دانلود پایان نامه

اضافی) جستجو کرد. به عنوان مثال آلفرد مارشال، اقتصاددان معروف انگلیسی در سال 1890 سود اقتصادی را اینگونه تعریف می‌کند. «سود اقتصادی آن چیزی است که بعد از کسر هزینه‌های سرمایه باقی می‌ماند که می‌توان آن را سود مدیریت یا سود تعهد نامید» براساس تعریف مارشال، دیدگاه اقتصاددانان کلاسیک در مورد سود به طور ریشه‌ای متفاوت از ابزارهای حسابداری سنجش سود مانند EBIT و EBITDA و … است. تفاوت کلیدی بین سود اقتصادی و سود حسابداری در این نهفته است که: اقتصاددانان اعتقاد دارند یک شرکت واقعا زمانی سودآور است که:
درآمد ها بتواند، هزینه‌های جاری عملیاتی و تولیدی شرکت را پوشش دهد.

یک بازده نرمال را برای مالکانی که سرمایه شان را در شرکت به کار انداخته اند، ایجاد کند (Niresh and Alfred, 2014).
درحالی که ریشه‌های ارزش افزوده اقتصادی (EVA)، به اقتصاددانان کلاسیک برمیگردد، سه اقتصاددان پیشرو امریکایی قرن بیستم فیشر در طول دهه 1930 و میلر و مدیلیانی از ابتدای دهه 1950 تا اواخر دهه 1960 معنی کامل تری از سود اقتصادی در حوزه ارزش گذاری شرکت بسط داده اند. فیشر یک ارتباط اساسی بین NPV و جریانات نقدی مورد انتظار تنزیل شده، ایجاد کرد. MM، نشان داد که تصمیمات سرمایه‌گذاری با NPV مثبت، محرک ارزش و قیمت سهام شرکت است. در طول دهه 1970، استرن در حال بررسی مشکلات و معایب روش‌های ارزشگذاری مبتنی بر حسابداری بود تا اینکه در سال 1986، استوارت از موسسه مشاوره‌ای استرن و استوارت کتاب (The Quest for Value) را منتشر کرد و در این کتاب ارزش افزوده اقتصادی (EVA)، را به عنوان روش تعیین ارزش حقوق صاحبان سهام معرفی نمود. در واقع، EVA در طی بیست سال توسط استرن و استوارت، توسعه یافت (Chandra Shil, 2009).

 
 
ابزار تحلیلی EVA، از همان ابتدا از سوی جامعه‌ی شرکت‌ها مورد پذیرش قرار گرفت. چرا که روشی نوآورانه برای یافتن ارزش واقعی شرکت بود. برخلاف معیارهای سنتی مانند EBIT، EBITDA، NOPAT و غیره، EVA سودآوری واقعی شرکت‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد، یعنی هزینه‌های مستقیم بدهی و غیرمستقیم حقوق صاحبان سهام را مدنظر قرار می‌دهد. چون ارزش افزوده اقتصادی، به طور کاملا نزدیکی بر الزامات ماکزیمم سازی ثروت سهامداران منطبق است به عنوان یک ابزار مدرن روز، جهت سنجش موفقیت شرکت‌ها به کار گرفته می‌شود. پرداخت بر مبنای EVA با درنظر گرفتن همه هزینه‌های سرمایه (هزینه بدهی و هزینه حقوق صاحبان سهام) صورت می‌گیرد تا مدیران شرکت‌ها در اتخاذ تصمیمات مالی به عنوان یک سهامدار عمل کنند. ارزش افزوده اقتصادی همچنین در جامعه‌ی سرمایه‌گذاران نیز متداول شده است. کنفرانس های متعددی که در این زمینه در سال‌های اخیر برگزار شده است، گواه این مدعا است (Xin et al., 2012).
استوارت در سال 1994 نشان داد که ارزش افزوده اقتصادی تنها و بهترین ابزار برای ایجاد ارزش در شرکت می‌باشد و ادعا می‌کند که ارزش افزوده اقتصادی در تشریح فرآیند تغییر در ثروت سهامداران تقریبا 50 درصد بهتر از معیارهای مبتنی بر حسابداری عمل می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهند که بازده کل سهامداران در شرکت‌هایی که به نوعی از سیستم ارزش افزوده اقتصادی کمک گرفته اند بعد از یک دوره 5 ساله در مقایسه با سهام شرکت‌های رقیب، 49 درصد بیشتر بوده است. شرکت‌هایی که ساختار جبران خدمت استرن استوارت را به طور کامل اجرا می‌کنند، حتی نتایج بهتر از این داشته اند به طوری که سرمایه‌گذاری در سهام این شرکت‌ها، 84 درصد ثروت بیشتری در مقایسه با شرکت‌های رقیب طی یک دوره 5 ساله ایجاد کرده است (Guasti Lima et al., 2014).
2-1-6) مزایا و معایب ارزش افزوده اقتصادی
فلسفه‌ی زیربنای ارزش افزوده اقتصادی از آنجایی است که سرمایه‌گذاران در قبال فراهم آوردن منابع مالی و متحمل شدن ریسک تجاری در انتظار دریافت پاداش هستند. سود عملیاتی شرکت باید به منظور خلق ارزش برای سهامداران از هزینه سرمایه سبقت گیرد. در محاسبه سود حسابداری فقط هزینه تامین مالی از طریق بدهی منظور می‌شود و مدیران وجوه فراهم شده‌ی سهامداران را بدون هزینه فرض می‌کنند. اما در مفهوم ارزش افزوده اقتصادی، هزینه‌ی تامین مالی از طریق صاحبان سهام نیز منظور می‌شود، زیرا پول به خودی خود وارد شرکت نمی شود و هر وجهی هزینه‌ای دارد. در بین همه‌ی رویکردها برای اندازه گیری عملکرد، رویکرد مبتنی بر سود باقیمانده و ارزش افزوده‌ی اقتصادی، بیشترین توجه را به خود جلب کرده است. استوارت معتقد است که سود، سود هر سهم و رشد سود، معیارهای گمراه کننده‌ای از عملکرد شرکت‌ها هستند و در این میان، ارزش افزوده اقتصادی بهترین معیار ارزیابی عملکرد است. شرکتی که ارزش افزوده اقتصادی آن برای سال‌های متوالی مثبت است، سبب می‌شود که سهام به صرف فروش رفته و برای سهامدار ایجاد ارزش کند اما اگر شرکتی قادر به کسب بازدهی بیش از هزینه‌ی سرمایه نباشد، نه تنها برای سهامداران ایجاد ارزش نکرده، بلکه سبب از بین رفتن ارزش شده است (Xin et al., 2012).
از مزایای ارزش افزوده‌ی اقتصادی، ارتباط ایم مفهوم با ارزش بازار شرکت است، به عبارت دیگر، ارزش شرکت، تابعی از ارزش افزوده اقتصادی آتی پیش بینی شده است. ارزش افزوده‌ی اقتصادی معیاری است که اختلاف عملکرد واقعی شرکت به عملکرد پیش بینی شده را نشان می‌دهد. در نتیجه، می‌توان بیان کرد که ارزش افزوده‌ی اقتصادی مثبت، بیان کننده‌ی این مطلب است که ارزش شرکت با درنظر گرفتن هزینه‌ی سرمایه به کار گرفته شده، افزایش یافته است. همچنین کاربرد ارزش افزوده‌ی اقتصادی برای تعیین اهداف، اندازه گیری عملکرد، ارزیابی راهبردها، تخصص سرمایه، طراحی سیستم پاداش، افزایش سرمایه و قیمت گذاری عملی است. ارزش افزوده‌ی اقتصادی به لحاظ اینکه هزینه‌ی فرصت منابع به کار گرفته شده را بر مبنای ارزش دفتری آنها محاسبه می‌کند، می‌تواند تا حدودی گمراه کننده باشد (به لحاظ اتکاء بر ارقام تاریخی، فاقد ویژگی مربوط بودن در تصمیم گیری است. همچنین گاهی اوقات، انجام تجزیه و تحلیل ارزش افزوده‌ی اقتصادس غیرعملی است. به این ترتیب به عنوان قاعده‌ای کلی، تجزیه و تحلیل ارزش افزوده‌ی اقتصادی برای شرکت‌های تازه تاسیس و شرکت‌های سرمایه‌گذاری مناسب نیست). از دیگر معایب این است که برای تجزیه و تحلیل ارزش افزوده‌ی اقتصادی، شناسایی همه منابعی که در یک شرکت استفاده شده است، ضروری می‌باشد، در شرایطی که بسیاری از دارایی‌هایی که در فعالیت‌های یک شرکت به کار گرفته می‌شوند، دارایی نامشهود هستند که شناسایی، تعیین ارزش و تعیین هزینه‌ی سرمایه برای آنها مشکل است (رضایی و همکاران، 1389).
معرفی کنندگان ارزش افزوده اقتصادی مزیت‌های زیادی را برای آن برشمرده اند که برخی از آنها عبارت است از:
تنها معیار، عملکردی است که تغییرات قیمت سهام در طی زمان را توضیح می‌دهد.
اهداف رشد و کارآیی عملیاتی را با یکدیگر تلفیق می‌کند.
مدیریت سرمایه در گردش و دارایی‌ها را بهبود می‌بخشد.
ابزاری مناسب برای تصمیمات بودجه بندی سرمایه‌ای است.
بهترین معیار ارزیابی و اندازه گیری عملکرد است.
قادر به اندازه گیری توانایی ایجاد ارزش فرصت‌های تاکتیکی و استراتژیکی است (مهدوی و رستگاری، 1386).
شرکت‌هایی که ار
زش افزوده اقتصادی آنها مثبت است، سهام آنها در بازار به صرف به فروش می‌رسد و بنابراین برای سهامداران خلق ارزش می‌کنند اما شرکت‌هایی که ارزش افزوده اقتصادی آنها منفی است، سهام آنها در بازار به کسر به فروش می‌رسد (Lal Bhasin, 2013). این شرکت‌ها نه تنها برای سهامداران خود خلق ارزش نکرده اند، بلکه منابع را نیز هدر داده اند. ارزش افزوده اقتصادی بر کارایی عملیاتی و مدیریت ترازنامه تاکید دارد. بدون کارایی عملیاتی، سود عملیاتی پایین خواهد بود و مدیریت نادرست ترازنامه سبب افزایش غیرضروری دارایی‌ها و در نتیجه افزایش سرمایه و زیاد شدن هزینه سرمایه می‌شود. در صورت استفاده از ارزش افزوده اقتصادی برای ارزیابی عملکرد، مدیریت دارایی‌ها و مدیریت ترازنامه بهبود می‌یابد (مهدوی و رستگاری، 1386).
2-1-7) اهمیت EVA در مقابل سود حسابداری و شاخص‌های مبتنی بر سود
سود و سودآوری یک واحد انتفاعی از دیرباز مورد بحث اقتصاددانان و حسابداران بوده است. در حقیقت، فلسفه اصلی ایجاد یک واحد انتفاعی همان سودآوری است. اما آیا منظور از سود، همان سودی است که در صورت‌های مالی نشان داده شده می‌شود؟ قطعا جواب منفی است، سودی که مورد نظر سهامداران و سرمایه‌گذاران است، غیر از سودی است که در صورتحساب سود و زیان نشان داده می‌شود. سودی که از طریق صورت حساب سود و زیان محاسبه می‌شود فقط هزینه بدهی را در نظر می‌گیرد و هزینه حقوق صاحبان سهام را نادیده می‌گیرد (این در حالی است که براساس تئوری ریسک و بازده هزینه حقوق صاحبان سهام بیشتر از هزینه بدهی می‌باشد و نادیده گرفتن هزینه حقوق صاحبان سهام درصورت حساب سود و زیان، باعث می‌شود که سود شرکت به طور واقعی نشان داده نشود). با به کار گیری EVA، هم هزینه بدهی و هم هزینه حقوق صاحبان سهام در نظر گرفته می‌شود و به این ترتیب سود حسابداری به سود اقتصادی تبدیل می‌گردد (Chandra Shil, 2009).
از طرف دیگر، سود حسابداری با اتخاذ روش‌های مختلف حسابداری (روش ارزیابی موجودی‌ها، روش‌های استهلاک، سرمایه‌ای یا هزینه تلقی کردن هزینه‌هایی مانند تحقیق و توسعه، در نظر گرفتن دخایر مختلف و …)، می‌تواند براساس خواست مدیران تغییر کند و از عملکرد واقعی شرکت فاصله بگیرد. بنابراین شاخص‌های مبتنی بر سود مانند ROE و EPS و غیره نمی تواند عملکرد واقعی شرکت را نشان بدهد. با به کار گیری EVA و تعدیلات پیشنهادی استوارت، می‌توان اثرات روش‌های حسابداری را مرتفع ساخته و عملکردی واقعی از شرکت ارائه نمود (Owusu-Antwi et al., 2015).
2-1-8) تعدیلات حسابداری
استوارت برای اینکه سوگیری‌های سود حسابداری و احتمال دستکاری در آن را مرتفع سازد، پیشنهاد می‌کند که برای محاسبه‌ی EVA بایستی تعدیلاتی صورت گیرد تا سود حسابداری به سود اقتصادی و سرمایه حسابداری به سرمایه اقتصادی تبدیل گردد. در ابتدا، استوارت 164 تعدیل، پیشنهاد می‌کند که به علت حجم زیاد این تعدیلات و انتقادات وارده بر آن، این تعدیلات را کاهش داده و به حدود 5 الی 15 تعدیل می‌رساند استوارت این تعدیلات را تحت عنوان معادل‌های حقوق صاحبان سهام ذکر می‌کند (Zarat Dakhely Parast et al., 2013). وی بر اساس تعریف EVA، فقط تعدیلاتی را پیشنهاد می‌کند که بتوانند از عهده‌ی 4 آزمون زیر برآیند:

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

مطلب مرتبط :   منبع مقاله با موضوعارزش ویژه برند

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آیا تعدیل مورد نظر می‌تواند اثر با اهمیتی بر EVA داشته باشد؟
آیا با بهره گرفتن از آن تعدیل مدیران می‌توانند بر نتایج تاثیرگذار باشند؟
آیا تعدیل مورد نظر برای افراد عملیاتی به سادگی قابل درک است؟
آیا تعدیل مورد نظر را به راحتی می‌توان تجزیه و تحلیل و درک نمود؟ (Guasti Lima et al., 2014)
برخی از صاحبنظران از تعدیلات پیشنهادی استوارت حمایت می‌کنند و برخی دیگر اثر این تعدیلات را بر EVA، ناچیز می‌دانند: یانگ با بیان این نکته که این تعدیلات حسابداری تلاش‌های موفق را حذف می‌کند و حالتی را به وجود می‌آورد که EVA، بسیار نزدیک تر به جریانات نقدی باشد و کمتر موضوع حسابداری تعهدی گردد، از این تعدیلات حمایت می‌کند. زیمرمن، اثر این تعدیلات را بر سود حسابداری اندک می‌داند و بر این اعتقاد است که بسیاری از این تعدیلات دارای هزینه‌های قانونی که باعث می‌شود ادعا کنند صورت‌های مالی درست و منصفانه نیست و نیز هزینه‌های اجرایی تدوین سیستمی که بتواند اطلاعات مربوط به این تعدیلات را افشاء کند، می‌شود که این هزینه‌ها، اغلب کمتر از فواید ناشی از انجام این تعدیلات است. استوارت اذعان می‌دارد این تعدیلات فقط باید محدود به تعدیلاتی شود که اثر قابل توجهی بر سود دارند و این تعدیلات هنگامی انجام می‌شود که اطلاعات لازم برای انجام تعدیلات به راحتی، قابل دستیابی باشد (Chandra Shil, 2009).
2-1-9) ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (REVA)
ارزش افزوده اقتصادی معیاری می‌باشد که قادر است این پاسخ را به سهامداران بدهد که مدیریت تا چه اندازه در افزایش ثروت دخیل بوده است اما با تمام امتیازهایی که ارزش افزوده اقتصادی دارا می‌باشد، یکسری انتقادات نیز بر ایم معیار وارد شد، اما انتقاد عمده‌ای که بر این معیار وارد شده این است که ارزش افزوده اقتصادی بر پایه ارقام تاریخی می‌باشد. درست است که با توجه به این ارقام اطلاعاتی که به دست می‌آید، اطلاعات قابل اتکایی می‌باشد، اما این اطلاعات خصوصیت کیفی مهم دیگری به نام مربوط بودن یعنی موثر بودن در تصمیم گیری را از دست می‌دهد. بنابراین می‌بینیم که در این روش هزینه فرصت منابع به کار رفته شده در شرکت بر مبنای ارزش دفتری محاسبه می‌شود. این در حالی است که سرمایه‌گذاران انتظار بازده مبتنی بر ارزش بازار را دارند. اگر سرمایه‌گذاران، شرکت را به ارزش بازار آن فروخته و وجوه حاصل از آن را در دارایی‌های با ریسک مساوی ریسک شرکت سرمایه‌گذاری کنند، در این صورت آنها می‌توانند انتظار بازدهی معادل هزینه سرمایه بر مبنای ارزش بازار کل شرکت را داشته باشند نه صرفا ارزش دفتری سرمایه‌گذاری که در ترازنامه نشان داده شده است. در نتیجه، هزینه سرمایه ناگزیر باید هزینه فرصت واقعی سرمایه‌گذاران را منعکس کند. از این رو باسیدور و همکاران (1997)، یک گونه‌ی دیگر از ارزش افزوده اقتصادی را به منظور برطرف کردن این عیوب مطرح نمودند که اینگونه اصلاح شده تحت عنوان ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (REVA)، می‌باشد. در ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده به جای استفاده از ارزش دفتری شرکت از ارزش بازار شرکت در انجام محاسبات استفاده می‌شود (Circiumaru and Siminica, 2009).
ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده عبارت است از سود خالص باقیمانده که پس از کسر هزینه فرصت سرمایه‌گذاران به ارزش بازار از سود خالص عملیاتی پس از مالیات به دست می‌آید. نحوه محاسبه ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده همانند ارزش افزوده اقتصادی می‌باشد. تفاوت اساسی ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده این است که مخارج به کار رفته در ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده براساس ارزش بازار شرکت در پایان دوره (t-1) و یا شروع دوره (t) می‌باشد. این در حالی می‌باشد که ارزش افزوده اقتصادی براساس ارزش دفتری دارایی‌ها در پایان همان سال محاسبه می‌شود.
REVA= NOPATt- WACC (MCAPITALt-1)
NOPATt: سود عملیاتی پس از کسر مالیات در پایان دوره (t)
WACC: میانگین موزون هزینه سرمایه
MCAPITAL: ارزش بازار شرکت در ابتدای دوره t (انتهای دوره t-1) (نایب زاده و همکاران، 1390).
2-1-10) ارزش افزوده بازار
معیار اقتصادی برای سنجش عملکرد شرکت، ارزش افزوده بازار

مطلب مرتبط :   رشته مدیریت-دانلود پایان نامه در موردبرنامه درسی ملی

دیدگاهتان را بنویسید