اضطراب

کلمه Anxiety از کلمه لاتین Anxietas که به معنای ناآرامی می­باشد، گرفته شده و به حساسیت­های جسمانی و روانی که در پاسخ به تهدید، اعم از حقیقی یا خیالی که به وسیله ارگانیزم ابراز و ایجاد می­شود، اشاره می­کند (فرجاد، 1374، ص 176).

اضطراب یک حالت احساسی یا هیجانی است که از خصوصیات برجسته آن تولید یک حالت بی­قراری و دلواپسی است و با اتفاقات زمان و شرایط مکان تناسب ندارد (معافی، 1370، ص7).

به عقیده اکثر روان­شناسان، اضطراب عامل اصلی و ریشه بسیاری از بیماری­های روانی است. فروید (به نقل از عظیمی، 1370، ص 431) معتقد است که اضطراب نقطه حساس و اصلی کلیه واکنش­های عصبی و سرمنشأ تمام بیماری­های روانی است. در مکتب روانکاوی که فروید بنیانگذار آن می­باشد، اضطراب نقش برجسته­ای دارد. فروید اضطراب را درد روانی نامیده است یعنی به همان صورت که اگر بدن دچار زخم، التهاب و بیماری گردد، اولین نشانه آن به صورت تب ظاهر می­شود، اگر فرد از نظر روانی دچار مسئله و مشکل شود اولین نشانه آن به صورت اضطراب جلوه­گر می­شود. اضطراب هم علت محسوب می­شود و هم معلول. یعنی علت بسیاری از بیماری­های روانی اضطراب است. همچنین هرگاه شخص با یک مسئله و مشکل روانی مواجه گردد که موجب به هم خوردن تعادل روانی وی گردد، احساس اضطراب می­کند.

تا کنون تعاریف بسیاری از پدیده اضطراب توسط روان­شناسان مختلف ارایه گردیده که اغلب این تعاریف در تظاهر جسمی و روانی اضطراب اتفاق نظر دارند، اما در علل بروز و ریشه­های شکل­گیری آن اختلاف عقیده دیده می­شود. معمولاً افرادی که اضطراب را در زندگی روزمره و به طور معمول تجربه می­کنند، علی­رغم این که نمی­توانند علت و منشأ اصلی آن را تشخیص دهند، سعی می­کنند اضطراب خود را به چیزی نسبت دهند، به هر حال این مطالب واضح است که دارا بودن یک شناخت هرچند اجمالی از پدیده اضطراب می­تواند فرد را در جهت چگونگی برخورد با این پدیده یاری نماید.

انسان مضطرب قادر به حمله و تخریب منبع اضطراب نیست، در عین حال توان فرار از آن را هم ندارد. پاسخ اضطراب، غیر انطباقی است هرچند دروه­های کوتاه اضطراب برای شخص بهنجار نیز روی می­دهد (کاستلو[1]، 1998، ص 158).

از دیدگاه روان­شناسی یکی از نشانه­های افزایش برانگیختگی، اضطراب است. اضطراب، احساسی است که با درجات مختلفی از ترس و نگرانی شناخته می­شود. اضطراب غالباً به عنوان یک مکانیزم یا سازوکار خود ایمنی در واکنش به موقعیت­های تهدیدکننده ظاهر می­شود و معمولاً، سطح بالای برانگیختگی روانشناختی و فیزیولوژیکی که با اضطراب همراه است، زمینه­های ترس را فراهم می­آورد. تغییرات بوجود آمده در سطح برانگیختگی روانشناختی و فیزیولوژیکی، انسان را آماده می­کند تا از منبع ترس گریخته و یا با خطر مبارزه کند. این پاسخ جنگ­ و گریز می­تواند به شکل­های مختلفی ظاهر شود و الزاماً به پاسخ آشکاری چون دویدن و دور شدن از منبع خطر یا حمله فیزیکی به آن ختم نمی­شود. غالباً، جنگ و مبارزه می­تواند به شکل­های کلامی باشد و یا حتی در حالات چهره فرد بروز کند. مبارزه حتی می­تواند به شکل درونی صورت گیرد. برای مثال، فردی که در یک موقعیت ترسناک قرار گرفته، ممکن است با رویا یا خیال پردازی درصدد فرار از این موقعیت برآید. اضطراب به منزله بخشی از زندگی انسان، در همه افراد و در حد اعتدال­آمیز وجود دارد و در این حد به عنوان پاسخی سازش یافته تلقی می­شود (دادستان، 1378).

مطلب مرتبط :   تولید علم و انواع تولیدات علمی

در واقع اضطراب هشداری است که فرد را گوش به­زنگ می­کند، یعنی به فرد هشدار می­دهد که خطری در راه است و باعث می­شود که فرد بتواند برای مقابله با خطر، اقداماتی انجام دهد، لذا موجب حفظ حیات ­می­شود. اضطراب از پایین­ترین سطح به بالا، خطر وقوع صدمه جسمی، درد، بی­پناهی، برآورده نشدن نیازهای اجتماعی یا جسمانی، خطر بروز مانعی در برابر ارتقای موقعیت یا منزلت فرد و سرانجام خطراتی را اعلام می­کند که در برابر کلیت و یکپارچگی فرد وجود دارد (کاپلان و سادوک، 1380). بالعکس اضطراب مرضی نیز وجود دارد، چرا که اگر حدی از اضطراب می­تواند مفید و سازنده باشد و اگر اغلب مردم اضطراب را تجربه می­کنند، اما این حالت ممکن است جنبه مزمن و مداوم بیابد که در این صورت نه­تنها نمی­توان پاسخ را سازش یافته دانست بلکه باید آن را به منزله منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده تلقی کرد که فرد را از بخش عمده­ای از امکاناتش محروم می­کند و طیف گسترده اختلالات اضطرابی را از اختلال­های شناختی و بدنی تا ترس­های غیرموجه و وحشت­زدگی[2] گسترده به­وجود می­آورد (دادستان، 1378).

2-7-1- تعریف اضطراب و اختلالات اضطرابی

ارایه تعریفی جامع و مانع برای اضطراب دشوار است. روان­شناسان، جامعه­شناسان و روان­پزشکان هیچ کدام تعریف یکدیگر را جامع و مانع نمی­دانند. بیشتر تحقیقات انجام شده در مورد اضطراب توسط روان­شناسان صورت گرفته­ و از میان مشکلات عاطفی، بیش از هر ناراحتی دیگر به اضطراب پرداخته شده­است (لینس[3]، 2007).

اضطراب عبارت است از احساس فراگیری نگرانی و وحشت که از یک فکر یا خواسته واپس زده ناشی شده­است. همچنین، اضطراب هشداری است جهت اعلام خطر به ارگانیسم که در سطح ناخودآگاه عمل کرده و خود را مجبور می­سازد که مکانیسم­های ویژه­ای را به­کار انداخته تا در برابر تهییج غرایز مقاومت کند یا از میزان آن بکاهد (آذر و نوحی، 1380).

اضطراب معمولاً به عنوان احساس مبهم و نامطبوع ترس و تشویش تعریف می­شود (ساراسون[4]، 1996، ص 360).

اضطراب یک هیجان انسانی بنیادی است که نشانگر عدم اعتماد به نفس یا یک حس تهدید حاصله از محیط است و البته یکی از رایج­ترین واکنش­ها در برابر استرس است (لینس، 2007).

اضطراب زمانی رخ می­دهد که افکاری در مورد خطر، یا آسیب به ذهن فرد خطور می­کند؛ این خطر و آسیب مربوط به چیزهایی می­شود که فرد برای آن­ها ارزش قائل است. از این­رو افکار خودآیندی درباره خطر یا تهدید می­تواند منجر به افزایش اضطراب شده و آن را تشدید کند (آهوقلندری، 1383). یکی از گسترده­ترین قلمروهای تحقیق در چند دهه اخیر، اضطراب و حوزه­های وابسته به آن بوده­است. بررسی­های اخیر نشان داده­اند که اختلالات اضطرابی واجد بیشترین فراوانی در سطح کل جمعیت است که یکی از اشکال این اختلالات، اضطراب اینترنتی می­باشد.

مطلب مرتبط :   آمیخته بازاریابی سبز

بنا به تعریف یکی از مراجع مهم اضطراب عبارت است از نگرانی پیشاپیش نسبت به خطرها یا بدبختی­های آینده، توأم با احساس بی­لذتی با نشانه­های بدنی تنش. منبع خطر پیش­بینی شده می­تواند درونی یا بیرونی باشد (دادستان، 1378). بررسی­های اخیر نشان داده­اند که اختلالات اضطرابی دارای بیشترین فراوانی در سطح کل جمعیت هستند، به طوری­که از هر چهار نفر یکی واجد معیارهای تشخیصی لااقل یک اختلال اضطرابی است. میزان شیوع این اختلال 7/17 درصد است. زنان با شیوع مادام­العمر 2/19 درصد، بیشتر ممکن است دچار یک اختلال اضطرابی شوند (کاپلان و سادوک، 1380).

2-7-2- علایم اضطراب

علایم اضطراب را می­توان به صورت زیر توصیف کرد:

  1. علایم روانی اضطراب

احساس فشار و هیجان و سرانجام این­که رویداد ترسناکی در شرف وقوع می­باشد، احساس ناراحتی، غصه و نگرانی، عدم توانایی در آرامش عضلانی و آرام سازی طبیعی و زودرنجی، ناآرامی، ضعف تمرکز حواس و فقدان تفکر، خستگی و تحلیل عصبی، تحریک­پذیری، بی­خوابی ابتدایی (بی­خوابی آغاز شب)، حمله­های ترس و هراس و احساس ناامنی و درخودماندگی.

  1. علایم اجتماعی اضطراب

احساس نگرانی از برقراری ارتباط با دیگران، احساس ترس از فقدان کنترل، ابراز رفتارهایی که موجب جلب توجه می­گردد، انزوا و کناره­گیری کردن، داشتن رفتارهای پرخاشگرانه و طلبکارانه.

  1. علایم ادراکی اضطراب

محو شدن ادراک، بی­توجهی در انتخاب، دقیق شدن روی جزئیات، عدم توانایی در یادگیری و ارایه استدلال، دمدمی مزاج بودن، تغییر رأی در مدت کوتاه، بیداری طولانی و حالت تدافعی داشتن.

  1. علایم جسمانی اضطراب

– سیستم قلبی- عروقی: افزایش ضربان قلب، تپش قلب، کاهش ضربان قلب و درد در ناحیه سینه؛

– سیستم تنفسی: افزایش دفعات تنفس، کوتاهی تنفس، خمیازه و آه کشیدن و احساس فشار در سینه؛

– سیستم گوارشی: تهوع و استفراغ، آروغ زدن، اسهال، شکم درد، بی­اشتهایی و کاهش وزن؛

– سیستم ادراری: تکرار و افزایش دفعات ادرار و بی­اختیاری در ادرار؛

– سیستم عضلانی و اسکلتی: احساس کوفتگی و درد، افزایش ضعف عضلات (کاپلان و سادوک، 1380).

 

 

 

 

2-7-3- علایم اضطراب از دیدگاه کاپلان و سادوک

  1. آگاهی از احساس­های فیزیولوژیک (تپش قلب، تعریق، تنگی قفسه سینه، لرزش زانوها و صدای مرتعش)؛
  2. آگاهی از وجود عصبانیت و ترس؛ اضطراب ممکن است در نتیجه احساس شرم افزایش یابد.

بعضی از این­که می­فهمند دیگران متوجه اضطراب آن­ها شده­ یا اگر نشده­اند شدت آن را تشخیص داده­اند، دچار حیرت خواهند شد. علاوه بر آثار حرکتی و احشایی اضطراب، تأثیر آن بر تفکر، ادراک و یادگیری نباید از نظر دور بماند. اضطراب پیدایش گیجی و دگرگونی ادراک را نه تنها در ارتباط با زمان و مکان بلکه افراد و معنایی حوادث تسهیل می­کند.

[1]– Costello

[2]– Panic

[3]– Linc

[4]– Sarason