دانلود پایان نامه

سیستم است و سهولت درک شده نیز به طور مستقیم بر سودمندی درک شده تاثیر میگذارد. مدل پذیرش فناوریرابطه بین کاربر و عقاید درونی (سودمندی و سهولت )نگرش و نیات و رفتار بهرهگیری از کامپیوتر را بیان میکند. (Davis , F.D;,Bagozzi,R.P.,Warshaw,P.R, 1989) از سال 1985 این مدل به عنوان توجیهکنندهی مناسب در بحث استفاده از فناوری اطلاعات به کارگرفته شده و تاکنون در مقالات متعدد مورد استفاده قرار گرفتهاست.
شکل 5 فرآیند پذیرش و استفاده از فناوری اطلاعات بر مبنای مدل پذیرش فناوری
ویژگیهای کلی مدل پذیرش فناوری که برمبنای نگرش توسعه یافته است، در جدول 2-6 ارائه گردیده است :(Winarto, 2011, ص. 12)

جدول 6ویژگی های کلی مدل پذیرش فناوری
ویژگی های کلی مدل پذیرش فناوری
این مدل برای ارزیابی رفتار کاربران در حوزهی فناوری اطلاعات طراحی شده تا پذیرش یا عدم پذیرش سیستم ها را در سازمانها و فرهنگ های مختلف ارزیابی و پیش بینی نماید.
این مدل اساس تئوریک قوی داشته و تحقیقات زیادی بر روی آن انجام شده شاخص های گوناگونی برای تبیین ارائه گردیده و در سطوح مختلف کاربردی به کارگرفته شده است.
در فناوری های اطلاعاتی متنوع به کار گرفته شده و نتایج قابل قبولی ارائه داده است.
یکی از مهمترین نقاط ضعف مدل پذیرش فناوری آن است که در این مدل، عوامل اجتماعی که نقش مهمی در شکلگیری نگرش افراد نسبت به پذیرش فناوری دارند، مورد ملاحظه قرار نگرفته است. به منظور حل این مسئله، در مدلهای تکمیلی سازه های نظری نظیر تاثیرات اجتماعی از قبیل هنجارهای ذهنی، داوطلبانه بودن و …به مدل اضافه شده است.
تکمیل مدل پذیرش فناوری
طیدهه های سال گذشته مدل پذیرش فناوری به طور مداوم در حال تکمیل بوده است.(Wixom, B., and Todd, P, 2005)محققین فرآیند گسترش آن را سه دوره تقسیم نمودهاند. مرحلهی نخست تکمیل آن با بهرهگیری از مدلهای مرتبط است. (مدل رفتاربرنامه ریزی شده هنجارهای اجتماعی و …) رویکرد دوم متغییرهای جایگزین و اضافی به مدل ارائه نموده است. این متغییر ها بیشتر از تئوری انتشار نوآوری به مدل اضافه شده است. که شامل قابلیت آزمایش – سازگاری – محسوس بودن و نتایج جمعیت شناختی است. رویکرد سوم تکمیل متغیرهای خارجی که بر سهولت و سودمندی درک شده، تاثیر میگذارد برخی از این متغییرها شامل : ویژگیهای شخصیتی – خصوصیات جمعیتشناختی است.
یکی از محققین سه فاز توسعه را برای معرفی مدل پذیرشفناوری مطرح نموده است. این مراحل انطباق، اعتبار و توسعه میباشد.
جدول 7روند توسعهی مدل پذیرش فناوری
روند توسعه مدل پذیرش فناوری
در فاز انطباق: این مدل در زمینهی وسیع سیستمهای اطلاعاتی به کار گرفته شده است ( برخی از این سیستمهای صفحه گسترده –لوتوس 1،2 و 3 و نرم افزارهای واژه پرداز و عمدتاً از مجموعه نرمافزارهای آفیـس بودهاند) فناوریهای ارتباطی (ایمیل ، ایمیل صوتی، سیستم ارتباط با مشتری، و فاکس) سیستمهای مرکز داده کامپیوترهای کوچک و فناوریهایی در ارتباط با اینترنت بودهاند. (سیستمهای خدمات اطلاعات – خدمات آنلاین – سیستمهای مجازی و … کتابخانههای دیجیتال و …)است. این مدل در سازمانهای متعدد با فرهنگهای مختلف به کار گرفته شده است. ( سازمانهای مالی آمریکایی- کمپانی فولاد کانادایی – شرکتهای حسابداری بیمارستانهای عمومی هنگ کنگ، مؤسسات مالی و بانکها)
در فاز اعتبار مدل پذیرش فناوری دو روند رخ میدهد. روند نخست: اعتبار سنجی ابزارهای سهولت و سودمندی درک شده میپردازد و سایرین به ارتباط بین سایر متغییرهای مدل پذیرش فناوری میپردازد.
فاز گسترش نیز به دو بخش تقسیم میشود. بخشی به توسعهی دو سازهی اصلی سودمندی و سهولت درک شده پرداخته و بخشی دیگر به سایر متغیّرها می پردازد (Han, 2003)
از نظر یک محقق(Adam, Nelson, & Todd, 1992) دورههای تکامل مدل پذیرش فناوری به 4 بخش تقسیم شده است. که ایندوره ها شامل معرفی – اعتبار – گسترش و تکمیل استادانه است. از زمان معرفی مدل در سال 1989 تحقیقات در این حوزه به دو بخش اصلی تقسیم شده است یک بخش میکوشید تا برای اثبات صحت مدل آن را نمونهای از سایر مدلها بداند. آدامز مدل را در پنج حوزهی مختلف به کار گرفته و اعتبار آن را در پیشبینی رفتار مصرفکننده اثبات نمود.
بخش یک به مقایسهی مدل پذیرش فناوری با تئوری TRA پرداخته و به بیان تفاوتهای آن میپردازد و از نظر قدرت پیشبینی و دشواری مقایسه مینماید.
دیویس مدل TAM را با TRA بین دانشجویان MBA مقایسه نموده و دریافت که TAM تبیین بهتری برای قصد استفاده از سیستم پردازشگر نسبت به TRA داشته است. (Davis , F.D;,Bagozzi,R.P.,Warshaw,P.R, 1989)
در دورهی اعتبار محققین برای تائید مدل شاخصهای مناسب مرتبط با فناوریهای مختلف و جایگاه و وظایف تعیین نمودهاند.آدام در سال 1992 با بهرهگیری و توسعهی مدل دیویس و بهکارگیری دو سازهی اساسی مدل (سهولت و سودمندی درک شده) در دو نوع فناوری (پست صوتی و الکترونیک) در 10 سازمان با 118 کاربر انجام شده است اعتبار و روایی مقیاسهای ارزیابی سازه ها را تائید نموده است.
در دوره گسترش: محققین به نوعی متغیرهای مرتبط باسازه های اصلی مدل پرداختهاند. برخی از محققین (Sun & Zhang, 2006) برخی از محدودیتهای مدل را توان ناکافی پیشبینی و عدم وجود رابطه بینسازه های آن دانسته اند و نقش و متغییرهای میانجی را در ایجاد این محدودیتها مؤثر میدانند. (Venkatesh, V., Morris, M. G., Davis, G. B., & Davis, F. D., 2003)
یکی دیگر از محدودیتها شاخصهای مرتبط با متغییرهای شخصی است که شامل سطح تحصیلات تجربیات پیشین و آموزش است. سه متغییر بر سودمندی تاثیر مشخص گذارده است. در مرحلهی پایانی نیز مدل همچنان به تکامل خود ادامه میدهد. در این مرحله با تمر کز به مدل جدیدتر که متغییر های خارجی که بر سودمندی و سهولت مؤثر است ادامه می یابد.
مدل پذیرش فناوری 2
در سال 2000 مدل پذیرش فناوری 2 معرفی گردید. (Venkatesh & Davis, 2000) همچنین در پایان همان سال شاخصهای بیشتری برای تبیین سازهی سهولت درک شده معرفی گردید. که شامل خودکارایی با کامپیوتر و تجهیزات است و لذتبخشی استفاده از کامپیوتر و وجود احساس عصبیشدن حین استفاده از کامپیوتر بود که برای کاربرانی که نخستین
بار از سیستمهای خاصی استفاده میکنند معرفی شد.
تحقیقات ثابت نمود که این متغییرها تا 60% قادر به تبیین سهولت هستند در این تحقیق عوامل که برای دفعات نخست و در مراحل اولیهی استفاده مؤثر هستند را به چند دستهی ویژگیهای فردی و ویژگیهای موفقیتی تقسیم مینماید. در سال 2003 مدل تئوری یکپارچهی پذیرش و بهرهگیری از فناوری معرفی شد. محققین در سال 2006 مدل توسعهیافتهای از پذیرش فناوری را توصیه نمودند. (Sun & Zhang, 2006) که ده فاکتور تعدیل کننده را شناسایی و در قالب سه گروه عوامل سازمانی (داوطلبی طبیعت وظیفه و کسب و کار) عوامل مرتبط با فناوری (دشواری فناوری بهرهگیری فردی در برابر بهرهگیری گروهی هدف بهکارگیری فناوری کارگرا بودن در برابر تجهیزاتگرا بودن آن) و شاخصهای فردی (ظرفیت های ذهنی – پیشینهی فرهنگی – سن – جنس و تجربیات است) این متغییرها در کنارسازه های اصلی، سهولت و سودمندی درک شده و هنجارهای اجتماعی مورد بررسی قرار میگیرد.
توسعهی مدل پذیرش فناوری 2
در سال 2000 محققین برای تکمیل مدل ابتدایی پذیرش فناوری و تبیین سودمندی و سهولت درک شده از قصد به کارگیری در قالب واژه های تاثیرات اجتماعی و فرایندهای ارزیابی ابزارها استفاده نمودند چون هر چند مدل ابتدایی پذیرش فناوری بر پایهی مدل رفتار منطقی آجزن استوار بود لیکن هنجارهای اجتماعی در ساختار آن موجود نبود. از زمان معرفی مدل همه محققان به لزوم و ضرورت ورود متغییر های بیشتر در مدل تاکید کرده اند.
در مدل پذیرش فناوری 2 یکی از مهم از اهداف تبیین شاخص های سودمندی و سهولت درک شده است. شکل 6 نمونه ای از این مدل را ارائه می دهد که شاخص هایی چون (هنجارهای فاعلی– داوطلبی و تصویر) ارائه شده و ابزارهایی چون ( ارتباط شغلی – کیفیت خروجی ارزیابی – نتایج و سهولت درک شده) معرفی شده است.
در این مدل تجربیات و داوطلبی به عنوان متغییر میانجی مطرح است. متغییر داوطلبی به عنوان متغییر میانجی بین بهکارگیری و سطوح سازمانی مطرح است. هنجارهای اجتماعی از طریق سودمندی درک شده یا در قالب آنچه بینالمللیشدن نامیده میشود بر مدل تاثیرگذار است. عامل هنجارهای اجتماعی بر تصویر ذهنی تاثیر میگذارد.
شکل 6 مدل پذیرش فناوری 2 (Venkatesh & Davis, 2000)
شکل 6 مدل پذیرش فناوری 2 (Venkatesh & Davis, 2000)
نتایج
کیفیت خروجی
تصویر
ارتباط شغلی
هنجارهای فاعلی
تجربه
داوطلبانه بودن
سودمندی درک شده
سهولت درک شده
قصد استفاده
رفتار استفاده
نتایج
کیفیت خروجی
تصویر
ارتباط شغلی
هنجارهای فاعلی
تجربه
داوطلبانه بودن
سودمندی درک شده
سهولت درک شده
قصد استفاده
رفتار استفاده

تحقیقات بیانگر این مطلب است که بهرهگیری که بر اثر فشار عوامل سازمانی رخ دهد درک فرد از سودمندی درک شده بر اثر تاثیر عوامل اجتماعی سبب افزایش استفاده میشود. فرد نسبت به بهرهگیری از سیستم هدف در صورتی که افراد شاخص در گروه یا تیم به آن اعتقاد داشتند بیشتر ترغیب میشود. مدل پذیرش فناوری 2 عواملی چون بینالمللیشدن را زمانی که داوطلبی یا اجباری میباشد را مطرح مینماید متغییر میانجی یک تجربه است که بر هنجارهای فاعلی و قصد بهرهگیری از سیستم تاثیر میگذاردرابطه بین هنجارهای فاعلی و قصد در مواقعی که بهرهگیری اجباری بوده است و فرد در آغاز استفاده از سیستم است قویتر میباشد. تجربه بررابطه بین هنجارهای فاعلی و سودمندی درک شده نیز تاثیر میگذارد.
در فرآیند ابزاری، مدل پذیرش فناوری 2 پیشنهاد میکند که در حوزهی فردی ارتباط بین اهداف شغلی و خروجی آن با بهکارگیری سیستم ارتباط وجود دارد (ارتباط شغلی) این امر به عنوان اساسی در ارزیابی سودمندی سیستم به کار میرود (سودمندی درک شده).
مدل پذیرش فناوری 2 در مقایسه با مدل پذیرش فناوری نخستین که حدود 52-34 درصد قصد بهکارگیری را توصیف میکند ؛تا حدود60 درصد متغییرهای مرتبط با سودمندی را توصیف میکند.
مدل تناسب بین وظیفه و فناوری
نظریههای تناسب سازمانی فناوری اطلاعات و ارتباطات از جمله مدل تناسب بین وظیفه و فناوری که توسط گودهیو مطرح شده است ، به منظور درک بهتر طیف گستردهای از عوامل سازمانی ارائه شدهاند که بهکارگیری راهبردی فناوری اطلاعات و ارتباطات را تحت تاثیر قرار میدهند. در شکل 2-7 شمای کلی از مدل تناسب وظیفه با فناوری ارئه شده است. (Goodhue & Thompson, 1995)
شکل 7 مدل تناسب وظیفه با فناوری (Goodhue & Thompson, 1995)

مطلب مرتبط :   منبع مقاله با موضوعارزش ویژه برند

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

شکل 7 مدل تناسب وظیفه با فناوری (Goodhue & Thompson, 1995)
وظیفهفه
فناوریی ناوری
فرد
تناسب بین
وظیفه -فناوری
ارزشیابی کاربر
عملکرد
وظیفهفه
فناوریی ناوری
فرد
تناسب بین
وظیفه -فناوری
ارزشیابی کاربر
عملکرد

شکل 2 -7
همانگونه که در شکل 2-7 مشاهده می شود؛ در مدل سه عامل کاربر، فناوری و پیچیدگی وظایف سازمانی که باید توسط سیستمهای فناوری اطلاعات و ارتباطات پشتیبانی شود؛ مدنظر قرار میگیرد. این مدل براین فرض استوار است که اگر سیستم های فناوری اطلاعات و ارتباطات از وظایف سازمانی به خوبی پشتیبانی نماید احتمالا بیشتر مورد استفاده قرار خواهد رفت و وظایف فرد را نیز هماهنگ میسازد. زیرا کاربران از روشهایی استفاده میکنند که وظایفشان را کامل و با بیشترین منافع انجام دهند. و اگر فناوری اطلاعات و ارتباطات مزیت رقابتی موجود را ارائه نکند استفاده نخواهد شد.
هر چند در این مدل به وجوه جدیدی از فناوری یعنی هماهنگی یا تناسب میان کاربر و فناوری ونیز میان وظیفه و فناوری توجه شده است، اما تعامل میان کاربر و وظیفه که مهمترین عامل برای اجرایپروژه های فناوری اطلاعات و ارتباطات است بررسینمی شود. (Tisknakis & Kouroubali, 2009)
نظریه یکپارچه پذیرش و به کارگیری فناوری (UTAUT)
یکی از جدیدترین مدلها درباره پذیرش فناوری، نظریه یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری است که آن را می توان حاصل تلفیقسازه های اصلی چندین مدل مشهور در زمینه پذیرش فناوری دانست. هدف این نظریه دستیافتن به دیدگاهی واحد درباره پذیرش کاربران است. محققین (Venkatesh, V., Morris, M. G., Davis, G. B., & Davis, F. D., 2003) دریافتهاند که محققینحوزه های سیستمهای اطلاعاتی یا فناوری اطلاعات با مدلهای متعددی در حوزهی پذیرش فناوری مواجه هستند ضرورت یکپارچهکردن مدلها در قالب تئوری یکپارچه پذیرش و بهکارگیری فناوری وجود داشته است. یکی از جدیدترین مدلها درباره پذیرش فناوری ، نظریه یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری است. که آن را می توان حاصل تلفیق چندین مدل مشهور در زمینه پذیرش فناوری دانست. هدف این نظریه دست یافتن به دیدگاه واحد درباره پذیرش کاربران است.
جدول 7مهمترین دلایل عدم امکان به کارگیری مدل درسطح سازمان
مهمترین دلایل عدم امکان به کارگیری مدل درسطح سازمان
فناوری های که مطالعه شده است اغلب ساده و فرد محور بوده در حالی که فناوری های سازمانی اغلب دشوار و پیچیده است
اغلب جامعهی آماری بجز تحقیقات معدودی دانش آموزان بوده اند.
زمان ارزیابی آن ها کلی بوده بیشتر تحقیقات بعد از پذیرش یا عدم پذیرش بهره گیری از سیستم بوده که واکنش ها انجام شده می باشد.
طبیعت ارزیابی ها چند بعدی بوده است.
اغلب مطالعات بکارگیری داوطلبانه را مورد بررسی قرارداده اند
در این حوزه نویسندگان مدلهای پذیرش فناوری را در حوزهی مطالعات منطقی در چهار سازمان مختلف در بین افرادی که فناوری نوین در محیط کارشناسان به آنها معرفی شده بود مورد سنجش قرار گرفت ارزیابی در سه مرحلهی زمانی مختلف پیش از آموزش، یک ماه بعد از اجرا و سه ماه بعد از اجرای سیستم که در حقیقت بهرهگیری واقعی بیش از 6 ماه از مرحلهی پیش از آموزش رخ می دهد. ارائه متغیّیرهای میانجی دیگر شامل تجربیات – داوطلبی – سن و جنس بوده است که نتایج می دهد که قدرت پیشبینی مدل افزوده شده است.
این نظریه مدیران را یاری می دهد که احتمال پذیرش فناوری جدید را در درون سازمان ارزیابی کنند. همچنین موجب شناخت عواملی میشود که پذیرش فناوری جدید را تحریک میکنند. از زمان شکلگیری این نظریه در سال 2003، محققان مختلف به آزمون آن در پذیرش فناوری پرداختهاند. جنسیت، تجربه، سن و داوطلبانهبودن استفاده از فناوری، به عنوان متغییرهای تعدیلگر در مدل اصلی تعیین شدهاند.
در نهایت شکل8 به عنوان مدل معرفی شده است بر طبق تحقیقات علاقه خودکارایی


دیدگاهتان را بنویسید