دانلود پایان نامه

اجرای آن نیز طبق ماده 47 و بند ماده 240 ق. ا .د . ک نقض رای در مرحله تجدید نظر است . تعیین دقیق این مصادیق و ضمانت اجرای آن نشان دهنده توجه دقیق قانونگذار به لزوم بی طرفی در رسیدگی کیفری است .
با این وجود تجربه نشان داده است که در موارد خاص تحت فشار افکار عمومی قضات دادگاهها از مقام بی طرفی خارج گشته و اقداماتی بر خلاف این اصل از خود نشان می دهند . این امر در اظهارات و اقداماتی که از سوی قضات دادگاهها در جرایم رسانه ای شده مشاهده شده است به وضوح مشهود است. به عنوان نمونه قسمتی از اظهارات قاضی سراج رئیس شعبه دادگاه رسیدگی کننده به پرونده فساد مالی در جلسه رسیدگی به این پرونده در تاریخ 17/2/1391که در سایت اینترنتی فارس نیوز منتشر شده نقل می شود:
((سراج با اشاره به این مطلب که واقعا اگر کمی وجدان داشتید می دانستید که اصلا نباید از این متهمان دفاع کنید ! گفت : خوب است به عنوان یک شهروند حداقل بدانید که چه بلایی برای کشورمان آورده اند … ببخشید اگر عصبانی شده ام اما به عنوان یک شهروند وقتی اقدامات این گروه را می بینم خودم را ی بازم همه چیز کشور را قرار بوده است بیرون ببرند)).
در گزارشی دیگر نیز به نقل از سایت خبری رسالت نیوز در پاسخ به دفاعیات وکیل یکی از متهمین قاضی سراج چنین اظهار نظر کرده است:
((… در ادامه جلسه دادگاه قاضی سراج واکنشی تند به دفاعیات و عملکرد متهمان مبنی بر اینکه موکلشان به این اندازه که در کیفر خواست مطرح شده جرم مرتکب نشده اند گفت : وجدان داشته باشید و ببینید متهمان با این کشور چه کرده اند … کشور را بردند اما شما یک حق الوکاله می گیرید که حق شماست اما وجدانا ببینید با این کشور چه کردند .))
همانطور که قبلا نیز گفته شد داشتن پیش فرض یا جانبداری باطنی توسط افراد نسبت به یک موضوع امری عادی است و در دادرسی کیفری نیز قاضی دادگاه به عنوان یک انسان از این حق و خصیصه طبیعی استثنا نیست اما آنچه در این بین مهم است جایگاه شخص قاضی در رسیدگی کیفری است که باعث محدودیت هایی برای این شخص می شود . در جلسه رسیدگی قبل از اینکه یک شهروند باشد قاضی دادگاه است که باید در رسیدگی کیفری بی طرف باشد . اما در این پرونده با توجه به رسانه ای شدن این جرم و به خصوص سیاسی شدن جریان بازتاب آن ، قاضی دادگاه همسو با افکار عمومی شکل گرفته توسط رسانه ها و تحت تاثیر فشار رسانه ای ایجاد شده خود را به عنوان یک شهروند عادی در نظر گرفته و اظهاراتی مطابق با خواسته های مردم عادی در دادگاه عنوان می کند.
مهم ترین معیار بی طرفی قاضی دادگاه نداشتن پیش فرض در خصوص مجرمیت یا بی گناهی متهم است حال آنکه قاضی سراج که با ابلاغ ویژه رسیدگی به این پرونده را به عهده گرفته است با اظهارات خود در خصوص متهمین پرونده که به آن اشاره شد به روشنی وجود چنین پیش فرضی را نشان داده است . بعلاوه این اظهارات نقض صریح ماده 210 ق. ا. د. ک. است که می تواند حتا موجب تعقیب انتظامی شخص قاضی نیز می باشد . به عنوان مثالی دیگر می توان به اظهارات قاضی عزیز محمدی قاضی دادگاه رسیدگی کننده به جرم قتل میدان کاج سعادت آباد تهران در جلسه رسیدگی به شرح ذیل اشاره کرد:

در این هنگام قاضی عزیز محمدی به متهم گفت تو اقرار کردی و نتیجه کارت مشخص است کاری که تو انجام دادی آبروی ایران را در تمام دنیا خدشه دار کرده است.
این امر حتی مورد اعتراض وکیل مدافع متهم نیز واقع شده به صراحت حاکی از اظهار نظر قاضی دادگاه در خصوص مجرمیت متهم قبل از اعلام ختم رسیدگی است که ناقض ماده 210 ق. ا. د ک. است و نشان دهنده پیش فرض قبلی در رابطه با متهم در نزد قاضی است .
تدقیق در اظهارات قضات دادگاه در جلسات رسیدگی نشان می دهد که در رسیدگی به این گونه پرونده ها که جنبه رسانه ای پیدا کرده اند قضات از موضع بی طرفی که از معیارهای اساسی رسیدگی منصفانه است خارج می شود . علت این امر به نظر می رسد فقدان استقلال در رسیدگی کیفری باشد از طرفی با تعیین شعب ویژه و صدور ابلاغ ویژه برای برخی قضات در رسیدگی به جرائم خاص این دادگاهها و قضات آنها فاقد استقلال ساختاری و نهادی هستند و از طرفی در پی بازتاب جرم در رسانه و فشار افکار عمومی بر دادگاهها بخصوص با توجه به علنی برگزار شدن این محاکمات دادگاهها و قضات استقلال خود را به راحتی در برابر افکار عمومی، تمایلات فرهنگی و ملی خود از دست داده و از موضع بی طرفی خارج می شوند .

گفتار دوم : بی طرفی هیئت منصفه
وجود هیئت منصفه به عنوان بخشی از یک رسیدگی کیفری در رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی در دادگاه کیفری استان بر اساس تبصره 1 ماده 20 ق.ت.د.ع.و.ا. ضروری دانسته شده است . اعضای هیئت منصفه از اقشار متنوع جامعه بر گزیده می شوند و فرض بر این است که هیئات منصفه چکیده افکار و نظرات جامعه هستند . با توجه به اینکه از اقشار مختلف جامعه انتخاب می شوند فرض بر این است که بهتر از قضات حرفه ای می توانند افکار عمومی را منعکس کنند و در مورد هر جرم مطبوعاتی و سیاسی اظهار نظر کنند .با این حال وجود هیئت منصفه در رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی جزئی از رسیدگی کیفری است و باید دارای موازین دادرسی عادلانه از جمله استقلال و بی طرفی باشد .
در حال حاضر با توجه به اجرائی بودن ق .مطبوعات 1364 اصلاحی 30/1/1379 و باتوجه به اینکه انتخاب اعضاء هیئت منصفه در اختیار یک جمع 5 نفره قرار داده شده است که جز یک نفر آنها، رئیس شورای شهر، بقیه همه انتصابی هستند . بنابر این فرض استقلال این نهاد در مقابل مقامات سیاسی و اجرائی تا حدود زیادی مخدوش می گردد . آنچه جای بحث دارد در خصوص بی طرفی اعضاء هیئت منصفه و استقلال ان ها در برابر افکار عمومی بازتاب داده شده توسط رسانه ها است . همانطور که ذکر شد هدف از ایجاد هیئت منصفه مشارکت دادن افکار عمومی در جریان رسیدگی به برخی جرائم خاص است در حالی افکار عمومی مورد بحث توسط رسانه ها شکل می گیرد.
در حالی که در بخش قبل توضیح داده شد که این بازتاب تا چه حدی با واقعیت فاصله دارد و از طرفی نیز رسانه ها در گزارشات و اظهار نظر های خود، خود را به طور مداوم نماینده افکار عمومی معرفی کرده و آنچه را بازتاب می دهند خواسته مردم معرفی می کنند . این امر نهایت باعث خواهد شد به ویژه در مورد پرونده هایی که افکار عمومی به آن حساس شده است استقلال قضات و هیئت منصفه دچار تزلزل گردد و آنان به طور ناخود آگاه به سوی تحلیلی پیش روند که رسانه ها آفریده اند وافکار عمومی آن را پذیرفته اند.
همانطور که ملاحظه می شود تاثیر رسانه ای شده جرم بر هیئت منصفه بیشتر است چرا که آنها به عنوان نماینده افکار عمومی حضور دارند و افکار عمومی هم توسط رسانه ها شکل می یابند بنابر غیر ممکن است اعضاء هیئت منصفه از عقاید گزارشگران و خوانندگان جرائم در امان بمانند. البته در حال حاضر در قوانین جاری جمهوری اسلامی ایران با توجه به اصلاحاتی که در ق. مطبوعات در سال 1379 به عمل آمد طبق تبصره 1 ماده 43 این قانون : پس از اعلام نظر هیئت منصفه دادگاه در خصوص مجرمیت یا برائت متهم اتخاذ تصمیم نموده و طبق قانون مبادرت به صدور رای می نماید . با اصلاح این ماده دادگاه هیچ الزامی به تبعیت از نظرات هیئت منصفه ندارد و در واقع با این اصلاحات تا حد زیادی از نفوذ و تاثیر نظر هیئت منصفه در رای دادگاه کاسته شده است .
کاسته شدن تاثیر نظر هیئت منصفه باعث می گردد که حداقل از تاثیرات منفی افکار عمومی با واسطه هیئت منصفه بر رای دادگاه کاسته شود هر چند سایر جهات همچنان به قوت خود باقی است .
مبحث سوم : افشای تحقیقات دادسرا
یکی از ویژگی های تحقیقات مقدماتی در دادسرا محرمانه بودن این تحقیقات است . در توجیه محرمانه بودن این اقدامات موارد متعددی از جمله : اقتضای اصل برائت ، تسریع در جمع آوری دلایل ، جلوگیری از الحاء یا اخفاء دلایل ، حفظ امنیت قاضی و شهود و مطلعین و متهم و … ذکر شده اند. بدیهی است هر گونه اقدامی که منجر به افشاء تحقیقات انجام گرفته در این مرحله گردد می تواند نتایج زیانباری داشته باشد ازجمله از بین بردن دلایل و مدارک توسط متهم یا همدستان وی، بیم تبانی و یا متواری شدن متهم را در پی داشته باشد . تجربه نشان داده است که رسانه های گروهی به دلیل علاقه ای که به درج و شرح موضوعات مربوط به بزهکاری دارند در در مظان اتهام قرار دارند و بسیاری آنها را به عنوان یکی از عوامل ایجاد اختلال در جریان تحقیقات و کشف جرائم می دانند . به دلیل اینکه انتشار اخبار مربوط به تحقیقات در رسانه ها در تضاد با ویژگی محرمانه بودن تحقیقات است و می تواند به نتایج نامطلوبی منجر شود .
نمونه ای از نتایج منفی انتشار جریان تحقیقات در رسانه ها در پرونده متهم معروف به خفاش شب مشاهده می شود. متهم این پرونده غلامرضا خوشرو در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه انتخاب مبنی بر اینکه چگونه با وجود ارتکاب جرائم متعدد روند دستگیری وی مدت زیادی به طول انجامیده بیان داشته که در هر روز روزنامه های سراسری و محلی را کاملا می خواندم تا اگر سر نخی به دست مامورین افتاد جنایت هایم را متوقف کنم اما همیشه پس از مدتی دست به کار می شدم.
در این پرونده قضات تحقیق در پی فشار افکار عمومی مبنی بر تاخیر در دستگیری چنین مجرمینی اجازه تهیه گزارش از پرونده را داده تا نزد افکار عمومی متهم به کم کاری نگردند در حالی که پس از انتشار این مطالب و با مطالعه مجرم از نتیجه تحقیقات اطلاع پیدا کرده و این امر دستگیری وی را نیز به تاخیر انداخته است .
اجازه دادن به خبرنگاران در تهیه ی گزارش از مرحله تحقیقاتی این پرونده به دلیل جنبه رسانه ای پیدا کرده آن بوده است.دادن این اجازه در حالی است که این اقدام از سوی قضات در پرونده های مشابه مشاهده نمی شود. در مصاحبه ای که با چهار نفر از قضات دادگاه انجام شد در خصوص نظر آن ها نسبت به تهیه گزارش توسط خبرنگاران رسانه ها در پرونده ها در مرحله تحقیقاتی پرسش شد که تمامی آنان با این
اقدام مخالف بودند . این قضات برای مخالفت خود دلایلی مانند موفقیت مرحله تحقیقات ، رعایت اصل برائت و کاهش سرعت در ختم مرحله تحقیقات را بیان می کردند. در حالی که در این پرونده که جنبه رسانه ای پیدا کرده است اجازه تهیه گزارش از تحقیقات مقدماتی به خبرنگاران داده شده است.
این امر در حالی است که ماموران تحقیق می توانند از ظرفیت رسانه ها استفاده کرده و با درج اطلاعات غلط در روزنامه ها زمینه دسترسی بهتر به دلایل و مرتکبین جرائم را فراهم کنند .

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درموردسلاح های شیمیایی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مبحث چهارم : تاثیر گذاری برشهود
افرادی که در رسیدگی کیفری به عنوان شاهد دخالت دارند از بازنمایی رسانه ای جرم تاثیر قابل توجهی می پذیرند. این تاثیر پذیری به دلیل وجود آن ها در جامعه و مشاهده اخبار جنایی بازتاب یافته و آثار آن در جامعه است . از طرفی نیز افراد عادی نوعا فاقد دانش حقوقی و توانایی سنجش صحت و درستی اظهار نظرهای فنی خبرنگاران در رسانه ها هستند. به طور کلی اثری که انعکاس جرم بر رسانه می تواند بر شهادت شهود و مطلعین داشته باشد باید بین دو نوع تاثیر گذاری قائل به تفکیک شد:
گفتار اول: تاثیر پذیری ناخودآگاه‌
این اثر پذیری برای شهود به نحوی ناخود آگاه است. گذشت زمان بین زمان تحمل شهادت و زمان ادای شهادت باعث کمرنگ شدن حافظه شاهد گشته و یافته های روانشناسی جنائی نشان می دهد که خاطرات با گذشت زمان ساده تر می شوند یا اینکه در مقوله ای به هم در می آیند و در تکمیل مجدد آن برای یادآوری ذهن متحمل فشار بیشتری می شود و به علت تاثیر بیشتر نقش تداعی اشتباهات بیشتر در آن راه می یابد . از سوی دیگر این یاد آوری جزئیات نا صحیحی را به خاطرات وارد می کند که با قدرتی هر چه تمامتر در حافظه سامان می یابند و از آغاز این لحظه خاطراتی را که بر زبان می آوریم جانشین خاطراتی می شوند که قبلا درک کرده بودیم . اخبار بازتاب داده شده از جرایم رسانه ای شده نمونه ی بارز این خاطرات است و در این گزارش ها ضمن اینکه سعی می شود تمام ابعاد واقعه توصیف شود ، برداشت های شخصی گزارشگران که در این اخبار بیان می شود موجب اختلال در روند یاد آوری این وقایع برای شهود می گردد.
روانشناسان این دو نوع اطلاعات را به واقعه اولی یعنی آنچه مستقیما درک شده و واقعه ی ثانوی یعنی آنچه از قول دیگران شنیده می شود تقسیم می کنند امری که باعث می شود شاهد به طور ناخود آگاه در واقعه ی اولی تغییراتی داده وادراک ساده سمعی خود را به داستانی پیچیده تبدیل کرده ودر آن اطلاعاتی راه یافته اند که از جای دیگر کسب کرده است . با توجه به مطالبی که در خصوص محتوی و ویژگی های اخبار جنائی بیان شد و اینکه اخبار رسانه در خصوص واقعه مجرمانه به نکات فنی بها نداده نشده و به آنها اشاره نمی شود حال آنکه آنچه برای قضات در ادای شهادت مهم است همین نکات فنی است که با توجه به عدم انعکاس آن در رسانه ومرور زمان دستخوش تغییر شده و در حافظه ی شاهد کمرنگ می گردد و در مقابل اطلاعاتی که در رسانه ها مطرح شده و فاقد ارزش فنی می باشد برجسته شده و کیفیت ادای شهادت را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد، تاثیر این اخبار بر اظهارات شهود غیر قابل انکار می‌گردد.
گفتار دوم : دروغ خود آگاه
روانشناسان علل عمده دروغ های خود آگاه توسط شهود را ترس می دانند به این ترتیب که ترس از خطر می تواند منبع القای شهادت دروغ یا دست کم کتمان باشد . بخصوص شاهد از این می ترسد که در مظان اتهام شرکت در جرم قرار گیرد .این ترس به خصوص زمانی بیشتر می شود که شهود با حضور در دادگاه در مقابل قاضی باید شهادت دهند و قبل از ادای شهادت نیز طبق درک عواقب شهادت شهود به شهود تذکر داده می شود که این امر موجب افزایش ترس از اتهام مشارکت خواهد شد .
در این حالت با توجه به اینکه رسانه های گروهی به بیان گسترده واقعه جرم می پردازند . شهود ممکن است تصور کنند که اگر چیزی بر خلاف محتویات اخبار بگویند به اتهام شهادت تحت تعقیب قرار خواهد گرفت چون گمان می کنند که به اطلاعات رسانه ها بیشتر ا زاطلاعات آنها بها داده می شود. واکنش های مقامات دستگاه قضایی و مصحبه های آن ها و اظهارات قضات دادگاه که افکار عمومی شکل گرفته توسط رسانه ها را به رسمیت می شناسند موجب تقویت این برداشت در شهود می گردد.
همجنین با توجه به تاکید رسانه ها بر جنبه های خاصی از حوادث که باعث جذابیت و جذب مخاطب می گردد و اینکه در مسائل جنائی هیجان انگیز بیشتر طالب اخبارند وکمتر به صحت اخبار اهمیت می دهند بر وضع روانی گواه اثر می گذارند . مولفان آمریکایی پرنوولافتوس (1982) در پی بررسی نظامدار تاثیر جراید بر شهود به این نتیجه رسید ند که خواندن یک شرح نادرست از رویدادی که فرد شاهد آن بوده است این تمایل را در وی ایجاد می کند تا شهادت خود را با این برداشت جدید که برایش جنبه عمومی دارد منطبق کند .
با توجه به اینکه نوشته ها و گزارشات خبرنگاران برداشت های خود از حادثه واقع شده است واز اقبال و توجه عمومی قابل توجهی نیز برخوردار است و در جامعه عمومیت یافته و شایع می شود به راحتی بر اظهارات و خاطرات شهود تاثیر گذاشته و شاهد یا مطلع سعی خواهد کرد که اظهارات خود را با آن منطبق کند .
فصل دوم : تاثیر رسانه ای شدن جرم بر حقوق دفاعی متهم
رعایت حقوق دفاعی متهم یکی از اساسی ترین معیار های رسیدگی عادلانه است. متهم با استفاده از حق.ق دفاعی که قانون گذار برای او به رسمیت شناخته است در برابر اتهامی که به او نسبت داده می شود از خود دفاع می کند. حقوق دفاعی در تمام طول رسیدگی کیفری از تفهیم اتهام تا اجرای حکم برای متهم پیش بینی شده است و تکالیفی را نیز برای مقامات قضایی و سایر افراد خارج از این دستگاه پیش بینی کرده است. در این فصل به بررسی ان قسمت از حقوق دفاعی می پردازیم که در نتیجه رسانه ای شدن

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه حقوق در موردحقوق بشردوستانه
دسته‌ها: پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید