تعریف سبک های مقابله ای‎

مفهوم مقابله: تلاشهایی که برای کنترل و اداره کردن موقعیتهای خطرناک و استرس زا انجام می‎پذیرد و این مفهوم دارای سه ویژگی است که لازم است در زمان کاربرد آن، توجه کامل داشت: 

  • مقابله کردن مستلزم تلاش و برنامه‎ریزی است.
  • نتیجه نهایی واکنشهای مقابله ای را همیشه مثبت تلقی کرد.
  • مقابله کردن را یک مهارت فرآیندی در نظر گرفت که در طول زمان اتفاق می‎افتد(کریز[1]، بی تا، ترجمه کریمی و اسماعیلی، 1383).

سبک‎های مقابله‎ای مجموعه‎ای از فعالیت‎ها و فرایندهای رفتاری و شناختی برای ممانعت، مدیریت یا کاهش استرس است(شاملو، 1384).

در رویکردهای اولیه سبکهای مقابله‎ای را به سه سبک اصلی تقسیم کرده اند: سبک مقابله مسأله مدار: که عملکرد مستقیم برای کاهش استرس و یا افزایش مهارتهای مدیریت استرس است.سبک مقابله اجتناب محور: که مشخصه آن اجتناب از مواجهه با عوامل استرس زا است وسبک مقابله هیجان محور: که شامل راهبردهای شناختی می شود که حل یا حذف عامل استرس زا را با دادن نام وتعبیر جدید به تأخیر می‎اندازند(بیلینگز[2] وموس[3],1981 زیدنر[4]وعندلر[5],1996).

به عقیده هاونس[6]، سولیوا[7]، تیلشن[8] (1991) سبکهای مقابله‎ای، فرآیند مقابله فرد برای مدیریت تنش هستند. لیونه[9] و ویلسون[10] (2003) مقابله را کنترل مطالبه‎های خارجی وداخلی که افزون بر توانایی فرد تصور می‎شود می‎دانند.مقابله به کارگیری روشها است، این روشها، روشهای سازگارانه (سودمند) و ناسازگارانه (غیرموثر) توسط فرد در جهت سازگار شدن با یک تهدید برای ایجاد تعادل روانی در او است را شامل می‎شود (فورتیناش[11]، هالیدی[12]، 2004). مقابله تلاش‎های شناختی و رفتاری به منظور کنترل موقعیتهای تهدید آمیز است(سارافینا، 2002، تانکی[13]، موسابک[14]، انجین[15] و کوتلا[16] ,2008). در کل سبکهای مقابله‎ای شامل تلاشهایی است که افرادبرای حل وفصل شرایط استرس زا می‎کنند( لازاروس، 1998).

مطلب مرتبط :   ارائه شیرهای هیدرولیک و پنوماتیکی با بهترین کیفیت

آنچه تحت عنوان مهارت‎های مقابله‎ای مطرح می‎شود در واقع همان روش‎های برخورد با مسائل است که از طرف فرد به طور آگاهانه انجام می‎شود و نتیجه آن حل مشکل و دور ماندن از آسیب‎های ناشی از بحران‎های روحی پیش آمده است. در این میان مقابله‎های ناکارآمد نیز تلاش هایی هستند که اگرچه برای مقابله با شرایط دشوار به کار گرفته می‎شوند ولی نوعا به بدتر شدن اوضاع و پیچیده‎تر شدن وضعیت منجر می‎شوند مانند افرادی که برای کاستن از استرس به مواد مخدر روی می‎آورند(پاری، 1991، ترجمه مقدسی، 1385).

برای حل تنش‎های موجود و ارائه راه حل‎های مناسب ۳ عامل اساسی یعنی فهم و درک موقعیت استرس زا، انجام دادن راهکارهای مناسب و بالاخره توانایی در جهت کنترل هیجانات ناشی از این فشار نقش مهمی را ایفا می‎کنند. این تقسیم بندی اغلب تحت عنوان کلی مقابله‎های متمرکز بر هیجان و مقابله‎های متمرکز بر مساله (مشکل) طبقه بندی می‎شود. مقابله‎های متمرکز بر هیجان شامل عملکردهایی همچون درخواست حمایت از دیگران، تلاش فرد برای نگران نبودن و توجه به موضوعات مثبت به منظور کاهش هیجانات منفی ناشی از آن استرس است و مقابله‎های متمرکز بر مساله شامل جستجوی اطلاعات، جستجوی حمایت اجتماعی و کوشش برای عمل کردن به روش دیگر جهت حل آن مشکل و در نهایت دوری از موقعیت‎های استرس زاست. در حقیقت افراد با استفاده از روش‎های مقابله‎ای هیجان مدار ابتدا بر هیجانات ناشی از یک استرس غلبه می‎کنند و سپس در شرایط مساعد با استفاده از روش‎های مقابله‎ای مساله مدار این مشکلات را از میان برمی دارند(شاملو، 1384).

[1]. Keris

مطلب مرتبط :   اهداف مصوب دوره متوسطه

[2]. Billings

[3]. Moos

[4]. Zeidner

[5]. Endler

[6]. Havens

[7]. Sulliva

[8]. Tiltion

[9]. Livneh

[10]. Wilson

[11]. Fortinash

[12]. Holiday

[13]. Tuncay

[14]. Musabak

[15]. Engin

[16]. Kutlu