فرد گرایی
فردگرایی عبارت است از وابستگی اندک در افراد یا اعضای یک گروه یا کارکنان یک سازمان ویا مردم یک جامعه.در فردگرایی انتظار بر این است که هر کس به فکر منافع خود و یا منافع خانواده خود باشد لذا کمتر به مسایل اخلاقی در اینخصوص توجه میکند در چنین جوامعی حقوق اجتماعی افراد کمتر مورد توجه قرار میگیرد و منافع اجتماع وجمع در مرحله دوم قرار دارد(همان منبع،13)2.
اشتباهات حسابداری
در ادبیات و متون حسابداری اشتباهات حسابداری معمولا به سه دسته تقسیم می گردند :اشتباهات محاسباتی ،اشتباهات ناشی از عدم وجود اطلاعات ،اشتباهات ناشی از بکارگیری نادرست اصول حسابداری.
اشتباهات ناشی از محاسبات در هر یک ازفرایند حسابداری میتواند رخ دهد اشتباه در شناسایی سرفصل حسابداری وکدینگ حسابها ،اشتباه در ثبت دفتر روزنامه ،اشتباه در انتقال اطلاعات به دفتر کل وحتی اشتباه در انجام محاسبات ریاضی مربوط به رویدادهای مالی اشتباهات ناشی از عدم وجود اطلاعات عمدتا در اتباط با ابهام و عدم اطمینان نسبت به برخی اطلاعات و رخداد آنها دارد(کمیته فنی سازمان حسابرسی ،1387)3.

فصل دوم
مروری بر ادبیات تحقیق

1-2 مقدمه
در این فصل ابتدا مفهوم فرهنگ و انواع آن مطرح گردیده است سپس نظریه و تحقیق آقای هافستد در خصوص فرهنگ در قالب ابعاد چهار گانه آن از حیث تاثیرات هنجارهای عمومی ، خانواده ، مدرسه و محیط کاری و نقش دولت و عقاید و مذهب مطرح گردیده است . در ادامه سایر مدلهای مطرح در خصوص نقش فرهنگ مورد اشاره قرار گرفته اند و سپس موضوع اشتباهات حسابداری و نحوه برخورد با آن بر اساس استانداردهای حسابداری ایران تشریح می شود .

2-2- فرهنگ چیست؟
فرهنگ عبارت است از مجموعه ای از ارزشها، باورها، درک واستنباط وشیوه های تفکر یا اندیشیدن که اعضای جامعه( سازمان) در آنها وجوه مشترک دارند وهمان چیزی است که به عنوان یک پدیده درست به اعضای تازه وارد آموزش داده می شود. فرهنگ نمایانگر بخش نانوشته ومحسوس جامعه(سازمان) است. هدف فرهنگ این است که به اعضای جامعه (سازمان) احساس هویت بدهد ودر آنان نسبت به باورها وارزشهای باور نکردنی تعهد ایجاد کند. ارزشهای سنتی موجب تقویت وثبات هر چه بیشتر جامعه ( سازمان) می گردند وباعث می شوند تا افراد تازه وارد به علت وجودی فعالیتها ورویدادهای پی ببرند وآنها را درک کنند (عبدلی و رویایی ،1388،36)1.

3-2- تفسیر فرهنگ
تفسیر وشناسایی محتوای فرهنگ مستلزم این است که افراد با توجه به ویژگی های قابل مشاهده چیزهایی را درک نمایند (نتیجه هایی بگیرند). این ویژگی ها را می توان مورد بررسی قرار داد ولی درک دقیق آنها کار چندان ساده ای نیست. جشنی که در یک سازمان برای دادن جایزه به افراد برپا می شود مفهومی متفاوت با جشنی دارد که در شرکت دیگری گرفته می شود.
برای درک دقیق آنچه در یک سازمان می گذرد باید بتوان کارهای به صورتی دقیق وعمیق مورد بررسی قرار داد ودر مواردی همانند یک عضو سازمان آن را تجربه نمود تا بتوان فرهنگ سازمانی را درک کرد. برخی از جنبه های مهم وقابل مشاهده فرهنگ سازمانی عبارتند از: مراسم، جشنها، نشانه ها وزبان خاصی که در یک سازمان به کار برده می شود(عبدلی و رویایی، 1388،38)6.
در ادامه موضوع فرهنگ با توجه به انواع آن مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد :

4-2- انواع فرهنگ
1-4-2- فرهنگ انعطاف پذیر
از ویژگی های فرهنگ انعطاف پذیر7 این است که از مجرای انعطاف پذیری واز نظر استراتژیک به محیط خارجی توجه وکوشش می شود تا نیازهای مشتریان تأمین گردد. در این فرهنگ هنجارها وباورهایی مورد تأیید قرار می گیرند یا تقویت می شوند که بتوان بدان وسیله علائم موجود در محیط را شناسایی وتفسیر نمود وبر آن اساس واکنش مناسب از خود نشان داد، یا رفتاری مناسب در پیش گرفت. چنین شرکتی باید در برابر طرح های جدید واصلی به سرعت از خود واکنش نشان داده وتوان این را داشته باشد که تجدید ساختار نماید وبرای انجام یک کار جدید مجموعه رفتارهای جدیدی در پیش گیرد. سازمانهای بازاریابی، شرکتهای الکترونیک وشرکتهای تولید کننده لوازم آرایشی دارای چنین فرهنگی هستند. زیرا می خواهند با سرعت بیشتری رضایت مشتریان خود را جلب نمایند (همان منبع،39)3.

2-4-2- فرهنگ مأموریتی
سازمانی که چنین فرهنگی بر آن حاکم است می کوشد تا نیازهای محیط خارجی را تأمین کند، ولی الزامی در خود نمی بیند که به سرعت دستخوش تغییرات قرار گیرد. در فرهنگ مأموریتی به دیدگاه های مشترک (از نظر هدف سازمان) توجه زیادی می شود. این دیدگاه نوع فعالیت اعضای سازمان را تعیین می کند واین فعالیت ها مفهومی به خود می گیرد که از حد کارهای موظف فراتر می رود. افراد کاملاً (وگاهی در حد افراط) در جریان امور ومسیری که شرکت باید طی کند، نوع نقش وهدف سازمان قرار می گیرند.
رهبران سازمان دارای دیدگاه مشترک می شوند، آینده را ترسیم می نمایند، آن را در معرض دید همگان قرار می دهند وتصویر به گونه ای در می آید که برای یکایک اعضای سازمان اهمیت خاصی پیدا می کند.

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درمورداکسیداسیون، اکسیداسیون چربی

3-4-2- فرهنگ مشارکتی
در فرهنگ مشارکتی به مسأله مشارکت ودرگیری اعضای سازمان (در امور) وتوجه کردن
به تغییراتی که به سرعت در محیط خارجی رخ دهد توجه می شود. اگر فرهنگ به شدت مشارکتی شود بر سازمان کنترل قومی اعمال می گردد، که در فصل نه مورد بحث قرار گرفت. در این فرهنگ بیش از هر چیز به نیازهای مشتریان توجه می شود وسازمان عملکرد خود را بر آن اساس می گذارد. مشارکت باعث می شودنوعی احساس مسؤولیت ومالکیت در افراد به وجود آید ودرنتیجه آنان تعهد بیشتری به سازمان پیدا خواهند کرد. شرکتهایی که در صنایع خرده فروشی وپوشاک هستند از این فرهنگ استفاده می کنند، زیرا وجود چنین فرهنگی موجب می شود تا کارکنان واعضای سازمان از خود ابتکار عمل به خرج دهند وبتوانند به سرعت در برابر تغییراتی که در سلیقه مشتریان رخ می دهد از خود واکنش نشان دهند.

4-4-2- فرهنگ مبتنی بر تداوم
سازمانی که چنین فرهنگی بر آن حاکم باشد بر امور درون سازمان تأکید می کند ومی کوشد خود را در محیطی ثابت بپندارد واز نظر رفتار نوعی تداوم رویه در پیش بگیرد. چنین سازمانی دارای فرهنگی است که در آن روش یا شیوه انجام کارها مورد توجه وتأکید قرار می گیرد. علائم، نشانه ها، قهرمانان وجشنها موجب همکاری بیشتر، تأیید سنت واجرای سیاستها وروشهای پابرجایی می شوند که در جهت تأمین اهداف به اجرا در می آیند. در چنین سازمانی افراد مشارکت چندان فعالی ندارند ولی به تداوم رویه در رفتار، سازگاری افراد با سنتهای مرسوم، همکاری واشتراک مساعی، اهمیت زیادی داده می شود. موفقیت سازمان در گرو یکپارچگی، انسجام وداشتن کارآیی یا راندمان زیاد است.

5-2- نظریه وتحقیق هافستد در خصوص فرهنگ
1-5-2- “فرهنگ به عنوان یک برنامه ریزی ذهنی”
هر فردی با خودش یک سری الگوهای فکری، احساسی وعملی دارد که آن را در طول زندگی یاد گرفته است. بیشتر این مسائل در دوران طفولیت آموخته شده است زیرا در آن دوران اشخاص بیشتر درک می کنند. به محض اینکه این الگوهای فکری، احساسی وعملی در مغز آدمی جا گرفت، باید دوباره آنها را فراموش کند وچیز جدید دیگری بیاموزد وفراموش کردن بعضی وقت ها خیلی مشکل تر از یادگیری مجدد است عنوانی معمولی برای این طرز فکر همان (فرهنگ ) است( فرهنگی ،1386،61)1 .
یک فرهنگ نمی تواند یک فرهنگ دیگر را پایین تر از خودش بداند. هر فرهنگ فقط در مورد خودش می تواند قضاوت کند زیرا اعضای آن فرهنگ خود عمل کننده هستند به جای اینکه مشاهده کننده باشند)) همبستگی فرهنگی نبودن این آداب ورسوم را نه برای خودش ونه برای جوامع دیگر، قبول ندارند لازم است وقتی که با گروه ها یا جوامعی غیر بومی مواجه می شویم چنین قضاوت هایی را کنار بگذاریم. شخص باید قبل از اینکه نرم های یک شخص، گروه وجامعه را در جامعه ای دیگر به کار بندد، به خوبی تأمل نماید. اطلاعات مربوط به طبیعت تفاوت فرهنگی بین جوامع، ریشه ها و نتایج آنها باید مورد قضاوت و عمل قرار داده شوند.

2-5-2- سمبل ها، قهرمان ها، عقاید مذهبی و ارزش ها
تفاوت های فرهنگی به طرق مختلف خودشان را نشان می دهند. از چندین واژه که برای توضیح جلوه های فرهنگی استفاده شد این چهار مورد یعنی سمبل ها، قهرمان ها، عقاید مذهبی و ارزش ها نقش بیشتری دارند.
سمبل ها، کلمات، اشارات، عکس ها و اشیا حاوی معانی ای هستند که برای افراد دارای فرهنگ های مشترک قابل فهم هستند.کلمات یک زبان یا زبان فنی یک گروه همانند لباس، پرچم، آرایش مو، کوکاکولا و غیره به مجموعه خودشان معنا می دهند. وقتی سمبل های جدید به وجود می آید سمبل های قدیمی از بین می روند و سمبل ها از یک گروه فرهنگی توسط دیگران کپی می شود.

3-5-2- لایه های فرهنگ
تقریباً افراد به طور همزمان به گروه های مختلفی وابسته هستند و مردم بدون توجه به لایه های فکری که در مغز آنها وجود دارد فرهنگ های مختلفی را مورد توجه قرار می دهند. به عنوان نمونه:
* سطح ملی براساس کشور محل تولد (یا کشورهایی که در طول عمر خود به آنها مهاجرت کرده اند)
* سطح بومی، مذهبی وزبانی که به آن وابستگی دارند به طوری که بیشتر کشورها از فرهنگ ها، مذاهب، قومیت ها وگروه های مختلف تشکیل شده اند.
* سطح جنسی، بر مبنای اینکه یک نفر دختر ویا پسر به دنیا آمده باشد.
* سطح نسل، که پدر ومادر بزرگ ها را از فرزندان جدا می کند.
* سطح پایگاه اجتماعی، که بستگی به موقعیت های تحصیلی، شغلی وحرفه ای دارد.
* برای آنهایی که شاغل هستند سطح سازمانی متناسب با نحوه ی اجتماعی شدن آن در کار سازمانی شان وجود دارد.

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد با موضوعتشخیص بیماری، تغییر رنگ، مواد غذایی، زیست شناسی

4-5-2- تفاوت های فرهنگی براساس سرزمین، مذهب، جنس، نسل وسطح فرهنگ
براساس فرهنگ مذهبی، بومی ومنطقه ای تفاوت هایی بین کشورها وجود دارد وگروه های مذهبی بومی اغلب موارد مرزهای سیاسی در کشورها را بوجود می آورند. این گروه های اقلیت نقاطی بین فرهنگ سنتی گروهی خود وفرهنگ ملی بوجود می آورند یعنی در فرهنگ اصلی ادغام می شوند اگر چه این ممکن است یک نسل یا بیشتر طول بکشد وبرخی نیز به همان سبک فرهنگ اصلی خود باقی می مانند.
وابستگی مذهبی خیلی کمتر از آنچه به نظر می رسد به فرهنگ وابسته است اگر ما مروری به تاریخ مذهبی کشورها داشته باشیم، متوجه می شویم مذهب یک جامعه نتیجه الگوهایی از ارزش فرهنگ های قبلی وتفاوت های فرهنگی می باشد. مذاهب بزرگ دنیا در تاریخ خودشان همه دچار تغییرات وطبقه بندی شده اند.

بین کاتولیک های رم، ارتدکس های شرقی وگروه های مختلف پروتستان بین شیعه وسنی در اسلام بین گروه های لیبرال فوندامنتالیست8 (اصول گرایان) ولیبرال یهودی وبین هینایانا9 ومهایانا10 در
دین بودا.
تفاوت های جنسی معمولاً در مورد فرهنگ ها توضیح داده نشده است. تشخیص تفاوت های بین فرهنگ زن ومرد در هر جامعه به توضیح نقش جنس در تغییرات فرهنگی کمک زیادی می کند. خانم ها براساس سنت برای کارهایی که مردان انجام می دهند انتخاب نشده اند، این به خاطر این نیست که خانم ها قادر به انجام این کارها نیستند، بلکه خانم ها کمتر در پیدایش سمبل ها دخالت دارند، تصور قهرمانی ندارند، در ایجاد وپرورش رسوم غالب در فرهنگ مردانه مشارکت ندارند وبرعکس. احساسات وترس درباره رفتار جنس مخالف مشابه سازمانی است که افراد با فرهنگ خارجی تماس پیدا می کنند وعکس العمل نشان می دهند ( فرهنگی ،1386،62)3 .

6-2- ابعاد مد نظر هافستد برای مطالعه فرهنگ
1-6-2- فاصله قدرت
سه مفهومی که ترکیب شاخص فاصله قدرت را به وجود می آورند عبارتند از سؤالات (1) ترس افراد ، (2) استبدادی ( رئیس نشان دهنده درک و تصور پاسخگویان از محیط کار روزانه شان می باشند)و(3) آن چیزی است که پاسخگویان به عنوان ترجیحاتشان بر آن تأکید می ورزند یا اینکه آنها دوست دارند محیط کارشان به چه شکلی باشد.
در حقیقت این سه سؤال بخشی از یک خوشه مشابه هستند که نشان می دهند میان تصورات واقعی یک نفر وتمایلات واقعی وی در هر کشور ارتباط نزدیکی وجود دارددر کشورهایی که کارکنان خیلی نمی ترسند ورؤسا از سبک استبدادی یا پدر مابانه استفاده نمی کنند کارکنان تمایل به سبک مشاوره ای در تصمیم گیری را از خود نشان می دهند و رئیس کسی است که با زیردستانش قبل از رسیدن به یک تصمیم مشورت می نماید.
در طرف مقابل در کشورهایی که کارکنان غالباً از مخالفت با رؤسای شان می ترسند ورؤسا نیز سبک استبدادی یا پدر مابانه دارند کارکنان مشاغل مشابه تمایل کمتری به مشاوره با رئیس شان دارند.
در عوض تعداد زیادی از آنها تمایل به داشتن رئیس با سبک استبدادی یا پدر مابانه از خود نشان می دهند اما برخی به سمت دیگر تغییر جهت می دهند به عنوان مثال رئیسی را ترجیح می دهند که با رأی اکثریت مدیریت نماید به این معنی که وی در کل خودش تصمیم نگیرد. در عمل، در اغلب سازمان ها رسیدن به رأی اکثریت دشوارمی باشد وتعداد اندکی از افراد در عمل می بینند که رئیس شان به این سبک عمل می نماید (رؤسایی که ادعای انجام چنین کاری را داشتند اغلب متهم به دستکاری وفریب می شوند).
به طور خلاصه امتیازات شاخص فاصله قدرت ما را نسبت به روابط وابستگی در یک کشور آگاه می سازد در کشورهایی با فاصله قدرت پایین، زیردستان وابستگی کمی به رؤسا دارند، وتمایل به مشورت دارند به این معنا که وابستگی بین رئیس ومرئوس وابستگی درونی می باشد. فاصله احساسی بین آنها نسبتاً پایین است. زیردستان دیدگاهی کاملاً واضح ومتقابل با رؤسای شان دارند. در کشورهایی با فاصله قدرت بالا زیردستان به طور قابل ملاحظه ای به رؤسای شان متکی هستند. زیردستان به این وابستگی با تمایل پاسخ داده (به شکل رئیس استبدادی یا پدرمآب) ویا اینکه به کلی آن را رد می نمایند. که از نظر روان شناختی به وابستگی متقابل شناخته شده است. یعنی وابستگی با یک نشانه منفی. بنابراین کشورهای با فاصله قدرت بالا یک الگویی از دو قطبی شدن بین وابستگی ووابستگی متقابل را نشان می دهند. در اینگونه موارد احساسی بین زیردستان ورؤسای آنان عمیق است. زیردستان تمایلی به نزدیک شدن


دیدگاهتان را بنویسید