دانلود پایان نامه

پدریش به حرفه پزشکی مشغول بودند.وی زمانی که به سن هشت سالگی رسید وارد کالج دلیچ شد. وی در مدت ده سال تحصیل در این کالج آگاهی بسیاری در زمینه ادبیات یونان و روم باستان بدست آورد. در سال ۱۸۹۲ به کالج ترینیتی دانشگاه کمبریج راه یافت. وی در این دوران تحت تأثیر برتراند راسل ادبیات را رها کرد و به تحصیل فلسفه روی آورد. مور در سال ۱۸۹۸ رساله ای درباره اخلاق کانت نوشت و به دلیل نوشتن همین رساله، به دریافت یک بورس شش ساله از کالج ترینیتی نایل آمد. وی در همین مدت کتاب اصول اخلاق( ۱۹۰۳ )را نوشت و همچنین چندین مقاله به انجمن ارسطویی که به عضویت آن انتخاب شد بود عرضه کرد. مور پس از دوران تحصیل کمبریج را ترک کرد و به نوشتن مقاله مشغول شد. او در سال ۱۹۱۲ کتاب اخلاق را انتشار داد و همچنین در همین دوران بود که کمبریج از وی دعوت کرد که به عنوان استاد سخنران در این دانشگاه فعالیت کند و در سال ۱۹۲۵از طرف دانشگاه کمبریج به استادی فلسفه عقلی و منطق انتخاب شد. مور در سال ۱۹۳۹ بازنشسته شد و از استادی کمبریج کناره گیری کرد اما به فعالیت‌های خود در زمینه فلسفه ادامه داد. او سرانجام در سال ۱۹۵۸ میلادی درگذشت. پیکر وی در گورستان عروج عیسی واقع در کمبریج به خاک سپرده شد.( کاپلستون،25:1384)
1-6 محدودیت های پژوهش :
1-گستردگی مباحث مطروحه در زمینه ی اخلاق – بویژه حیطه فرااخلاق- یکی از موانعی بود که در راه این پژوهش قرار داشت.تقسیم بندی فیلسوفان و اندیشمندان و محدود کردن آنها ذیل عناوین کلی ، منجر به آن شده بود که در بسیاری از موارد ، تحقیق با تناقضات مختلفی روبرو شود.به عنوان مثال ، وجدان گرایی که نماینده ی بارز آن روسو است را در زمره ی مکاتب مطلق گرا قرار داده اند در حالی که روسو مباحث اخلاقی دیگری را تحت پوشش قراردادگرایی مطرح کرده است اما مکاتب قرارداد گرا را در زمره ی مکاتب نسبی گرای اخلاقی ذکر کرده اند.

2-فقدان منابع کافی در زمینه ی اندیشه های مور ، از جمله ی دیگر موانع بر سر راه این پژوهش بوده است.معدود منابع ترجمه شده به فارسی هم ، تکرار گفته های این منابع است.نقدهایی که بر اندیشه های مور رفته است ، در برخی موارد دارای تناقضات بوده که این امر موجب سردرگمی محقق می شود.
3-علیرغم تحقیقات زیادی که در زمینه ی تعلیم و تربیت مورد نظر روسو شده است ، به لحاظ کمّی ،پژوهش های انجام شده در زمینه ی تربیت اخلاقی مد نظر روسو ، در مضیقه است.
فصل دوم
مطالعات نظری

 
 
2-1 تعریف و تدقیق مفاهیم :
2-1-1 تعریف اخلاق :
اخلاق در اصل واژه ای عربی است. که مفرد آن (( خُلق )) و (( خُلُق )) می باشد.در لغت به معنای سرشت و سجیه به کار رفته است ؛ اعم از اینکه سجیه و سرشتی نیکو و پسندیده باشد مانند جوانمردی و دلیری ، یا زشت و ناپسند باشد، مثل فرومایگی و بزدلی.لغت شناسان عموما آن را با واژه ی (( خَلق )) هم ریشه دانسته اند.وقتی گفته می شود کسی خُلق زیبایی دارد ، یعنی نیرو و سرشت یا صفت معنوی و باطنی زیبا دارد. در مقابل ، هنگامی که می گویند فلان کس خَلق زیبایی دارد ، به معنای آن است که دارای آفرینش و ظاهری زیبا و اندامی سازگار است.( مصباح یزدی ، 1389 : 19)
2-1-2 تربیت اخلاقی :
می توان تربیت اخلاقی را این چنین تعریف کرد:
برانگیختن، فراهم ساختن و بکار بستن ساز و کارهای آموزشی و پرورشی در جهت دریافت گزاره های اخلاقی و شناختن و شناساندن فضایل و رذایل و زمینه سازی برای ایجاد نگرش و روی آوردن به اخلاق حسنه و تقید و پای بندی و عینیت دادن ارزش های اخلاقی به منظور رسیدن به سعادت و کمال جاودانه تربیت اخلاقی نام دارد. بر این اساس، رسیدن به سعادت و کمال جاودانه تربیت اخلاقی نام دارد. بر این اساس، در تبریت اخلاقی تلاش می شود با بهره گیری از دانش تعلیم و تربیت و یافته های تربیت اهداف اخلاقی را عینیت بخشید. (بهشتی ،1381 :18)
ارکان این تعریف عبارت است از: 1ـ انگیزش در جهت احساس نیاز نسبت به مسائل اخلاقی و تخلق به اخلاق حسنه. 2ـ آموزش آموزه های اخلاقی و شناخت فضایل و رذایل. 3ـ التزام، پای بندی و تقید به اخلاق حسنه و اعتقاد به پیراسته سازی دل و جان از اخلاق بد. 4ـ توانایی در جهت عمل کردن اخلاق خوب و توانایی بر مهار خود از اخلاق بد. 5ـ جهت گیری بر پایه رسیدن به سعادت و کمال جاودانه.
بنابر این دانش تعلیم و تربیت از داده ها و یافته های اخلاق بهره می گیرد و با ساز و کارهای خود نگرش و رفتار اخلاق را در افراد ایجاد می کند و در گام نخست آدمی را از خود محوری رهایی می دهد و به او رنگ خدایی می بخشد. (همان)
2-1-3 علم اخلاق : برای علم اخلاق ، تعاریف متعددی گفته شده است که از جمله ی آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
(( به طوری که از ریشه لاتینی و یونانی کلمه ی اخلاق معلوم است ، علم اخلاق عبارت است از آگاهی و اطلاع از عادات و آداب و سجایای بشری .)) (ژانه، 50:1373)
علم اخلاق عبارت است از تحقیق در رفتار آدمی بدان گونه که باید باشد … . علم اخلاق … بدین مهم توجه دارد که عمل آدمی برای آنکه کامل باشد و خیر را تحقق بخشد چگونه باید باشد.( ژکس،9:1363)
عالمان اسلامی و غربی تعریف هایی برای علم اخلاق ارائه کرده اند که به بعضی از آنها اشاره می کنیم.
الف. برخی علم اخلاق را علم چگونگی اکتساب اخلاق نیکو دانسته اند که براساس آن، افعال و احوال شخص نیکو می شود.( طوسی ،14:1370)
ب. برخی نیز آن را علم چگونه زیستن خوانده اند.(مطهری،196:1368)
ج. همچنین مرحوم نراقی در جامع السعادات می گوید: علم اخلاق دانش صفات )ملکات) مهلکه و منجیه و چگونگی موصوف شدن و متخلق گردیدن به صفات نجات‌بخش و رهائی از صفات هلاک‌کننده است(نراقی،34:1368)
بنابراین، موضوع علم اخلاق عبارت است از: صفات خوب و روش کسب آنها و صفات بد و راه زدودن آنها؛ این صفات خوب و بد از آن جهت که با افعال اختیاری انسان مرتبط هستند در علم اخلاق مورد نظر می‏باشند. غایت علم اخلاق رساندن انسان به کمال و سعادت جاودان و منزل مقصودی است که برای رسیدن به آن خلق شده است. چنان که بیان شد علم اخلاق یکی از شعبه‏های فلسفه به معنای عام آن بوده است.
2-1-4 فرااخلاق( اخلاق تحلیلی):
یک نوع از پژوهش‌های اخلاقی که برخی معتقدند در واقع تنها این نوع مباحث است که  از مباحث فلسفه اخلاق به حساب میآید پژوهشهای فرا اخلاقی است. این نوع پژوهش به بررسی عقلی مبادی تصوری و تصدیقی علم اخلاق میپردازد. این شاخه مطالعات فلسفى در باب اخلاق را اخلاق تحلیلى و اخلاق انتقادى نیز مى‏نامند
2-2 مباحث تاریخچه ای:
سقراط ، یک سیستم اخلاقی را طراحی کرد که بر دوگانگی نفس و بدن استوار بود. زیرا متفکران یونان قدیم تصویری طبی و زیست شناختانه از نفس و بدن داشتند و مشهور است که سقراط می گفت عقل سالم در بدن سالم است. حکمای آن زمان چون بین علم طب و علم النفس همبستگی می یافتند می کوشیدند تا آن دو دانش را با هم بیاموزند و از طریق دلایل رفتار را بفهمند( پل ادوارز، 4-72:1378) فلسفه ی اخلاق سقراط را ما البته از زبان و قلم افلاطون می آموزیم. سقراط نفس را جزء شریفی از انسان را می دانست زیرا معتقد بود که آن موجودی است آسمانی و الهی و بنابراین والا و ارزشمند و در مقابل بدن را جزیی پست و بی ارزش از وجود انسان تلقی می کرد. بر این اساس، ماموریت فلسفه اخلاق سقراط مطالعه ی صفات و احوال نفس است.
افلاطون در سال 427 پیش از میلاد در شهر آتن و در خانواده ای اشرافی دیده به جهان گشود.در آغاز جوانی به ورزش و شعر و خواندن نوشته های فیلسوفان طبیعت پرداخت و چنانکه گفته اند خود نیز شعرهایی سرود.ولی پس از آشنایی با سقراط از شاعری رویگرداند و یکسر به فلسفه پرداخت.بیست ساله بود که با سقراط آشنا شد.این همنشینی و شاگردی هشت سال یعنی تا سال مرگ سقراط ادامه یافت.(نقیب زاده ،20:1384)
نقطه ی مرکزی همه اندیشه های او ، چونان سقراط همانا انسان ، تربیت و نیکبختی اوست.تکیه او نیز چون استادش بر هنر اخلاقی است.انسانی نیکبخت است که به هنرهای اخلاقی آراسته باشد و جامعه ای نیکبخت است که بر بنیاد هنرهای ا
خلاقی پی افکنده شود.هنرهای بنیادی اخلاقی همانا دانایی ، دادگری ، جرات یا دلیری و خویشتنداری است.
ارسطو در یونان به دنیا آمد و پدرش طبیب دربار مقدونیه بود. ارسطو هنگامی که 17 الی 18 سال داشت مقدونیه را به عزم تحصیل در آتن ترک کرد. وی شاگرد افلاطون بود و تا هنگام مرگ وی، با او معاشرت دائم داشت. ارسطو، افلاطون را راهنما و دوست خود می‌شمرد و از تعلیمات وی تأثیرات پایدار و فراوانی پذیرفت. افلاطون نیز همواره با تعابیر بلندی از شاگرد خود یاد میکرد و گاهی او را انسان و گاهی عقل می‌نامید. ارسطو در آتن مکتبی فلسفی را پایه‌گذاری کرد که به ((فلسفه‌ی مشّاء)) شهرت یافت.(کاپلستون ،:365)در جلالت قدر او گفته شده است که ((بسیاری از علمای یونان، ارسطو را در عدد پیغمبران شمرده‌اند.)) ( اشکوری ، 1380 :282)
نظریه اخلاقی ارسطو براساس خیر (سعادت انسان) پایه‌ریزی شده است. او معتقد است که ذات خیر به صورت یک جوهر کلی وجود ندارد. خیر بشر را باید برحسب خودش فهمید. یعنی از طریق معرفت درونی در باب حالات بشر و از طریق بصیرت در قابلیت‌های بهم پیوسته‌ای که طبیعت انسان را سامان می‌دهد، این معرفت محتاج تجربه‌ی شخصی است.(کوپر ،1379 :36)
فلسفه اخلاق ارسطو پیش از هر چیز، با عمل یا کردار سروکار دارد. به نظر او کوشش برای شناخت خصلتهای انسانی هدفی نهایی نیست بلکه وسیله‌ای است برای رسیدن به هدف دیگر که همانا کردار و عمل به اصول اخلاقی است. خود او می‌گوید:
ژان ژاک روسو :
در اوائل قرن هیجدهم یعنی در سال 1712 در شهر ژنو که‌ در آن هنگام کشور مستقلی بشمار می آمد در خانواده‌ای نسبتا فقیر و سرگردان طفلی پای بعرصه وجود نهاد که بعدها از افتخارات‌ و مفاخر فرانسه بشمار آمد.
در روز دوم ژوئیه‌ی ۱۷۷۸ به دلیل سکته‌ی مغزی، در منزل خود در نزدیکی پاریس چشم از جهان فروبست. برخی از هم‌زمانان او همچون “مادام دوستال” بر این باور بودند که او خودکشی کرده است. “رویاهای گردشگر تنها”، اثر خیال‌بافانه‌ی ناتمام او و کتاب پرآوازه‌ی “اعترافات”، که شرح زندگی شصت و شش ساله‌ی اوست، پس از مرگش به چاپ رسیدند(Wikipedia.com)
از جمله آثار او میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
بحثی پیرامون موسیقی مدرن (۱۷۴۳)
رساله درباره علم و هنر )۱۷۵۰(
غیب‌گوی روستا، اپرا )۱۷۵۲(
نارسیس یا عاشق خود، کمدی اجرا شده توسط بازیگران لوئی پانزدهم در ۱۸ دسامبر ۱۷۵۲
گفتار درباره منشاء نابرابری میان انسان‌ها )۱۷۵۵(
نامه‌ای به دالامبر درمورد تئاتر )۱۷۵۸(
نامه‌های اخلاقی )۱۷۵۸(
ژولی یا الوئیز جدید )۱۷۶۱(
قرارداد اجتماعی )۱۷۶۲(
امیل یا تربیت )۱۷۶۲(
نامه‌هایی از کوهستان )۱۷۶۴(

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درموردبانکداری الکترونیک

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اعترافات )۱۷۶۵-۱۷۷۰(
رویاهای گردشگر تنها، ناتمام
طبیعت گرایی و روسو:
ناتورالیسم، طبیعت گرایی یا فلسفه اصالت طبیعت از جمله فلسفه های محض قدیمی است که طبیعت را تنها واقعیت می پندارد و به غیر از آن معتقد نیست و عقیده دارد که آنچه واقعیت دارد همان طبیعت است ؛آنچنان که حواس در می یابند. هیچگونه علت و قدرت فراسوی طبیعی بر جهان حکومت نمی کند بلکه جهان قائم به ذات است . نظام فکری کسانی که همه علل غایی را در طبیعت می یابند همان طبیعت گرایی یا اصالت طبیعت است . طبیعت گرایی که روشن ترین و ساده ترین فلسفه های محض است معتقد می باشد که واقعیت یا طبیعت یکی است و آدمی فرزند طبیعت است نه جامعه . طبیت گرایی روی روش استقرایی( علمی )تأکید دارد. در ریشه ناتورالیسم بی گمان نظریه داروین مهم ترین عامل تشکیل دهنده است.
روسو بویژه در زمینه ی تعلیم و تربیت متاثر از طبیعت گرایی است و در واقع وی از پیشاهنگان بنام طبیعت گرایی در زمینه آموزش و پرورش است.
طبیعت گرایی همچنانکه از معنای آن بر می آید ، بر این فرض مبتنی است که طبیعت بنیان واقعیت است .طبیعت فی نفسه نظامی کلی است که تمامیت هستی از جمله انسان و طبیعت انسانی را در بر میگیرد و تبیین میکند.در ساده ترین صورت بندی آن ، طبیعت گرایی بر این باور مبتنی است که قلمرو واحدی از واقعیت وجود دارد و آن ماده در حال حرکت است.طبیعت گرایان ، گروه های متفاوتی دارند مثلا ژان ژاک روسو بین دیدگاهی رمانتیکی درباره ی طبیعت انسان و چشم انداز عقل گرایانه عصر روشنگری در نوسان بوده است.پستالوتسی که در روش تربیتی خویش از افکار روسو بهره گرفت ، اعتقاد به خدای فوق طبیعت را محفوظ داشت.
در مورد اخلاق ،طبیعت گـرایـان بر این بـاورند که مفهوم خـوب و بـد را با ارجاع به مفاهیم طبیعی و تجربی می توان تعریف کرد. البته در اینکه مفهوم خـوب و بـد را با کمک کـدامیک از مفاهیم طبیعـی می توان تعریف کرد، نظر واحدی ندارند و به همین دلیل به دسته های متفاوتی قابل تقسیم اند:
الف) تعاریف روان شناختی: این گروه برای تعریف و تحلیل مفهوم خوب و بد از مفاهیم روان شناختی استفاده می کنند. طیف بسیار وسیعی از نظریات در باب معنای حسن و قبح را می توان در این دسته جای داد.
ب) تعاریف جامعه شناختی: برخی از اندیشمندان و جامعه شناسان غربی در تعریف حسن و قبح از مفاهیم جامعه شناختی بهـره جسته اند.(شریفی ،1384)
در واقع باید گفت که از یک نظر باید گفت : ((درباره معنای حسن و قبح و تعریف پذیری یا تعریف ناپذیری آنها دیدگاه های مختلفی مطرح شده است. که به سه دسته تعریف گرایانه ، شهود گرایانه و غیر شناختی تقسیم می شوند )) (همان)
از این نظر ، نظریه ی طبیعت گرایانه در مورد حسن و قبح افعال ، در دسته ی نظریا تعریف گرایانه قرار میگیرد.
در زمینه ی تربیت اخلاق نیز ، طبیعت گرایی نظرات مهمی دارد.(( به عقیده ی طبیعت گرایان ، آموزش و پرورشی که به قصد پرورش اخلاق تحقق می یابد هم جنبه ی مثبت دارد و هم جنبه ی منفی { هم ایجابی است و هم سلبی}.آموزش و پرورش سلبی راه را بر عناصر تباهی آوری که در پرورش اخلاق طبیعت گرایانه مداخله میکنند ، سلب میکند.آموزش و پرورش مذهبی متعارف {مسیحی} به ویژه اگر با روش از بر کردن دستورهای اخلاقی در قالب پرسش و پاسخ لفظی یا موعظه باشد ، پرورش اخلاق واقعی را کارساز نیست ، زیرا الفاظ را جایگزین عواطف و عمل میکند.وجه مثبت آموزش و پرورش از دیدگاه طبیعت گرایی برای رشد اخلاق شامل ابراز غرایز بنیادی و ذاتا ارزشمند انسانی است.لذت یا رنجی که به صورت پیامد عمل عاید شخص می شود ، پاداش یا تنبیه اوست)) (ال.گوتک ،107:1389)
هدف از تعلیم و تربیت از دیدگاه روسو حفظ طبیعت فطرتاً نیک و آزاد کودک در برابر فساد محیط اجتماعی است. به‌نظر او تربیت درست،‌تربیت منفی است، یعنی برای این‌که طبیعت بتواند آزادنه رشد کند، باید کودک را از جامعه دور نگه داشت تا به سن عقل برسد (کاردان، 138:1381)

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق درموردقابلیت پیاده مداری

دیدگاهتان را بنویسید