دانش صریح و دانش ضمنی

2-2-5-1- دانش صریح[1]

دانش صریح، دانشی است که عینی بوده و می‌تواند به صورت رسمی‌و زبان سیستماتیک بیان شود. نوناکا معتقد است که این نوع دانش مستقل از کارکنان بوده و در سیستم‌های اطلاعات کامپیوتری، کتاب ها، مستندات سازمانی و نظیر اینها وجود دارد (ابطحی و صلواتی، 1385). اندرسون پیشتر دانش عیان را در دو بعد تقسیم نموده است: دانش اظهاری که اغلب در قالب گزاره تعاریف، و شرح بیان می‌شود؛ در حالی که دانش رویه آنهایی است که در مورد رهنمودهایی رویه ای و روش شناختی است که در فعالیت‌های مانند به خاطرسپردن اینکه چگونه ماشین را حرکت می‌دهند یا پیانو را می‌نوازند، می‌باشد(لی، 2007).

2-2-5-2- دانش ضمنی[2]

دانش ضمنی، ذهنی و مبتنی بر تجربه است دانشی که سخت است در واژه ها، جمله ها و سیار رفتارهای سیستماتیک بیان می‌شود. دانش ضمنی چارچوب خاصی دارد و عمیقا در عمل و تعهد ریشه دارد. اغلب شامل مهارت‌های شناختی مانند باورها، چشم اندازها، شهود و مدل‌های ذهنی و نیز مهارت‌های فنی مانند صنعت و مهارت‌های خاص است. بنابراین رسمی‌کردن، جذب، ذخیره و انتقال دانش نهان به دیگران می‌تواند مشکل باشد. نوناکا همچنین دو زیر مجموعه از دانش ضمنی را شناسایی کرد:

عنصر فنی که شامل معلومات خاص و مهارت است که برای مفاهیم خاص به کار می‌رود، در مقابل عنصر شناختی که تصویر فرد از واقعیت و چشم انداز آینده را تسخیر می‌کند. جانسون (1983)، «مدل‌های ذهنی[3]» را مدل ها، الگوها، باورها و نظرات که به افراد برای درک و تعریف جهان پیرامون آنها کمک می‌کند، تعرف نمود. افراد دانش تسخیر شده شان را با اطلاعات به دست آمده برای ایجاد و دستکاری  قیاسی در ذهن خود به صورت‌های استخراجی مختلف در مورد جهان ترکیب می‌کنند. همچنین دانش صریح و ضمنی می‌تواند از یکی به یکی دیگر در درون سازمان تغییر شکل دهد. نوناکا نحوه تبدیل آنها به یکدیگر و نیز چگونگی ایجاد آن در تمامی‌سطوح سازمانی مورد توجه قرار داده است

مطلب مرتبط :   مراحل 30 گانه آموزش

[1].Explicit Knowledge

[2] . Tacit Knowledge

[3] . Mental Models