رویکردهای درمانی به اختلالات تیک

      با وجود برخی پیشرفت ها در طول دهه گذشته، درمان ایده آل برای این اختلالات هنوز در دسترس نیست. تصمیم برای شروع یک درمان خاص بر اساس شدت حداقل و حداکثر علائم مربوط به تیک و میزان تداخلی است که در زندگی روزمره فرد، عزت نفس، روابط میان فردی با همسالان، معلمان و اعضای خانواده، همچنین توانایی برای انجام تکالیف در مدرسه ایجاد کرده است(کینگ1، سی هیل، لامبروسو2 و لکمن، 2003). در افرادی که اختلال تیک آنها با ADHD، OCD، افسردگی و یا اختلال دو قطبی همایند است، ابتدا باید اختلال همایند همراه درمان شود زیرا درمان آنها ممکن است شدت تیک ها را کاهش دهد. اگر چه یافته های پژوهشی حاضر می تواند فراتر از نتایج بدست آمده باشد، مطالعات آینده می توانند جزییات بیشتری در خصوص درمان این گروه از اختلالات فراهم کنند( گروه مطالعه سندرم تورت،2002؛ مارتین3، سی هیل، چارنی4 و لکمن، 2003؛ بلاچ5، لندرسو ویزنبرگر6، کلمندی7، کوریک8 و همکاران،2006 ).

     برای بسیاری از بیماران و خانواده های آنها، تشخیص، خود تسکین قابل توجهی به همراه دارد . اگر فرد مبتلا کودک است، مهم است که معلمان و بزرگسالان توجه خاصی به ماهیت بیماری و شرایط کودک داشته باشند. آموزش کامل بیمار  نه تنها اطلاعات در مورد علت و ماهیت بیماری بلکه باید آینده بیماری را نیز شامل شود. آموزش روانی9 باید همواره گام اول درمان باشد. همواره درباره میزان اثربخشی هر کدام از درمان موجود برای این گروه از اختلالات باید نوسانات مشخصه تیک ها در نظر گرفته شود. اگر چه نتایج زیادی در مورد درمان تیک ها وجود دارد اما شواهد برای اثربخشی درمانی خاص، ضعیف است (لودولف، روسنر، مون چاو و مولر وال، 2012).

  • King                6- Landeros-Weisenberger
  • Lombroso               7- Kelmendi
  • Martin                8- Coric
  • Charney               9- Psychoeducational
  • Bloch

1-10-2 دارو درمانی

    جی.اس.گولدن1، پژوهشگری که در سال 1988 مسئله ای را مطرح کرد که در آن ادعا می کرد داروهای هیجان آوری چون متیل فندیت2(ریتالین) می تواند شدت تیک ها را در افرادی که مبتلا به تورت هستند افزایش دهد و حتی این نوع مواد می توانند تورت را در افرادی که قبلا هیچ گونه علائم و نشانه های اختلال را نشان نداده بودند سرعت بخشد. با این حال، تجویز داروهای محرک در درمان اختلال تیک همچنان ادامه دارد. تحقیقات دیگر نشان داده اند که استفاده از داروهای محرک در کودکان مبتلا به بیش فعالی-نقص توجه و تورت، باعث افزایش علائم و نشانه های این اختلالات نمی شوند. وقتی تیک ها در حالت ضعیف و ملایم قرار دارند و تاثیر قابل ملاحظه ای بر زندگی روزانه افراد ندارند، توصیه نمی شود که برای از بین بردن آنها از دارو استفاده شود، زیرا آنها به طور بالقوه عوارض جانبی منفی دارند. بعضی از داروهایی که به طور رایج استفاده می شوند عبارتند از ریسپریدون3، اولانزاپین، پی موزاید، هالوپریدول و فلوفنازین4. پژوهشگران معتقداند که داروهای آرام بخش و مسکن که برای درمان بیماران مبتلا به روان پریشی به کار برده می شوند برای درمان تیک ها نیز مورد استفاده قرار گیرند(راجرز، 2008؛ به نقل از جمالفر، 1392).

    گروه دیگری از داروهایی که برای اختلالات تیک تجویز می شوند، سد کننده های آلفا هستند که عبارتند از کلونیدین5، هیدروکلروید6 و گان فاسین7 که معمولا برای فشار خون بالا تجویز می شوند. علاوه بر این کلونازپام8، که برای درمان تیک ها تجویز می شود اغلب برای از بین بردن و کاهش اضطراب از آن استفاده می شود. همچنین بکلوفن9 که یک داروی آرام کننده ماهیچه ها و ضد اسپاسم است برای درمان تورت نیز تجویز می شود(همان منبع). هالوپریدول و پی موزاید بیش از سایر داروهای ضد روانپریشی در درمان تورت مطالعه شده اند.

  • Golden                     6- Hydrochloride
  • Methylphenidate              7- Guanfacine
  • Risperidone                  8- Clonazepam
  • Fluphenazine                  9- Baclofen
  • Clonidine

     این داروها به میزان چشمگیری در کاهش تیک ها موثر بوده اند به طوری که 80 درصد بیماران پاسخ مناسبی به این داروها می دهند و فرکانس علایمشان بین 70 تا 90 درصد کاهش می یابد اما مطالعات پیگیری حاکی است که فقط 20 تا 30 درصد افراد مبتلا درمان نگهدارنده طولانی مدت را ادامه می دهند.  قطع دارو غالبا به دلیل عوارض جانبی دارو از جمله اثرات خارج هرمی و احساس ملال انجام می گیرد. به نظر میرسد دوز اولیه در نوجوانان و بزرگسالان معمولا بین 25/0 تا 5/0 میلی گرم هالوپریدول در روز است. تجویز این دارو در کودکان زیر 3 سال تایید نشده است. برای کودکان 3 تا 12 سال توصیه شده است که دوز کلی روزانه بین 5/0 تا 075/0 میلی گرم به ازای هر کیلو گرم وزن بدن باشد و در دو یا سه دوز تجویز شود. دوز اولیه پی موزاید نیز معمولا روزانه 1 تا 2 میلی گرم در دوز های تقسیم شده است(سادوک و سادوک، 2007).

     نتایج تحقیقاتی که با داروی کلونیدین انجام شد، حاکی از کاهش شدت تیک ها در کودکان که همراه با ADHD بود شد. داروهای نورولپتیک و دیگر داروهای ضد روانپریشی داروهای موثری برای درمان تیک ها هستند نتایج پژوهش ها حاکی از اثربخشی نسبی آنهاست. این داروها در درجه اول با مسدود کردن گیرنده های دوپامین و در نتیجه کاهش ورود دوپامین به عقده های قاعده ای پایه عمل می کنند(چای دو و همکاران، 2010). جای تعجب نیست که دارو درمانی در طول تاریخ جز روش های اصلی درمان تیک ها بوده چرا که میزان فراوانی آنها را در حد متوسط کاهش داده است. با این حال، دارو برای همه افراد موثر نیست و داشتن عوارض کوتاه مدت و بلند مدت سبب استفاده محدود از آن می شود(والدون1، هیل2، ترمین3، بالوتین4 و کاوانا، 2013).

      همانطور که گفته شد، در صورتی که فرد مبتلا به اختلال تیک درک درستی از بیماری خود داشته باشد و از حمایت خانواده، معلمان و سایر افراد مهم در محیط زندگی خود برخوردار باشد نیاز به درمان دارویی نخواهد داشت. در واقع دارو درمانی زمانی استفاده خواهد شد که شدت یا فرکانس تیک ها زیاد و ناتوان کننده باشد، منجر به مشکلات جسمی مانند درد عضلات و مفاصل شود، باعث اختلال در عملکرد فرد شود و یا برای او ایجاد استرس کند و در نهایت اینکه فرد مبتلا یا افراد مهم در زندگی او نسبت به تیک ها پذیرش نداشته باشند.

  • Waldon                            3- Termine
  • Hill                   4- Balottin

     در برخی از نمونه ها، کودکان مبتلا به تیک های نه چندان شدید واکنش زیادی به حرکات یا صداهای خود نشان نمی دهند اما والدین آنها قادر به پذیرش و تحمل تیک ها نیستند و به صورت ناخواسته کودک را نسبت به تیک هایش حساس می کنند و باعث اضطراب وی می شوند و به این ترتیب ممکن است شدت تیک ها نیز بیش تر شود. داروهایی که در حال حاضر برای درمان اختلالات تیک در دسترس هستند به طور نسبی اثر بخش اند. به علاوه این داروها تاثیری در سیر اختلال ندارند و تنها به صورت وسیله ای برای تخفیف  تیک ها مورد استفاده قرار می گیرند. اغلب اثر بخشی دارو بعد از چند هقته تا چند ماه است و داروها بلافاصله اثرشان را نشان نمی دهند. تصمیم گیری برای شروع، قطع و یا تعویض دارو بر عهده ی پزشک یا روانپزشک و بر اساس علائم بیماری، وجود بیماری همراه، نوع بیماری همراه، عوارض داروها و پاسخ دهی هر بیمار است(کوشا، 1388).

مطلب مرتبط :   پرسش مهر 97 رئیس جمهور  ,بهترین پاسخ به پرسش مهر 98-1397 نوزدهم

2-10-2 درمان شناختی رفتاری

     اصطلاح شناختی -رفتاری اغلب با راهبردهای پایه ای شناخت و پذیرش بکار می رود. در برابر اکثر وضعیت های روانپزشکی دوران کودکی مانند اختلال های اضطرابی و افسردگی، درمان شناختی –رفتاری1 جز راهبردهای رایج اختلالات رفتاری عادتی و یا تکراری نیست. معمولا برخی از راهبردها مانند بازسازی شناختی، تنها به عنوان بخش کوچکی از یک پروتکل درمانی بزرگ در نظر گرفته می شوند(فلسنر2، 2011).

     درمان شناختی –رفتاری، راهبردی 10 مرحله ای برای تیک ها را شامل می شود که بعد از ارزیابی نهایی توسط درمانگر آغاز می شوند. شرح مختصر این راهبردها بدین صورت می باشد(کارنر، 2005 ؛ به نقل از قنبری هاشم آبادی و فرحبخش، 1389) :

-مرحله اول : آگاهی

    در این مرحله افراد اطلاعاتی در مورد عادات و تیک ها به دست می آورند و با اهداف درمان آشنا می شوند، برنامه در هر زمان یک تیک را مورد هدف قرار می دهد.

1- Cognitive Behavioral Therapy

2- Flessner

     شناسایی تیک اهمیت دارد زیرا شامل مبنایی برای کل درمان محسوب می شود. درمانگر به سوالات فرد درمورد ماهیت برنامه خصوصا در مورد الگوی یادگیری، پاسخ خواهد داد، زیرا ممکن است مراجع قبلا به دنبال درمان بوده و برای او از روشهای عصب-روان شیمیایی استفاده شده باشد. یادگیری ثبت وقایع روزانه در این مرحله آموزش داده می شود که همراه با بررسی نیمرخ تیک انجام می گیرد. در این مرحله وقایع ثبت شده به دقت بررسی می شوند تا عوامل فعال ساز پرخطر و کم خطر شروع تیک از هم جدا شوند.

-مرحله دوم : برنامه افتراق

     هدف از این مرحله آموزش در مورد تنش ماهیچه و کسب کنترل بیشتر بر عمل انعکاسی تیک می باشد که از طریق تفکیک تنش و آرامش ماهیچه در گروه ماهیچه ای درگیر و غیر درگیر انجام می شود. در ابتدای این مرحله باید از شرکت کنندگان پرسید آیا منطق برنامه را درک کرده اید؟ سوالی ندارید؟ آماده اید شروع کنید؟ در صورت عدم آمادگی باید اطلاعات آنها تکمیل شود. بخش مهم دیگر این است که استفاده از ماهیچه های اطراف ماهیچه مبتلا به تیک، تا حد ممکن محدود گردد و فرد باید به ماهیچه های نامربوط پاسخ ندهد. جدا کردن گروه ماهیچه ای، کاملا امکان پذیر نیست ولی تاثیرات پیرامونی را می توان کاهش داد.

-مرحله سوم : تمرینات آرام سازی تریجی

     آرام سازی یک فرایند یادگیری است، فرد ابتدا آرامش یافتن، تبحر در تنفس آرام، توانایی تشخیص و درک تفاوت بین حالت آرامش و تنش را یاد می گیرد، سپس سرعت رسیدن به این مرحله را بالا می برد و یاد می گیرد آموخته خود را به طور خودکار در زندگی روزمره به کار برد. درنهایت فرد می تواند تمرینات را با تصاویر ذهنی خوشایند یا طبیعی تلفیق کند ولی تمرکز همواره بر آرام سازی ماهیچه است. این مرحله یادگیری ایجاد انقباض و انبساط را در تمام عضلات بدن را شامل می شود. به صورتی که فرد از قسمت سر و اعضای صورت شروع کرده تا به پایین ترین قسمت بدن یعنی انگشتان پا برسد و به ترتیب در تک تک آنها تنش و بعد آرامش و راحتی را ایجاد می کند.

-مرحله چهارم: کاهش فعال سازی حسی – حرکتی

     در این مرحله به ابعاد حسی و حرکتی مخصوصا احساساتی که با فعالیت ماهیچه در قسمت های گرفتار تیک تجربه می شوند پرداخته می شود.کاهش فعالیت حسی-حرکتی دو شکل دارد، شکل اول با علائم عمومی فعالیت مانند سوزش یا ناراحتی و یا دیگر اشکال جستجوی تحریکات توسط خود فرد سروکار دارد و شکل دوم شامل پیش مراقبتی حسی است که غالبا پیش از شروع تیک واقع می شود.

-مرحله پنجم: سبک عمل برنامه ریزی

     این مرحله مربوط به آشنایی با سرمایه گذاری بیش از حد یا بیش فعالی به مثال های روزانه است، یعنی هنگامی که فرد برای انجام تکلیفی بیش از حد فعالیت می کند، درجایی که بیش فعالی واقعا منجر به اضطراب و تنش می شود.     نکته مهم این است که انجام فعالیت های بیشتر در حالت بیش فعالی کم نشان از توانایی بالاست نه توانایی پایین، زیرا بیمار آرام تر است و بهتر می تواند تکالیف خود را به طور کامل انجام دهد و بیشتر می تواند در اینجا و اکنون حاضر باشد. در این مرحله فرد را تشویق می کنیم تا با کمترین میزان بیش فعالی، به انجام یک یا دو تکلیف که بنابر عادت بیش فعالی بوده، بپردازد.

-مرحله ششم: بازسازی شناختی

    چهار دسته از باورها در این مرحله مورد ارزیابی و بازسازی قرار می گیرد که عبارتند از : 1) باورهایی در مورد مفید بودن تیک زدن یا اجتناب ناپذیر بودن آن، 2) باورهایی درمورد روش عمل در موقعیت های پر خطر تیک، 3) باورهای کمال گرایانه همه یا هیچ در مورد شیوه سازماندهی اعمال شخصی و 4) باورها در مورد خودانگاره و قضاوت دیگران در مورد ظاهر عملکرد یا ابراز احساسات فرد. در این مرحله می توان از شیوه های سقراطی، تهیه جدول سه ستونی برای شناسایی افکار غیرمنطقی، افکار جایگزین آن و نشان دادن شواهد علیه باورهای غیرمنطقی استفاده کرد.

-مرحله هفتم: بازسازی رفتاری

     سه بخش اصلی این مرحله شامل بازداری از طریق آرام سازی، تغییر آماده سازی برای یک موقعیت و حذف راهبردهای تولید تنش مانند مخفی کردن آن می شود. در این باره می توان به الگوهای رفتاری در فعالیت های کم خطر که در آن اعمال در حالت کلی شکلی کمتر تنش زا به خود می گیرند مراجعه کرد و برای بازسازی از آنها الهام گرفت.

-مرحله هشتم: بارسازی شناختی-رفتاری

    مراحل ششم و هفتم در این مرحله ادغام می شوند که حاصل آن به کار بردن فعالیت های پرخطر، تلفیق رفتار و شناخت در بازسازی عمل و کاربرد آن برای دیگر فعالیت های بالقوه پر خطر می باشد. هدف اصلی جلوگیری یا کاهش حالت فعال سازی پیش از شروع تیک است.

-مرحله نهم: تعمیم

    آنچه در مراحل قبل آموخته می شود اکنون سه شکل به خود می گیرد که شامل کاربرد برای دیگر موقعیت های پرخطر، کاربرد برای موقعیت های غیره منتظره و کاربرد برای دیگر تیک ها و رفتارهای استرس آور می شود.

-مرحله دهم: بازداری از عود

سه دستورالعمل که در این مرحله وجود دارد عبارتند از : تمرین را ادامه دهید و اطلاعات خود را تازه کنید، در صورت عود آن را فاجعه ندانید، تحلیل کنید و بیاموزید و در انتها ابعاد دیگر زندگی را تغییر دهید.

بنابراین، درمان شناختی-رفتاری ترکیبی از چندین تکنیک است که لازم است به صورت هماهنگ اجرا شوند. درمان شناختی-رفتاری ترکیبی از راهبردهای رفتاری مانند آموزش وارونه سازی عادت با مفاهیم شناختی است که برای بازسازی مفاهیم ذهنی و انتظارات وابسته به تیک ها طراحی شده اند.

مطلب مرتبط :   راه اندازی فود کورت توسط گروه سرآشپزان آسیا

       در یک گزارش موردی (فواتا1 و گریفتس2، 1992؛ نقل از همان منبع) درمان شناختی به عنوان کمک به برگرداندن و درمان تیک سرفه زدن بود. جز شناختی غلبه بر ناراحتی فرد در خصوص احساس مرطوب بودن دهان خود قبل از تیک و غلبه بر باور غیر منطقی ترشح بیش از حد بزاق دهان بود. مطالعه دیگر، بررسی درمان شناختی-رفتاری با لیست انتظار مربوط به تیک مزمن بود که نشان داد گروهی که تحت درمان بودند در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری در فراوانی تیک ها و حرکات اندامهای خود داشتند.  محققان همچنین با توجه به گزارش خود افراد کاهش قابل توجهی در اضطراب و افسردگی و افزایش در عزت نفس را اعلام کرده اند(سی هیل، چاپل3 و کیم4، 2001). در پژوهشی که درمان شناختی-رفتاری با آموزش وارونه سازی عادت مقایسه شده بود، نتایج نشان داد اگر چه گروه شناختی-رفتاری کاهشی معنادار در تیک ها داشتند، اما نتیجه بهتر از نتیجه گروه وارونه سازی عادت نبود. به نظر میرسد جز شناختی برای درمان غیر ضروری باشد(اوکانر5، گارگو6 و بورگت7، 1995).

    شواهد نشان می دهند استفاده از عناصر شناختی برای کاهش تیک ها  ضرورتی ندارد اما آنها ممکن است به کاهش اضطراب و افسردگی همراه با اختلال کمک کنند. پژوهش های بیشتری برای بررسی بیشتر موضوع لازم است(فرانکلین، والتر و وودز، 2010).

3-10-2 درمان رفتاری

     در سالهای اخیر یک مدل رفتاری بر اساس مشاهدات بالینی و مطالعات تجربی شرایطی که بر ظهور تیک ها تاثیر دارند آغاز شده است. در مدل رفتاری برای تیک ها فرض می شود اساس تیک ها بیولوژیکی و بروز آنها در طبیعت است. مدل رفتاری به عنوان جایگرینی برای مدل بیولوژیکی نیست، بلکه این مدل به دنبال این است که با توجه به مدل بیولوژیکی توضیح دهد چگونه تیک ها در یک بار رخ دادن، می توانند شدید تر شوند و در موقعیت های مختلف سطوح مختلفی از فراوانی پیدا کنند (کونلا8 و وودز، 2008).

  • Fvata     6- Gareau
  • Gryfts 7- Borgeat
  • Chappell 8- Conelea
  • Kim
  • O’Connor

      با توجه به مدل رفتاری حداقل 2 دسته از عوامل در حفظ و تغییر تیک ها موثراند که شامل عوامل موقعیتی که خارج از بدن فرد رخ می دهند(عوامل خارجی1) و عوامل موقعیتی که داخل بدن فرد اتفاق می افتند(عوامل داخلی2) می باشند. تحقیقات از تاثیر عوامل خارجی مانند واکنش های اجتماعی به تیک که می توانند فراوانی آن را تغییر دهند حمایت می کنند. بروز تیک می تواند به وسیله توجه اجتماعی و فرار از موقعیت های مبهم تحت تاثیر قرار بگیرد و سرکوب تیک می توان از طریق پیامدهای بیرونی تقویت شود(وودز و همیل3، 2004؛ وودز، همیل و میلتنبرگر4، 2008 و وودز، والتر5 و باور6، 2009).

     شواهدی تجربی و بالینی وجود دارد که تیک ها در موقعیتی که فرد در آن است تحت تاثیر قرار می گیرند(کونلا و وودز، 2008). تاثیر متغیرهای موقعیتی مانند توجه اجتماعی و فعالیت ها به طریق های مختلف و تاثیر متفاوتی بر افراد دارند. به عنوان مثال برای یک کودک ممکن است تیک ها در حالی که مشغول بازی یا آواز خواندن است کاهش و زمانی که مشغول بازی کامپیوتری یا انجام تکالیف ریاضی است افزایش یابند. برای کودکی دیگر ممکن است الگویی کاملا متضاد اتفاق بیفتد. دلایل گوناگونی می تواند برای این تنوع وجود داشته باشد اما یک تبیین می تواند این باشد که متغیر های محیطی به مرور زمان توانایی تقویت برای بروز و یا سرکوب تیک ها را بدست آورده اند. می توان به عنوان نتیجه گفت، زمانی که افراد در طول روز در موقعیت های پیش بینی کننده قرار می گیرند، شدت و فراوانی تیک ها در یک الگوی نوسان دار که سازگار با زمان است در می آید(وودز، والتر و باور، 2009).

    علاوه بر عوامل خارجی موثر بر تیک ها، همزمان با رشد بدن اهمیت عوامل داخلی آشکار می شود. به این معنا که افراد می توانند میل خطر درونی قبل از تیک یا آنچه بعد از تیک دارند را گزارش کنند. آگاهی از این امیال می تواند در کاهش تیک ها موثر باشد. علاوه بر این، حالات گسترده عاطفی دیگر مانند اضطراب یا خستگی می توانند به طور بارزی فرکانس تیک ها را در اکثر افراد مبتلا تحت تاثیر قرار دهند(لین7، کات اسویچ8 و گبرمیشل9، 2007).

  • External factors                   6- Bauer
  • Internal factors                  7- Lin
  • Himle                   8- Katsovich
  • Miltenberger                    9- Ghebremichael
  • Walther

     اینکه حالات هیجانی چگونه فرکانس تیک ها را تحت تاثیر قرار می دهند کاملا مشخص نیست اما توضیح احتمالی می تواند این باشد که 1) این حالات آگاهی از امیال خطر را افزایش می دهند، 2) حالاتی مانند اضطراب خود به عنوان یک احساس تنشی باعث بروز تیک ها شوند و 3)  اضطراب ممکن است به راحتی فرآیندهای مهار پاسخ را دشوارتر کند(لی1، یوست2 و تلچ3، 2009).

    رفتار درمانی بر دستکاری عوامل محیطی که شدت تیک ها را تحت تاثیر قرار می دهند تمرکز دارد و به افراد مبتلا مهارت های خاصی را می آموزد تا بتوانند تیک های خود را مدیریت کنند(همیل، وودز، پای سنتین و والکاپ، 2006).

     بر اساس مدل رفتاری در درمان، تیک ها به سبب اختلال عملکرد عصبی-زیستی تولید می شوند اما بوسیله عوامل محیطی تحت تاثیر قرار می گیرند. در مدل رفتاری  اصطلاحات متغییر های محیطی و موقعیتی اغلب به جای یکدیگر و برای توصیف وقایعی به کار می روند که قبل یا بعد از تیک ها به مقدار زیاد یا کم رخ می دهند و یا فراوانی و شدت تیک ها را تحت تاثیر قرار می دهند. این مدل فرض می کند تیک ها توسط این متغیر ها قابل پیش بینی هستند. این مفهوم نشان می دهد که تیک اساسا می تواند توسط عوامل محیطی و بدون دخالت ارادی تحت فشار قرار گیرند یا فراخوانده شوند. بنابراین هدف از رفتار درمانی  دستکاری و تعدیل عوامل محیطی در کاهش شدت تیک ها است. برخی از این متغیر ها شامل صحبت کردن در مورد تیک ها، درگیر شدن با فعالیت های کم تحرک، احساس خستگی، فاصله بین یک فعالیت تا فعالیت دیگر و مورد مشاهده قرار گرفتن است(کاپروتی4، همیل و وودز، 2014).

    به عنوان یک بخش از گستره درمانی، رفتار درمانی برای تیک ها که در قالب طرح های آزمایشی با حجم نمونه کوچک و تصادفی و در چندین مطالعه انجام شده، نشان از موثر بودن آن است(کارینا، جان، اینار و ناوجوت، 2011؛ کاپروتی و وودز، 2013؛ کوک و بلاچر، 2007). آزرین و نان (1973) تیک ها را به عنوان واکنش های آموخته شده، یا به طور دقیق تر، بازتاب های یکه خوردن سازگار شده در نظر می گیرند.