نیا(1391) در مطالعه بررسی اثر آب زیرزمینی بر مقدار و شکل اکسید های آهن و منگنز در جنوب شوش مطابقت داشت.
6-4 رابطه شوری آب وخاک با منگنز
نمودار 7-4 تغییرات منگنز غیر کریستالی با شوری را نشان داده شده است. همانطور که ازاین نمودار مشاهده میشود هر چه شوری بیشتر شده است Mno نیز بیشتر شده است. دلیل اینکه بین شوری و منگنز غیر کریستالی همبستگی بالا علت امر وجود نداشت میتواند این باشد که شوری ویژگی موقتی است که در طول سال تغییرمییابد.

7-4 ضریب همبستگی بین شوری و مقدار Mno
منگنز تحت شرایط بی هوازی به فرم کاهشی در آمده و غلظت آن در محلول افزایش مییابد. این عنصر در خاک های با زهکشی ضعیف به اعماق پایین تر میرود پس از پایین رفتن سطح آب و ایجاد نواحی اکسیدی به صورت تجمعات منگنز رسوب می‌کند این نحوه رسوب مشخصه زهکشی ناقص است. در منطقه شور در شرایط احیا یون Mn2+ به صورت محلول باقی میماند که در صورت وجود کربنات با آن ترکیب شده و در نتیجه تولید رودوکروسیت (MnCO3) میکند که پس از شرایط احیا به فرم غیرکریستالی و آمورف رسوب می کند. در صورت وجود سولفید در آب، منگنز قادر به واکنش با سولفید است که می تواند تولید سولفات منگنز کند که رسوب آن نیز بی شکل است.
یکی دیگر از دلایل کمتر بودن فرم کریستالی منگنز در منطقه شور، وجود یون کلر در آب میباشد که قادر به واکنش با منگنز است و تولید رسوب آمورف دی کلرید منگنز (MnCl2) میکند. البته دی کلرید منگنز حلالیت بالای دارد و می تواند از خاک شسته شده و باعث کاهش مقدار منگنز در خاک شود. به دلیل وجود این یون ها در آب منطقه شور، این یون ها با منگنز در شرایط احیا واکنش داده اند و مانع از تبلور منگنز شده اند و منگنز نتوانسته تشکیل نادول در خاک دهد. این نتایج با نتایج پژوهان نیا (1391) در مطالعه بررسی اثر آب زیرزمینی بر مقدار و شکل اکسید های آهن و منگنز در جنوب شوش مطابقت داشت.

7-4 رابطه بین مقدار رس با آهن کریستالی (Fed)
در نمودار 8-4 تغییرات آهن کریستالی با رس نشان داده شده است. در این مطالعه ضریب (90/0R2=) بین مقدار رس و Fed به دست آمد. همانگونه که در نمودار نشان داده شده است با افزایش میزان رس، میزان آهن کریستالی نیز افزایش یافته است که می توان آن را به جذب سطحی آهن توسط رس ها نسبت داد. همچنین دلیل دیگر آن نیز می تواند این باشد که آهن که در ساختار رس وجود دارد طی تغییرات و تحولات که در خاک صورت میگیرد آزاد شود.

8-4 همبستگی بین میزان رس با آهن کریستالی (Fed)
هماتیت و گئوتایت که از اشکال بلورین آهن هستند تمایل زیادی به ارتباط با ذرات رس کریستالی دارند که موجب انتقال آنها به افق‌های تجمعی می‌شود. به عبارت دیگر در خاک های که مقدار رس بیشتری دارند به دلیل وجود خلل و فرج بیشتر امکان تجمع آهن و منگنز در کنار این حفرات بیشتر شده و آهن و منگنز میتوانند در آنجا تجمع پیدا کنند. (میرابلا و کارسینلی،1993). در بافتهای سبکتر مثل لوم و شن به دلیل اینکه خلل و فرج بزرگ تر هستند امکان تجمع و گیر افتادن آهن و منگنز در این حفرات و تجمع پیدا کردن این عناصر مهیا نمیشود و ممکن است با حرکت آب از پروفیل شسته شده و از آن خارج شود. در خاکهای که مقدار رس بیشتری دارند به دلیل وجود بار منفی بیشتر در سطح رس می توانند کاتیون های مثل آهن و منگنز را جذب کنند (جاو و همکاران، 1974). این نتایج با نتایج پژوهان نیا( 1391) در مطالعه بررسی اثر آب زیرزمینی بر مقدار و شکل اکسید های آهن و منگنز در جنوب شوش مطابقت داشت.

8-4 پذیرفتاری مغناطیسی
مقادیر پذیرفتاری مغناطیسی خاکها در مبنای خاک خشک شده در آون (?lfmod ) و مینروژنیک (?lfm) که بیانگر اثر حضور مواد دیامگنتیک و پویای کربنات کلسیم، گچ و ماده آلی میباشد در جدول 3-4 نشان داده شده است.
جدول 3-4 میزان پذیرفتاری مغناطیسی خاکفردهای مطالعه شده
پروفیل
افق
ضخامت
Feo/ Fed

?lfvod
?lfmod
?lfm
?lfm/?lfmod
?lfm – ?hfm

( m+3/kg)

Coarse- loamy, calcareous, hyperthermic,Typic Haplusteps
1
Ap
31-0
0.19
21.05
0.0146
‌0.0234
0.5982
0.64

Bw1
31-69
0.29
14.985
0.0111
0.0184
0.5978
0.16

Bw2
69-113
0.16
21.65
0.0142
0.0231
0.6060
0.03

C1
113-150
0.18

15.75
0.0110
0.0182
0.6043
0.18
Fine, calcareous, hyperthermic, Typic Aquisalids
7
A
0 – 25
0.22
14.6
0.0097
0.0160
0.6062
0.0

Bw
25 – 57
0.11
7.1
0.0046
0.0076
0.6052
0.32

C1
57- 124
0.29
6.65
0.0043
0.0070
0.6142
0.03

2C2
124-150
0.31
6
0.0042
0.00622
0.6774
0.07
Fine-loamy,calcareous,hyperthermic, Typic Aquisalids
14
A
0 – 13
0.53
13.2
0.0089
0.0148
0.6013
0.41

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامهتناسب اندام، فرار دختران، اوقات فراغت، آداب و رسوم

Bw
13 – 55
.45
7.8
0.0049
0.0082
0.5975
0.0

C1
55- 93
0.17
6.5
0.0043
0.0071
0.6056
0.13

C2
93 -150
.090
6.1
0.0038
0.00620
0.6129
0.22
* (od ( Oven Dry کمیت مورد نظر بر مبنای وزن خاک خشک شده، ( m (Minerogenic کمیت مورد نظر بر مینای مینروژنیک(بدون در نظر گرفتن مواد دیامگنتیک مانند آهک، گچ و ماده آلی)، ?lfod پذیرفتاری مغناطیسی در فرکانس پایین

با توجه به جدول 3-4 حداکثر میزان پذیرفتاری مغناطیسی بر مبنای خاک خشک شده در آون و مینروژنیک به ترتیب در افق Ap خاکفرد 1 0146/ 0و 0234/0و حداقل آن در افق C2 خاکفرد 14 0038/ 0و 00620/0 مشاهده گردید. دلیل بالا بودن پذیرفتاری مغناطیسی در افق Ap خاکفرد 1 از یک سو نزدیکی به رودخانه و در نتیجه زهکشی مناسب و از سوی دیگر بدلیل تجمع ماد
ه آلی در نتیجه کشت و کار می باشد. همچنین علت کم بودن پذیرفتاری مغناطیسی افق C2 خاکفرد 14 زهکشی ضعیف می باشد. بر طبق نظریات فنگ و جانسون ( 1995) و گریملی و همکاران ( 2004 ) خاکهای با زهکشی مناسب معمولاً دارای پذیرفتاری مغناطیسی بیشتری نسبت به خاکهای با زهکشی ضعیف می باشند. اودس( 1963) زهکشی مناسب و مقدار زیاد ماده آلی را جهت افزایش پذیرفتاری مغناطیسی مناسب توصیف نموده است.
نسبت میان ?lfm/?lfmod بیانگر اثر حضور مواد دیامگنتیک و پویای کربنات کلسیم، گچ و ماده آلی می باشد. حداکثر نسبت ?lfm/?lfmod در افق 2C2 خاکفرد 7 با مقدار677/0 و حداقل آن در افق Bw خاکفرد14با مقدار5975/. مشاهده گردید. بالاتر بودن این نسبت بیانگر بیشتر بودن مجموع کربنات کلسیم، گچ و مواد آلی در این خاکها می باشد.
با توجه به جدول 3-4 مشاهده می شود با افزایش عمق میزان پذیرفتاری مغناطیسی کاهش یافته است. به طور کلی تغییرات عمودی پذیرفتاری مغناطیسی در طول نیم رخ خاک به میزان زیادی به تبدیل در جای اکسیدهای غیر مغناطیسی آهن به بلور های بسیار ریز فِرّی- مگنتیت بستگی دارد. محلول شدن Fe+2 و متعاقب آن رسوب مجدد به صورت فرمهای مغناطیسی تراز عوامل افزایش پذیرفتاری مغناطیسی در سطح خاک می باشد ( فاین و همکاران،1989). بر طبق نظرگریملی و همکاران ( 2004) افزایش پذیرفتاری مغناطیسی درلایه های سطح خاک به میزان زیادی به تبدیل در جای اکسید های آهن غیر مغناطیسی و اکسی هیدروکسیدهای آهن به ریز بلورهای فری مگنتیک بستگی دارد. افزایش میزان ماد ه آلی در سطح خاک عاملی در جهت افزایش پذیرفتاری مغناطیسی در سطح خاک بوده است. فعالیت میکرو ارگانیسم ها عاملی در جهت افزایش انحلال اکسیدهای آهن غیر مغناطیسی به اکسیدهای مغناطیسی آن می باشد( درین و همکاران، 1985).
با توجه به جدول 3-4 مشاهده می شود با افزایش فاصله از رودخانه و در نتیجه ضعیفتر شدن زهکشی، پذیرفتاری مغناطیسی نیز کاهش یافته و این امر تکامل کمتر خاک را نشان می دهد.
9-4 کانی شناسی
1-9-4 کانی شناسی خاکفرد 1
الگوهای XRDرسهای آرایش یافته افق‏ Ap خاکفرد 1 در شکل 9-4 نشان داده شده است. این پیک‏های نشاندهنده وجود کانیهای رسی کلریت، ایلیت، کائولینت، اسمکتایت و کوارتز میباشد. اگر چه کوارتز جزء کانی‏های رسی نیست، ولی چون در اندازه رس قرار داشته در پیکهای XRDآمده است. کوارتز بوسیله وجود پیک‏های 34/3 آنگسترومی قابل شناسایی است. این پیک‏ها از هیچ تیماری اثر پذیر نشده است. کائولینیت به وسیله پیک 1/7 آنگسترومی که در تیمار حرارتی oC550 حذف شده است، قابل شناسایی است. کانی کائولینیت در سنگهای دوره کرتاسه وجود داشته و بر اثر هوادیدگی سنگهای مادری مذکور بر اثر فرسایش آبی به دشت خوزستان منتقل شده‏اند به خاک به ارث می رسد (جعفری و نادیان، (طرح خاکهای گروه فارس)1390، خرمالی و ابطحی، 2003).
رسوبات دشت خوزستان بدلیل آبرفتی بودن از اراضی و کوههای بالادست از طریق سیلاب حاصل شده است. کانی رسی کائولینیت از طریق هوادیدگی سنگ مادر می تواند به این خاکها منتقل شده باشد. امکان تشکیل این کانی در این خاکها با توجه به شرایط آب و هوایی فعلی این خاکها وجود ندارد (چرم و جعفری، 1380). به عبارتی این رس ها در اثر تشکیل در مکان هایی غیر از محل فعلی تشکیل شده و در اثر انتقال به این خاک ها اضافه شده شده اند. نتایج مشابهی توسط جعفری و نادیان(1390) در مطالعه تکامل خاک ها در یک ردیف پستی و بلندی در استان خوزستان گزارش شده است. امینی جهرمی (2004) نیز طی مطالعه خاک های لسی استان گلستان منشاء کائولینایت را موروثی معرفی کرده است.
وجود پیک 10 آنگسترمی (تفرق اول) که تحت تاثیر هیچ تیماری حتی 550 درجه سانتی گراد قرار نگرفته است، وجود کانی ایلایت را در این خاکفرد نشان می دهد. این کانی منبع مناسبی برای پتاسیم ذخیره خاک می باشد. پیک‏های 3/3 و 5 آنگستروم مربوط به رده‏های دوم و سوم ایلایت می‏باشد. نوع ایلایت موجود احتمالا دی اکتاهدرال می‏باشد و علت آن شارپ بودن پیک رده دوم این کانی یعنی 5 آنگستروم به دلیل وجود آهن یا آلومینیم سه ظرفیتی می‏باشد. اما جهت اطمینان کامل نیازمند به تجزیه با دستگاه اشعه ایکس فلورسانس (XRF) می‏باشد. شدت نسبتا قوی این پیک نشان دهندهی نسبت زیاد این کانی در این اراضی بوده که بیانگر به ارث رسیدن ایلایت از مواد مادری می باشد. عمادی و همکاران (2008) در بررسی پیدایش و منشا کانی های رسی خاک های آهکی مناطق خشک و نیمه خشک جنوب ایران چنین نتایجی را گزارش نمودند. نتایج مشابهی توسط جعفری (1384) در مطالعه تحول کانی های رسی در برخی از از خاک های تحت کشت نیشکر و تناوبی در مقایسه با اراضی بایر در استان خوزستان نتایج مشابهی گزارش شده است.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامهحقوق بشر، اصل استقلال، اسناد حقوق بشر، قانون مجازات

شکل 9-4 الگوهای XRD مربوط به کانی های رسی افق Ap خاکفرد1. از بالا به پایین تیمار اشباع با منیزیم، منیزیم و اتیلن گلیکون، پتاسیم، رس اشباع شده پتاسیم به همراه حرارت دهی تا 550 درجه سانتیگراد

وجود کانی رسی پالی گورسکایت به کمک پیک 5/ 10 آنگستروم قابل شناسایی می باشد. شناسایی این کانی به کمک روش XRD به زحمت میتواند انجام شود (کلپچ و همکاران،1966). پیک این کانی در نمونه ها احتمالا بدلیل مقادیر کم این کانی و نیز تحول این کانی به کانی های دیگری مثل اسمکتایت مشاهده نشد. این کانی در خاک های با آبیاری سنگین حذف می شود (چرم و همکاران،2009).
کانی رسی کلریت از روی پیک 14 آنگستروم قابل شناسایی است. این پیک در کلیه تیمارهای اشباعی تغییری نیافته
است و تنها در تیمار حرارتی oC550 پیک مذکور به شکل خوابیده در آمده است. پیک‏های 7 و 5/3 مربوط به پیک‏های رده دوم تا سوم این کانیست. قوی‏تر بودن پیک‏های زوج این کانی نسبت به پیک ‏های فرد آن بیانگر غنی بودن آن از آهن و پدوژنتیکی نبودن آن است. پیک دوم این کانی با رده اول تفرق کانی کائولینیت همپوشی داشته و در تیمار حرارتی علی رغم حذف کائولینیت در این تیمار نیز قابل ملاحظه است. کانی کلرایت از جمله کانی های فراوان در خاک های خوزستان است که از مواد مادری در این خاک ها به ارث رسیده است. کلرایت از جمله کانی غالب در بخش درشت رس خاک می باشد. بیات و همکاران (1390) در بررسی کانی های رسی در دو خاک قدیمی روی سطوح زمین ریخت شرق اصفهان، موروثی بودن کانی رسی کلرایت را گزارش نمودند. عدم وجود ورمی کولیت می تواند به دلیل وجود آهک زیاد در خاک و در نتیجه کلسیم زیاد در خاک قابل توجیه باشد.
حضور پیک 13/14 انگستروم در تیمار اشباع با منیزیم نشانگر حضور کانی های رسی 2:1 مانند کلرایت و اسمکتایت است. پراش حاصل از تیمار این نمونه با بخار اتیلن گلیکول نشانگر انبساط کانی و ایجاد پیک 48/16 آنگستروم است تایید کنندهی حضور کانی اسمکتایت است. اسمکتایت از جمله کانی های مهم در بخش رس ریز خاک است که نتیجه به ارث رسیدن از مواد مادری، یا در اثر هوادیدگی کانی های دیگر و یا در اثر نوتشکیلی (فرایند های خاکسازی) در خاک به وجود آمده باشد (رایدسوکوپ و اولری103، 2002). خط پایین توپوگرافی، زهکشی ضعیف، مواد مادری غنی بازی و شرایط شیمیایی مطلوب (پ هاش بالا، فعالیت بالای سیلیس و فراوانی کاتیون های بازی) از جمله فاکتور های مهمی که بر تشکیل اسمکتایت در خاک اثر می گذارد (آئودجیت104 و همکاران، 1995). شناسایی کانی های رسی از گروه رس های قابل انبساط یا اسمکتایت ها در خاک های منطقه مورد مطالعه که دارای شرایط نامناسب زهکشی می باشند، هم می توان0د به دلیل اثر شوری و تبدیل ایلیت به اسمکتایت ها بوده و هم ممکن است مربوط به شیوه انتقال و رسوب این کانی در جریان های انتقالی از رودخانه باشد. کانی گروه اسمکتیت بسیار ریز بوده و در آب تشکیل تعلیق های بسیار پایداری را می دهند که این تعلیق ها می تواند به صورت با دوام در آب تا مسافت زیادی انتقال یابد. ممکن است بخشی از منشاء اسمکتیت در خاکفردها مربوط به فرایند انتقال از بخش های بالادست باشد. قربان لوینه (1393) نشان داد که بخشی از رس های گروه اسمکتیت در اثر ایجاد حالت تعلیق در آب رودخانه کارون به قسمت های انتهایی رودخانه انتقال یافته است. سابقه کشت و کار در این اراضی طولانی بوده و این امر می تواند در اثر آبیاری های پیوسته و دائمی که طی چندین دهه بطور متوالی انجام می گرفته است، نیز از طریق فرایند های تحول کانی های چون پالی گورسکایت نیز حاصل شده باشد. چنین فرایندی توسط جعفری (1384) نیز برای منطقه هفت تپه ارائه شده است. بدلیل اینکه ایلایت .کلرایت در کل پروفیل وجود دارد بنابراین منشاء مواد مادری دارند در نتیجه موروثی می باشند.
الگوهای XRD رس های آرایش یافته افق‏ Bw1 خاکفرد 1 در شکل


دیدگاهتان را بنویسید