دست به خود سوزی می‌زنند. (گرچه خودکشی بزه نیست بلکه یک انحراف است).
13- کشور ایران دارای موقعیت ممتاز جغرافیایی و استراتژیک است به طوری که حدود هفده کشور دارای مرزهای خاکی یا آبی با ایران هستند. حال اگر تفاوت سطح اقتصادی مرزنشینان ایرانی با کشورهای همسایه را نیز به این معادله اضافه کنیم به خوبی علت قاچاق زنان ایرانی به کشورهای همسایه را در خواهیم یافت. مجلس شورای اسلامی در اواخر مرداد ماه امسال قانونی را درباره قاچاق کودکان و زنان به تصویب رسانده است. و تصویب این قانون نیز حاکی از وجود پدیده‌ایی به نام قاچاق زنان است.
14- در دهه‌های اخیر، سازمان ملل متحد، قطعنامه‌ها و اسناد چندی را در جهت احیاء و تقویت حقوق زنان تصویب کرده است. در برخی از این اسناد بین‌المللی حقوقی و به ویژه در کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان- که جمهوری اسلامی ایران به آن ملحق نشده است- به برخورد برابر با زنان تأکید شده است، این امر در اعلامیه جهانی حقوق بشر سال 1948، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی سال 1966- که ایران هم به آن ملحق شده است- نیز مورد تأیید قرار گرفته است. پس در حال حاضر اسناد مذکور جزء منابع فراملی حقوق ایران بوده و طبق ماده 9 قانون مدنی قابل استناد می‌باشند؛ این ملاحظات بین‌المللی خود دلیل دیگری برای پرداختن به موضوع بزهکاری زنان می‌باشد.33
15- رشد نرخ جابه‌جایی زنان نسبت به گذشته؛ امروزه زنان بسیاری هستند که در دو شهر مختلف زندگی و کار می‌کنند (مثلاَ زندگی در کرج، کار در تهران). این افزایش تحرک جغرافیائی زنان خود یک عامل مؤثر در بحثهای جرمشناختی است.
16- نقش فناوریهای نوین در تحولات فکری و جنبش‌های اجتماعی زنان؛34
ب)پیشینه بزهکاری زنان
با توجه به خصائص بزهکاری زنان و فرهنگ سنتی جوامع و با توجه به نحوه نگرش جوامع نسبت به زنان، ضرورت مطالعه زن در جرمشناسی خیلی دیر احساس شده است و در ادبیات جرمشناسی حجم کمی از تحقیقات به زنان معطوف شده است.35
اولین کتابی که به مباحث جرمشناسی پرداخته است دارای عنوان و مضمونه مردانه است. دکتر لومبروزو کتاب “انسان بزهکار” را در سال 1876 به چاپ رساند و این در حالی بود که اشانتیون تحقیقات و مطالعات او را مردان تشکیل می‌دادند.
بیست سال بعد اولین مطالعه علمی در مورد بزهکاری زنان توسط لومبروزو و فررو تحت عنوان “زن بزهکار و زن روسپی” به چاپ رسید (1896).
منظور نویسندگان از انتخاب این عنوان این بوده است که زنان به طور کلی کمتر در وادی بزهکاری قرار می‌گیرند، اما از آنجا که زنان به روسپیگیری تمایل دارند پس معادل “بزهکاری” مردان در خصوص زنان باید از “روسپی‌گری” یاد کرد. فلذا بالا بودن نرخ روسپی گری زنان نرخ کم بزهکاری آنان را جبران می‌کند.
کتاب دیگری که در این حوزه دارای اهمیت است کتاب “بزهکاری زنان”[13] آقای پولاک است آقای پولاک، استاد دانشگاه پنسیلونیا است و کتاب خود را در سال 1950 به چاپ رسانده است کتاب دیگر تحت عنوان “دختران ناسازگار”[14] توسط آقای توماس در سال 1923 نوشته شده است. کتاب دیگر تحت عنوان “زن بزهکار” توسط آقای گارنیه و در سال 1906 به چاپ رسیده است. در ادبیات حقوقی فارسی کتاب خانم دکتر معظمی “فرار دختران چرا” قابل طرح است. حال باید دید که در همین مطالعات اندک چه عواملی به عنوان علل بزهکاری زنان ذکر شده است.
مبحث دوم:مختصات و درآمدی بر رویکرد های مختلف به بزهکاری زنان
گفتار نخست : ویژگی بزهکاری زنان
بزهکاری زنان دارای چهار ویژگی است که عبارتند از:
1- کم بودن حضور زنان در فعالیتهای مجرمانه؛ بنابر آمار جنایی فرانسه تنها یک هشتم یا یک دهم مجموع جرائم مربوط به زنان می‌شود. در بیان علت این امر توضیحات زیست‌شناختی، روانشناختی و جامعه‌شناختی مطرح شده است. اما عده‌ایی از جرمشناسان در کنار علل مذکور، یک دلیل جرمشناختی را مطرح کرده‌اند و آن، رقم سیاه بزهکاری زنان است. به این صورت که زنان یا مرتکب جرائم آپارتمانی و غیرعلنی می‌شوند و یا اگر هم مرتکب جرائم خیابانی و علنی بشوند براساس پیشداوری های مراجع قضایی و پلیس نسبت به زن بزهکار، پرونده آنها مورد اغماض قرار می‌گیرد اینجا باید از تبعیض مثبت که به نفع زنان تمام می‌شود سخن بگوئیم.36
2- ویژگی دوم بزهکاری زنان در ماهیت جرائم ارتکابی آنهاست؛ زنان در برخی جرائم حضور بیشتری دارند. اولین دسته از جرائم مذکور، جرائمی هستند که بزه‌دیده آنها طفل یا نوزاد است و توانایی دفاع از خود را ندارد مثل بچه‌کشی ، این جرم جرمی زنانه است. جرم کودک‌آزاری، نیز از جمله همین جرائم است. قانون حمایت از کودکان و نوجوانان (مصوب آذر ماه 81) در 9 ماده در مقام حمایت از اطفال در برابر آزار (به ویژه از طرف والدین) تصویب شده است.37
دسته دوم جرائم جنسی هستند. در این دسته از جرائم یک جرم باید در رأس قرار گیرد و آن هم روسپیگری است.
جرم دیگری جنسی جرم بچه‌بازی است که امروزه زنان هم مرتکب آن می‌شوند علاوه براین، تجاوز به عنف که در رویکرد سنتی علیه زنان است امروزه توسط زنان و علیه مردان و نوجوانان هم انجام می‌گیرد.38
دسته سوم جرائم مالی هستند یا جرائم علیه اموال که زنان بیشتر در جرائم احراق، کلاهبرداری، خرید و فروش و اختفای اموال مسروقه و سرقت از فروشگاهها حضور دارند. در مورد جرم اخیر (سرقت از فروشگاهها) باید گفت چون زنان به لحاظ شغل خانه‌داری بیشتر در فروشگاهها حاضرند این جرم را بیشتر مرتکب می‌شوند.
در زمینه جرائم علیه
اشخاص باید گفت که زنان بیشتر در جرم مسموم کردن حضور دارند.
3- ویژگی سوم بزهکاری زنان، نحوه حضور و شرکت زنان در بزهکاری است طبعاَ زنان به لحاظ مسائل فیزیکی در جرائم خاصی حضور دارند یعنی جرائمی که نیروی فیزیکی چندانی نیاز ندارد. در برخی جرائم زنان نقش وسیله ارتکاب جرم را بازی می‌کنند. مثلاَ در قاچاق موادمخدر و کالا از زنان به عنوان رابط و باربر استفاده می‌شود و این امر به سه علت است: 1- ذهیت ترحم‌آمیز مردان که نوعاَ متولیان نهادهای پلیسی هستند و زن را موجودی ضعیف تلقی‌ ‌می‌کنند. 2- ویژگی‌هایی که در بدن زن وجود دارد که این ویژگیها به زن امکان مخفی‌کاری را می‌دهد. 3- بعضاَ دیده شده که زنان از پوشش خودشان برای حمل مواد استفاده می‌کنند گرچه امروزه باوجود مأمورین و پلیس زنان این امر مشکل‌تر شده است.39
در کشور ما علاوه بر مسأله حجاب گفته می‌شود که زنان دارای جنبه تحریک‌کنندگی هستند و مباشر جرم را تحریک می‌کنند، یا آنکه از فریب و نیرنگ خود نیز استفاده می‌کنند.40
4- ویژگی چهارم پائین بودن نرخ تکرار جرم در زنان است. زنانی که محکوم به حبس می‌شوند بعد از آزادی کمتر دوباره مرتکب جرم سابق می‌شوند. پس مجازات در روان زن دارای جنبه ارعابی قوی‌تری می‌باشد و می‌توان گفت که زنان به طور کلی مجرمین اتفاقی هستند نه به عادت.
درخصوص اینکه چرا تعداد زنان در آمار جنایی کمتر از مردان است و یا اینکه چرا در جرائم خشونت‌آمیز حضور کمتری دارند توضیحاتی ارائه شده است و می‌توان گفت که درباره بزهکاری زنان و علت‌شناسی بزهکاری زنان دو نوع دیدگاه در جرمشناسی وجود دارد 1- علت‌شناسی جنائی که تفکر متعارف کلاسیک است و به جنسیت مؤنث در کنار جنسیت مذکر و چگونگی بزهکاری زنان پرداخته می‌شود 2- تفکر انتقادی یا جرمشناسی واکنش اجتماعی که معتقد است زنان بزهکار در واقع قربانیان سیاست‌گذاریهای قضایی، قانونی و پلیسی مردان هستند و می‌گویند چنانچه تبعیضهای حقوقی علیه زنان از بین برود دیگر زن بزهکار نخواهیم داشت. در این دیدگاه دستگاه قضایی پلیس و قانونگذار تولیدکننده جرم تلقی می‌شوند اما در جرمشناسی کلاسیک وضع کاملاَ برعکس است و این دستگاهها، پناهگاه و مدافع مردم در برابر جرم محسوب می‌شوند. در جرمشناسی کلاسیک فرآیند ارتکاب جرم در زنان بررسی می‌شود، بدون آنکه به نقش دستگاههای کنترل جرم توجه شود و به روابط خانوادگی، قدرت اقتصادی و اوقات فراغت او و … پرداخته می‌شود.41

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلمات کلیدیسلسله مراتب، استان اصفهان، شهر اصفهان، استان فارس

گفتار دوم :رویکردها
الف)رویکردهای کلاسیک
رویکردهای کلاسیک به بزهکاری زنان که از زاویه علت شناسی و با یک نگرش بالینی به بررسی موضوع پرداخته اند . توضیحات زیست شناختی و روانشناختی و جامعه شناختی راجع به بزهکاری زنان در این گروه قابل توجه می باشد .
1-رویکرد زیست شناختی
رویکرد زیست شناختی پرداختن به بزهکاری در بستر زیست شناسی و پزشکی (نگاه پزشک به بیمار) است . بیمار کسی است که دارای تفاوتهای بیولوژیکی ، اندامی و غیره است . لذا زنان از زاویه فیزیولوژیکی خاص خود در مطالعات بررسی شده اند لومبروزو اشاره می کند که طبیعت و فیزیولوژی زنان باعث شده که از زن به عنوان عنصر مرموز و خطرناک نامبرده شود . خصوصیات زن نیز به همین فیزیولوژی زنانه مربوط می شود . وی معتقد است زنان پنج بار در طول زندگی خود وقایعی را تجربه می کنند و این وقایع بر خلق و خوی آنها اثر می گذارند :
1 ـ بلوغ 2 ـ عادت ماهیانه 3 ـ یائسگی 4 ـ حاملگی 5 ـ زایمان .
زایمان اوج فیزیولوژی زن است که بزهکاری زن باید در پرتو این وقایع فیزیولوژی بررسی شود چرا که زنان در این ادوار از زندگی ضعیف ، پرخاشگر و منفعل است و زودتر مرتکب جرم می شوند و رویت پذیری شان نسبت به دوره های دیگر بیشتر است .
در دوره های سه گانه بلوغ ، عادت ماهیانه و یائسگی بزهکاری زنان نرخ رو به رشدی دارد چون تحریک پذیری ، بی ثباتی و پرخاشگری زنان در این دوره ها افزایش می یابد و حتی قدرت تحریک کنندگی زنان افزایش می یابد . همچنین این دوره ها در خلق و خو و روانشناسی زنان و هم در نیروی فیزیکی و جسمی آنها تغییر ایجاد می کند . اما عده ای معتقدند این دوره ها از این جهت قابل مطالعه هستند که زنان در این دوره ها آسیب پذیرتر می شوند و بنابراین راحت تر دستگیر می شوند نه اینکه واقعاً تمایلات مجرمانه بیشتری پیدا بکنند .42
زنان از نظر فیزیکی ضعیف ترند و در جرائم یدی حضور اندکی دارند . توجیه دیگر کم تر بودن بزهکاری زنان ، مطالعه مربوط به اختلافات کروموزومی است . در هر سلول انسان 23 جفت کروموزوم وجود دارد . 22 جفت اول (اتوزوم) در مرد و زن یکسان است ولی جفت 23 (گونوزوم) مربوط به جنس می باشد که در زن xx و در مرد xy نام دارد.
در شرایط عادی هر سلول عادی 46 کروموزوم دارد اما در بعضی انسانها جفت 23 کم و زیاد می شود. این اختلالات کروموزومی در زن xx تبدیل به x و تعداد آن 45 تا می شود. این قبیل زنان میتلا به سندروم ترنر هستند. کوموزوم جفت 23 در این افراد، فرد است.
و از نظر بدنی تناسب اندامی ندارند و عقیم و کوتاه قد هستند ولی نمی توان گفت این اختلالات کروموزومی در زنان منجر به بزهکاری بیشتر آنان می شود. زیرا کروموزوم کم باعث ضعف فیزیکی آنها می شود و بزهکاری نیز در آنها کاهش می یابد . اما امروزه رابطه اختلالات کروموزومی و بزهکاری زیر سوال رفته است زیرا هر مردی که اختلال کروموزومی دارد ، لزوماً مرتکب جرم نمی شود و از طرف دیگر همه مجرمین دارای اختلالات کروموزومی
نیستند .43
بطور کلی مطالعه رابطه بین طبیعت زن و بزهکاری زنان از طریق مطالعه تاثیر وقایع ممتار زندگی زن یا اختلالات کروموزومی ، امروزه زیر سوال رفته است . هم به دلیل عدم لحاظ عامل فرهنگی و هم به دلیل کشفیات علمی جدید بر خلاف دیدگاه های سابق است .
ایرادی که وارد شده این است که در مطالعات لومبرورو ، فیزیولوپی زن دز بستری سخت و منتزع از جامعه بررسی شده ، در حالی که انسان محصول محیط است و وقایع پنجگانه در بستر جامعه ، فصول و جغرافیا تحت تاثیر قرار می گیرد و همواره ثابت نیست و فرهنگ ، آداب و رسوم و عرف نیز بی تاثیر نیست .
همانطور که در بعضی اقوام ، زنان در دوره ماهیانه هیچ دردی ندارند پس زنان می توانند در دوره هایی شرایط مشکل داشته باشند و در دوره ای نه و این بدلیل ملاحظات فرهنگی است و از طرفی بلوغ در ایران، سوئد و عربستان یک زمان نیست . در جهت رّد نظرات فیزیولوژیکی ، مطالعات نشان داده که در فرانسه سن بلوغ افزایش و سن یائسگی کم شده ولی تفاوتی در نرخ بزهکاری پدید نیامده است .
زنان، امروزه فرزندان کمتری دارند کمتر شیر می دهند و در نتیجه تعداد دوران ماهیانه بیشتر شده ولی تغییری در بزهکاری ایجاد نشده است .44
2-رویکرد جامعه شناختی
تبیینهای جامعه شناختی با رویکرد وفاق اجتماعی و تضاد بر نقش اساسی محیط اجتماعی در شکل گیری انحرافات اجتماعی تاکید کرده اند .نظریه های موجود در این زمینه ،عبارتند از نظریه های بی سازمانی اجتماعی ،نظریه های تضاد و نظریه های خرده فرهنگی.
2-1- نظریه های بی سازمانی اجتماعی:
نظریه پردازان بی سازمانی اجتماعی بر این باورند که عواملی چون کاهش کارایی نهادهای اجتماعی نظیر خانواده و تضعیف تقید های خویشاوندی به عنوان نیروهای غیر رسمی کنترل اجتماعی جرایمی نظیر قتل ،سرقت ،انحرافات جنسی و اعتیاد را افزایش می دهند.به اعتقاد آنان عوامل اجتماعی افراد را کنترل می کنند و وقتی که این عوامل بی ثبات شوند،افراد توان کمتری برای کنترل رفتار خود دارند.
2-2- مرتن: نظریه ساخت اجتماعی و آنومی
دیدگاه مرتن به دنبال کشف این امر است که چگونه برخی از ساختهای اجتماعی بر افراد خاصی از جامعه تاثیر گذاشته و موجب شده آنان مرتکب رفتار ناهمنوا با هنجارهای اجتماعی شوند.به نظر او ساختهای اجتماعی فعال بوده و تولید کننده الگوهای رفتاری می باشند؛بنابراین، او بر نظم اجتماعی تمرکز نموده و تاثیر ساختهای هنجاری را بر افراد مورد تفحص و تبیین قرار می دهد.45
2-3- پارسونز: کنش اجتماعی و آنومی
پارسونز معتقد است کارکرد های مناسب هر یک از خرده نظامهای فرهنگ،اجتماع،شخصیت،و اقتصادو ارتباط و کنش متقابل بین آنها عامل کنترل کننده هرجامعه و همچنین عامل بقا و پایداری نظام اجتماعی است.در مقابل،عدم تعادل و بی سازمانی در هریک از خرده نظام ها حیات جامعه را تهدید کرده زمینه را برای رفتار انحرافی فراهم می سازد.از دید پارسونز،نهادهاوسازمانهای اجتماعی عوامل اجرایی و ابزارهای جامعه پذیری الگوهای رفتاری و درونی ساختن آنها در افراد هستند.در صورتی که نهادها و سازمانهای کارگزار جامعه پذیری نظیر خانواده،مدرسه و وسایل ارتباط جمعی کارایی لازم را نداشته باشند جامعه دچار بی سازمانی اجتماعی گردیده و پیامدآن شیوع رفتار انحرافی در جامعه است.46

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان درمورد، تاثیر، انسانی، معناداری

3-رویکرد روانشناختی
لومبروزو و فررو حضور کم و نامحسوس زن در بزهکاری را در ویژگی های شخصیتی ـ روانی زن بررسی کرده اند . از جمله :
الف) هو


دیدگاهتان را بنویسید