معناشناسی ، دانش بررسی و مطالعه معانی در زبان انسان است . به طور کلی بررسی ارتباط میان واژه و معنا را معناشناسی می گویند . این علم معمولا بر روی دلالت کننده ها مانند لغات ، عبارات ، علایم و نشانه ها و اینکه از معانی شان چه استفاده ای می شود ، تمرکز دارد . از لحاظ زبانشناسی ، دانش معناشناسی به موضوعات پایه ای خود می پردازد ؛ نظیر چند معنایی (آرایه ای که به ابهامات معنایی می پردازد) ، ترادف (آرایه ای که پیرامون لغات هم معنی می باشد) و تضاد (معانی مخالف یک لغت) ، هم آوایی و … . در واقع معناشناسی یکی از بخش های دانش زبانشناسی است که در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است . زیرا می توان زبان را به شکل پدیده ای که دارای دو حوزه است ، در نظر گرفت . حوزه لفظ و حوزه محتوا . در لفظ با شکل و ساختار عناصر زبانی سر و کار داریم و در محتوا با معنا و مفهوم . (باقری ،1380: 183)
شناخت معنا را در چهار سطح می توان فراگرفت :

سطح آوایی
صوت ، مظهر انفعالات درونی است و انفعال درونی آن است که به تنوع صوت یعنی مد و لین و غنّه و … منجر می شود . (رافعی ، 2005 :145) در قرآن کریم روشی به کار رفته است که هنگامی که قرآن خوانده می شود به بهترین وجه ممکن بر مخاطب اثر می گذارد و توجه مخاطب را به خوبی جلب می کند . تاجایی که شنونده- ی آن نمی تواند از گوش دادن به آن دست بکشد و تحت تأثیر احساسات و عواطف قرار می گیرد و در واقع قرآن کریم نوع خاصی از موسیقیای زبانی است که انسجام و هماهنگی کامل و توازن تام در آن قابل ملاحظه است . (همان : 148) یک نوع هماهنگی و توازن در موسیقی و ایقاع آیات قرآن وجود دارد . تکرار بعضی از صوت ها و کلمات در افزایش ایقاع و اثرگذاری سوره و آهنگین کردن آن موثر است و بین این اصوات و جو آیه و معنایی را که آیه درصدد بیان آن است ، رابطه ی تنگاتنگی وجود دارد . همچنین موسیقی در ترکیب برخی جمله ها چنان موثر واقع شده است که جایگزینی یک کلمه با کلمه ی دیگر باعث از بین رفتن موسیقی کلام می شود ، مثلا در آیه ی (انّه لقول رسول کریم) ، (قرآن ، تکویر ، آیه 19) تکرار حرف (ل) بر موسیقی آیه می افزاید و تکرار سه لام زیبایی را افزون میکند به گونه ای که اگر کلمه ی دیگری جایگزین یکی از کلمات کنیم ، بی تردید موسیقی کلام از بین خواهد رفت .(عبدالرحمن ،2006 : 7)

سطح صرفی و نحوی
سبک شناسی برای سطح صرفی و نحوی اهمیت بسیار قائل است : چرا که این سطح ما را قادر می سازد تا سبک یک متن از متن دیگری باز شناخته شود . (نک : فهمی حجازی ، 1379 :63) .
در این سطح به عناصری چون بررسی جمله ها ، بررسی پدیده های سبکی مانند مفرد و جمع بودن کلمات ، به کار بردن استفهام و امثال آن و نیز دلالت بلاغی واژگان پرداخته می شود .

سطح ادبی
در سطح ادبی به مسائل علم بیان از قبیل تشبیه ، استعاره ، مجاز ، و کنایه و مسائل بدیع المعنی از قبیل تضاد و تناسب توجه می شود . (شمیسا ،1372 :158) در این قسمت به پدیده های سبک شناسی که در سطح ادبی به چشم می خورد ، باتوجه به بلاغت عربی همچون عناصر تشبیه و استعاره و مجاز و غیره می پردازیم .

سطح فکری
در سطح فکری ، با عینیت و برونگرایی در توصیف صحنه ها و شخصیت ها ، مخاطب را در فضای حس و لمس توصیفی قرار می دهد تا با وضوح و شفافیت آن را در ذهن تداعی کنند . (شمیسا،1390:157) در این سطح به تصویر پردازی در قرآن می پردازیم چرا که اگر مردم با خط هایی (نوشته ها) بدون تصویر مواجـه شونــد که فقــط ذهن و عقــل آنــان را مخاطب قرار دهد ، این کلام نمی تواند آنچنان تأثیر گذار باشد . ولی از راه تصویر است که قرآن تمام وجود آدمی را تسخیر می کند و دعوت به ایمان را از اینکه یک جدال منطقی بر پایه ی یک سری مقدمات عقلی صرف باشد، خارج می سازد . (حسنعلیان ، 1389 : 154) .
علت اینکه این پژوهش به بررسی دلالی و معنایی دو سوره واقعه و الرحمن پرداخته این است که از رهگذر مکاتب زبانشناسی و معناشناسی و نظریات مختلف مطرح شده در حوزه معنا و فراگیری انواع دلالت ، مشخص کند که آیا دلالت ها (صوت و صرف و لغوی) در افاده معنا تاثیر دارند یا نه ؟ اگر جواب مثبت است این تاثیرگذاری تا چه اندازه ای است . دغدغه پژوهشگر این است که تاثیر شگرف و بی نظیر دلالت ها را در افاده و تاکید معنا اثبات کند و از خلال آن به گونه ای قرآن را یک اثر منحصر به فرد ادبی و حساب شده معرفی کند ، ضمن اینکه شکی نیست که کلام خدا یک اعجاز بی چون و چرا می باشد . پژوهشگر از خلال مثال های مختلف و متفاوت سعی کرده این مطلب را در ذهن مخاطب عینی و نهادینه سازد . اهمیت این پژوهش به اندازه ای است که زوایای اعجاز قرآن را تا حد زیادی می توان مشخص کرد و تاثیر دلالت های صوتی و صرفی و نحوی و واژگانی که محصول پژوهش های معاصر مکاتب غربی و اسلامی است ، در این کتاب آسمانی که چهارده قرن پیش بر قلب پیامبرش نازل شده را نشان داده است .

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوعتقدیم، تأخیر، الیه، مسند

فصل اول
کلیات تحقیق

1-1- بیان مسأله :
مناسب ترین وسیله تفاهم و ارتباط انسان ها ، بهره گیری از نشانه های زبانی است که این نشانه ها معانی و مفاهیمی را از طریق صوت و آوا در قالب واژه و جمله آشکار می سازند . بهترین ابزار شناخت معانی و مفاهیم ، معناشناسی است که از شاخه های مهم زبان شناسی محسوب می شود و به دنبال کشف معنایی است که در متن نفهته است . در حقیقت چهارسطح : صوت ، صرف ، نحو و واژگان نقش به سزایی در کشف معنا ایفا می کنند .
این چهار عامل
مجموعه عناصر زبان هستند که ساختار معنایی را تشکیل می دهند و با هم ارتباط تنگاتنگی دارند. (حجازی ، 1379: 36)
عناصر مذکور در قرآن هم جلوه گر شده است و بر معنای آیات تاثیر گذاشته است . بدیهی است که تک واژگان و کلمات به کار رفته در قرآن آهنگ و طنین ویژه ای دارد . از این حیث تاثیر خاص خود را بر شنوندگان می گذارد . در قرآن میان موسیقی حروف ، الفاظ، معانی آنها ، جملات و آیات ، به حسب موضوعات مختلف هماهنگی وجود دارد. از جلوه های اعجاز قرآن ، می توان به تناسب شگفتی که میان الفاظ و معانی از حیث آهنگ به چشم می خورد ، اشاره نمود. هماهنگی لفظ و معنا در قرآن ، وقتی مشخص می شود که در مناسبت های مقتضی و به تبع معنا ، گاه الفاظی به کار گرفته می شود که حامل بشارت و مطلب مسرت بخش است . در نتیجه ، آهنگی ملایم دارد و در قالبی نرم و لطیف ارائه می شود . اما چنانچه مضمون آیه حاکی از وعده عذاب یا -مطلب ناگوار باشد ، لحن آیه تند ، خشن و کوبنده است و دارای آهنگی گوش خراش و در قالبی سخت و ثقیل ، به کار می رود (کاشانی ،1363 : 124).
یکی از نکات قابل توجه در بحث الفاظ قرآن ، این است که بعضی واژه ها ، هم از جنبه هیئت و صیغه کلمه و هم از حیث صوت و آهنگشان تداعی گر معنای خود می باشند . در این صورت ، الفاظ و اصوات با مشارکت هم ، بیانگر معنای واحدی هستند .
اساس نظم قرآن بر آن است که برای هر کدام از حرکات و حروف ، معنایی لحاظ گردد ، محال است که در آن ، حروف یا کلمه زائدی یافت شود ؛ درقرآن هر حرف و یا کلمه برای معنایی انتخاب شده است و نظم شگفت آور در میان حروف و کلمات آن یافت می شود . به طوری که اگر آن کلمه یا حرف برداشته شود ، سستی و نارسایی کلام محسوس می گردد و یا اگر بخواهند به جای آن ،کلمه دیگری بگذارند ، محال است چیزی جایگزین آن شود . تک تک حروف ، کلمات و جملات قرآن از جنبه زیبایی ، بی نظیر هستند و در القای معنا ، با شکوه هستند و این زیبایی و شکوه در رساندن معنای آیات کمک شایانی می کند ، لذا محقق در صدد بررسی دلالی و معنایی در دو سوره از سوره های قرآن برآمده است .

دلالت و معناشناسی
“دلالت” مصدر یا اسم مصدر از ماده “دلّ-یدلُّ” به معنای دگرگونی و تحول چیزی ، از آنجا که خبر از چیز دیگر می کند (اصفهانی، 1412، ذیل ماده: دلّ) یا حالتی است در شیئی که از علم به آن ، علم به شیء دیگری حاصل می شود . در این تعریف ، شیء اول را “مدلول” و شیء دوم را “دال” و رابطه بین مدلول و دال را “دلالت” می گویند . (اختیار، 1348: 123) در زبان عربی به معناشناسی علم الدلاله، علم المعنی گفته می شود. یعنی ارتباطی که بین واژه و معنا وجود دارد. (عمر، 1386: 19)
دلالت در اصطلاح منطقی ها عبارت است از حالتی که در آن از علم چیزی پی به چیز دیگر برده می شود . مثلا از خمیازه فردی می توان پی به خستگی آن فرد برد . اما در زبانشناسی ، دلالت صوتی مطرح است که به معنای پی بردن از یک صفت صوتی به یک پیام خاص است . مثلا مشاهده اصوات جهر و پی بردن به پیام خشم و غضب خداوند نسبت به بندگان .
دالّ همان دلیل و علت پدیده است و مدلول همان پدیده و اتفاق . در مثال بالا مدلول خستگی است و دال خمیازه است . خمیازه دال بر خستگی است .

معناشناسی و زبان شناسی
زبان شناسی علمی است که به مطالعه و بررسی روشمند زبان می پردازد. در واقع زبانشناسی می کوشد تا به پرسش های بنیادین همچون (زبان چیست ؟ زبان چگونه عمل می کند ؟ از چه ساخت هایی تشکیل شده است ؟ انسانها چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند ؟)پاسخ دهد .
معناشناسی (Semantics) یکی از بخش های دانش زبان شناسی است که در سال های اخیر مورد توجه خاص زبان شناسان قرار گرفته است . معناشناسی به جهت پیوند نزدیکی که با عالم خارج دارد ، یکی از بخش های مهم زبان شناسی را تشکیل می دهد. (باقری ، 1380 : 183)
معناشناسی را می توان مطالعه علمی معنادانست یعنی مطالعه ای که به توصیف پدیده ها در چهارچوب یک نظام بپردازد . نقش اساسی علم معناشناسی این است که صور مختلف انتقال و تغییر و تحول معانی را بررسی کند . (مدرسی ، 1386 : 344) تاکید معناشناسی بر زبان است به این خاطر که زبان ، برای انسان اهمیت دارد . (عمر، 1386 : 19)
دلالت انواع مختلفی دارد که در اینجا به آن اشاره می شود :

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامهزنان زندان، نهاد خانواده، محل سکونت، فرار از منزل

دلالت صوتی
در دلالت صوتی ، صفات حروف مطرح است . به این معنا که هر حرفی دارای بار معنایی خاصی است که ترکیب برخی از حروف یک صفت منجر به تاکید آن صفت و البته تاکید آن معنا می شود . هر کدام از اصوات زبان ، دارای صفاتی هستند که هنگام پیدایش و خارج شدن حرف از مخرج خود ، بروز می کند و حروف با آن شناخته می شود . (پورفرزیب ، 1377 : 50)
علم اصوات (صوت لغوی) به مخرج و صفت ( جهر و همس و شدت ، رخوت ، اصوات متوسط ) حروف و کلمات می پردازد . ( النحاس ، 1445 :87)
آواها براساس لرزش یا عدم لرزش تارهای صوتی به هنگام تلفظ آنها به دو دسته ی آواهای مجهور (واکدار) و مهموس (بی واک) تقسیم می شود . در فصل های بعدی مفصلا و با ذکر شواهد مثال مختلف به آنها پرداخته خواهد شد .
دلالت صرفی
“دلالت صرفی” در زبان عربی از درون ساخت آوایی تعیین می شود. این برخلاف دیگر زبان هایی است که معمولا به پیشوند و پسوند در رسیدن به دلالت های جدید تکیه می کنند و میان لفظ و مدلول از خلال ساخت صرفی ارتباط وجود دارد . (یاسوف، 1388 : 258)
ساخت صرفی متشکل از مجموعه تکواژهای زبان و قواعد ترکیب آنها برای ساخت واژه هاست و موضوع مطالعه ، ساخت واژه یا واژه شناسی می باشد . واژه که محصول نهایی ساخت صرفی است از ترکیب
تکواژه های زبان و قواعد صرفی ساخته می شود . هر زبان از تعداد زیادی تکواژ قاموسی (معنادار) و تعداد تکواژ دستوری تشکیل می شود . (زندی ، 1381 : 13)
علم صرف عبارتند از: علمی که تغییر و تبدیل کلمات به شکل های مختلف جهت افاده معنای خاص را مورد بحث و بررسی قرار می دهد (شرتونی، 1385 ، ج 4: 180) و علمی است که به وسیله آن، احکام بنا در ساختار و صیغه های مختلف کلمه ، مشخص می شود که هر کدام از آنها ، اهمیت فراوانی در تعیین معنای کلمه دارند . (الحازمی ، 1424 : 712)
صرف، بخشی از دستور زبان است که ساخت واژه را مورد تحلیل قرار می دهد . در ساخت واژه دولایه “تصریفی” و “اشتقاقی” وجود دارد . بنابراین ، صرف به هر دوی این لایه توجه دارد . در صرف “اشتقاقی” به آن بخش از ساخت توجه می شود که به خود واژه ها فارغ از نقش نحوی آن ، تعلق دارد و در واقع ساختی است که از طریق آن خود کلمه بدست میآید . در صرف “تصریفی” به بخشی از واژه پرداخته می شود که مستقیما با نقش نحوی آن سر وکار دارد . (مدرسی، 1386 : 213) در این قسمت، کوشش می شود که مجموعه تغییرات ساخت واژه به سبب نقش آن در جمله ، مورد مطالعه قرار گیرد .

دلالت نحوی
نحو زبان را می توان به نوعی هسته آن زبان انگاشت ، زیرا این “نحو” است که معنا را به صورت مادی یعنی آواها و نشانه های نوشتاری پیوند می دهد . (فالک ، 1371 : 243) در حقیقت نحو دستگاهی از قواعد زبان است که آوا و معنا را به طریقی خاص ، به هم مربوط می کند . مجموعه قواعد و قوانین ترکیب واژه های نحو به اهل زبان این امکان را می دهد تا بتوانند تمام جمله های دستور زبان خود را تولید کنند . لذا نحو وظیفه خلاقیت جمله های نا محدود زبان را بر عهده دارد. (باقری ، 1380 : 144)
به طور کلی نحو اسلوبی را بررسی می کند که واژه ها بر اساس آن ، با هم ترکیب شده ، واحدهای بزرگتری که جمله باشد را می سازند . در هر زبان ، همنشینی واژه ها بر روی زنجیره گفتار برای ساختن واحدهای بزرگتر طبق قواعد خاصی صورت می گیرد . از دیدگاه طرفداران دستور زایا- گشتاری ، جملات هر زبان ، دارای سه بخش معنایی ، آوایی و نحوی می باشد که بخش نحوی ارتباط دهنده و بین دو بخش معنایی و آوایی است . نحو و معنا در ارتباط تنگانگی با یکدیگر هستند ، هرکجا ارتباط همنشینی در میان باشد ، ساختار نحوی وجود دارد . در واقع نحو دستیابی به معنا را میسر می سازد . (شعیری ، 1381 : 142)

دلالت واژگانی (لغوی)
دلالت واژگانی ، اصطلاحی است که به معنی حقیقی (اصلی) کلمه یا معنای مجازی با ذکر مترادف، متضاد و شمول معنایی می پردازد. (عکاشه ، 1432 : 157) معناشناسان بر پایه نگرش خاص خود تعریف های متفاوتی از معانی واژه ها ارائه داده اند . برخی معتقدند واژه ها معانی ثابت و مشخصی دارند و برخی نیز به متغیربودن معانی اعتقاد دارند . (پهلوان نژاد ، 1387 : 112)

1-2- پیشینه ی تحقیق
توضیح مختصر دربارهی پژوهشهای انجام شدهی قبلی در ارتباط با پایاننامه:
درمورد موضوع بررسی دلالی سوره ی واقعه و الرحمن پژوهشی صورت نگرفته ؛ امّا موضوعات مشا به آن به صورت کلی مطرح شده است .
دستور زایا- گشتاری : (یکی از رویکردهای بررسی نحو زبان است که توسط نوام


دیدگاهتان را بنویسید