانش تنها دارایی شناخته شدهای است که وقتی دیگران در آن سهیم میشوند، افزایش مییابد.
دانش، سریعاً ایجاد نمیشود. از جمله ویژگیهای دانش این است که به صورت تدریجی ایجاد میشود و تجمعی است. دانش گذشته در شکلگیری دانش جدید مؤثر هست.
دانش بهروش های مختلفی ارائه میشود و منحصر به فرد نیست. دانش در زمانهای مختلف، توسط افراد مختلف، در مکانهای گوناگون بهروش های متنوعی ارائه میشود. تسلط برروش های مختلف ایجاد و ارائه دانش، ظرفیت بیشتری در سازمان برای دستیابی به دانشهای جدید ایجاد میکند (مک درموت ، ۲۰۰۱).
آلی (1997)، ویژگی‌های زیر را برای دانش برشمرده است:
دانش، نامرتب و بهم ریخته است. این ویژگی از خصلت انتزاعیبودن دانش نشأت گرفتهاست. با وجود بهمریختگی دانش، آن در جستجوی نوعی وحدت و انسجام است. در حقیقت این ویژگی دانش تابعی از یک نظام غایی است.
دانش، خود سامانده است. دانش برخلاف دادهها و اطلاعات، قدرت سازندگی خود را نیز دارد. دانش شبیه سیستم زندهای است که در تعامل با محیط، رشد می کند.
مهمترین عامل انتقال دانش، زبان است. برخلاف اطلاعات و دادهها که از طریق سیستمهای کامپیوتری و اسناد و مدارک و کتاب‌ها قابل انتقال هستند، زبان، مهمترین عامل انتقال دانش است. این ویژگی اهمیت تعاملهای رو در رو، تیمها وگروه های کاری را در سازمان آشکار میسازد.
دانش، مثل ماهی لغزنده است. ضربالمثل معروفی میگوید که نگهداشتن ماهی سختتر از گرفتن آن است. سازوکارهای لازم برای حفظ و نگهداشت دانش باید در سازمان تعبیه شوند.
دانش، چند بعدی است. چند بعدی بودن دانش باعث پیچیدگی این مفهوم شدهاست. برای درک دانش باید ابعاد مختلف آن از جمله فردی، گروهی، سازمانی، فنی و تکنولوژیکی، نهفته و عینی را مد نظر قرار داد.
دانش یک پدیدهی اجتماعی است. دانش قبل از آنکه یک پدیده فنی و تکنولوژیکی باشد، یک پدیده اجتماعی است. یعنی انسان‌ها مهمترین عامل شکلگیری و انتقال آن هستند.
رشد دانش خود به خود اتفاق نمیافتد. رشد دانش در افراد، گروه‌ها و همچنین سازمان‌ها مستلزم وجود بسترهای مناسب است. سازمان‌ها باید فرآیندهای لازم جهت رشد و پرورش دانش را فراهم کنند.
و نهایتاً اینکه احتمال از دست دادن دانش زیاد است. سازمان‌ها باید به این نکته مهم توجه کنند که اگر نتوانند دانشهای ضمنی (نهفته) افراد را مورد شناسایی قرار داده و به دانش صریح (آشکار) تبدیل کنند، در اثر فراموشی، بازنشسته یا انتقال، این دانشها را از دست خواهند داد. لذا باید در کدگذاری و دانشنگاری، تبحر پیدا کنند (آلی ، ۱۹۹۷).
استیوهالس معتقد است که مهمترین ویژگی دانش این است که به عنوان متدولوژی تغییر عمل مـیکند. کسب دانش یعنی ایجاد نگرشهای جدید و از این رو باید منتظر تغییر در رفتارها بود. این ویژگی دانش گویای این واقعیت است که اداره مناسب این تغییرات و مقاومتهای احتمالی، زمینههای کاربرد مؤثرتر دانش را فراهم آورد (هالس ، ۲۰۰۰).

دانلود پایان نامه

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برای درک این تفاوت اجازه دهید بیماری را فرض کنیم که به مطب دکتر مراجعه می‌کند. دکتر اطلاعات بسیاری از بیمار به دست می‌آورد. برخی از این اطلاعات برای تشخیص بیماری مهم است و برخی دیگر نامربوط که به عنوان «داده» تلقی می‌شود. دکتر به سرعت اطلاعات بدست آمده را بر مبنای دانش خود تفسیر کرده و پس از یافتن الگویی مناسب در اطلاعات به تجویز دارو برای بیمار می‌پردازد. در صورتی که دکتر قادر به پیدا کردن الگویی مناسب در اطلاعات نباشد ممکن است آزمایش‌های بیشتری را تجویز کند یا بیماری را به یک متخصص ارجاع دهد. متخصصی که بهتر می‌تواند از اطلاعات عرضه شده بیمار، الگویی مناسب تهیه کند.
پس حالت‌های زیر را در نظر می‌گیریم: در صورتی که دکتر انجام آزمایش‌های بیشتری را توصیه کند ممکن است قصد به دست آوردن اطلاعات بیشتری از بیمار را داشته باشد یا این که بخواهد به پاره‌های دیگری از اطلاعات به واسطهء یافته‌های آزمایشگاهی دست یابد. اطلاعاتی که از این طریق به دست می‌آید ممکن است به تأیید یا رد فرضیه‌های دکتر در تشخیص بیماری منجر شود. علاوه بر این ممکن است که تحلیل مقدماتی از «داده» که بدون نتایج آزمایشگاهی ناقص بوده برای تشخیص بیماری مناسب و کافی به نظر برسد. نکته اینجاست که دکتر متناوباً بین «داده»، «اطلاعات» و «دانش» سیر می‌کند.
اگر دکتر بیمار را به یک متخصص ارجاع دهد ممکن است که متخصص نوع کاملاً متفاوتی از اطلاعات را از بیمار به دست آورد یا این که پاره‌های دیگری از اطلاعات کاملاً مربوط را بیابد که پیش از این دکتر عمومی آنها را برای تشخیص بیماری در نظر نگرفته بود. نکته اینجاست که «داده»، «اطلاعات» و «دانش» به یکدیگر مربوط هستند به این دلیل که «داده» برای دکتر، در واقع «اطلاعات» مهمی برای متخصص است که او را در یافتن الگوی مناسبی در تشخیص «دانش» یاری می‌دهد.
با نگرش فراتری به این موضوع، آشکار می‌شود که معمولاً «دانش پایه» عامل تمایز بین «داده»، «اطلاعات» و «دانش» است. این یکی از دلایلی است که در محیط و فضای متکی به دانش، برخی مؤسسات یا شرکتها می‌توانند همچنان برتری‌های اقتصادی و رقابتی خود را حفظ کنند. به همین دلیل سازمان‌های مبتنی بر دانش رویکرد مثبتی در زمینه ایجاد دانش، افزایش ارزش افزوده، نمایش و اشاعه اطلاعات دارند. پژوهشگرانی به نام‌های کوهن و لوینتال در مباحث خود این حقیقت را تشریح می‌کنند که گسترش دانش منوط به شور و هیجان یادگیری و دانش پیشین است. به عبارت دیگر دانش اندوخته شده عامل مؤثری در افزایش واکنش و فراگیری سهل‌تر مفاهیم است.
بنابراین بحث ما این است که دانش ترکیب سازمان یافته‌ای است از «داده» که از طریق قوانین، فرآیندها و عملکردها و تجربه حاصل آمده است. به عبارت دیگر «دانش» معنا یا مفهومی است که از فکر پدید آمده (ماراکاس ، 1999) و بدون آن، «اطلاعات» یا «داده» تلقی می‌شود. تنها از طریق این مفهوم است که «اطلاعات» حیات یافته و به «دانش» تبدیل می‌شود (بات ، 2001). بنابراین تمایز بین «اطلاعات» و «دانش» به دیدگاه کاربر بستگی دارد. دانش یک مضمون وابسته است از آنرو که «مفاهیم» در ارتباط با یک الگوی مشخص تفسیر می‌شود(ماراکاس، 1999).

2-3-5-انواع دانش
بحث بر روی طبقهبندی انواع دانش، بسیار حائز اهمیت است. زیرا انواع مختلف دانش دارای کاربردهای گوناگونی در مدیریت دانش هستند و همچنین مستلزم بکارگیری مدل‌های بخصوص در مدیریت دانش میباشند. با مقایسه انواع دانش میتوان درک بهتری از دانش به وجود آورد.

2-3-5-1- انواع دانش از نظر نوناکا
یکی از معروفترین طبقهبندیها از دانش توسط نوناکا (نوناکا، ۱۹۹۴) انجام گرفتهاست، که این طبقهبندی، مبتنی بر نگرش پولانی (1962) در خصوص دانش است. نوناکا در این طبقهبندی، دو نوع دانش را معرفی میکند، که عبارتند از:
دانش صریح ( آشکار): دانشی است که عینی بوده و میتواند به صورت رسمی و زبان سیستماتیک بیان شود. نوناکا معتقد است که این نوع دانش مستقل از کارکنان بوده و در سیستمهای اطلاعات کامپیوتری، کتاب‌ها، مستندات سازمانی و نظایر این‌ها وجود دارد (سامیتز ، 2001).
دانش صریح، دارای قابلیت کدگذاری و بیان از طریق گویش است. علوم دانشگاهی مثال بارز این نوع دانش است.
دانش ضمنی (نهان یا نهفته) : دانشی است که انتزاعی بوده و دستیابی به آن آسان نیست. لی و چوی به نقل از پولانی دانش ضمنی را به این صورت تعریف میکنند:
«دانشی که منابع و محتوای آن در ذهن نهفته است و بهآسانی قابل دستیابی نبوده و غیرساختارمند است.» (لی و چی ، 2002).
این دانش از طریق تجربه و یادگیری عملی کسب میگردد و کدگذاری شده نیست. این دانش، دانش نانوشته سازمان است که بیانگر میزان تجربه و مهارت کارکنان در حل مسأله است. در این زمینه زیباترین تعبیر را خود پولانی ارائه دادهاست. وی در این خصوص میگوید:
«ما بیشتر از آنچه میگوییم، میدانیم» (مشبکی و زارعی، 1382).
نوناکا به نقل از پولانی در مورد اهمیت دانش ضمنی گفتهاست که دانش صریح متکی به دانش ضمنی است و یا ریشه در آن دانش دارد (نوناکا، 2001).

2-3-5-2-انواع دانش از نظر جورنا
رنه جورنا در مقاله با عنوان «انواع دانش و اشکال مختلف سازمانی» سه نوع دانش را نام میبرد:
دانش ضمنی (نهان): که قابل مشاهده نبوده و در تجارب، فرهنگ و ارزش‌های یک فرد یا سازمان نهفته است.
دانش صریح: آشکار و کدگذاری شدهاست.
دانش نظری یا تئوریکی: دانشی است که از تخصصهای عمیق افراد سرچشمه میگیرد. ویژگیهای این نوع دانش، بیشتر شبیه دانش ضمنی است.
جورنا سپس به بیان کاربرد این سه نوع دانش پرداختهاست. جدول زیر کاربرد این دانشها را در

]]>

منبع تحقیق با موضوع فرهنگ سازمانی

ن توانایی باشند که به طور اثر بخش و کارآمد دانش مورد نیاز جهت تحقق فرآیندهای کسب و کار سازمانی را پردازش کنند. دست اندرکاران دانش انواع مختلفی از فرآیند دانش پایه را مطرح می کنند که متشکل از مراحل زیر است: در اختیار گرفتن، ذخیره سازی، پردازش، انتقال و تسهیم دانش

دانلود پایان نامه

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

فصل دوم
مبانی نظری پژوهش

2-1-مقدمه

ضرورت مدیریت کردن دانش و استفاده درست و بهینه از آن، در تحقیقات سالیان اخیر به وضوح قابل درک میباشد. چرا که در پژوهش‌های پیشین به دفعات بر نقش برجسته مدیریت دانش در به‌روزرسانی و ارتقاء سطح دانش کارکنان که به ارتقاء عملکرد آنها می‌انجامد، اشاره شده است. لذا مدیران سازمان‌ها و شرکت‌ها می‌بایست با هوشمندی بیشتر و آغوش باز به استقبال طرح‌هایی که در راستای ایجاد زیرساخت‌های مدیریت‌ دانش است رفته، و به‌طور هم‌زمان بر روی افزایش سطح فرهنگ سازمانی خود در زمینه به‌اشتراک‌گذاری دانش توسط کارکنان نیز بپردازند. در این فصل به مرور مبانی تئوریک و پژوهش در باب مفاهیم مربوط به موضوع خواهیم پرداخت. در بخش اول به بررسی مفاهیم و تئوریهای عمده در مدیریت دانش، در بخش دوم به طور اجمالی مباحث زیرساخت های مدیریت دانش و در بخش سوم با مرور تحقیقات انجام شده به بررسی پژوهشهایی که تاکنون در اینحوزه ها انجام شده خواهیم پرداخت.

2-2- مدیریت دانش
از دهه 1970 میلادی با پیشرفت سریع فناوری‌های برتر در جهان، خصوصا در زمینه‌های ارتباطات و رایانه، الگوی رشد اقتصادی جهان به طور اساسی تغییر کرد و به دنبال آن، از دهه 1990 میلادی دانش به عنوان مهم‌ترین سرمایه جایگزین سرمایه‌های پولی و فیزیکی شد (چن ، 2004). در اقتصاد صنعتی، سازمان‌ها قادر به حفظ موقعیت رقابتی قوی خود برای سال‌ها بودند. آن‌ها ارزش را از طریق فرایند بهینه‌سازی (صرفه‌جویی) خلق یا حداکثر می‌کردند. سازمان‌هایی با عملکرد خوب، فرایند تولیدشان را از طریق کاهش زمان تولید، بهبود کیفیت محصول و کاهش تعداد کارکنان بهینه‌سازی می‌کردند. بنابراین، خلق ارزش بیشتر به قابلیت صنعتی و بودجه‌بندی سرمایه‌ای– دارایی‌های ملموس و مالی بستگی داشت. این در حالی است که در اقتصاد دانش‌محور این رویکرد به چند دلیل، دیگر عملی نیست. اول این‌که، با توجه به طول عمر کم دانش و میزان بالای نوآوری، حفظ موقعیت رقابتی برای مدت طولانی دیگر امکان ندارد. بهینه‌سازی به مثابه یک فرایند، در اقتصاد دانش‌محور نیز اهمیت دارد اما به تنهایی نمی‌تواند ارزش را خلق یا حداکثر کند. تنها روش خلق ارزش در اقتصاد دانش‌محور، پذیرش نوآوری به عنوان یک فرایند کسب وکار است. توانایی سازمان برای خلق ارزش به فرایند نوآوری، منابع فکری و خلاقیت منابع انسانی (دارایی‌های فکری ) آن بستگی دارد.
سازمان‌هایی که در عرصه کسب و کار صرفا براساس مزیت‌های مشهود سازمانی مثل پول، ماشین‌آلات و تجهیزات و غیره عمل می‌کنند نمی‌توانند به مزیت رقابتی در اقتصاد مبتنی بر دانش دست یابند. حال آن‌که محیط کسب و کار مبتنی بر دانش، نیازمند روش و نظامی است که دارایی‌های ناملموس سازمانی از قبیل دانش و شایستگی‌های افراد، نوآوری، ارتباط با مشتری، فرهنگ سازمانی، سیستم‌ها و فرایندها، ساختار سازمانی و غیره را دربرگیرد. درک و بهره‌برداری از این منابع ناملموس حیاتی در سازمان‌ها به حفظ و کسب مزیت رقابتی آن‌ها کمک می‌کند. در اقتصاد مبتنی بر دانش موفق‌ترین سازمان‌ها از دارایی‌های ناملموس به نحو بهتر و سریع‌تری استفاده می‌کنند. مطالعات نشان داده است که برخلاف کاهش بازدهی منابع سنتی (مثل پول، زمین، ماشین آلات وغیره)، دارایی‌های ناملموس سازمانی واقعاً منبعی برای افزایش عملکرد کسب و کار است. نکته درخور توجه این‌که بازار به مدت طولانی ارزش دانش و عوامل نامشهود دیگر را در فرایند ایجاد ارزش تشخیص داده است. اندازه این “ارزش های پنهان” به طور روز افزونی در حال تغییر است.
هدف از بیان این فاز، بررسی و طبقه‌بندی یافته‌های تحقیقات دیگر محققان در دنیا و انجام مطالعات تطبیقی در شرکت‌های داخلی و خارجی در زمینه مدیریت دانش می‌باشد.
2-3- مبانی تئوریک مدیریت دانش
2-3-1- دانش چیست؟
صاحبنظرانی مثل داونپورت و پروساک (۱۹۹۶)، نوناکا و تویاما (۲۰۰۰)، استیو هالس (۲۰۰۰) و کارل ویگ (۲۰۰۲) متفق‌القول هستند که سطح تکامل دانش از اطلاعات و دادهها بیشتر بوده و دربرگیرنده هردوی آنهاست و همچنین سطح تکامل اطلاعات از داده بیشتر بوده و در برگیرنده آن نیز میباشد. وجود داده برای شکل‌گیری اطلاعات و وجود اطلاعات برای ایجاد دانش ضروری است.

شکل 2-1: سلسله مراتب دانش
1. داده
دادهها اولین سطح دانش را تشکیل میدهند و عبارتند از ارقام، اعداد، نمودارها و نظایر اینها که به خودیخود تولید معنی نمیکنند(بارنی ، ۱۹۹۱). سازمانهای نوین، معمولاً دادهها را در یک سیستم اطلاعاتی ذخیره میکنند. این دادهها توسط واحدهایی نظیر واحد مالی، حسابداری و بازاریابی به سیستم تزریق میشوند. پاسخگویی به نیاز مدیران و دیگر بخشهای سازمان، تاکنون بر عهده واحدهای مرکزی اطلاعات سازمان بودهاست، سازمانها و شرکتهای مختلف، مدیریت دادهها را از نظر کمی بر حسب ظرفیت، سرعت و هزینه ارزیابی میکنند، چه هزینههایی برای بازخوانی یک واحد داده به مصرف میرسد؟ با چه سرعتی میتوان داده را به سیستم منتقل کرد؟ ظرفیت سیستم چقدر است؟ وقتی به دادهها نیاز است آیا به موقع در اختیارمان قرار میگیرد؟ آیا نیازهای ما را تامین میکند؟
همه سازما‌‌ن‌ها به انواع دادهها احتیاج دارند. نگهداری سوابق و بایگانی، نقطه کانونی فرهنگ داده به شمار میرود و مدیریت مؤثر دادهها در موفقیت آنها نقش بسزایی دارد. بعضی از سازمانها به اشتباه فکر میکنند، دادههای بیشتر نسبت بهداده های کمتر از حالت مطلوبتری برخوردارند و با استفاده از آنها میتوانند تصمیمات بهتری را اتخاذ کنند. این وضعیت به دو دلیل نادرست است: اول اینکهداده های زیاد، کار تشخیـــصداده های مربوط و درک آنها را دشوار میکند. دلیل اساسی‌تر اینکه دادهها فاقد معنی قابل استفادهاند، یعنی تنها بخشی از واقعیت را نشان داده و از هر نوع قضاوت، تفسیر و مبنای قابل اتکا برای اقدام مناسب، تهی هستند. دادهها را میتوان مواد خام عناصر مورد نیاز برای تصمیمگیری به شمار آورد، چرا که نمیتوانند عمل لازم را تجویز کنند. دادهها نشانگر ربط، بی‌ربطی و اهمیت خود نیستند، اما به هر حال برای سازمان‌ها و مخصوصاً سازمانهای بزرگ اهمّیت زیادی دارند (داونپورت و پروساک، 1381).

2.اطلاعات

دومین سطح دانش را اطلاعات تشکیل میدهد. این سطح، دادههای کمی خلاصهشده را در بر میگیرد که گروهبندی، ذخیره، پالایش و سازماندهی شدهاند تا بتوانند معنیدار شوند. این دادهها هم دانش را نشان نمیدهند. آنها نشانگر آغاز مدیریت اطلاعات هستند، اطلاعاتی که مدیر میتواند به کار گیرد تا کاری بیش از پردازش مراوده فردی را انجام دهد. اطلاعات غالباً تشکیل اعداد و ارقام، کلمات و گزارههای انباشته شده را به خود گرفته و معنایی را ارائه میکند که بزرگتر از آن چیزی است کـــه ازداده های خام مکشوف می‌گردد. ولی نظریهپردازان و دستاندرکاران دانش همگی بر این باورند که این اطلاعات است و نه دانش.
اگرچه خط و مرز بین دانش و اطلاعات روشن نیست، لیکن چند ویژگی وجود دارد که این دو را از هم جدا میکند.
سطح ظرافت: اطلاعات غالباً به موقعیت‌ها، شرایط، فرآیندها و یا هدف‌های خاص اشاره دارد. در این صورت در برگیرنده سطحی از ظرافت و دقت است که آن را برای کار مورد نظر مناسب می‌کند. ورای موقعیت یا کار خاص، اطلاعات تا زمانی که به دانش تبدیل نشود، کمارزش خواهد بود. برای مثال، اطلاعات در خصوص محصول الف چیزهای زیادی در خصوص محصول ب آشکار نمیکند. ولی دانش، کاملاً انتزاعی است و بهگونهای طراحی شده که بتواند ظرافت خاص را از بین برده و کاربرد وسیعتری داشته باشد.
زمینه: اطلاعات معادل دادهها در متن است. زمینه ممکن است محصول مشتری یا فرآیند کسب‌وکار باشد و شکل اولیه دادهها را تا سطح اطلاعات ارتقا دهد. زمینه، اطلاعات را برای مدیریت جهت تصمیمگیری وبرنامه ریزی مفید میکند. مدیر نتایج معناداری را در خصوص معاملات با بررسی و بازبینی دادهها استخراج میکند. برای اینکه داده مفید واقع شود، باید در درجه اول در زمینه قرار گیرد.
دامنه : دامنه اطلاعات بطورکلی محدود به زمینهای است که در آن ایجاد میشود. اطلاعات فروش به مدیران در خصوص فروش مطالبی ارائه میدهد، دانش در این خصوص فراتر عمل میکند و در موقعیت‌های گوناگون کاربرد دارد، داشت.
بههنگام بودن: اطلاعات بر زمان مبتنی است و بنابراین، بهطور مداوم در حال تغییر است. به مجرد اینکه داده جدید، اخذ شود، اطلاعات جدیدی مورد نیاز خواهد بود، به عنوان مثال اطلاعات ماه اسفند با اطلاعات ماه فروردین، به احتمال زیاد، متفاوت خواهد بود زیراداده های تشکیل دهنده آنها تغییر پیدا کرده است. دانش به علت بار معنایی زیاد خود، حساسیت زمانی کمتری دارد. دانشی که از اطلاعات دیروز و امروز بهدست آمده، میتواند برای درک اطلاعات فردا به کار رود (رادینگ ، ۲۰۰۵).

3. دانش
به هنگام تحقیق در مدیریت دانش، تعریف دانش از ضروریات به شمار میرود. بدون چنین تعریفی، مدیران دقیقاً متوجه نمیشوند که به دنبال مدیریت چه چیزی هستند و آیا این اصولاً چنین دانشی برای اعمال مدیریت دارند یا خیر؟.
دانش، فراتر از دادهها و اطلاعات است. تراگل، دانش را اینگونه تعریف نمودهاست:
دانش= اطلاعات در متن + ادراک
اکثر مردم، به طور شهودی فکر میکنند که دانش، وسیع‌تر، عمیقتر و غنیتر از دادهها و اطلاعات است. مردم معمولاً هنگام گفتوگو درباره صاحبان دانش، تصویر کسانی را که ارائه میدهند که در زمینهای خاص دارای اطلاعاتی زیاد، عمیقتر و قابل اعتماد بوده و اشخاصی هوشمند و تحصیل کردهاند. مردم لفظ دانشمند یا دانشور را برای یادداشت، کتاب راهنما و یاپایگاه های اطلاعاتی به کار نمیبرند، حتی اگر این موارد بوسیله افراد صاحب دانش تدوین شدهباشند (داونپورت، پروساک، 1379). داونپورت و پروساک در مقالهای با عنوان «اصول مدیریت دانش» دانش را اینگونه تعریف کردهاند:
«ترکیبی منعطف و قابل تبدیل از تجارب، ارزش‌ها، اطلاعات معنیدار و بینشهای متخصصان که چارچوبی را برای ارزیابی و انسجام اطلاعات و تجارب جدید ارائه میدهد.» (داونپورت و پروساک ،۱۹۹۶).
بلاکر هم در تعریف دانش گفته است که: دانش، یعنی موضوعی چند لایه، پیچیده، پویا و انتزاعی که در ذهن انسان نهفته است(بلاکر، ۱۹۹۵). تعریف دانش در این پایاننامه مبتنی بر تعریف هوبر (هوبر ، ۱۹۹۱) و نوناکا (۱۹۹۴) از دانش است. آنها معتقدند که دانش عبارت است از اعتقاد و باوری که منجر به افزایش توان بالقوهپدیده ها برای اقدامات و تصمیمات اثربخش میشود. در این تعریف چند نکته اساسی نهفته است: اول اینکه دانش الزاماً موجب اثربخش شدن اقدامات و تصمیمات نمیشود و این اثربخشی تابع عوامل مختلفی است (که این عوامل در بخشهای بعدی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.) دوم اینکه، در این تعریف، پدیده ممکن است فرد، گروه یا سازمان و حتی جامعه باشد. سوم اینکه، دانش در درون افراد نهفته است و لذا از اطلاعات و داده متمایز میگردد. مطابق این تعریف، دانش به اطلاعاتی گفته میشود که از این طریق فرآیندهایی مثل ژرفاندیشی و تبادلنظر و یادگیری در ذهن افراد و یا گروه‌ها پردازش شده است، لذا اطلاعات ماده خام ایجاد دانش است که ممکن است در کتابها، گزارشات، فایلهای کامپیوتری و … گرفته باشد (آلوی ، ۲۰۰۰).

2-3-2-روابط داده، اطلاعات و دانش
داده عاملی است که ذخیره می‏شود و پس از پردازش به اطلاعات تبدیل می‏گردد. در واقع می‏توان گفت آنچه که به عنوان مقادیر صفات خاصه در پایگاه اطلاعاتی ذخیره می‏شوند، داده است اما زمانی که هریک از این مقادیر برای پرسش یا مسئله‏ای مورد تفسیر قرار گیرند و زمینه اقدام یا عدم اقدام عملی را فراهم می‏کند، به اطلاعات مبدل می‏شوند. از تجزیه و تحلیل، درک و به خاطر سپردن اطلاعات، دانش بدست می‏آید. دانش افراد مختلف در یک زمینه موضوعی با دارا بودن اطلاعات یکسان و مشابه می‏تواند متفاوت باشد. نوناکا معتقد است اطلاعات زمانی به دانش تبدیل می‏شود که توسط اشخاص تفسیر گردیده، با عقاید آنان آمیخته شده و به آن مفهوم داده می‏شود. بی. سی. بروکز بین دانش و اطلاعات به یک نسبت تجربی معتقد است. وی می‏گوید اطلاعات به دانش افراد می‏افزاید. ساختمان اصلی دانش با ورود اطلاعات تغییر می‏یابد و سرانجام یک ساختار دانشی جدید به دست می‏آید. البته تمایز قائل شدن بین داده، اطلاعات و دانش تا حدود زیادی به خود کاربر مربوط است و این فرایند تبدیل داده به اطلاعات و سپس دانش برگشت‏پذیر است.
روابط میان داده، اطلاعات و دانش، سلسله مراتبی و مطلق نیست، افراد و موقعیت‌ها تعیینکننده داده، اطلاعات و یا دانش بودن این عوامل هستند(هوبر، ۱۹۹۱ و نوناکا، ۱۹۹۴).

2-3-3- عناصر دانش
پیچیدگی و ظرافت خاص مفهوم دانش میطلبد که عناصر تشکیلدهنده آن (ورای دادهها و اطلاعات) مورد تعمق بیشتر قرار گیرد. دانش، موضوعی پیچیده و پویاست و به دلیل ماهیت اجتماعیشدن و آمیخته بودن آن با ارزش‌ها، باورها و تجارب انسانی، بسیار پیچیده و پویاست و درک آن مستلزم تعمق در مفهوم و عناصر تشکیل دهنده دانش است.
داونپورت و پروساک از جمله صاحب‌نظرانی هستند که عناصر دانش را مورد بررسی قرار دادهاند:

تجربه
دانش، با گذشت زمان از راه تجربیات کسب شده ازدوره های آموزشی، مطالعه کتابها و آموزش غیررسمی، گسترش مییابد. تجربیات، به کار و رویدادهای گذشته باز میگردند. تجربه و خبرگی دو کلمه مربوط به هم بوده و معادل فارسی واژههای Experience و Expert در انگلیسی هستند که از یک فعل لاتین به معنی «به بوته آزمایش گذاشتن» ریشه گرفتهاند. بنابراین مجرب و خبره به کسانی اطلاق میشود که در زمینهای خاص از دانش عمیقی برخوردارند، در عمل آن را آزمودهاند و مهارت کسب کردهاند. یکی از فواید اصلی و اولیه تجربه، ایجاد تصویری تاریخی است. بهوسیله این تصویر میتوان شرایط و اتفاقات جدید را مشاهده و درک کرد. دانش ناشی از تجربیات، نقش یا نقوشی در ذهن بهوجود میآورد که با استفاده از آنها میتوان بین آنچه که اکنون در حال شکل گرفتن است و آنچه که قبلاً افتاده، ارتباط برقرار کرد (داونپورت و پروساک، 1379).

حقیقت زمینی
تجربه، تصورات مربوط به «آنچه باید رخ دهد» را به دانش «آنچه اتفاق میافتد» تغییر میدهد. بر اساس نتیجهگیری «مرکز نظامی آموزههای ارتش آمریکا» دانش دارای «حقیقتی زمینی»

]]>

منبع تحقیق با موضوع استقرار مدیریت دانش

2-11: مبانی زیر ساخت مدیریت دانش(sivan, 2000) 100

فهرست نمودارها
نمودار 2-1: مدل مبتنی بر فرایندها و فراهم کننده‌های مدیریت دانش (اودل و گرایسون، 1998) 62
نمودار 2-2 : مدل مبتنی بر فرایندهای دانش (هالس، 2001) 64
نمودار 3-1: فرآیند تحقیق 113
نمودار3-2: مدل مفهومی پژوهش 115

نمودار 4-1: دادههای مربوط به جنسیّت پاسخ دهندگان 124
نمودار 4-2: دادههای مربوط به مشخصّات سابقه خدمت…………………. 125
نمودار 4-3 توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان تحصیلات 126

نمودار 4-4توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب پست سازمانی 127

فصل اول
کلیات پژوهش

1-1- مقدمه
عصر حاضر، عصر اقتصاد دانش محور نامیده شده است. در این دوران توجه مدیران سازمان‌ها بیشتر به مقوله‌هایی همچون دانش و خلاقیت جلب شده است و در پی آن انسان‌های دانش‌گرا نسبت به انسان های عمل‌گرا اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.
صاحب‌نظران معتقدند دهه 80 دهه جنبش کیفیت و دهه 90 دهه مهندسی مجدد بوده است و دهه کنونی دهه مدیریت دانش است. به گفته پیتر دراکر چالش 50 سال اول هزاره سوم بهره‌وری دانش در سازمان‌هاست که جز با مدیریت درست و مؤثر آن امکان‌پذیر نیست (افرازه، 1386). از این‌رو جای تعجب ندارد که دانش قواعد قدیمی مربوط به رقابت و استراتژی را دگرگون کرده است، به‌طوریکه پایه و اساس اقتصادهای صنعتی از منابع مادی به سمت دارایی‌های فکری سوق داده شده است. این امر محققان را بر آن داشته است تا درباره چگونگی مدیریت این سرمایه ارزشمند تحقیق کنند.
علی‌رغم تحقیقات قابل توجهی که تاکنون در حوزه مدیریت دانش صورت گرفته است، کمتر پژوهشی به‌طور جامع به بررسی کلیه مولفه‌های زیر ساختی مدیریت دانش پرداخته است. لذا این تحقیق سعی دارد تا مولفه‌های مربوط به زیرساخت های پیاده سازی مدیریت دانش را به‌طور جامع و یکپارچه در بین دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد. در این فصل قصد داریم تا اهمیت، سوالات پژوهشی و مسیر انجام تحقیق را به اختصار تبیین نموده تا تصویری کلّی از آن حاصل گردد.

1-2- بیان مسأله تحقیق
الزامات مدیریت دانش، سازوکاری است که سازمان از طریق آن دانش را مدیریت میکند و افراد در بخشهای متفاوت آن، دانش خود را از طریق این زیرساخت تسهیم میکنند، به طوری که اعضا بتوانند از آن دانش به طور کاملاً اثربخش استفاده کنند. این زیرساخت باعث میشود، فرآیندهای ضروری دانش با حداکثر کارآیی صورت گیرند، از فناوریها اعم از سختافزار و نرمافزار کارآمدتر استفاده شود و خلق، تسهیم و به کارگیری دانش انجام پذیرد. هدف اصلی این زیرساخت، چیزی جز جریان دادن دانش در رگهای فرآیندهای کاری سازمان نیست. الزامات مدیریت دانش شامل الزامات فرهنگی، الزامات فرایندهای دانشی و الزامات فناوری اطلاعات میباشد. یک زیرساخت قوی دانش بر اساس مبانی قوی ایجاد میشود و این مبانی به استفاده کامل از دانش میانجامد. در این میان، مدیریت دانش بر افراد و تعاملات آنها تمرکز دارد. خلق و تسهیم دانش، حاصل تعاملات انسانها در حین کار است، لذا در مدیریت دانش ابتدا باید افراد را به اطلاعات مرتبط کرد. این ارتباط شامل فرایندها و تشویق لازم است؛ نه صرفاً برای ایجاد اعتماد و استفاده از اطلاعات موجود، بلکه به دنبال آن، برای سهیم شدن در منبع جهانی اطلاعات. سپس افراد باید با هم مرتبط شوند. آنها باید قادر به یافتن یکدیگر بوده و در مورد درخواست و دریافت کمک و انتشار تجاربشان راحت باشند. این کار به آنان این احساس را میدهد که خود را همواره در تحقق اهداف استراتژیک سازمان سهیم ببینند. مدیریت دانش را نباید با مدیریت دادهها اشتباه کرد. مدیریت دادهها بر فرآیند و فناوری تمرکز دارد، در حالی که ارکان مدیریت دانش، افراد و توانایی جمعی آنان برای تشریک مساعی سریع و اثربخش است. بدون مدیریت دادهها، مدیریت دانش موفق نخواهد بود. پیوند دادن این دو، نیازمند تعهد به فرهنگ تسهیم دانش است. سازمان برای رسیدن به این منظور چارهای جز سرمایهگذاری و تعهد به ایجاد فرهنگ مطلوب سازمانی ندارد. بدون آنکه افراد نسبت به دانش تعهد داشته باشند و فعالیتهای فعلی دانش را بپذیرند، زیرساخت دانش موفق نخواهد بود. همچنین، بدون داشتن یک زیرساخت فناوری که به اندازه کافی برای پشتیبانی فعالیتهای دانش قوی باشد، زیرساخت دانش عمل نمیکند و تا زمانی که فرآیندهای مبتنی بر دانش نباشند نیز، مدیریت دانش دارای زیرساخت مناسبی برای عمل نخواهد بود(سیوان ، ۲۰۰۰). استعاره انتقال علم از بازو به مغز و تبدیل اطلاعات به دانش و نهایتاً به کار یا خروجی مشخص دارای ارزش افزوده، حاکی از آن است که تنوع، خلاقیت، نوآوری و دانش محور شدن سازمانها، انتخابی اجتنابناپذیر برای سازمانهای قرن بیستویکم خواهد بود(میشل و رایس ، ۲۰۰۷).
همان گونه که بیان شد مبانی زیر ساخت مدیریت دانش شامل نظام فناوری اطلاعات، فرایندهای دانش و فرهنگ سازمانی می باشد که این مبانی منجر به استفاده کامل از دانش می گردند. این تحقیق نیز با مفروض داشتن این سه عامل در پی تبیین و سنجش وضعیت هر یک از این عوامل در سازمانهای مورد مطالعه جهت استقرار مدیریت دانایی و نیز رتبه بندی آنها به منظور توجه و تقویت عوامل ضعیف تر می باشد. لذا با توجه به اهمیت بحث الزامات و زیرساختهای پیادهسازی مدیریت دانش، سوال اساسی تحقیق حاضر این است که دستگاه های اجرایی ستادی در استان سیستان و بلوچستان از نظر زیرساخت های مدیریت دانش در چه سطحی هستند؟ رتبه بندی آنها به چه صورتی است؟ و راهکارهای بهبود وضعیت این سازمان ها در ارتباط با زیرساخت های مدیریت دانش کدامند؟

1-3- اهداف پژوهش
هدف اصلی
ارزیابی وضعیت عوامل زمینهای در پیادهسازی مدیریت دانش در دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان

اهداف فرعی (ویژه):
بررسی و ارزیابی وضعیت شاخصهای عامل فناوری برای استقرار مدیریت دانش در دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان
بررسی و ارزیابی وضعیت شاخصهای عامل فرهنگی برای استقرار مدیریت دانش در دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان
بررسی و ارزیابی وضعیت شاخصهای عامل فرآیندهای مدیریت دانش برای استقرار مدیریت دانش در دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان
مقایسه دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان در ارتباط با زیرساخت های مدیریت دانش

1-4-ضرورت انجام تحقیق
مدیریت دانش در عصر جدید، تحولات شگرفی را در مباحث مدیریتی ایجاد کرده است. مدیریت دانش به دنبال تصرف دانش ، خرد و تجربیات با ارزش افزوده کارکنان و نیز پیاده سازی، بازیابی و نگهداری دانش به عنوان دارایی‌های سازمان است. به گفته پیتر دراکر “راز موفقیت سازمانها در قرن 21 همان مدیریت دانش است”. بنابراین مدیریت سازمانها باید با تکیه بر دانایی برتر امکان اتخاذ تصمیمات معقول تر در موضوعات مهم و بهبود عملکردهای مبتنی بر دانش را پیدا کنند. از این رو مدیریت دانایی مقولهای مهمتر از خود دانایی محسوب می شود که در سازمانها به دنبال آن است تا نحوه چگونگی تبدیل اطلاعات و دانسته های فردی و سازمانی را به دانش و مهارتهای فردی و گروهی تبیین و روشن نماید(گلسر ، ۲۰۰۳). هر چند در حال حاضر سازمانهای بسیاری در زمینه توسعه دانش در سطوح مختلف سرمایه گذاری کرده و موفق بوده اند، اما سازمانهای بسیار زیادی نیز با شکست مواجه شده‌اند. عدم وجود مکانیزمهای صحیح ارزیابی و پیاده سازی مدیریت دانش، این نوع سرمایه گذاری را در ذهن مدیران تنها به یک هزینه اضافی تبدیل نموده است. از این رو سازمانها باید محیطی را برای اشتراک، انتقال و تقابل دانش در میان اعضای خود به وجود آورند و افراد را در جهت با مفهوم کردن تعاملاتشان آموزش دهند و سعی در ایجاد بسترسازی و شناسایی عوامل زمینهای جهت استقرار مدیریت دانش در سازمان نمایند (بالوگان ، ۲۰۰۴). این مهم در سازمانهای دولتی نیز ضرورت دارد.

دانلود پایان نامه

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

شرکتهای خصوصی به تولید کالا و خدماتی می پردازند که مستقیماً در رقابت با کالا و خدمات بخش دولتی است. آموزش، دانش، امنیت و علم از جمله زمینه های رقابت بین این دو بخش است. برای مثال آموزش از راه دور و به ویژه آموزش از طریق اینترنت توسط شرکت‌های خصوصی، ارائه خدمات آموزشی توسط دولت را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. وقتی مشتریان بتوانند نیازهای خود را به صورت کاملاً دلخواه و سفارشی توسط بخش خصوصی برطرف کنند، ناخودآگاه چنین انتظاری را از بخش دولتی نیز خواهند داشت. بازنشسته شدن کارمندان دولت و هم چنین انتقال آن‌ها بین بخش‌های مختلف، چالش جدیدی برای ابقای دانش و حفظ حافظه سازمانی و متعاقب آن آموزش کارکنان جدید ایجاد می‌کند. به مرور زمان کارمندان فعلی دولت تا چند سال آینده بازنشسته خواهند شد. این به عنوان یک مشکل اصلی پیش روی بسیاری از دولتهاست. سازمانهای دولتی نیازمند این هستند تا با ابتکار عمل، دانش کارکنان ارشد را حفظ کنند زیرا در غیر این صورت ارائه خدمات به بخش عمومی دچار مشکل خواهد شد. بنابر این، کسب دانش از کارکنان ارشد و سپس انتقال آن به سایر کارکنان و نیز روزآمد کردن آموخته ها طی زمان امری بسیار حیاتی است. افزایش روز افزون شهروندان دانش مدار، دولت را مجبور می کند تا در رأس دانش‌های ایجاد شده و به روز قرار گیرد. مدیریت دانش بیان می کند که مهم‌ترین منابع ارزشمند هر سازمان دانش کارکنان آن است. این تأکید و تمرکز با توجه به شتاب روز افزون تغییرات در سازمان و در کل جامعه انجام می گیرد. لذا انجام پژوهش در زمینه مدیریت دانش در ساختارها و سازمانهای دولتی یک ضرورت است.

1-5- فرضیهها (یا سؤالهای پژوهش)
1-5-1-سؤال اصلی
وضعیت عوامل زمینهای برای استقرار مدیریت دانش در دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان چگونه است؟
1-5-2- سؤالهای فرعی
بر اساس سؤال اصلی فوق، سؤالات فرعی تحقیق حاضر عبارتند از:
وضعیت شاخصهای الزام فنی جهت استقرار مدیریت دانش در دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان چگونه است؟
وضعیت شاخصهای الزام فرهنگی جهت استقرار مدیریت دانش در دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان چگونه است؟
وضعیت شاخصهای الزام فرآیندهای مدیریت دانش جهت استقرار مدیریت دانش دردستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان چیست؟
رتبه دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان در ارتباط با شاخصهای الزام فرآیندهای مدیریت دانش جهت استقرار مدیریت دانش به چه صورت است؟

1-6- قلمرو تحقیق
1-6-1- قلمرو موضوعی
موضوعات مرتبط با تحقیق حاضر در قلمرو مباحث مدیریت دانش قرار دارد. این پژوهش به بررسی مقایسهای آمادگی دستگاه های اجرایی ستادی استان سیستان و بلوچستان در زمینهی زیرساختهای پیادهسازی مدیریت دانش می پردازد.

1-6-2- قلمرو مکانی
قلمرو مکانی این تحقیق در سطح استان سیستان و بلوچستان و در بین ادارات ستادی استان می باشد.
1-6-3- قلمرو زمانی
گردآوریداده های تحقیق و تحلیل آنها در 6 ماهه نخست سال 1393صورت خواهد پذیرفت.
1-7- روش تحقیق
پژوهش حاضر از نوع کاربردی و شیوه این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع و اهداف آن از نوع توصیفی – پیمایشی است. در این تحقیق از دو روش کتابخانهای و پیمایشی استفاده می شود. در مرحله اول با استفاده از اسناد و مدارک موجود به بسط مباحث نظری مرتبط پرداخته می شود. مرحله مطالعه پیمایشی از دو قسمت مرحله مطالعه مقدماتی و مرحله گردآوری اطلاعات میدانی تشکیل شده است. در مرحله مطالعه مقدماتی، اطلاعات مورد نیاز به تدریج با انواع فنون از جمله فیش برداری و مصاحبه، گردآوری و تجزیه و تحلیل می شود. به نحوی که در پایان این مرحله متغیرهای مربوط به عوامل زمینهای پیاده سازی مدیریت دانش و روابط بین آنها بررسی و تحلیل می شود. در مرحله بعدی با اتکا به شناخت تجربی حاصل از مرحله پایلوت، متغیرهای دسته بندی شده در قالب پرسشنامه، از طریق روش نمونه گیری به صورت میدانی(سیستم توزیع و استفاده کنندگان) گردآوری می شود. سپس اطلاعات گردآوری شده در قالب نرم افزارهای آماری استخراج و نهایتاً به توصیف و تحلیل اطلاعات گردآوری شده پرداخته می شود. برای گردآوری داده‌های مورد نیاز جهت انجام این تحقیق از پرسشنامه محقق ساخته که به تأیید اساتید راهنما و مشاور رسیده و مبتنی بر بررسی منابع علمی معتبر خواهد بود. در ضمن در این در ضمن در این پژوهش جهت تعیین روایی ابزارهای اندازه‌گیری، ابتدا پرسشنامه محقق‌ساخته با استفاده از سایر مطالعات انجام شده و ادبیات مرتبط با موضوع تحقیق، طراحی و سپس توان سنجش خصیصه‌های مورد نظر در پرسشنامه توسط جمعی از خبرگان، مشتمل بر اساتید دانشگاه و کارشناسان حسابرسی مورد تایید قرار خواهد گرفت. به منظور تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده خواهد شد. در ضمن برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS18 استفاده خواهد گردید.‬‬‬‬‬‬‬‬

1-8- شرح واژهها و اصطلاحات بکار رفته در تحقیق
1-8-1- زیر ساخت مدیریت دانش
همان گونه که ذکر شد زیر ساخت دانش، ساز و کاری است که سازمان از طریق آن دانش را مدیریت کرده و افراد در بخشهای مختلف، دانش خود را از طریق این زیر ساخت تسهیم می کنند، بطوری‌ که اعضا بتوانند از آن دانش به طور کاملاً اثر بخش استفاده کنند. این زیر ساخت باعث می شود فرآیندهای ضروری دانش با حداکثر کارایی صورت گرفته، از فناوریها اعم از سخت افزار و نرم افزارکارآمدتر استفاده شده و خلق، تسهیم و بکارگیری دانش انجام پذیرد.
1-8-2-فرهنگ سازمانی:
رابینز در کتاب مدیریت خود، فرهنگ سازمانی را اینگونه تعریف کرده است: فرهنگ سازمانی شیوه انجام گرفتن امور را در سازمان برای کارکنان مشخص می کند، ادراکی یکسان از سازمان است که در همه اعضای سازمان مشاهده می شود و بیانگر مشخصات مشترک و ثابتی است که سازمان را از سازمانهای دیگر متمایز می کند، به عبارت دیگر فرهنگ سازمانی، هویت اجتماعی هر سازمان را مشخص می کند (رابینز، 1996).
1-8-3- فرآیندهای دانش
دانش فرآیندی خطی و ایستا نیست، برعکس، فرآیندی پویا و چرخه ایست و به کارکنانی نیاز دارد که دائما با اطلاعات سر و کار داشته باشند، دانش جدید کسب کرده و آنرا برای اصلاح تصمیمات به کار گیرند(گاندهی ، ۲۰۰۴). منظور از فرآیندها در مدیریت دانش، جمع آوری و سازماندهی دانش سازمانی و بهره برداری و حفاظت از این سرمایه های دانشی، می باشد. فرآیندهای مدیریت دانش در سازمان باید دارای ای

]]>

دانلود پایان نامه مدیریت در مورد توسعه گردشگری

ساکنین شهرها و سایر کاربران، در استفاده از خدمات، فضاها و امکانات موجود در شهر با یکدیگر رقابت میکنند و یا به طور مشترک از آنها استفاده میکنند.
یک شهر ممکن است علاوه بر این که مقصد گردشگری است، نقشهای مختلف و گاه متداخلی را در فرایند جریان حرکت گردشگران ایفا کند: دروازه ورودی، مرکز طراحی رویدادها و منطقهای گردشگر فرست (پیرس،2:2001).
یک شهر هنگامی “دروازه ورودی” محسوب میشود که محلِّ تلاقیراه های دسترسی به مقصدهای مجاور باشد. مثلاً شهر لندن را یک “دروازه ورودی” برای گردشگران ورودی به انگلستان میدانند که سفرهای یک روزه به شهرهای اطراف، مانند آکسفورد، باث و استرانفورد-اپان-اون دارند. شهرها در صورت میزبانی رویدادهای ویژه، نقش مرکز طراحی رویداد را ایفا میکنند، مانند نقش شهر بارسلونا در بازی های المپیک سال 1992(اسمیت،5:2005). علاوه بر این، شهرها به دلیل داشتن جمعیت زیاد، مهمترین مناطق گردشگرفرست نیز محسوب میشوند (باسلی،47:2009).
اشورث و تانبریج (27:1990)، سه ویژگی مهم گردشگری در شهرها را این طور بیان میکنند:
فعالیت گردشگری در شهرها، به لحاظ تصویر ذهنی مقصد، در یک محیط وسیعتر از گردشگری منطقه ای و ملی قرار دارد.
همکاری و همچنین رقابت میان شهرهای مختلف، باعث شکلگیری مسیرهای مختلف گردشگری و جابجایی گردشگران بین شهرها در سطح ملی و بین المللی میشود.
تنوع امکانات و تسهیلاتی که شهرها به گردشگران ارائه میدهند، انواع مختلفی از گردشگری را به وجود میآورد که همین تنوع، یکی از جاذبههای گردشگری شهری محسوب میشود. البته این امکانات متنوّع علاوه بر گردشگران مورد استفاده کاربران دیگر از جمله ساکنین مقصد نیز قرار می گیرد.
طبقهبندیهای مختلفی از مراکز شهری ارائه شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره میشود:
جود و فینشتاین (1999)، مراکز شهری را در سه گروه طبقهبندی میکنند{به نقل از(لاو، 5:2002)}:
شهرهای تفریحگاهی: شهرهایی هستند که کارکرد اصلی آنها گردشگری است و تفریحگاههای ویژهای به طوربرنامه ریزی شده یابرنامه ریزی نشده در آنها ایجاد شدهاند.
شهرهای تاریخی و باستانی گردشگری: این شهرها به دلیل هویت تاریخی، معماری و فرهنگیشان گردشگران را جذب میکنند.
شهرهای تغییر کارکرد یافته: مکانهایی هستند که با ایجاد و توسعهی زیرساختها به دنبال جذب گردشگر هستند.
برخی از پژوهشگران کارکردهای گردشگری مناطق مختلف یک شهر را بررسی کرده و به طبقهبندی این مناطق پرداختهاند. ویور (1993) با بررسی مناطق مختلف گردشگری شهری در جزایر کارائیب، آنها را در پنج منطقه دستهبندی کرده است: منطقهی ویژه گردشگران؛ منطقهی کسب و کار مرکزی؛ سکونتگاههای محلی؛ نوارهای تفرجگاهی؛ حومهی روستایی.
پیرس (2001) نیز یک طبقهبندی، از مناطق گردشگری در شهرها ارائه میدهد:
مناطق تاریخی: مجموعهای از بناهای تاریخی، موزهها، مجسمهها و بناهای یادبود که در فاصلهی کمی از یکدیگر واقع شدهاند.
مناطق قومی: مناطقی که اکثر ساکنین آن از یک گروه قومی هستند ( مانند محلّهی چینیها در شهرهای امریکایی).
اماکن مقدس: این مناطق در شهرهای زیارتی وجود دارند.
مناطق بازسازی شده: این مناطق از طریق توسعهی گردشگری شهری احیا و بازسازی شدهاند (مانند باراندازهای لندن).
مناطق تفریحی: این گونه مناطق دارایمجموعه های سینمایی، مراکز تفریحی و رستورانهای متعددی هستند ( مانند مرکز شهر منهتن).
مناطق کارکردی گردشگری: کسب و کارها در این مناطق با خدمات و جاذبههای گردشگری تلفیق شده اند.
1-4-2) عناصر گردشگری شهری
گردشگری شهری ترکیب پیچیدهای از فعالیتهای مختلف است که از به هم پیوستن ویژگیهای محیطی و میزان توانمندی و کشش شهر در جذب بازدیدکنندگان و ارائه خدمات به دست میآید. شناخت عناصر بنیادی گردشگری میتواند ما را در شناخت گردشگری شهری کمک کند. جانسن و وربک (1986) طبقهبندی سادهای از نوعشناسی منابع برای مصارف گردشگران پیشنهاد میکند:
عناصر اولیه: زمینهها وپایه های مادی و انسانی و همچنین فعالیتها و تجهیزات ویژه مستعد جذب گردشگران را با هم ادغام میکنند.
عناصر ثانوی: دربرگیرندۀ تسهیلات خرید، اقامت، رستوران و بنگاههای حمل و نقل گردشگری هستند.
عناصر کیفی: که به عناصر اضافی معروفاند و شامل تسهیلات دسترسی به نقاط مختلف از جمله توقفگاهها، اطلاع رسانی به مسافران و بازدیدکنندگان هستند.
ژرژ کازس و پوتییه (1382) نیز پنج گروه از عناصر را در یک طرح ترکیبی به شرح زیر ارائه کردند:
تجهیزات جانبی: مهمانسراها، خدمات مربوط به رفت و آمد، تجارت و سامانههای اطلاع رسانی؛
تدارکات و تجهیزات برای گردشگران؛
میراث شهری بازسازی شده و آماده در خدمت گردشگران؛
تجهیزات تفریحی و سرگرم کننده ویژه؛
رویدادها و فرصتها.
سی سا (1983) عناصر گردشگری را در پنج دستۀ اصلی منابع گردشگری، زیرساختهای گردشگری، تسهیلات پذیرایی از میهمانها، تسهیلات سرگرمی و ورزشی و خدمات واسطهای گردشگری مورد بررسی قرار میدهد. از سویی سینگلر و استبلر (1997) عناصر صنعت گردشگری را در پنج دستۀ: حمل و نقل، اسکان و اقامتگاه، تسهیلات واسطهای، جاذبهها و سایر خدمات تقسیم بندی و بررسی میکنند (عباسپور،1389).
2-4-2)تاریخچه گردشگری شهری
صنعت گردشگری به ویژه گردشگری شهری پس از اتمام جنگ جهانی دوم (1950) با گسترش شهرنشینی، کاهش ساعات کار، توسعهی روز افزونراه ها وشبکه های حمل و نقل، ارتقای سطح فرهنگ عمومی و اصلاح قوانین و مقررات تحولی شگرف یافت، به طوری که امروزه گردشگری به نمادهای عصر تمدن تبدیل شده است (رضوانی، 15:1377). به عبارت دیگر، می توان گفت انباشت و سرعت نوآوریهای تکنولوژیکی در عصر مدرن و پسامدرن در زیر فشارهای حاصل از این تکنولوژی سبب شکلگیری تحولات اجتماعی گردید؛ که یکی از این تحولات اجتماعی در جهان معاصر پدیدار شدن اوقات فراغت به عنوان یکی از نیازمندیهای اساسی جوامع معاصر و ملزومی برای تاب آوردن زندگی تحت سیطره تکنولوژی است (پاپلی یزدی و سقایی،35:1385). از سوی دیگر، نواحی شهری مکانهای مجزا و پیچیدهای هستند، که دارای چهار مشخصه عمومی؛ یعنی، 1- تراکم فیزیکی بالای ساختارها، جمعیت و کارکردها؛ 2- ناهمگنی اجتماعی فرهنگی؛ 3 – اقتصاد چند کارکردی؛ و 4- مرکزیت فیزیکی در درون شبکهراه های منطقهای و بین شهری است و به این صورت وقتی شهر به عنوان چنین مکانی پذیرفته شود، گردشگری توسعه پیدا میکند (رنجبر و همکاران،84:1390).
استنفیلد (1964)، معتقد است که میان محیط شهری و غیرشهری اختلافی وجود دارد که باعث میشود ساکنین هر یک به دنبال تفریح و سرگرمی در محیط دیگر باشند. کریستالر (1964)، نیز در همان سال پژوهشی در اروپا انجام داد و یک الگوی فضایی از رفتار گردشگران ارائه کرد که اظهارات استنفیلد (1964) را تا حدودی تایید میکرد. در این الگو، شهرها به عنوان مناطق گردشگرفرست و حاشیه شهرها و روستاها، به عنوان مناطق گردشگرپذیر مطرح میشوند. به همین دلیل بخش قابل توجهی از پژوهشهای گردشگری تا اواخر قرن بیستم، به گردشگری در روستاها و طبیعت پرداخته و گردشگری شهری و شهرها به عنوان یک مقصد چندان مورد توجه واقع نشده است.
در اواخر قرن بیستم، صنایع تولیدی به تدریج اهمیت خود را به عنوان ابزار اصلی رشد شهرها، از دست داد و به تدریج بخش خدمات به عنوان موتور محرّک اقتصادی شهرها شناخته شد؛ که یکی از این بخشهای خدماتی، بخش گردشگری است.
لاو (1992) چهار عامل مؤثر در توسعه گردشگری به عنوان یک بخش خدماتی را در شهرها این طور ذکر میکند:
افول صنایع تولیدی؛
نیاز به ایجاد فعالیتهای اقتصادی جدید و مقابله با بیکاری؛
شناخت اهمیت گردشگری به عنوان یک صنعت در حال رشد؛
نقش توسعه گردشگری در بازسازی و احیای مناطق شهری؛
نیری (2006) دو عامل دیگر را نیز به عوامل فوق اضافه کرده است:
جهانی شدن
جایگاه ویژهی شهرها در انباشت سرمایه.
در چنین شرایطی گردشگری به عنوان گزینهای مناسب برای توسعهی شهرها شناخته شد؛ زیرا، شهرها به طور بالقوه، دارای بسیاری از جاذبهها مانند بناهای تاریخی، میراث فرهنگی، رویدادها و… میباشند.
به گفته رابینز (38:1991)، حتی محرومترین شهرها نیز به دلیل برخورداری از میراث تاریخی و فرهنگی میتوانند در رقابت میان مقصدهای گردشگری شهری شرکت کنند‌ (همان:13).
از دهه نود میلادی موضوع گردشگری شهری، هم از سوی محققان گردشگری و هم از سوی پژوهشگران مطالعات شهری مورد توجه قرار گرفت.
شارپلی و رابرتز (163:2005) موضوعاتی را که تاکنون در پژوهشهای گردشگری شهری مورد توجه قرار گرفتهاند این طور طبقهبندی کردهاند:
تقاضای گردشگری شهری: شناسایی گردشگری شهری، عوامل انگیزشی، اندازهگیری تقاضا، روندها و الگوهای تقاضا، رفتار مصرف کننده (گردشگر)، پیش بینی تقاضا و…
عرضهی گردشگری شهری: عناصر اصلی، عناصر ثانویه و عناصر جانبی (بر اساس الگوهای جانسن وربک،1986).
بازاریابی گردشگری شهری: پیشبرد شهرها، اصلاح برند و تصویر ذهنی شهرها؛
خط مشی، برنامهریزی و مدیریت: گردشگری و بازسازی، روابط و ساختارهای سازمانی (مشارکت، همکاری و شبکه ذینفعان)، خط مشیهای گردشگری.
اثرات گردشگری شهری: هزینه ها/منافع اقتصادی، توسعه اجتماعی فرهنگی، پایداری.
این توجه روز افزون به موضوع گردشگری شهری تا حدودی به دلیل اهمیت آن در تجدید حیات اقتصادی و زیست محیطی شهرها میباشد (سو،19:2001). یکی از اهداف اصلی توسعه گردشگری شهری (و سایر انواع گردشگری)، توسعه اجتماعی اقتصادی مقصد و رفاه ساکنین محلی است. این توسعه در گردشگری شهری معمولاً با نام احیاء یا بازسازی مطرح میشود.
به گفتهی لاو (1992)، سرمایهگذاری در گردشگری؛ توسعهی امکانات، محیط فیزیکی و زیرساختهای شهری را در پی دارد که برای ساکنین شهر نیز مفید خواهد بود. چنین توسعهای باعث ارائهی تصویری مثبت از شهر شده و بازاریابی آن را تسهیل میکند. توسعهی این امکانات و افزایش تعداد گردشگران باعث افزایش عِرقِ شهری در میان ساکنین مقصد میشود و از مهاجرت آنها جلوگیری کرده و افزایش جمعیت مقصد را به دنبال دارد. درآمدهای حاصل از گردشگری، سایر فعالیتهای اقتصادی را نیز رونق میبخشد و باعث بهبود و توسعه بیشتر جاذبهها و محیط شهرها و همچنین افزایش سرمایهگذاری میشود. بدین ترتیب توسعهی گردشگری در شهرها منجر به بازسازی فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی شهر خواهد شد.
نمودار 3-2- استراتژی گردشگری شهری
رشد جمعیت
توسعه سایر فعالیتهای اجتماعی
گردشگران
چشم انداز گردشگری
سرمایهگذاری، ارتقای جاذبهها و محیط
بازاریابی
حفظ، ارتقا یا ایجاد امکانات جدید برای ساکنین محلی
تزریق سرمایه دولتی
تصویر جدید
مشاغل
بازسازی فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی
ماخذ: لاو (1992)
رشد جمعیت
توسعه سایر فعالیتهای اجتماعی
گردشگران
چشم انداز گردشگری
سرمایهگذاری، ارتقای جاذبهها و محیط

دانلود پایان نامه

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بازاریابی
حفظ، ارتقا یا ایجاد امکانات جدید برای ساکنین محلی
تزریق سرمایه دولتی
تصویر جدید
مشاغل
بازسازی فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی
ماخذ: لاو (1992)

درآمد
درآمد

عرق شهری
عرق شهری

افزایش سرمایهگذاری، ارتقای بیشتر جاذبهها و محیط
افزایش سرمایهگذاری، ارتقای بیشتر جاذبهها و محیط

سواربروک (2000)، استراتژیهای دستیابی به توسعهی شهری از طریق گردشگری را شناسایی کرده است که در شکل نشان داده شده اند{به نقل از (شارپلی و رابرتز،165:2005)}:
توسعهی گردشگری به منظور توسعهی اقتصادی شهرها، از امریکای شمالی آغاز شد و به اروپای غربی و سپس، استرالیا، زلاندنو و سنگاپور نیز راه یافت. توسعهی گردشگری، نقش مؤثری در فرایند بازسازی فیزیکی محیطهای درون شهری بسیاری از شهرهای اروپایی و آمریکایی داشته و از این طریق به بهبود تصویر ذهنی این مقصدها منجر شده است. ظهور فضاهای تفریحی درون شهری، توسعهی سواحل، جشنوارهها، کازینوها، موزهها، سالنهای کنفرانس و استادیوهای ورزشی در واقع تجلی فیزیکی توسعه اقتصادی محلی از طریق گردشگری شهری است (راجرسون،2002).
استراژیهای مبتنی بر رویدادها: برگزاری جشنوارهها و رویدادهای ویژه برای جذب گردشگران
استراتژیهای مبتنی جاذبهها: توسعه جاذبههای اصلی گردشگری
استراتژیهای مبتنی کسب و کار: برگزاری و میزبانی کنفرانسها، همایشها و نمایشگاهها
استراژیهای فرهنگی: پیشبرد فرهنگ معاصر مقصد
استراتژیهای تفریحی: ایجاد مراکز خرید، امکانات ورزشی، سینمار و… به عنوان جاذبههای گردشگری
احیا/بازسازی شهری
استراژیهای مبتنی بر رویدادها: برگزاری جشنوارهها و رویدادهای ویژه برای جذب گردشگران
استراتژیهای مبتنی جاذبهها: توسعه جاذبههای اصلی گردشگری

استراتژیهای مبتنی کسب و کار: برگزاری و میزبانی کنفرانسها، همایشها و نمایشگاهها
استراژیهای فرهنگی: پیشبرد فرهنگ معاصر مقصد
استراتژیهای تفریحی: ایجاد مراکز خرید، امکانات ورزشی، سینمار و… به عنوان جاذبههای گردشگری
احیا/بازسازی شهری

شکل شماره 6-2- استراتژیهای توسعه شهری از طریق گردشگری
ماخذ: (اسواربروک،2000). {به نقل از (شارپلی و رابرتز،165:2005)}
شکل شماره 6-2- استراتژیهای توسعه شهری از طریق گردشگری
ماخذ: (اسواربروک،2000). {به نقل از (شارپلی و رابرتز،165:2005)}

استمرار موفقیت در گردشگری شهری نیازمند نوآوری و سرمایهگذاریهای مداوم به منظور پیشی گرفتن از رقبای جدید میباشد. تیمور (33:2005) در این باره میگوید: “شهرها با پیش گرفتن استراتژیهای توسعهی گردشگری محور، خود را گرفتار یک استراتژی بلندمدت کردهاند که هیچ ضمانتی برای موفقیت آن وجود ندارد”.
همان طور که گفته شد تلاش برای توسعهی گردشگری شهری در همه شرایط مولد ثروت نیست؛ بلکه وجود سه شرط اساسی برای سودمندی توسعهی گردشگری در شهرها و تاثیر مثبت آن در بهبود و توسعهی کلی شهر ضرورت دارد (محلّاتی، 1381).
شهر باید سیمایی جذاب داشته باشد؛
شهر باید حداقل دارای برخی عناصر نیرومند رقابتی در زمینه محصولات گردشگری باشد؛
منافع مورد انتظار از توسعه در دراز مدت باید فراتر ازهزینه ها در دراز مدت باشد.
به منظور دستیابی به منافع بلندمدت، گردشگری شهری باید به گونهای پایدار توسعه یابد.
3-4-2)گردشگری شهری پایدار
تیمور (29:2009) میگوید: توسعهی گردشگری شهری باید برای ساکنین محلی، صنعت گردشگری محلی، گردشگران و سایر ذینفعان مفید باشد و به عنوان بخش لاینفک استراتژیهای توسعهی شهری و توسعهی پایدار محسوب شود.
انجمن گردشگری سبز، که در تورنتوی کانادا فعالیت میکند، ” گردشگری شهری پایدار” را دارای چهار ویژگی می داند: مسئولیت زیست محیطی، احیای اقتصاد محلی، توجه و حساسیتهای فرهنگی و غنای تجربه.
منظور از مسئولیت زیست محیطی، حفظ،

]]>