خودکشی

مرگ واقعه ای است که تمام انسان ها در تمام نقاط جهان از هر مکتب ، مذهب و اندیشه ای که باشند آن را قبول دارند. ماتریالیست های مادی گرا تمام عالم را در ماده تصور می کنند، مذهبیون معناگرا که این جهان را صورت ظاهر حیات و مرگ را آغاز حیات اصلی می دانند و رهیافت هایی که به تسلسل و بازگشت و … معتقدند، همه و همه مرگ را واقعیتی گریز ناپذیر می دانند. نکته قابل توجه در این است که مرگ برای تمام آدم ها از هر حوزه، اندیشه و مکتب و تفکری که باشند توام با نارحتی و رنجش خاطر خواهد بود هیچ کس از این که مرگ وی یا عزیزی یا نزدیکی فرا رسد خوشحال نخواهد شد حتی اگر به جهان ماوراء و بهشت و آسایش پس از مرگ اعتقاد عمیق هم داشته باشد.

اما این درجه حزن و ناراحتی در شرایط مختلف متفاوت می باشد، گاهی شرایطی خاص مرگ را اوج افتخار و عظمت و سربلندی و زمانی هم حضیض ذلت و گاهی هم خنثی و بی اثر تعریف می کند. رزمنده ای که در راه دفاع از میهن کشته می شود مرگی با افتخار دارد و معتادی که در کنار خیابان در اثر سوء مصرف مواد مخدر می میرد مرگی توأم با ذلت و پیرمردی که در بستر آرام می میرد مرگی خنثی تجربه کرده است.

مرگ با ضایعات و تبعات خود به تنهایی یک آسیب اجتماعی محسوب نمی شود، اما اثرات آن در خانواده ها تحت عنوان فقدان به عنوان یک آسیب یا مساله اجتماعی می تواند مورد بررسی قرار گیرد. اما آنچه که مرگ و مردن را از دیدگاه جامعه شناختی قابل بررسی می کند مرگ آگاهانه به دست خود یا همان خودکشی است. خودکشی واژه ای است که نه تعریفش، نه شرایط و شکل های ارتکاب آن و نه انتظارات جامعه و برخوردهاو واکنش های جامعه با آن در سراسر جهان یکسان نمی باشد. شاید با بررسی تاریخی دقیق خودکشی به این نتیجه برسیم که این مساله قدمتی طولانی در تاریخ حیات بشر دارد هر چند امروزه جامعه شناسان گسترش صنعت و شهر نشینی و پیامدهای ناشی از مدرنیته را به عنوان مسایلی که در گسترش خودکشی موثر بوده مورد بررسی قرار می دهند اما این بدان معنا نمی باشد که خودکشی مساله ای امروزی است.

با توضیحاتی که در بالا بیان گردید اکنون این سؤال مطرح می شود که تعریف دقیق خودکشی از نگاه جامعه شناسی چیست؟

1) تعریف خودکشی

خود کشی به هر حالتی از مرگ اطلاق می شود که نتیجه مستقیم و یا غیر مستقیم عملی باشد که شخص قربانی آن را انجام داده و از نتیجه عملش آگاه بوده است (آرون، 1366: 28). در ارتباط با خودکشی «کردار مثبت» مانند این است که فرد گلوله ای را در مغز خود خالی کند در حالی که «کردار منفی» مانند آن است که انسان خانه ای را که در آتش شعله ور است ترک نکند یا آنقدر غذا نخورد تا بمیرد اصطلاحات مستقیم و غیر مستقیم بازگو کننده تمایز همانند با تمایز مثبت و منفی است یک گلوله در شقیقه مستقیم به مرگ می انجامد در حالی که ترک نکردن خانه ای شعله ور در آتش یا امتناع از غذا خوردن ممکن است غیر مستقیم به مرگ منجر گردد یا نتیجه آن مرگ باشد (ستوده، 1386: 220).

در ارتباط با خودکشی شکل های بسیار متنوعی وجود دارد مثلاً سربازان و رزمندگانی که برای انجام عملیات،آگاهانه خود را به دست مرگ می سپارند مانند آنهایی که عملیات انتحاری انجام می دهند یا روی میدان مین می روند یا افسری که برای جلوگیری از این که وسیله جنگی وی به دست دشمن نیافتد خودرا به همراه وسیله نابود می کند.

در تاریخ ما نیز در فرقه اسماعیلیه گروهی تحت عنوان مجاهدین بودند که بی چون و چرا اوامر حسن صباح را اجرا می کردند آنها حتی بدون هیچ تردیدی خود را به کشتن میدادند. در تاریخ ثبت شده نماینده خواجه نظام الملک به قلعه الموت وارد شد تا با حسن مصباح مذاکره کند و حسن مصباح برای قدرت نمایی در جمع مریدان خویش اشاره ای به دو نفر کرد آن دو بدون لحظه ای درنگ با خنجر شکم خود را شکافتند و چون دو نفر دیگر اشاره کردآنها بدون معطلی خود را از بالای قلعه به زیر انداختند.

بنابراین مرگ آگاهانه و خودخواسته چه در هاله ای از افتخار و عظمت باشد وچه در اوج بدبختی و درماندگی و چه خاموش و بی سر و صدا نوعی خودکشی محسوب می شود که در رویکرد پژوهش حاضر قابلیت بررسی جامعه شناسانه را دارد.

مطلب مرتبط :   مفهوم جامع و کامل مدارس هوشمند