دانلود پایان نامه رشته مدیریت درباره گزاره های اخلاقی

جزئی گرفته نشده‌اند.
ج) فضیلت‌گرایی در اخلاق نگرشی به اخلاق است که دارای تفاسیر متعددی است. این نگرش، با همه تفاسیرش خود را رقیب غایت‌گرایی و وظیفه‌گرایی می‌داند و بر مفاهیمی محوری مانند (( فضیلت)) و (( منش)) تأکید دارد. برداشت عصر جدید از اخلاق این است که اخلاق از رفتارهای درست و نادرست سخن می‌گوید. اما اخلاق فضیلت، این نگرش را تغییر داد و پرسش اصلی اخلاق را زندگی خوب و چگونه بودن قرار داده است
2-3-3 فرا اخلاق یا اخلاق تحلیلی: مطالعات و بررسی های تحلیلی و فلسفی درباره ی گزاره های اخلاقی را در اصطلاح فرااخلاق میگویند.این بخش از مطالعات اخلاقی که به اخلاق نظری ، اخلاق فلسفی ، منطق اخلاق ، اخلاق تحلیلی ، اخلاق انتقادی و معرفت شناسی اخلاق نیز نام بردار است(مصباح یزدی ، 28 :1389 ) به هیچ وجه مشتمل بر تحقیقات و نظریات تجربی یا تاریخی در باب اخلاق نیست و همچنین وظیفه پرداختن یا دفاع از هیچ حکم هنجاری یا ارزشی خاصی را بر عهده ندارد.
فعالیتهای موجود در فرا اخلاق از یک نظر دیگر ، به 4 دسته تقسیم شده است که با توجه به کاملتر بودن این دیدگاه ، به بررسی فرااخلاق در این 4 حوزه می پردازیم :

حیطه فعالیت فرا اخلاق را می توان به چهار حوزه تفکیک نمود: 1. مسائل معناشناختی2.مسائل وجود شناختی 3. مسائل معرفت شناختی 4. مسائل روان شناختی ( ریلتون ،7:1388)
هر نظریه فرا اخلاقی را می توان ترکیبی از نظریات گوناگون در این چهار حوزه دانست.(جلالی ،1384)
الف) معنا شناختی : در این قسمت مفاهیم و مفردات گزاره های اخلاقی موضوع بحث اند و عمدتا واژه هایی چون خوب ، بد ، باید ، نباید ، درست ، نادرست که در ناحیه ی (( محمول)) یا (( مسند )) جملات اخلاقی به کار میروند ، تحلیل و تعریف می شوند.زیرا در غالب گزاره های اخلاقی ، معنای موضوع یا مسندالیه روشن و واضح است.(مصباح یزدی ، 29:1389)
نظریات معناشناختی در این جا به دو دسته عمده توصیفی ( شناختی) و غیرتوصیفی ( غیرشناختی) تقسیم می شوند.( جلالی ، 1388) وجه‌ جامع‌ میان‌ نظریه‌های‌ توصیفی‌، پذیرفتن‌ ویژگی‌ خبری‌ و گزارشگری‌ از عالم‌ واقع‌ برای‌ جمله‌های‌ اخلاقی‌ است‌؛ بدین‌ معنا که ‌مثلاً جمله‌ی‌ ((امانت داری‌ خوب‌ است‌.)) حکمی‌ واقعی‌ درباره‌ی‌ امانت داری ‌و وصفی‌ از اوصاف‌ خارجی‌ آن‌ را بازگو کرده‌، یکی‌ از ویژگی های‌ آن‌ را منعکس‌ می سازد و از این‌ رو، مانند دیگر جمله‌های‌ خبری‌، ممکن‌ است‌ درست‌ یا نادرست‌، مطابق‌ یا غیر مطابق‌ با واقع‌ باشد.
گروه دوم معتقدند که جملات اخلاقی علاوه بر معنای توصیفی دارای نوعی معنای ارزشی نیز هستند. طبق این دیدگاه، یک واژه به طور کلی می تواند دو گونه معنا داشته باشد: معنای توصیفی صرف یا معنای توصیفی ارزشی. معتقدان به این دیدگاه معنای واژه های اخلاقی را ترکیبی از معنای توصیفی و ارزشی می دانند. بنابراین، حتی اگر گفتار اخلاقی متضمّن جنبه ای از معنای توصیفی نیز باشد، اخلاقی بودن آن به در برداشتن معنای غیر توصیفی است. در مقابل، پیروان دیدگاه توصیفی تمام معنای یک گفتار اخلاقی را در همین جنبه توصیفی می دانند.( مک ناوتن ، 1380: 25) دیدگاه های توصیفی را به دو بخش عمده ))طبیعت گرایی(( و ))غیر طبیعت گرایی(( می توان تقسیم کرد. ))طبیعت گرایی((دیدگاهی معناشناختی است که طبق آن، احکام اخلاقی، توصیفی از واقعیات طبیعی هستند. ))طبیعت گرایی(( خود به دو بخش عمده تقسیم می شود: ))طبیعت گرایی تحویل گرایانه(( و ))طبیعت گرایی غیر تحویل گرایانه((.طبیعت گرایی تحویل گرایانه دیدگاهی است که علاوه بر آن که برای احکام اخلاقی شأن توصیفی قایل است، معتقد است صفات اخلاقی به مجموعه ای از صفات طبیعی قابل ارجاعند و کار فیلسوف آن است که با تحلیل مفهومی تعیین کند که صفات اخلاقی را به کدام مجموعه از صفات غیر اخلاقی می توان تحویل کرد.( جلالی 13:1388)
طبیعت ناگرایی که به شهود گرایی نیز معروف است ،نظریه اخلاقی است که در بخش فرا اخلاق به توجیه و معنای مفاهیم و گزاره های اخلاقی میپردازد. مطابق این دیدگاه اصول اساسی و احکام ارزشی ما شهودی و بدیهیاند؛ شهود یعنی فهمیدن و درک کردن چیزی بدون استفاده از تصور با تصدیق دیگر مثلا وقتی می گوئیم کل از جزء‌ خود بزرگتر است این گزاره را بدون نیاز به استدلال و به طور بدیهی درک می کنیم. از این رو آن چه که شهودی است نیازی نیست تا با استدلالی منطقی یا روانشناختی توجیه شوند و در واقع آن ها خود توجیهند.  باتلر،‌سیجویک،‌مور و راس و برخی دیگر از متفکرین غربی این نظریه را برگزیدهاند.
ب ) معرفت شناختی : مباحثی مانند اخباری یا انشایی بودن گزاره هایی اخلاقی ، نسبی یا مطلق بودن احکام اخلاقی و بررسی جایگاه عقل و استدلال و برهان در اخلاقیات که از جمله ی جدی ترین مباحث فلسفه یا اخلاق به حساب می آیند ، به حوزه معرفت شناختی گزاره های اخلاقی مربوط می شوند.این موضوعات در فرااخلاق مورد بررسی های عمیق و موشکافی های دقیق فلسفی قرار میگیرند.(مصباح یزدی ، 30:1389)
در حیطه مسائل معرفت شناختی، بحث بر سر امکان حصول شناخت اخلاقی یا عدم آن است. مدافعان امکان شناخت اخلاقی، ((شناخت گرا)) نامیده می شوند. موضع دیگری که قابل بررسی است، دیدگاه ((غیرشناخت گرایی)) است.
ج) مسائل وجود شناختی :
در این حوزه، مهم ترین بحث اختلافاتی است که میان دیدگاه های واقع گرایانه و غیر واقع گرایانه وجود دارد. واقع گرایی اخلاقی دیدگاهی است که به وجود امور واقعی که اعمال و اشیا در رابطه با آن ها، درست یا غلط، خوب یا بد می شوند، معتقد است (مک ناوتن83:1380)طبق این دیدگاه، صفات اخلاقی، صفات اصیل چیزها و کارها (جلالی ،1388 :9)هستند. تعیین دقیق حدود و مرزهای واقع گرایی تا حدی اختلافی است.
4.مسائل روان شناختی :روان شناسی اخلاقی به بررسی مسائل روان شناختی که در رابطه با ارزیابی های اخلاقی به وجود می آیند می پردازد. در واقع، موضوع روان شناسی اخلاقی، پیش فرض های روان شناختی است که یک نظام اخلاقی معتبر به آن نیازمند است؛ مثلاً اگر ما فاقد اختیار باشیم، واضح است که در کارکرد اخلاق در زندگی، اختلال حاصل می شود.(همان) مسأله رابطه الزام اخلاقی و انگیزش عامل نیز یکی دیگر از مباحث عمده این حوزه است.
2-4تحقیقات انجام یافته :
2-4-1 تحقیقات داخلی :
1- سعیدی مهر و عطاپوری (1387) در پژوهشی تحت عنوان ((بررسی تحلیلی شهودگرایی اخلاقی در فلسفه اخلاق معاصر)) به بررسی شهود گرایی اخلاقی(که مور نماینده ی برجسته ی آن است) پرداخته اند.
در توضیح این پژوهش آمده است : مکتب شهودگرایی اخلاقی یکی از مکاتب توصیفی و شناخت گرایانه در فلسفه اخلاق به شمار می آید. شهود گرایان اخلاقی مدعی اند که همه یا لااقل برخی از این مفاهیم
و گزاره ها بدیهی بوده و از طریق شهود عقلانی قابل ادراک می باشندعمده فیلسوفان این مکتب از فلاسفه تحلیلی می باشند و به همین جهت ، مباحث اخلاقی ایشان نیز در پاره ای از موارد صبغه تحلیلی به خود می گیرد که این مسأله در تألیفات مور بیشتر نمودار می گردد . فیلسوفانی چون جورج ادوارد مور ، دیوید راس و هارولد آرتور پریچارد از فیلسوفان شاخص این مکتب به شمار می آیند.
2- علی آبادی (1386) پژوهشی تحت عنوان (( زبان حقیقت و حقیقت زبان )) به انجام رسانده است. این سئوال که چه نوع مشغله‌ی فکری درباره‌ی زبان می‌تواند خصیصه‌ای کاملاً فلسفی داشته باشد و چگونه در خدمت حل مسائل بنیادی فلسفه قرار گیرد، موضوعی است که پژوهش حاضر سعی دارد به آن بپردازد.
نویسنده برای بررسی این موضوع، متفکرانی را که هریک در پی‌ریزی شالوده‌ی سنت تحلیلی نقشی پیشگام داشته‌اند برگزیده‌ و سعی کرده است تا نظر خود را درباره‌ی دستاوردهای عمده‌ی ایشان ارائه نماید. وی ابتدا از رئوس نظریه‌ی مور آغاز کرده و سپس به رئوس نظریات فرگه پرداخته است.
نویسنده کوشیده است که نشان دهد ((صرف وسیله بودن زبان نه تنها قرار گرفتن آن را در مقام موضوعی برای تعمقات فلسفی، به موجبی برای مبتذل ساختن فلسفه و مباحث آن تبدیل نمی‌کند، بلکه به‌عکس باعث و بانی گشوده شدن راههایی کاملاً تازه و بی‌سابقه برای تعمیق و توسعه‌ی غنای مباحث فلسفی می‌گردد. این چکیده‌ی میراثی است که از تشکیل سنت تحلیلی در فلسفه به جا مانده است و امروزه نیز نه تنها فعالانه پی‌گیری و دنبال می‌شود، بلکه به سرعت در اقصی نقاط جهان بسط و گسترش می‌یابد.))
در ادامه وی دو مضمون را از بحثهای مطرح در تحقیق مورد توجه قرار میدهد : ((یکی از این مضامین این است که مسائل سنتی در فلسفه را می‌توان با کیفیت لاینحل ماندن مشخص کرد و علت ((ریشه گرفتن)) آنها را در ((بدنه))ی فلسفه در استفاده‌ی نابجا از زبان عادی یافت. مضمون دیگر این است که تحقیق در ساختار پنهان زبان می‌تواند اسرار معنا را رفته رفته مکشوف ساخته، انتظارات ما را از آنچه به عنوان حقیقت در فعالیتهای معرفتی جستجو می‌کنیم به واقعیت امر نزدیک و نزدیکتر سازد. این مضامین در واقع ((دو روی)) یک ((سکه)) را تشکیل می‌دهند. نحوه‌ی صحیح استفاده از زبان، مانند ساختار واقعی آن، توسط حقیقت زبان تعیین می‌شود. برای یافتن حقیقت زبان به عنوان نمونه‌ای مناسب برای تفکر در راستای حقیقت، به نظر ضروری می‌رسد. مور این زبان را به‌طور کلی با مشخص کردن انتظاری که از زبان مناسب برای حل مسائل معرفتی باید داشت، معین کرد. این انتظار را نیز نه تنها با توجه به کیفیت زبانی که در علوم به کار گرفته می‌شود، بلکه همچنین با نظر به کاربردهایی از زبانهای عادی که در حل مسائل کارآیی داشته به نتایجی توافق‌برانگیز می‌رسند، شکل داد. فرگه از سوی دیگر ریاضیات تکمیل‌شده در زمان خود را جایگاه اولیه‌ی زبان حقیقت تشخیص داد. هردو این متفکران با آغاز حرکت از چنین نقطه‌ای به نتایجی دست یافتند که تجویزاتی را برای تکمیل زبانی که انتخاب کرده بودند و ترمیم نواقص آن در بر داشت. بدین ترتیب تحقیق در خصوصیات نوع زبانی که به عنوان زبان حقیقت برگزیده شده بود، این دو متفکر را به دستاوردهایی درباره‌ی حقیقت زبان نائل آورد که لااقل می‌توان آنها را فتح بابی در جهت روشن شدن واقعیت زبان حقیقت به شمار آورد.))
3- رجایی خراسانی و شهلایی مقدم(1376) در پژوهش تحت عنوان (( مبانی اخلاق ،تالیف جی. ای مور ، فصل اول تا سوم)) تنها به بررسی آثار مور پرداخته و کتاب وی در بابا خلاق(مبانی اخلاق) را که تا آن زمان ترجمه نشده بود ، ترجمه کردند.
4- اکبریان و موسوی پور (1379) در پژوهشی تحت عنوان ((حسن و قبح در فلسفه اخلاق جی. ای. مور و محقق طوسی)) به بررسی تطبیقی مفهوم حسن و قبح در نزد مور و محقق طوسی پرداخته اند.
در چکیده ی این پژوهش آمده است : از دیرباز حسن و قبح دو عنوانی بودند که در علومی مانند: فلسفه، کلام و اصول مورد بررسی قرار می‌گرفتند. امروزه با طرح مباحث جدید، فلسفه اخلاق نگاه جدیدی به این دو عنوان دارد. از آنجا که دو عنوان مذکور در حوزه غربی و اسلامی مطرح است ، بحث تطبیقی این مساله مفید واقع خواهد شد. جی. ای. مور انگلیسی و محقق طوسی(ره) موضوع حسن و قبح را در فلسفه خود بررسی نموده‌اند و این پایان نامه به تطبیق آراءآنها می‌پردازد.
همچنین نویسنده در پایان نتیجه گرفته است که : دو عنوان مذکور در محورهای وجودشناسی و معرفت‌شناسی و منطقی قابل تطبیق است .

 
 
5- ترانه جوانبخت (1387) در پژوهشی تحت عنوان ((عنوان اخلاق از دیدگاه روسو و ولتر)) به این نتیجه می رسد که روسو از این ایده دفاع می کند که در حالت طبیعی، بدی کردن غیر ممکن است. طبق این نظر، در جامعه باید با ایجاد عدالتی قابل قبول که محکوم وجبران کند به اخلاق پرداخت. با این شیوه می توان انسانها را به مبارزه برضد خودخواهی و تمایلاتشان هدایت کرد. در مورد تربیت یک نوجوان، روسو استدلال می کند که برای غیرطبیعی نکردن ذهنیات نوجوان درباره اخلاق، ایده آل آن است که شناخت او را به حسیات محدود کنیم تا او فردی قابل قبول برای اجتماع شود.
6- جواد فرزانفر (1383) در پژوهشی تحت عنوان (( تحلیل ، ارزیابی و تطبیق اندیشه های تربیتی ژان ژاک روسو و هاینریش پستالوتسی با نظریه ها و مسائل جاری آموزش و پرورش )) به بررسی اندیشه های تربیتی روسو و پیرو او پستالوتسی پرداخته است.وی نتیجه میگیرد که بین اندیشه های روسو و پستالوتسی شباهت های اساسی وجود دارد. از این رو میتوان گفت بین اندیشه های پستالوتسی و روسو در مورد طبیعت کودک ، تعلیم و تربیت عمومی ، کودک محوری ، تاکید بر عشق و محبت و… همانندی هایی وجود دارد و تفاوت اساسی آنها در نظر داشتن به جامعه و اجتماع و موضوع تربیت می باشد.

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

7- تحقیق دیگر با عنوان ((تحول اندیشه تربیت منفی و نقش آن در نظریه ژان ژاک روسو ، کانت و فروبل )) (سراوانی ،1383) به این موضوع پرداخته است که بین فیلسوفان نام برده ، مفهوم تربیت منفی ، دارای چه اشتراکات و تفاوتهایی است.
وی نتیجه میگیرد که هر چند روسو نخستین کسی است که بحث تربیت منفی را مطرح کرد و آن را رویاروی روش مرسوم تعلیم و تربیت قرار داد اما کانت زیاده رویهای روسو در تربیت منفی را کنار گذاشت و فروبل نیز بر تربیت واگذارنده تاکید کرد.البته اساس اندیشه های تربیتی کانت و فروبل ، همان اندیشه های روسو است.
8- نصرت حاتمی (1387) در پژوهشی تحت عنوان ((بررسی تطبیقی آراء روسو و پیاژه در زمینه رشد اخلاقی )) به موضوع رشد اخلاقی از دیدگاه پیاژه و روسو پرداخته است. هدف از تحقیق بررسی تطبیقی آراء روسو وپیاژه در زمینه رشد اخلاقی و بیان تشابهات و تفاوتهای آراء آنها در زمینه موضوع فوق می باشد . با توجه به اینکه هدف پژوهشگر تحلیل وجوه شباهت ها و تفاوتهای آرای این مربیان در رابطه با مقوله های مربوط با رشد اخلاقی می باشد، پس از بررسی و مطالعه اسناد ومدارک وجمع آوری داده ها به روش توصیفی – تحلیلی به بررسی و مقایسه و تجزیه و تحلیل آراء این مربیان پرداخته است.
2-4-2 تحقیقات خارجی :
1- دنیل هوتو (1993) در مقاله ای تحت عنوان (( مبانی فلسفه ی تحلیلی)) به بررسی زمینه های ظهور این فلسفه پرداخته و اشاره ای هم به نمایندگان آن کرده است.
وی معتقد است : (( بسیاری از فیلسوفان در جهان انگلیسی زبان ، به خود چون فیلسوف تحلیلی می نگرنند.آنها معمولا این لباس را با افتخار به تن میکنند و آن را در مقابل فلسفه ی قاره ای میگذارند…من در این مقاله ، سودمندی این بخش را مورد سوال قرار میدهم و هدف من از این مقاله ترویج چنین بحثی است.))
وی در ادامه میگوید : (( هدف من از این مقاله ، بررسی مفهوم فلسفه تحلیلی است.))
وی در این مقاله به بررسی چگونگی ظهور فلسفه ی تحلیلی پرداخته و اصول آنرا از دیدگاه نمایندگان آن مورد بررسی قرار داده است.
2- سنتیل کومار (2003) در مقاله ای تحت عنوان (( فلسفه ی روسو و مفهوم تعلیم

]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *