دانلود پایان نامه

فصل دوم تبیین مفاهیم، تعریف اصطلاحات وتاریخچه اعاده حیثیت

برای درک هرچه بهتر موضوع آنچه که در فصل دوم این پژوهش مورد بررسـی قـرار میگیـرد بـا توجـه بـه ابعـاد اعـاده حیثیت در شرع مقدس اسلام و حقوق جزای عرفی ابتدا لازم است به تبیین و تشریح مفـاهیم وبرداشـت هایی کـه از اعـاده حیثیت میگردد و سپس به شناخت جایگاه آن از نظر پیشینه وسابقه تـاریخی و شـکل گیـری آن در حقـوق موضـوعه و نقش و جایگاه ادیان الهی در شکل دهی به این مفهوم حقوقی پرداخت.
1- مفاهیم
اهمیت شناخت هر موضوعی بر هیچ کسی پوشیده نیست و می توان گفت که اهمیت شناخت هر موضـوعی از شـناخت خود آن موضوع کمتر نیست چرا که یک علم به یک باره وجود خارجی پیدا نکرده است و مراحلی از رشد و تکامل را پیموده است تا بتواند در اجتماع نمود داشته باشد. اعاده حیثیت نیز به عنوان یک تأسیس حقوقی در حقوق جـزای عرفـی از این امر مستثنی نیست. وقتی که مجرم با تحمل مجازات، مکافات عمل خود را پس می دهد و دین خود را به صورت تسکین احساسات برانگیخته مردم به جامعه ادا می کند باید بتواند دوباره مانند سایر افراد جامعـه بـدون آنکـه در معـرض تبعیض و بی مهری قرار بگیرد به زندگی خود ادامه دهد. بدین ترتیب در کشورهای با حقوق مدون نهاد حقـوقی اعـاده حیثیت، پذیرفته شده است تا آثار تبعی مجازات را که تا زمان اعاده حیثیت به قوت خود باقی اسـت زایـل سـازد و بـا قطـع سرزنش و حرمانهای ناشی از محکومیت راه بازگشت به جامعه و دامن اجتماع را هموار سازد. در این مبحث ابتدا مفهوم اعاده حیثیت و سپس واژگان مرتبط با آن مورد بررسی قرار می گیرد . واز ایـن جهـت ارائـه مفهوم مناسبی از اعاده حیثیت لازم و ضروری است .
برای ارایه مفهوم مناسبی از اعاده حیثیت لازم است معنای لغوی و اصطلاحی آن روشن شده تا زمینـه ورود بـه مباحـث مربوطه فراهم شود . از این رو ابتدا به بررسی معنای لغوی و سپس اصطلاحی آن اشاره می شود
1-1 مفهوم لغوی
اعاده حیثیت مرکب از دو واژه ” اعاده ” و ” حیثیت ” می باشد . اعاده کلمه ای است عربی که ریشه آن عود می باشد که به باب افعال رفته است عاد فعلی است لازم که به معنی باز گرداندن آمده است
باز گردانیدن چیزی را به جای خود و مکرر گفتن1 …
1-2 مفهوم اصطلاحی
در جهت حفظ و صیانت از حرمت و حیثیت افراد جامعه معمولاً قواعد و مقرراتی وضع می گردد کـه بـه حفـظ حیثیـت افراد اختصاص یافته است و بحث اعاده حیثیت زمانی مطرح می گردد که حیثیت شخص بنا به ادله ای خدشه دار شده و لطمه شدیدی خورده باشد و اعتبار و جایگاه فردی و اجتماعی شخص مخدوش می گردد. در این جاست که مساله ” اعاده حیثیت ” مطرح میگردد که چگونه باید اهلیت و حیثیت پیشین شخص به او باز گردانده شود.مفهوم اصطلاحی اعاده حیثیت از مفهوم لغوی آن فاصله چندانی ندارد و می توان آن را مشابه دانست چنانکـه در عـرف جامعه و عامه مردم نیز هرگاه شخصی مورد اهانت و بی احترامی قرار گیرد گفته مـی شـود کـه از فـلان شـخص هتـک حیثیت شده است و یا اینکه حیثیت او لکه دار شده است که در واقع بیان گر این است کرامت شخص متحمل خـسارت معنوی شده است.اعاده حیثیت در مفهوم اصطلاحی دارای دو مفهوم عام وخـاص اسـت بـدون تردیـد در جـوامعی کـه قانون حاکم است جهت صیانت از حقوق ، حرمت و حیثیت افراد جامعه قوانین و مقررات متعددی وضع می گردد که از این سرمایه های معنوی اشخاص توسط قانونگذار حمایت می شود تـا آنجـا کـه حتـی ایـن امـر در متـون قـانون اساسـی کشورهاوارد گردیده است و از جمله در اصل 22 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیان مـی کنـد” حیثیـت ، جـان ، مال ، حقوق و مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.”
بنابراین هتک حیثیت وحرمت اشخاص به هر شکلی که باشد ممنوع بوده و حسب مورد مستوجب مجازات خواهد بـود2ودرکنار این اصول قانون اساسی قانونگذار را در موارد متعددی ناچار کرده است که به جرم انگاری موارد تعرض به حقوق و حیثیت افراد اقدام نمایند و علاوه بر تعیین مجازات متعرض به حیثیـت را ملـزم بـه جبـران خـسارت دانـسته است3. اعاده اعتبار در قانون تجارت نیز وجود دارد که در بـاب سـیزدهم قـانون مـذکور و درخـصوص تـاجر ورشکـسته مطـرح شـده اسـت و ورشکستگی تاجر باعث سلب اعتبار از او شده است و این اعتبار اعاده نمی شود مگر به حکم دادگـاه و بـا شـرایطی کـه قانون معین می کند که یکی از شرایط حصول اعاده حیثیت جزایی است4.
بکارگیری واژه اعاده حیثیت در نگارش قوانین سبب شده است با توجه به مقرراتی که در مواد 57 و 58 قـانون مجـازات عمومی 1352وقانون سابق و جود داشت سبب شد تا برخی از علمای حقوق آنـرا چنـین تعریـف کننـد ” اعـاده حیثیـت عبارتـست از بازگشت به اهلیتی که شخص به جهتی آنرا از دست داده است اعاده حیثیت از طریق محـو مجـازات و آثـار محکومیـت کیفری محقق می شود.5″ در تعریف دیگری آمده است ” اعاده حیثیت عبارتست از حذف محکومیت جزایی محکوم علیه از سجل قـضایی بـه منظور رفع برخی از محرومیت هایی که وی به عنوان مجـازات تبعـی بـه آنهـا محکـوم شـده اسـت.6 ” و همچنـین آقـای استفانی و لواسور در کتاب حقوق جزای عمومی می نویسند:” وضعیت قانونی شخص که در اثر ارتکـاب جـرم آن را از دست داده بود اعاده می گردد و چنین شخصی از جمله اشخاص سابقه دار خارج شده و در صورت ارتکاب مجدد جرم احکام تکرار جرم در مورد او اعمال نخواهد شد7.”
2) واژگان مرتبط
2-1 مجازات تبعی
قانونگذار هر کشوری با توج
ه به شرایط حاکم بر جامعه معمولاً مجازات هایی را تدوین می کننـد و بـا در نظـر گـرفتن نسبت موجود میان مجازاتهـا مـی تـوان آنهـا را بـه سـه طبقـه تقـسیم کـرد. مجازاتهـای اصـلی، مجازاتهـای تکمیلـی، و مجازاتهای تبعی،

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلمات کلیدیاستان اصفهان، ورزشکاران

دکتر لنگرودی در تعریف مجازات تبعی چنین می نویسد “اثری است ناشی از حکم جزایی ولی در حکم دادگاه قیـد نمی شود و آن هم کیفری است که ثانیاً و بالعرض از طرف مقنن بر جرمی مترتب می شود8”.در تعر یـف دیگـری آمـده است “مجازات تبعی از آثار مترتبه بر محکومیت جزایی است که بدون ذکر در دادنامه شـخص محکـوم بـه حکـم قـانون 2 ناچار از تحمل آن است.9”
تقسیم بندی مجازات ها به مجازات اصلی ، تکمیلی و تبعی در قانون مجازات عمومی سال 1352 به صراحت آمده بود و احکام ناظر بر مجازاتهای تبعی در ماده 19 پیش بینی شده بود بطوریکه بدون تصریح در حکم دادگاه بـر محکـومین بـه مجازاتهای اصلی اجرا می شد10
صاحب کتاب العقوبه فی الفقه الاسلامیه در تعریف مجازات تبعی می نویسد ” العقوبه هی التی تلحق المحکوم علیه حتماً فی بعض الجرایم و لو لم ینص علیها القاضی فی حکمه11 “
یعنی مجازات تبعی مجازاتی است که در برخی جرایم به محکوم علیه اعما ل می شود . هرچند قاضی در حکم خود بدان اشاره نکرده باشد این تعریف هرچند مقتبس از تعاریفی است که در حقوق جـزای عرفـی مطـرح شـده اسـت مـی باشـد حاکی از این است که در مقرر ات کیفری اسلام در موارد خاصی به این نوع مجازاتها توجه شده است و شـارع مقـدس بنا به مصالحی برخی م حرومیتها و ممنوعیتهایی برای برخی از جرایم قرار داده است که ممکـن اسـت دائمـی یـا مـوقتی باشد .
2-2 محکومیت موثر
هرگاه فردی پس از ارتکاب جرم و ا عمال خلاف نظم و امنیت یک جامعه به موجـب حکـم قطعـی دادگـاه محکومیـت حاصل نمود محدودیت ها و ممنوعیت هایی بر وی اعمال می گردد پس از صـدور حکـم محکومیـت قطعـی کیفـری چنانچه علاوه بر اجرای مجازات مندرج در حکم آثار دیگری بر حکم کیفری مترتب باشد از محکومیت کیفری به موثر و غیر موثر تعبیر می شود.

گونه های محکومیت موثر کیفری نظیر حبس جنحه ای و جنایی در قانون مجـازات عمـومی دیـده شده12. مراد از محکومیتهای موثر نوعاً محکومیتی است که منـشأ تکرار جرم می شود.13″
دکتر لنگرودی با توجه به قانون مجازات عمومی سابق درخصوص محکومیت موثر کیفری می نویسد ” محکومیتی کـه دارای خواص ذیل باشد الف – محکومیت کیفری باشد ب – جرم جنایت یا جنحه مذکور در ماده 19 قانون جزا باشـد و در صورت اخیر مجازات حبس یکماه و یا بالاتر باشد یعنی تأثیر محکومیـت درج آن در سـجل قـضایی و محرومیـت از حقوق اجتماعی باشد که درج در سجل قضایی از لوازم محرومیت مذکور است14.”برخی دیگر محکومیـت مـوثر را آن نـوع از محکومیـت دانـسته انـد کـه ” دارای آثـار کیفـری باشـد یعنـی در صـورت مکررتلقی شدن محکومیت دوم و تشدید مجازات مرتکب محکومیت اول را موثر گویند.15″
باالهام از تعاریف فوق می توان گفت : محکومیت موثر کیفری، محکومیت قطعی شخص به مجازاتی اسـت که جزء سابقه کیفری فرد محسوب گردد ودر اثر آن عدم صلاحیتهای ناشی از حکـم بـاقی بمانـدودر تکرار جرم به حساب آید که علاوه بر مجازات واقدامات تامینی وتربیتی با درج در سجل قضایی او را از برخی یا تمام حقوق اجتماعی محروم نماید ویا مانع برخورداری محکوم از مزایای قـانونی ماننـد تعلیق اجرای مجازات وآزادی مشروط و…گردد.
2-3سجل قضایی
دکتر لنگرودی نیز در این خصوص می نویسد ” سجل جزایی به معنـی سـجل کیفـری اسـت و آن دفتـری اسـت کـه در مرکز هر استانی و تحت نظر دادستان شهرستان برای ثبت مستخرجه احکام مذکور در ماده سوم آیین نامه سجل کیفـری و به استناد ماده 56 قانون کیفری عمومی و ماده چهـارم قـانون اصـلاح قـانون سـازمان دادگـستری و اسـتخدام دادرسـان مصوب 16/10/1315 نگهداری می شود.16″ دهخدا درخـصوص واژه سجل قضایی (جزایی) می نویسد”در اصطلاح حقـوق جـزا عبارتـست از حـالات جزایـی اشخاصـی کـه در اداره سجل قضایی ثبت می شود، بدن معنی که هرکس مرتکب جرمی از درجه جنحه بزرگ یا جنایت شود محکومیت او در محاکم صالحه ثابت شود و نام اورا در سجل جزایی ثبت می نماید و کسی که دارای سجل جزایی باشد از برخی حقوق اجتماعی و استخدامی محروم می گردد.17″
3)تاریخچه اعاده حیثیت
تاریخ نشان می دهد که قدیمی ترین قوانین که با پیدایش بـشر و زنـدگی اجتمـاعی او بوجـود آمـده اسـت و همگـام بـا پیشرفتهای علمی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی به رشد و حیات خود ادامه داده است ، قوانین و مقررات جزایی است.
مقررات جزایی به علت مشخصات خاصی که دارد در عمل یکی از وسایل مـؤثر کنترل اعمـال مجرمانـه و جلـوگیری از ارتکاب جرم است ، زیرا به تجربه ثابت شده است که مفاهیم اعتباری حق و آزادی و نظایر آن مفهوم عینـی خـود را در جامعه زمانی پیدا می کند که بوسیله نظام جزایی حمایت شود . اجرای قوانین کیفـری باعـث تنظـیم روابـط بـین ا فـراد و برقراری نظم و امنیت و اجرای عدالت درباره مجرمین می شود و نهادهای مختلفی را جهت رسیدن به این منظور تأسیس می کند.
برای شناسایی و درک واقعیـت و شـناخت افزونتـر یـک نهـاد حقـوقی و دسـتیابی بـه علـل و مبـانی تأسـیس آن مطالعـه سرگذشت و پیشینه آن نهاد لازم و ضروری می باشد لذا بدواً در این قسمت به بررسی آن در ادیان الهی وسـپس حقـوق موضوعه پرداخته می شود .
می توان گفت از زمانی که زندگی جمعی شکل گرفته است به نوعی حقوق و قواعد اجتماعی نیز بوجود آمده
انـد و در جامعه مجموعه ای از قوانین و مقررات اعم از مکتوب و غیر مکتوب وجود داشته است که مردم نیز کم و بـیش از آنهـا اطلاع داشتند و بالاجبار و یا از روی میل و رغبت به آن عمل می کردنـد. بـر اسـاس شـواهد تـاریخی از ابتـدای حیـات بشری پیامبران وجود داشته اند و هدف آنان بیان تعالیم و دستورات دینی و آسمانی بوده است . علاوه بر مسایل عبادی و ارتباط انسان با خدا به حقوق اجتماعی انسانها نیز توجه ویژه ای داشته اند بنابراین در بررسـی پیـشینه اعـاده حیثیـت نمـی توان نقش ادیان الهی و پیامبران آسمانی را نادیده گرفت در ذیل به مهمترین آنها اشاره می شود

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درموردویتامین E

3-1 دین مسیحیت
دین مسیح یکی دیگر از ادیان الهی از مجموعه ادیان ابراهیمی است . مسیح(ع) بر اساس نقل تاریخ و تأیید قرآن کریم 18از نظر حقوقی ، نظام جدیدی را معرفی نکرده است ، بلکه تا حدود زیادی دنباله رو موسی(ع) بوده است . او در احکـام و دستورات دینی و اجتماعی یهود تغییر زیادی نداد تنها بخشی از احکام را که بنا به نقل قـرآن19 بـرای عقوبـت یهـود بـر آنان حرام شده بود منسوخ کرد.
مذهب مسیح متعرض هیچیک از حدود الهی نگردید ، شریعت عیسی امر به عفو و اغماض و حلم و بردباری نمـود و بـه پاداش های ملکوتی بیشتر اهمیت داد . از نظر مذهب مسیح جرم عملی است که اخلاقاً مذموم و از طرف خداوند تبارک و تعا لی منع گردیده و هرگاه کسی آنرا مرتکب شود از دستور خالق سرپیچی نمـوده و اخلاقـاً مـسئول اسـت و ارتکـاب گناه شخص مرتکب را در آن دنیابا عذاب الهی مواجه می سازد. و در مورد مجرمین اصلاح پذیر معتقد بود کـه هـدف کفاره گناه آموزش گناهکار است به همان نحو در مورد جرایم مهم باید هدف مجازات تزکیه نفس مجرم باشد20در آموزه های دین مسیح این اعتقاد وجود دارد که خدا در اصل بشر را بصورت خود آفریده است و این ماهیـت انـسان را قادر می سازد که هم خدا را در خود متجلی بسازد و هـم نـسبت بـه آفریـدگار خـود خیانـت کنـد و پرسـتش خـدای آفریدگار به خود پرستی و بت پرستی شیطانی تبدیل شود که در کتاب مقدس این اشتباه را به عنوان گناه معرفی می کند و این عصیان و نقض عهد بیگانگی بین خدا و انسان را موجب می شود .بشریت تنها گناهکارانه عمل نمی کند بلکه اساساً خود گناهکار است و این موضوع را به لحاظ اخراج آدم از بهشت بـه خاطر خوردن یک میوه ممنوعه و اخراج او از بهشت بیان می کند و آدم را که سمبل انـسانهاست و مرتکـب گنـاه شـده است پس همه مردم محکوم به جهنم هستند و انسان ها هرگـز نمـی تواننـد گناهکـار نباشـند و امکـان منحـرف شـدن از صورت خدایی در آنها وجود دارد و بدین سان گناه را نوعی کفر و بی ایمانی به شمار می آورد21.
از آنجا که این بی ایمانی افراطی بشریت را از خدا دور می سازد انجیل بشریت را به سـوی خداونـد دعـوت مـی کنـد و وعده آمرزش گناهان و عفو را می دهد و عیسی مسیح بر فراز صلیب گناه همه انسانها را بر عهده گرفت و به جای آنـان عذاب کشید .در آیین مسیح غسل تعمید و انجام مناسک غسل تعمید به نوعی خروج مومنانی است کـه از اسـارت گناهکـاری بیـرون آمده و به بندگی و دینداری الهی رسیده اند و در نتیجه خداوند آنان را به عنوان پسران و دختران خـویش مـی پـذیرد و آنان را پارسا و دیندار می خواند می باشد. کسانی که غسل تعمید یافته اند از گناهان گذشته پاک شده و از این پـس بـا دلی پاک زندگی می کنند و بدین سان چنین انسانهایی دیگر کاملاً گناهکار نمی باشند و دینداری


دیدگاهتان را بنویسید