اهداف هموارسازی سود:

هموارسازی سود با انگیزه­های متفاوتی انجام می­پذیرد که مهم­ترین آن­ها در این مقاله تشریح می­شود. از اهداف اولیه مدیریت سود حفظ اعتبار شرکت است چرا که اعتبار باعث می­شود شرکت کارا و پویا به حساب آید. کسب جایگاهی مناسب در میان رقبا و بازار سرمایه باعث می­شود سرمایه­گذاران و اعتباردهندگان نسبت به شرکت نظر مساعدتری داشته باشند و شرکت از صرف هزینه­های بیشتر در رقابت با سایر شرکت­های مشابه بی نیاز شود و با هزینه­ی کمتر اعتبار و وام دریافت کند. همیشه مدیران شرکت­ها

در پی یافتن راهی برای افزایش قیمت سهام خود هستند، حال اگر بتوان این کار را از طریق یک عمل ساده حسابداری انجام داد، آیا می­شود از آن چشم پوشید(بلووری و دیگران، 2006).

بعبارت دیگر هموارسازی سود یک هدف روشن دارد و آن ایجاد جریان رشد ثابت در سود است. وجود این نوع دستکاری نیازمند آن است که شرکت سود زیادی داشته باشد تا بتواند ذخایر لازم را برای منظم کردن جریان­ها در هنگام نیاز تامین کند. به طور کلی هدف آن، کاهش تغییرات سود است. محققان هموارسازی سود از این باور تبعیت می­کنند که اعضای بازار با جریان ثابت سود گمراه مـــــی­شوند. این باور براساس مشاهدات علی و روش تخمین ریسک است. تغییرات سود معیاری برای ریسک است. بنابراین، اگر برای کل سود، ما تغییرات را کاهش دهیم ما تصور بازار را از ریسک تغییر خواهیم داد(دیکاو و اسکارلند[1]، 2004).

بعبارت دیکر مهم ترین انگیزه­ی هموارسازی سود این است که شرکت­هایی که روند سود مناسبی دارند و سود آن­ها دچار تغییرات عمده نمی­شود نسبت به شرکت­های مشابه ارزش بیشتری دارند. هموارسازی باعث بالا رفتن ارزش سهام شرکت در بورس و جذب سرمایه­گذاران بالقوه برای آن می­شود. نتایج تحقیقی در مورد 358 شرکت پذیرفته شده در بورس آمریکا نشان داد که شرکت­هایی که سود آ­­ن­ها دچار تغییرات زیادی در طول سال­های قبل نبوده دارای ارزش سهام بالاتری هستند و در مقایسه با شرکت­هایی مشابه بدهی کمتری دارند(هانگ و دیگران[2]، 2009). سایر انگیزه­هایی که باعث می­شود مدیران در پی هموارسازی سود باشند عبارتند از:

 

2-2-5-1 دریافت پاداش­های مدیریتی بیشتر به خاطر بالا بودن ارزش سهام:

وقتی سهام شرکت در بورس نسبت به شرکت­های مشابه ارزش بیشتری داشته باشد مدیران توقع دریافت پاداش بیشتری دارند(نوروش و حسینی، 1388).

2-2-5-2 پرداخت بهره کمتر در استقراض از موسسات اعتباری و بانک­ها:

هموارسازی سود شرکت را در حال رشد نشان می­دهد و این خود نمایانگر ریسک کمتر در مورد این شرکت است و به آن امکان می­دهد با نرخ بهره­ی پایین­تری از موسسات اعتباری و بانک­ها وام بگیرد و نقدینگی حاصل از بهره­ی کمتر می­تواند یکی از منابع مالی شرکت برای توسعه­ی آن باشد(نوروش و حسینی، 1388).

مطلب مرتبط :   مدل های مبل : خاص و خیره کننده

 

2-2-5-3 جذب سرمایه:

روند رشد شرکت در تصمیم­گیری سرمایه­گذاران و اعتباردهندگان موثر است زیرا آنها معتقدند این شرکت­ها ریسک کمتری دارند و برای سرمایه­گذاری بهترند(نوروش و حسینی، 1388).

از سال 1953، هیورت مدعی شده است که انگیزه هموارسازی سود براین پایه قرار دارد که رابطه با اعتباردهندگان و کارکنان بهبود یابد و از سوی دیگر از طریق اقدام های روان شناسانه چرخه­ها و نوسان­های تجاری کاهش یابد. گوردن بر این باور است که:

1- شاخصی که مدیریت شرکت در انتخاب از میان روش­های حسابداری به کار می برد این است که روش مزبور، مطلوبیت یا رفاه را به حداکثر برساند.

2- همین مطلوبیت تابعی از امنیت شغلی، سطح و نرخ رشد حقوق و سطح و نرخ رشد شرکت (از نظر اندازه یا بزرگی) می­باشد.

3- رضایت سهامداران از عملکرد شرکت باعث می­شود که مقام و میزان پاداش مدیران بالا رود. یعنی اگر سایر عوامل ثابت باشد، هر قدر سهامداران ابراز رضایت یا سعادت بیشتری کنند، امنیت شغلی، درآمد و سایرخواسته­های مدیریت نیز بیشتر خواهد شد(توماس و های[3]، 2002).

– این رضایت به نرخ رشد و ثبات سود شرکت بستگی دارد.

با توجه به انگیزه­های فوق یک مدیر، 1) سود مورد گزارش را هموار می­سازد و 2) نرخ رشد سود را هموار می­سازد. مقصود از هموارسازی نرخ رشد سود به شرح زیر است: اگر نرخ رشد بالا بود، رویه­هایی به اجرا در می­آید تا آن را کاهش دهد و عکس قضیه هم صادق است.»

“بیدل من” دو دلیل ارائه می­کند که مدیریت بر آن اساس می کوشد سودهای خالص مورد گزارش را هموار سازد. نخستین دلیل بر این فرض استوار است که یک جریان ثابت سود می­تواند انتظارات ذهنی سرمایه­گذار را نسبت به نتایج احتمالی سود و سهام آتی تحت تاثیر قرار دهد در نتیجه بر ارزش سهام شرکت اثری مطلوب می­گذارد، زیرا میزان ریسک کل شرکت را کاهش می­دهد(نوروش و حسینی، 1388).

بیدلمن دومین انگیزه را برای هموارسازی، توانایی مقابله با ماهیت ادواری بودن سود و کاهش احتمالی همبستگی بازده مورد انتظار شرکت با بازده مجموعه بازار می­داند و می­گوید: « تا آنجا که عادی شدن موفقیت­آمیز است و تا میزانی که سرمایه­گذاران کاهش کواریانس بازده سهم و بازده بازار را تشخیص داده و در فرایند ارزش یابی شان دخالت می­دهند، هموارسازی روی ارزش سهام، اثرات سودمندی خواهد داشت.»

مطلب مرتبط :   راه اندازی فود کورت توسط گروه سرآشپزان آسیا

در واقع هموارسازی سود، ناشی از احساس به این نیاز است که مدیریت می­خواهد پدیده عدم اطمینان محیط را خنثی نماید و نوسان­های عملکرد سازمان را که ناشی از چرخه میان دوره­ای که مبتنی بر رونق و کساد است، کاهش دهد.

دلایل بیدلمن در تحقیقی که میچلسون و همکارانش در سال 1999انجام دادند تایید شد. تحقیق آنها نشان می­دهد که هموارسازی سود بر بازده سهام شرکت­ها تأثیر گذاشته و بازاربه سودهای هموار پاسخ مثبت نشان می­دهد.

انگیزه­های مدیریت سود در بر کیرنده موارد ذیل می­باشند که اولین بار توسط (هب ورث)بیان شد وتوسط گردون در قالب فرضیه­های زیر مورد بررسی و آزمون قرار گرفت(چانی و دیگران، 2009).

الف)- پاداش

ب)- قبول شروط قرار دادن وام

ج)- سنجش مسئولیت

د)- ارائه قیمت اولیه سهام

ه)- انتخاب­های حسابداری

و)- حداقل کردن مالیات سود

ی)- سایر انگیزه­ها(پانن[4]، 2009).

همانگونه که ذکر شد این فرضیه که ممکن است شرکت­ها به طور تعمدی سود را هموار سازند برای اولین بار توسط «هپ ورث» بیان شد و توسط «گردون» با مجموعه­ای از فرضیات توسعه داده شد:

فرضیه 1: ضابطه­ای که مدیران شرکت از میان اصول حسابداری تعدادی را انتخاب می­کنند ماکزیمم کردن مطلوبیت یا آسایش خودشان است.

فرضیه 2: مطلوبیت مدیران با: 1 – امنیت شغلی 2 – نرخ رشد سودشان و 3 – نرخ رشد اندازه شرکت افزایش می یابد.

فرضیه 3 – به دست آوردن اهداف مدیریت که در فرضیه 2 بیان شد بستگی به رضایت سهامداران از عملکرد شرکت دارد.

فرضیه 4: سهامداران با افزایش نرخ رشد سود (یا متوسط نرخ بازدهی دارایی) و ثبات در سود راضی می­شوند.

بنابراین این نظریه مطرح شد که فرض کنیم چهار فرضیه فوق مورد قبول واقع شوند یا صحیح باشند. مدیران باتوجه به محدودیت­هایی که بر قدرتشان وجود دارد سعی می­کنند که: 1 – سود گزارش شده را هموار سازند و 2 – نرخ رشد سود را هموار کنند(مرادی، 1387).

بطور خلاصه برای هموارسازی سود، انگیزه­های متعددی برشمرده شده است که می­توان به تاثیر بر قیمت و ریسک سهام دستکاری پاداش جبران خدمات مدیران رهایی از محدودیت­های قراردادهای بدهی و… اشاره کرد. باید یادآور شد که انگیزه برای هموارسازی سود محدود به مدیران سطح بالا نمی­شود. مدیران پایین دست نیز سعی بر هموارسازی دارند تا از دیدگاه مدیران رده بالا عملکرد خوبی نشان داده باشند. آنها سعی می­کنند به بودجه تعیین شده دسترسی پیدا کنند و همچنین در سطح مناسب کارآیی فعالیت کنند(مرادی، 1387).

1- Dikao & Skarland

[2] -Hang & et al

[3] -Tomas & Hai

[4] -Panin