ویژه خود را دارد.
1- فرضی که در قوانین حکم خاصی برای تمیز حق وجود دارد.
2- فرضی که قانون حکمی ندارد و دادرس ناچار است به قاعده دیگری در تمیز حق رجوع کند.
اگر دادرس متن حکمی را که برای تمیز حق نیاز دارد در قوانین بیابد ، باید رای خود را مستند به آن کند و رجوع به فقه ضرورتی ندارد. بنابراین در مرحله نخست، تمیز حق برپایه قانون صورت می گیرد و قانون اساسی با تمام اهمیتی که به حقوق اسلامی به عنوان روح حکومت می دهد، قاضی را مامور می کند که قانون را بر همه مقدم دارد.206 ولی هیچ قانونگذاری توان پیش بینی تمام مسائلی را که مردم در زندگی خود با آن روبرو می شوند را ندارد، به ویژه در عرصه پزشکی که تحولات شگرفی ایجاد شده است ، به گونه ای که در طول سه دهه اخیر، علم پزشکی معادل همه قرنهای گذشته پیشرفت داشته است. پیشرفت تمدن و تحولاتی که در زمینه پزشکی صورت می پذیرد. هر روز مسائل تازه ای به وجود می آورد و بی گمان باید قانونگذار را در پیش بینی مسائل آینده ناتوان دانست. مرحله دوم از زمانی آغاز می شود که قانونی در دسترس نباشد ، آنگاه باید حقوق اسلامی را به عنوان منبع متمم به کار برد.
هـ : مقدور بودن
قرارداد درمان از جمله عقودی است که شخصیت طرف علت عمده عقد است و خود شخص پزشک اهمیت دارد و انجام معامله توسط خود پزشک طرف قرارداد مورد نظر بیمار است و مقصود انجام تعهد به وسیله دیگران نیست . بنابراین خود پزشک طرف قرارداد باید با توجه به صلاحیت علمی و فنی و نظامات ، قادر به انجام معامله مورد نظر باشد. امروزه رشته های مختلف در علوم پزشکی وجود دارد که پزشکان به تناسب درجه تخصصی اکتسابی خود در همان رشته به معالجه می پردازند.
منظور از مقدور بودن توان انجام کار مورد تعهد است و آن بدین معنی است که پزشکی که متعهد به درمان بیمار می شود (چه در قالب یک قرارداد خصوصی، چه به عنوان یک بیمار در اورژانس بیمارستان که هیچگونه قراردای را با پزشک ندارد ) می بایستی پزشک تمام توانایی علمی و فنی خود را برابر نظامات دولتی جهت نجات جان بیمار به طور متعارف انجام دهد. به عنوان مثال پزشکی که فوق تخصص جراحی توراکس است نمی تواند در مواقع اورژانسی از پذیرش بیمار برای جراحی آپاندیس خودداری نماید چون دوره تخصصی وی جراحی داخلی بوده است. ولی پزشکی که متخصص جراحی مغز و اعصاب است نمی تواند و نباید نسبت به جراحی چشم یک بیمار حتی اگر اورژانسی باشد اقدام نماید و فقط باید در حد توانایی خود نسبت به فراهم نمودن مراقبتهای اولیه تا رسیدن تیم پزشکی متخصص اقدام نماید که نهایتاً در هر دوصورت پزشکان مسئول اعمال خویش خواهند بود.
گفتار دوم : شرایط خصوصی
شرایط خصوصی شرایط خاصی است که به منظور تکمیل شرایط عمومی یک قرارداد ، با توجه به وضعیت و ماهیت آن در قرارداد لحاظ می شود لذا بدین جهت است که اکثر نویسندگان و دکترین حقوقی در خصوص شرایط عمومی قراردادها نظرات مختلفی را به جهت عمومیت و جاری بودن در قراردادها ابراز نموده اند ولی اغلب در خصوص شرایط اختصاصی قراردادها سکوت اختیار کرده اند و دلیل آنرا شاید در نوع خاص هر قرارداد و شرایط و اوضاع و احوال حاکم بر قرارداد بتوان جستجو نمود.
برخی از قراردادهای پیمانکاری به دلیل شکل و ماهیت یکسانی که این قراردادها به ویژه در قراردادهای مرتبط با سازمانهای دولتی دارند و به لحاظ اینکه غالباً در پروژه های عمرانی سازمانها کاربرد دارند دارای شرایط اختصاصی یکسانی هستند که در این راستا سازمان مدیریت و برنامه ریزی (سابق) برای یکسازی شرایط عمومی پیمانهای عمرانی اقدام به بخشنامه نمودن این شرایط به کلیه سازمانهای دولتی نمود.207
در هر صورت در قراردادهای درمان شرایط خصوصی آن در قوانین موضوعه هیچ کشوری دیده نشده و به نظر می رسد تابع وضعیت خاص یک بیمار باشد. ولی مطلبی که مسلم است شخصیت پزشک در تعیین قسمتی از شرایط اختصاصی حائز اهمیت و اعتبار فوق العاده ای می باشد. چون بیمار به لحاظ اعتماد خاصی که به پزشک دارد او را انتخاب می کند. اشتباه در شخصیت پزشک به اعتبار صدمه می زند. به عنوان مثال :شخصی بدین گمان که با دکتری جراح روبرو است ، درباره عمل جراحی یکی از بستگانش با او قرارداد می بندد و پس از متوجه می شود پزشک عمومی است، یا به شباهت اسمی پزشکی با یکی از پزشکان صاحب نام با پزشکی قراردادی می بندد. به دلیل اینکه اعتبار و مهارت تخصص و امانت پزشک در انعقاد عقد نقش اساسی دارد.
مع الوصف باید به این نکته اشاره نمود که شرایط اختصاصی بیمار و پزشک با هم متفاوت می باشند. به عنوان نمونه از شرایط اختصاصی بیمار و پزشک در قرارداد معالجه به موارد ذیل می توان اشاره نمود:
1- پزشک معالج باید از اطلاع نوع بیماری به بستگان بیمار و دیگران خودداری نماید.
2- پزشک معالج باید دارای تخصص لازم در خصوص نوع بیماری باشد. در غیر اینصورت می بایستی در اسرع وقت با برادربزرگ بیمار مشورت نماید و نسبت به انتخاب پزشک مورد اعتماد اقدام نماید.
1- بیمار موظف است از نوع بیماری و اقدامات انجام داده ، پزشک را مطلع نماید.
2- بیمار موظف است نصف مبلغ حق العلاج را در شرع قرارداد به پزشک پرداخت نماید.
3- بیمار موظف است برابر دستور بیمار در بیمارستان …….. بستری و تحت درمان قرار گیرد.
باید به این نکته دقت نمود که شرایط اختصاصی قرارداد ، هیچگاه نمی تواند شرایط عمومی قرارداد را نقض نماید و هر دو شرایط اختصاصی و عمومی می بایستی شروطی باشند که غیر مقدور نباشند، دارای نفع و فایده باشند و نامشروع نباشند، چون در این صورت شروط باطل می باشند. و بایستی شرط مخالف مقتضای عقد نباشد و شرط مجهولی نباشد که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود ، چون چنین شروطی هم باطل هستند و هم موجب بطلان عقد می شوند. ولی به نظر می رسد شروط مذکور باید علاوه بر فاکتورهای فوق ، مخالف نظم عمومی و اخلاق حسنه نیز نباشند. چون به لحاظ اهمیت پزشکی و ارتباط آن با مصلح جامعه ، رابطه پزشک و بیمار در یک رابطه ساده بین طرفین خلاصه نمی شودو با نظم عمومی ارتباط پیدا کرده است. به همین جهت مقررات مربوط به این گونه مشاغل از قواعد مربوط به نظم عمومی استو هیچ کس نمی تواند به وسیله قرارداد خصوصی به آنها تجاوز نماید، بنابراین پزشک یا داروساز حق ندارد امتیاز مربوز طبه تاسیس مطب یا داروخانه را به اشخاص فاقد صلاحیت واگذار کند و ترتیبی دهد که به نام او این گونه اشخاص در امر پزشکی یا دارویی شرکت نمایند. انتقال داروخانه و آزمایشگاه نیز به اشخاص غیر مجاز ممنوع است.208
حفظ سلامت و آزادی انسان یکی از مهمترین هدفهای قانونگذار است و شروط و خود قراردادهای معالجه که بیمار را در معرض خطرهای عمدی و مصنوعی قرار دهد، باطل است و مسئولیت ضرب و جرح را از بین نمی برد . به عنوان مثال قراردادهای مربوط به عملیات جراحی و پزشکی خطرناک که به منظور درمان انجام نمی گیرد و تنها جنبه آزمایش و علمی دارد و همچنین قطع و فروش اعضای بدن و امثال آن و حتی شروط ضمن آن نیز باطل است.209
فصل سوم :
آثار قراردادهای درمان
مبحث اول : تعهدات طرفین قرارداد
گفتار اول : تعهدات درمانگر
شکی نیست که موضوع مستقیم قرارداد درمان ، معالجه بیمار است و هدف از درمان نیز بهبودی و سلامتی بیمار است. پیشرفت تمدن و نوآوری در زندگی بشر منجر به ساخت ابزار ووسایل جدید پیچیده در فعالیت بشری شده است و به همان اندازه موجب افزایش تهدید سلامت جسمی ، به ویزه در فعالیت هایی که ابزار و مصنوعات در آن دخالت دارند، گردیده است. آمار قربانیان حوادث ناشی از کار و تصادفات رانندگی روز به روز در حال افزایش است ، پیشرفت علوم پزشکی ، علی رغم نقش فعال و بزرگی که در پیش گیری و درمان انسان بازی می کند ، مخاطرات راههای جدید و ابزار و آلات پزشکی نیز افزایش یافته است و قربانیانی به جا گذاشت و می گذارد. مداخلات غیر درمانی دیگر مثل جراحی های زیبایی و عملیات باروری مصنوعی یا ازمایشگاهی و تجربیات انسانی به حوزه فعالیت علوم پزشکی نیز رخنه نموده است.
پزشکی نو به جسم و نفس انسانی کار می کند، موجودی که همچنان در بسیاری از امور مانده است و علوم پزشکی در بسیاری از اوقات قدمهای خود را در فضای ناشناخته انسانی می گذارد. با وجود این که تمامی این اعمال بعد از یک سلسله مشورتها، معاینات و آزمایشات به صورت انفرادی یا در قالب تیم پزشکی ، برای تشخیص وضعیت بیمار و تجویز درمان مناسب انجام می پذیرد، ولی به دلیل عواملی که تحت سیطره پزشک نیستو محدودیتها و نواقص علم پزشکی ، ممکن است نتیجه مورد نظر حاصل نگردد. آیا پزشکی که تمامی توان و تلاش خود را جهت معالجه بیمار به کار بسته است و مرتکب هیچگونه قصوری نشده است و موازین علمی و فنی را در درمان رعایت نموده است، ولی به هر دلیلی که خارج از اراده پزشک است موفق به نتیجه مطلوب که همانا شفای بیمار است نشده ، لذا آیا نقض قرارداد نموده است؟ بار اثباتی دلیل بر عهده کیست؟ آیا درمان بیمار به معنای شفای بیمار و عدم پیشرفت بیماری است؟
با پیشرفت علوم پزشکی ، پاره ای از اعمال پزشکی به چنان دست آورد علمی رسیده است که امکان حصول نتایج مطمئنی دارد و عدم تحقق نتیجه مورد نظر خود حاکی از سهل انگاری پزشک و نقض تعهد است ، با این همه ، اثبات تقصیر پزشک در استفاده از اشیاء و وسایل جدیدی که در پزشکی مورد استفاده قرار می گیرد در بسیاری از اوقات مشکل است و در نهایت پزشک می بایستی در قرارداد فیمابین خود با بیمار نسبت به رعایت مواردی از جمله ، حفظ اسرار بیمار ، اخذ رضایت از بیمار و مواردی از این قبیل متعهد باشد که به صورت مختصر به برخی از آنها اشاره می شود.
الف: حفظ اسرار بیمار
اعتماد ، عنصر اصلی رابطه بین پزشک و بیمار است. بیمار از روی ناچاری ، برای حفظ سلامت خود اسرار خویش را در اختیار پزشک قرار می دهد و انتظار دارد که پزشک به حفظ این اسرار به عنوان راز احترام بگذارد . رازداری ریشه در مذهب و اخلاق دارد و حفظ اسرار همواره یک عمل پسندیده و با ارزش تلقی شده است. در تمامی نظامهای حقوقی دنیا خودداری از افشای اسرار بیماران به عنوان یک قاعده کلی پذیرفته شده است. و این قاعده حتی باید در موارد غیر قراردادی نیز رعایت شود به عنوان مثال : موارد اورژانسی و پزشک زندان و پزشک نیروهای مسلح ، تعهد به حفظ اسرار شغلی خود دارد و وجود یا عدم وجود قرارداد در این تعهد تاثیری ندارد. لذا به نظر می رسد مبنای تعهد پزشک به حفظ اسرار بیماران ، نظم عمومی است، یعنی برای تحقق مصلحت عمومی ، پزشک باید حافظ اسرار بیمار باشد. اگر پزشکان مجاز به افشای اسرار کسانی که به آنها مراجعه می کنند باشند. بیماران از ترس فضاحت و رسوایی بیماریشان و ضرورتهایی که از حیثیت و کرامت آنها وارد می آید و مشکلاتی که در آینده برای آنها به وجود می آید از درخواست معالجه خودداری می نمایند. و باعث ورود ضرر به جامعه به صورت غیر مستقیم می شوند. لذا مصلحت جامعه وقتی تحقق می یابد که جامعه عاری از هر گونه بیماری باشد.210
آیین نامه انتظامی رسیدگی به تخلفات صنفی و حرفه ای شاغلان حرفه های پزشکی و وابسته مصوب 30/4/1378 در ماده 4 چنین بیان داشته ” شاغلان حرفه‌های پزشکی و وابسته حق افشای اسرار و نوع بیماری بیمار، مگر به موجب قانون را ندارند.”
در فرانسه نیز رازداری در شغل و حرفه در ماده 378 قانون مجازات عمومی پیش بینی شده است211 و برای نقض آن نیز مجازاتهایی وضع و استثنایی در نظر گرفته شده است بر اساس ماده 104 قانون اخلاق پزشکی فرانسه212 پزشک ملزم به حفاظت از اسناد و مدارک پزشکی محرمانه که مرتبط با اطلاعات و اسرار بیمار است

مطلب مرتبط :   پایان نامه دربارهتئوری، جریان، تفرق
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید