ساکنین شهرها و سایر کاربران، در استفاده از خدمات، فضاها و امکانات موجود در شهر با یکدیگر رقابت میکنند و یا به طور مشترک از آنها استفاده میکنند.
یک شهر ممکن است علاوه بر این که مقصد گردشگری است، نقشهای مختلف و گاه متداخلی را در فرایند جریان حرکت گردشگران ایفا کند: دروازه ورودی، مرکز طراحی رویدادها و منطقهای گردشگر فرست (پیرس،2:2001).
یک شهر هنگامی “دروازه ورودی” محسوب میشود که محلِّ تلاقیراه های دسترسی به مقصدهای مجاور باشد. مثلاً شهر لندن را یک “دروازه ورودی” برای گردشگران ورودی به انگلستان میدانند که سفرهای یک روزه به شهرهای اطراف، مانند آکسفورد، باث و استرانفورد-اپان-اون دارند. شهرها در صورت میزبانی رویدادهای ویژه، نقش مرکز طراحی رویداد را ایفا میکنند، مانند نقش شهر بارسلونا در بازی های المپیک سال 1992(اسمیت،5:2005). علاوه بر این، شهرها به دلیل داشتن جمعیت زیاد، مهمترین مناطق گردشگرفرست نیز محسوب میشوند (باسلی،47:2009).
اشورث و تانبریج (27:1990)، سه ویژگی مهم گردشگری در شهرها را این طور بیان میکنند:
فعالیت گردشگری در شهرها، به لحاظ تصویر ذهنی مقصد، در یک محیط وسیعتر از گردشگری منطقه ای و ملی قرار دارد.
همکاری و همچنین رقابت میان شهرهای مختلف، باعث شکلگیری مسیرهای مختلف گردشگری و جابجایی گردشگران بین شهرها در سطح ملی و بین المللی میشود.
تنوع امکانات و تسهیلاتی که شهرها به گردشگران ارائه میدهند، انواع مختلفی از گردشگری را به وجود میآورد که همین تنوع، یکی از جاذبههای گردشگری شهری محسوب میشود. البته این امکانات متنوّع علاوه بر گردشگران مورد استفاده کاربران دیگر از جمله ساکنین مقصد نیز قرار می گیرد.
طبقهبندیهای مختلفی از مراکز شهری ارائه شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره میشود:
جود و فینشتاین (1999)، مراکز شهری را در سه گروه طبقهبندی میکنند{به نقل از(لاو، 5:2002)}:
شهرهای تفریحگاهی: شهرهایی هستند که کارکرد اصلی آنها گردشگری است و تفریحگاههای ویژهای به طوربرنامه ریزی شده یابرنامه ریزی نشده در آنها ایجاد شدهاند.
شهرهای تاریخی و باستانی گردشگری: این شهرها به دلیل هویت تاریخی، معماری و فرهنگیشان گردشگران را جذب میکنند.
شهرهای تغییر کارکرد یافته: مکانهایی هستند که با ایجاد و توسعهی زیرساختها به دنبال جذب گردشگر هستند.
برخی از پژوهشگران کارکردهای گردشگری مناطق مختلف یک شهر را بررسی کرده و به طبقهبندی این مناطق پرداختهاند. ویور (1993) با بررسی مناطق مختلف گردشگری شهری در جزایر کارائیب، آنها را در پنج منطقه دستهبندی کرده است: منطقهی ویژه گردشگران؛ منطقهی کسب و کار مرکزی؛ سکونتگاههای محلی؛ نوارهای تفرجگاهی؛ حومهی روستایی.
پیرس (2001) نیز یک طبقهبندی، از مناطق گردشگری در شهرها ارائه میدهد:
مناطق تاریخی: مجموعهای از بناهای تاریخی، موزهها، مجسمهها و بناهای یادبود که در فاصلهی کمی از یکدیگر واقع شدهاند.
مناطق قومی: مناطقی که اکثر ساکنین آن از یک گروه قومی هستند ( مانند محلّهی چینیها در شهرهای امریکایی).
اماکن مقدس: این مناطق در شهرهای زیارتی وجود دارند.
مناطق بازسازی شده: این مناطق از طریق توسعهی گردشگری شهری احیا و بازسازی شدهاند (مانند باراندازهای لندن).
مناطق تفریحی: این گونه مناطق دارایمجموعه های سینمایی، مراکز تفریحی و رستورانهای متعددی هستند ( مانند مرکز شهر منهتن).
مناطق کارکردی گردشگری: کسب و کارها در این مناطق با خدمات و جاذبههای گردشگری تلفیق شده اند.
1-4-2) عناصر گردشگری شهری
گردشگری شهری ترکیب پیچیدهای از فعالیتهای مختلف است که از به هم پیوستن ویژگیهای محیطی و میزان توانمندی و کشش شهر در جذب بازدیدکنندگان و ارائه خدمات به دست میآید. شناخت عناصر بنیادی گردشگری میتواند ما را در شناخت گردشگری شهری کمک کند. جانسن و وربک (1986) طبقهبندی سادهای از نوعشناسی منابع برای مصارف گردشگران پیشنهاد میکند:
عناصر اولیه: زمینهها وپایه های مادی و انسانی و همچنین فعالیتها و تجهیزات ویژه مستعد جذب گردشگران را با هم ادغام میکنند.
عناصر ثانوی: دربرگیرندۀ تسهیلات خرید، اقامت، رستوران و بنگاههای حمل و نقل گردشگری هستند.
عناصر کیفی: که به عناصر اضافی معروفاند و شامل تسهیلات دسترسی به نقاط مختلف از جمله توقفگاهها، اطلاع رسانی به مسافران و بازدیدکنندگان هستند.
ژرژ کازس و پوتییه (1382) نیز پنج گروه از عناصر را در یک طرح ترکیبی به شرح زیر ارائه کردند:
تجهیزات جانبی: مهمانسراها، خدمات مربوط به رفت و آمد، تجارت و سامانههای اطلاع رسانی؛
تدارکات و تجهیزات برای گردشگران؛
میراث شهری بازسازی شده و آماده در خدمت گردشگران؛
تجهیزات تفریحی و سرگرم کننده ویژه؛
رویدادها و فرصتها.
سی سا (1983) عناصر گردشگری را در پنج دستۀ اصلی منابع گردشگری، زیرساختهای گردشگری، تسهیلات پذیرایی از میهمانها، تسهیلات سرگرمی و ورزشی و خدمات واسطهای گردشگری مورد بررسی قرار میدهد. از سویی سینگلر و استبلر (1997) عناصر صنعت گردشگری را در پنج دستۀ: حمل و نقل، اسکان و اقامتگاه، تسهیلات واسطهای، جاذبهها و سایر خدمات تقسیم بندی و بررسی میکنند (عباسپور،1389).
2-4-2)تاریخچه گردشگری شهری
صنعت گردشگری به ویژه گردشگری شهری پس از اتمام جنگ جهانی دوم (1950) با گسترش شهرنشینی، کاهش ساعات کار، توسعهی روز افزونراه ها وشبکه های حمل و نقل، ارتقای سطح فرهنگ عمومی و اصلاح قوانین و مقررات تحولی شگرف یافت، به طوری که امروزه گردشگری به نمادهای عصر تمدن تبدیل شده است (رضوانی، 15:1377). به عبارت دیگر، می توان گفت انباشت و سرعت نوآوریهای تکنولوژیکی در عصر مدرن و پسامدرن در زیر فشارهای حاصل از این تکنولوژی سبب شکلگیری تحولات اجتماعی گردید؛ که یکی از این تحولات اجتماعی در جهان معاصر پدیدار شدن اوقات فراغت به عنوان یکی از نیازمندیهای اساسی جوامع معاصر و ملزومی برای تاب آوردن زندگی تحت سیطره تکنولوژی است (پاپلی یزدی و سقایی،35:1385). از سوی دیگر، نواحی شهری مکانهای مجزا و پیچیدهای هستند، که دارای چهار مشخصه عمومی؛ یعنی، 1- تراکم فیزیکی بالای ساختارها، جمعیت و کارکردها؛ 2- ناهمگنی اجتماعی فرهنگی؛ 3 – اقتصاد چند کارکردی؛ و 4- مرکزیت فیزیکی در درون شبکهراه های منطقهای و بین شهری است و به این صورت وقتی شهر به عنوان چنین مکانی پذیرفته شود، گردشگری توسعه پیدا میکند (رنجبر و همکاران،84:1390).
استنفیلد (1964)، معتقد است که میان محیط شهری و غیرشهری اختلافی وجود دارد که باعث میشود ساکنین هر یک به دنبال تفریح و سرگرمی در محیط دیگر باشند. کریستالر (1964)، نیز در همان سال پژوهشی در اروپا انجام داد و یک الگوی فضایی از رفتار گردشگران ارائه کرد که اظهارات استنفیلد (1964) را تا حدودی تایید میکرد. در این الگو، شهرها به عنوان مناطق گردشگرفرست و حاشیه شهرها و روستاها، به عنوان مناطق گردشگرپذیر مطرح میشوند. به همین دلیل بخش قابل توجهی از پژوهشهای گردشگری تا اواخر قرن بیستم، به گردشگری در روستاها و طبیعت پرداخته و گردشگری شهری و شهرها به عنوان یک مقصد چندان مورد توجه واقع نشده است.
در اواخر قرن بیستم، صنایع تولیدی به تدریج اهمیت خود را به عنوان ابزار اصلی رشد شهرها، از دست داد و به تدریج بخش خدمات به عنوان موتور محرّک اقتصادی شهرها شناخته شد؛ که یکی از این بخشهای خدماتی، بخش گردشگری است.
لاو (1992) چهار عامل مؤثر در توسعه گردشگری به عنوان یک بخش خدماتی را در شهرها این طور ذکر میکند:
افول صنایع تولیدی؛
نیاز به ایجاد فعالیتهای اقتصادی جدید و مقابله با بیکاری؛
شناخت اهمیت گردشگری به عنوان یک صنعت در حال رشد؛
نقش توسعه گردشگری در بازسازی و احیای مناطق شهری؛
نیری (2006) دو عامل دیگر را نیز به عوامل فوق اضافه کرده است:
جهانی شدن
جایگاه ویژهی شهرها در انباشت سرمایه.
در چنین شرایطی گردشگری به عنوان گزینهای مناسب برای توسعهی شهرها شناخته شد؛ زیرا، شهرها به طور بالقوه، دارای بسیاری از جاذبهها مانند بناهای تاریخی، میراث فرهنگی، رویدادها و… میباشند.
به گفته رابینز (38:1991)، حتی محرومترین شهرها نیز به دلیل برخورداری از میراث تاریخی و فرهنگی میتوانند در رقابت میان مقصدهای گردشگری شهری شرکت کنند‌ (همان:13).
از دهه نود میلادی موضوع گردشگری شهری، هم از سوی محققان گردشگری و هم از سوی پژوهشگران مطالعات شهری مورد توجه قرار گرفت.
شارپلی و رابرتز (163:2005) موضوعاتی را که تاکنون در پژوهشهای گردشگری شهری مورد توجه قرار گرفتهاند این طور طبقهبندی کردهاند:
تقاضای گردشگری شهری: شناسایی گردشگری شهری، عوامل انگیزشی، اندازهگیری تقاضا، روندها و الگوهای تقاضا، رفتار مصرف کننده (گردشگر)، پیش بینی تقاضا و…
عرضهی گردشگری شهری: عناصر اصلی، عناصر ثانویه و عناصر جانبی (بر اساس الگوهای جانسن وربک،1986).
بازاریابی گردشگری شهری: پیشبرد شهرها، اصلاح برند و تصویر ذهنی شهرها؛
خط مشی، برنامهریزی و مدیریت: گردشگری و بازسازی، روابط و ساختارهای سازمانی (مشارکت، همکاری و شبکه ذینفعان)، خط مشیهای گردشگری.
اثرات گردشگری شهری: هزینه ها/منافع اقتصادی، توسعه اجتماعی فرهنگی، پایداری.
این توجه روز افزون به موضوع گردشگری شهری تا حدودی به دلیل اهمیت آن در تجدید حیات اقتصادی و زیست محیطی شهرها میباشد (سو،19:2001). یکی از اهداف اصلی توسعه گردشگری شهری (و سایر انواع گردشگری)، توسعه اجتماعی اقتصادی مقصد و رفاه ساکنین محلی است. این توسعه در گردشگری شهری معمولاً با نام احیاء یا بازسازی مطرح میشود.
به گفتهی لاو (1992)، سرمایهگذاری در گردشگری؛ توسعهی امکانات، محیط فیزیکی و زیرساختهای شهری را در پی دارد که برای ساکنین شهر نیز مفید خواهد بود. چنین توسعهای باعث ارائهی تصویری مثبت از شهر شده و بازاریابی آن را تسهیل میکند. توسعهی این امکانات و افزایش تعداد گردشگران باعث افزایش عِرقِ شهری در میان ساکنین مقصد میشود و از مهاجرت آنها جلوگیری کرده و افزایش جمعیت مقصد را به دنبال دارد. درآمدهای حاصل از گردشگری، سایر فعالیتهای اقتصادی را نیز رونق میبخشد و باعث بهبود و توسعه بیشتر جاذبهها و محیط شهرها و همچنین افزایش سرمایهگذاری میشود. بدین ترتیب توسعهی گردشگری در شهرها منجر به بازسازی فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی شهر خواهد شد.
نمودار 3-2- استراتژی گردشگری شهری
رشد جمعیت
توسعه سایر فعالیتهای
اجتماعی
گردشگران
چشم انداز گردشگری
سرمایهگذاری، ارتقای جاذبهها و محیط
بازاریابی
حفظ، ارتقا یا ایجاد امکانات جدید برای ساکنین محلی
تزریق سرمایه دولتی
تصویر جدید
مشاغل
بازسازی فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی
ماخذ: لاو (1992)
رشد جمعیت
توسعه سایر فعالیتهای اجتماعی
گردشگران
چشم انداز گردشگری
سرمایهگذاری، ارتقای جاذبهها و محیط

مطلب مرتبط :   منبع مقاله با موضوعارزش ویژه برند

دانلود پایان نامه

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بازاریابی
حفظ، ارتقا یا ایجاد امکانات جدید برای ساکنین محلی
تزریق سرمایه دولتی
تصویر جدید
مشاغل
بازسازی فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی
ماخذ: لاو (1992)

درآمد
درآمد

عرق شهری
عرق شهری

افزایش سرمایهگذاری، ارتقای بیشتر جاذبهها و محیط
افزایش سرمایهگذاری، ارتقای بیشتر جاذبهها و محیط

سواربروک (2000)، استراتژیهای دستیابی به توسعهی شهری از طریق گردشگری را شناسایی کرده است که در شکل نشان داده شده اند{به نقل از (شارپلی و رابرتز،165:2005)}:
توسعهی گردشگری به منظور توسعهی اقتصادی شهرها، از امریکای شمالی آغاز شد و به اروپای غربی و سپس، استرالیا، زلاندنو و سنگاپور نیز راه یافت. توسعهی گردشگری، نقش مؤثری در فرایند بازسازی فیزیکی محیطهای درون شهری بسیاری از شهرهای اروپایی و آمریکایی داشته و از این طریق به بهبود تصویر ذهنی این مقصدها منجر شده است. ظهور فضاهای تفریحی درون شهری، توسعهی سواحل، جشنوارهها، کازینوها، موزهها، سالنهای کنفرانس و استادیوهای ورزشی در واقع تجلی فیزیکی توسعه اقتصادی محلی از طریق گردشگری شهری است (راجرسون،2002).
استراژیهای مبتنی بر رویدادها: برگزاری جشنوارهها و رویدادهای ویژه برای جذب گردشگران
استراتژیهای مبتنی جاذبهها: توسعه جاذبههای اصلی گردشگری
استراتژیهای مبتنی کسب و کار: برگزاری و میزبانی کنفرانسها، همایشها و نمایشگاهها
استراژیهای فرهنگی: پیشبرد فرهنگ معاصر مقصد
استراتژیهای تفریحی: ایجاد مراکز خرید، امکانات ورزشی، سینمار و… به عنوان جاذبههای گردشگری
احیا/بازسازی شهری
استراژیهای مبتنی بر رویدادها: برگزاری جشنوارهها و رویدادهای ویژه برای جذب گردشگران
استراتژیهای مبتنی جاذبهها: توسعه جاذبههای اصلی گردشگری

استراتژیهای مبتنی کسب و کار: برگزاری و میزبانی کنفرانسها، همایشها و نمایشگاهها
استراژیهای فرهنگی: پیشبرد فرهنگ معاصر مقصد
استراتژیهای تفریحی: ایجاد مراکز خرید، امکانات ورزشی، سینمار و… به عنوان جاذبههای گردشگری
احیا/بازسازی شهری

شکل شماره 6-2- استراتژیهای توسعه شهری از طریق گردشگری
ماخذ: (اسواربروک،2000). {به نقل از (شارپلی و رابرتز،165:2005)}
شکل شماره 6-2- استراتژیهای توسعه شهری از طریق گردشگری
ماخذ: (اسواربروک،2000). {به نقل از (شارپلی و رابرتز،165:2005)}

استمرار موفقیت در گردشگری شهری نیازمند نوآوری و سرمایهگذاریهای مداوم به منظور پیشی گرفتن از رقبای جدید میباشد. تیمور (33:2005) در این باره میگوید: “شهرها با پیش گرفتن استراتژیهای توسعهی گردشگری محور، خود را گرفتار یک استراتژی بلندمدت کردهاند که هیچ ضمانتی برای موفقیت آن وجود ندارد”.
همان طور که گفته شد تلاش برای توسعهی گردشگری شهری در همه شرایط مولد ثروت نیست؛ بلکه وجود سه شرط اساسی برای سودمندی توسعهی گردشگری در شهرها و تاثیر مثبت آن در بهبود و توسعهی کلی شهر ضرورت دارد (محلّاتی، 1381).
شهر باید سیمایی جذاب داشته باشد؛
شهر باید حداقل دارای برخی عناصر نیرومند رقابتی در زمینه محصولات گردشگری باشد؛
منافع مورد انتظار از توسعه در دراز مدت باید فراتر ازهزینه ها در دراز مدت باشد.
به منظور دستیابی به منافع بلندمدت، گردشگری شهری باید به گونهای پایدار توسعه یابد.
3-4-2)گردشگری شهری پایدار
تیمور (29:2009) میگوید: توسعهی گردشگری شهری باید برای ساکنین محلی، صنعت گردشگری محلی، گردشگران و سایر ذینفعان مفید باشد و به عنوان بخش لاینفک استراتژیهای توسعهی شهری و توسعهی پایدار محسوب شود.
انجمن گردشگری سبز، که در تورنتوی کانادا فعالیت میکند، ” گردشگری شهری پایدار” را دارای چهار ویژگی می داند: مسئولیت زیست محیطی، احیای اقتصاد محلی، توجه و حساسیتهای فرهنگی و غنای تجربه.
منظور از مسئولیت زیست محیطی، حفظ،


دیدگاهتان را بنویسید